لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۰:۱۳ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

یادداشت: ایران در ۱۰۰ روز اول ِ دولت اوباما


باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا. (عکس: Afp)

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا. (عکس: Afp)

بنا بر يک سنت طولانى، عمل‌كرد رؤساى جمهوری آمريكا در پايان ۱۰۰ روز اول، پس از رسيدن به قدرت، مورد ارزيابى رسانه ها و قضاوت افكار عمومى قرار می گيرند.

در واكنش به اين انتظار سنتى، رئیسان جمهورى منتخب نيز براى ۱۰۰ روز اول دولت خود، با در نظر گرفتن فوریتهاى روز، به تدوين برنامه كارى می پردازند.

با توجه به فوريت و حساسيت مسئله ايران در سياست خارجى دولت تازه و همچنين تجديد ارزيابى در معادلات امنيت ملى آمريكا، انتظار می رود كه پرداختن به اين مسئله، در شمول اولويت هاى دولت اوباما قرارگيرد.
بى ترديد، نحوه رفتار دولت آينده آمريكا با ايران، در مقايسه با هنجار هاى گذشته واشنگتن، تفاوت هاى اساسى خواهد داشت.
دليل عمده اين تغيير را باید در جهان بينى متفاوت رييس جمهور تازه، سرمايه سياسى قابل ملاحظه او در آغاز كار، و همچنين تركيب كار گذارانى جست كه به همكارى فرا خوانده است.

بر خلاف آنچه از جورج بوش طى آخرين سال رياست جمهورى اش ديده شد، اوباما در شروع كار، مصمم، قدرتمند و هدف دار ظاهر خواهد شد.

در عرصه روابط بين الملل و رويارويى با مسائل حاد خارجى، تكيه دولت او به همكارى هاى جمعى با ساير دولتها و استفاده از «ديپلماسى هوشمند» خواهد بود.

اوباما در حقيقت جانشين رييس جمهورى می شود كه در داخل از حمايت افكار عمومى محروم و در نظام جهانى مورد انتقاد هاى تند و در نتيجه در موضع تدافعى قرار داشت. از اين لحاظ جانشين ِ جورج بوش -باراک اوباما- حتى بدون در نظر گرفتن قابليت هاى شخصى او، يك برنده سياسى در آغاز كار محسوب می شود.

اوباما حتى پيش از آغاز به كار، در اروپا از همان محبوبيتى برخوردار است كه جان كندى پس از حضور در برلين به آن دست يافته بود. در آفريقا اوباما را يك قهرمان می بينند و در خاورميانه بسيارى چشم اميد به او دوخته اند. به اين ترتيب قرار گرفتن در مقابل اوباما و سياست هاى دولت او براى هر دولت خارجى بسيار پر هزينه خواهد بود.

