لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۲۷ - ۹ دسامبر ۲۰۱۶
موج انتقاد به زبان محمود احمدى نژاد در روزهاى اخير بالا گرفت و حتى صادق لاريجانى، رییس قوه قضائيه نيز در نشست مطبوعاتى خود از رییس جمهور خواست تا از بيان جمله هایی چون «خورد كه خورد، بگذار بخورد تا دردش بيايد» خوددارى و «با ادبياتى متين و فاخر و با تعابير جا افتاده و البته درست و منصفانه» سخن بگويد.

«سخن گفتن درست و منصفانه» از قدرتمندان نظام هاى استبدادى و تك صدایی بر نمى آيد چرا كه راه نقد راديكال سخنان آنان بر منتقدان بسته است و هم از اين رو است كه اغلب سخنان رییس قوه قضائيه و كردار نهاد زير فرمان او نيز، حتى با معيارهاى خود او، «درست و منصفانه» نيست. رییس قوه قضائيه، كه مجتهدى درس خوانده است، در همان نشست مطبوعاتى و چند دقيقه پس از انتقاد از زبان احمدى نژاد، از يكى از شگردهاى رییس جمهور ـ به كارگيرى ضرب المثل هاى عاميانه به جاى استدلال عقلانى ـ بهره گرفت و نقد برنامه هاى اقتصادى دولت را در زمينه توزيع رايانه هاى دولتى به يك ضرب المثل عاميانه تقليل داد و خطاب به رییس جمهور گفت: «آرزو بر جوانان عيب نيست».

زبان و تفكر

زبان نه فقط قالب و جامه بيان تفكر آدمى است كه ابعادى مهم از فكر، بينش و جهان نگرى او است. آدمى در زبان و با زبان مى انديشد و زبان هر كس نه فقط «بيان» تفكر او كه تا حد بالایی «همان» تفكر او است.

واژه ها، تركيب ها، جمله ها و بافت كلام هر كس انديشگى و شيوه انديشه و فرهنگ او را بيان مى كند و با تحليل زبان هر كس مى توان انديشه، جهان نگرى، بينش و شيوه انديشدن او را شناخت و تحليل كرد.

اغلب منتقدان به زبان احمدى نژاد انتقاد خود را به بهره گيرى رییس جمهور از واژه ها، تركيب ها و ضرب المثل هایی كه در عرف عام، «بى ادبانه، عاميانه، مبتذل، توهين آميز، دشنام و ناسزا» تلفى شده و نيز بر لحن «خصمانه، مبارزه طلبانه و دشمن تراشانه» او محدود كرده و كم تر به تحليل محتوا و نسبت تنگاتنگ اين زبان با جهان بينى گوينده و نيز با زبان رايج سياست و سياستمداران در ايران مى پردازند.

از منظر اغلب منتقدان نزديكى و شباهت لايه بيرونى زبان رییس جمهور به زبان لايه هایی كه منتقدان آنان را «كم فرهنگ ترين» لايه هاى جامعه ايرانى مى دانند و «لمپن پرولتاريا»،«لات ها و گردن كلفت ها»،«عوام و بى سودان» و... خطاب مى كنند، با شان و مقام او مغايرت دارد.

در زبان رییس جمهور ضرب المثل هاى عاميانه به جاى استدلال هاى عقلانى و نظرى و كارشناسى مى نشينند تا نتيجه دلخواه او را به سرعت به مخاطبانى منتقل كنند كه تمثيل و تصوير و توصيف و روان شناسى بيش از استدلال هاى عقلانى و كارشناسى بر آنان موثر است.
در اين انتقادها اگر منطق درونى و انديشگى زبان رییس جمهور در زبانى، از نگاه منتقدان، «متين، فاخر و ديپلماتيك» بيان و پوشيده شود و اگر رییس جمهور از واژه ها، تركيب ها و ضرب المثل هاى، باز هم از نگاه منتقدان، «عاميانه و مبتذل» پرهيز كند، زبانى متناسب با مقام خود يافته است.

اين گونه منتقدان نه فقط محتوا، فرهنگ و جهان نگرى نهفته در زبان احمدى نژاد و پيوند تنگاتنگ زبان او را با جهان نگرى او، و جهان نگرى ديگر رهبران جمهورى اسلامى، در نمى يابند كه مشابهت زبان رییس جمهور و فرهنگ نهفته در اين زبان را با زبان و فرهنگ زحمتكشان شهرى، لايه هاى مادون طبقه، حاشيه نشيان شهرى، روستایيان فقير و كم درآمد ــ لايه هایی كه در آمارهاى رسمى اكثريت جمعيت ايران معرفى مى شوند ــ ناديده مى گيرند.