در خانه،
آقای اوباما با توجه به اكثريت بالایى كه حزب دموكرات در كنگره و سنا احراز كرده است، براى تصويب قوانين مورد نظر و همچنين جلب حمايت از «فرمانهاى اجرایى» كم‌ترين مشكلى نخواهد داشت. در مجلس سنا، قرار گرفتن تنها ۴ يا ۵ نماينده جمهورى خواه در صف دموكراتها، دولت او را از «اكثريت قاطع» برخوردار خواهد ساخت. به اين ترتيب اوباما با تكيه بر امتياز هاى بر شمرده، طى ۱۰۰ روز اول دولت خود سعى می کند در رويارويى با مشکلات عمده اى كه پيش از پيروزى نهايى نشان كرده بود، مقتدر عمل کند.
در عرصه خارجى از جمله مشکلات پیش‌رو می توان به این موارد اشاره کرد: رقابت با قدرت مالى، ظرفيت صادراتى و نفوذ روبه گسترش سياسى چين، مهار كردن سركشى هاى دولت قدرت‌طلب پوتين در روسيه، تحكيم وحدت با اروپا و تجديد نظر در روش هاى مقابله با خطر تروريسم بين‌المللی. در عین حال رسيدگى به مسئله فلسطين و مناقشات اعراب و اسراييل، برنامه اتمى ايران، حضور نظامى آمريكا در عراق، تحكيم قدرت دولت مركزى در افغانستان و ممانعت از پيشرفت طالبان در آن كشور و همچنين مهار برنامه اتمى كره شمالى با شدت وفوريت بيشترى تعقيب می شوند.
رسيدگى اساسى به مناقشات اعراب و اسراييل، كه قدمت آن به چند دهه می رسد، در ۱۰۰ روز نخست دولت اوباما نه ممكن است و نه مورد انتظار. حال آنكه رويارويى با چالشى كه ايران متوجه روابط خارجى آمريكا كرده است -در صورت استفاده از تمامى اهرمهاى موجود و فرصتهاى فراهم- می تواند به قويتر كردن دست رئيس جمهور تازه در صحنه جهانى بيانجامد.
اوباما و ایران؛ گام‌های احتمالی
با توجه به موقعيت جغرافيايى ايران و قرار گرفتن این کشور بين عراق و افغانستان، تغيير در رفتار خارجى دولت جمهورى اسلامى، در نتيجه تحول احتمالى در مناسبات با واشنگتن، می تواند آثار وضعى مشهود در اوضاع امنيتى و سياسى دو كشور ياد شده باقى بگذارد.
اين تغيير، همچنين در روند صلح خاورميانه و روابط تهران با حماس، گروه جهاد اسلامی فلسطین و حزب‌الله لبنان نيز موثر خواهد بود. ولى مهم‌تر از تمامى محورهاى ياد شده، بر نامه اتمى ايران است كه در صورت گرايش به جهات نظامى می تواند معادلات قدرت در منطقه ، امنيت انرژى در خليج فارس و به‌گونه اى صلح جهانى را تحت تاثير قرار دهد.
در رويارويى با اين چالش، اوباما می تواند با تكيه بر آنچه هيلارى كلينتون «ديپلماسى هوشمند» خوانده است، در كوتاه مدت ايران را در شرايط دفاعى قرار داده و در ميان مدت به تجديد نظر در سياست هاى اتمى‌اش وادار سازد.
اولين برگ برنده اوباما براى پيروز در اين زمينه، هماهنگ کردن سياست هاى روسيه و چين با آمريكا در مخالفت با ادامه غنى سازى اورانيوم در ايران است، عليرغم اختلاف سليقه اى كه در نحوه بر خورد با آن در گذشته وجود داشته است. دومين برگ برنده، سقوط قيمت نفت و كاهش ۴.۲ ميليون بشكه اى توليد اوپك است كه به افزايش ظرفيت اضافى توليد نفت انجاميده است.
با توجه به اين دو عامل مرتبط، انتظار می رود كه اوباما پس از فعال ساختن مذاكرات گروه ۱+۵ با ايران، حتى با وجود بى پاسخ ماندن آخرين بسته پيشنهادى گروه به تهران، ابتدا نماينده خود را به اجلاس بعدى اين گروه بفرستد و زمينه گفتگوى مستقيم با ايران را در سطوح پايين‌تر از وزراى خارجه فراهم سازد.
در گام بعدى، و در صورت عدم پيشرفت ملموس در مذاكرات زمان‌بندى شده، روسيه و چين براى پيوستن به قطعنامه اى تازه تحت فشار قرار خواهند گرفت. در صورت رسيدن به توافق در تصويب قطعنامه اى تازه در شوراى امنيت، مهلت ۶۰ روزه اى به تهران براى تعليق بدون قيد و شرط غنى سازى اورانيوم داده خواهد شد. اين قطع نامه ممكن است متفاوت با قطعنامه هاى غير موثر قبلى باشد و محدود ساختن صادرات نفت و واردات بنزين از سوى ايران را هدف قرار دهد.
در اين صورت، با توجه به كاهش كنونى قيمت نفت در بازارهاى جهانى، نه تنها افزايش بيشتر قيمت ها، كه تا چهار ماه قبل از عمده ترين بازدارنده ها براى توسل به شدت عمل در قبال ايران به حساب می آمد، موجب نگرانى بازار نخواهد شد كه ممكن است به عنوان عامل تعديل كننده بازار نفت، حتى مورد استقبال نيز قرار گيرد. در حقيقت قطع صدور نفت ايران در شرايط موجود، نه تنها نگرانى عمده اى رادر داخل و خارج از اوپك بر نخواهد انگيخت كه حتى می تواند در پنهان مورد استقبال نيز قرار گيرد.
به اين ترتيب با توجه به اهرم هاى مناسبى كه اوباما در قبال مسئله ايران در اختيار خواهد داشت، رويارويى با اين چالش، يقينا در ۱۰۰ روز اول كارى او جايگاهى مناسب خواهد يافت. در صورت دست يافتن به پيروزى نسبى در اين رويارويى و توفيق «ديپلماسى هوشمند»، موقعيت جهانى آمريكا در جهان عملا بهبود يافته و اوباما بر ذخاير سياسى خود به منظور رويارويى با ساير چالشها، خواهد افزود.
XS
SM
MD
LG