برخى منتقدان، زبان احمدى نژاد را به «بى فرهنگى» او نسبت مى دهند و برخى بر آن اند كه رییس جمهور آگاهانه و عامدانه و با شناخت دقيق زبان، فرهنگ، جهان نگرى و روان شناسى مخاطبان و هواداران خود از زبان و فرهنگ آنان، و به ويژه از زبان، فرهنگ و جهان نگرى زحمتكشان شهرى و روستایی، بهره مى گيرد تا رابطه عميق ترى با مخاطبان و راى دهندگان اصلى خود برقرار كند.

در فرض دوم، سخنرانى هاى رییس جمهور مصرف داخلى دارند و احمدى نژاد زحمتكشان شهرى و لايه هاى فقير و كم درآمد جامعه را چون مخاطبان اصلى خود برگزيده و متناسب با فرهنگ، زبان و روان شناسى جمعى آنان سخن مى گويد.

سياست خارجى ايران، و حتى واكنش دولت هاى جهان به اين سياست نيز نه بر اساس سخنرانى هاى احمدى نژاد كه بر اساس مناسبات ديپلماتيك واقعى و كردار نظام جمهورى اسلامى تعيين مى شود.

در اين فرض، رییس جمهور انتقاد لايه هاى متوسط، روشنفكران و حتى روحانيت نسل اول رهبران انقلاب اسلامى را از زبان خود به جان مى خرد تا حمايت و همراهى بيش تر هواداران و راى دهندگان اصلى خود را جلب كند.

زبان روحانيت

«عوامانه سخن گفتن با عوام» در سنت روحانيت ايران نيز ريشه دارد.

روحانيت شيعه، به ويژه آن گروه كه اهل منبر و وعظ و خطابه بودند، دستكم تا پيش از انقلاب اسلامى، با مردمان با زبانى به گفته آنان «عوامانه» و تصويرى و تمثيلى و توصيفى سخن مى گفتند اما در محافل يا حوزه هاى درسى و در آثار مكتوب خود از زبانى ديگر بهره مى گرفتند كه «فاخر» نبود اما از نوعى «ادب و متانت متعارف» برخوردار و بر تركيبى از واژه هاى عربى و فارسى ديوانى دوران قاجار شكل گرفته بود.

آيت الله خمينى نيز در سخنرانى هاى عمومى خود از زبانى به اصطلاح «عاميانه» بهره مى گرفت كه در آن تصوير و تمثيل و توصيف به جاى استدلال عقلى و نظرى مى نشست اما او از تركيب هاى به اصطلاح بى ادبانه پرهيز مى كرد.

زبان شعرى آيت الله خمينى به زبان مقلدان سبك هاى هندى و عراقى شباهت مى برد و پيام هاى مكتوب او براى عموم به زبانى نزديك به زبان پاورقى نويسان و مترجمان متون رومانتيك دهه هاى بيست و سى نوشته شده اند.

خمينى نوشته هاى تخصصى فقهى خود را به زبان مجتهدان سنتى ايران پيش از انقلاب مى نوشت كه بر تركيبى از واژه هاى عربى و فارسى ديوانى و تصنعى عصر صفوى و قاجار است شكل گرفته بود.

تفاوت زبان سخنرانى هاى عمومى با زبان شعر يا نثر نزد آيت الله خمينى مى توانست نتيجه «عادت مالوف» روحانيت باشد يا نتيجه اين برداشت روحانيون شيعه كه «با عوام بايد به زبان عوام» سخن گفت.

محتواى فكرى زبان احمدى نژاد

منطق درونى، انديشه و جهان نگرى نهفته در زبان احمد نژاد، حتى آن گاه كه به زبانى به اصطلاح «مودب و متين» سخن مى گويد، از جمله بر اين مفاهيم بنا شده است كه مخالفان و منتقدان داخلى و خارجى از «حقانيت» و «قدرت» بى بهره اند، زور و پيروزى در نبرد دليل حقانيت و عقلانيت است و آن كه زورمندتر است حق دارد، جهان عرصه جنگ است و در اين جنگ خشونت، تعرض و مبارزه طلبى و زورگوئى روا است و...
اين زبان مى كوشد تا زخم عميقى را كه شكست هاى تاريخى بر پيكر ناسيوناليسم ايرانى نقش كرده است بيدار و احساس كاذب قدرتمند بودن و حق داشتن را در روان شناسى ايرانيان تقويت كند.

در منطق اين زبان حق و عقلانيت به قدرت ارجاع مى شوند. منطق نهفته در اين زبان به نظام ارزشى به اصطلاح «لات ها و گردن كلفت ها و لمپن پرولتاريا» نزديك است كه «قدرت بدنى» و پيروزى در نبرد را با حق داشتن برابر مى دانند.

در زبان رییس جمهور ضرب المثل هاى عاميانه به جاى استدلال هاى عقلانى و نظرى و كارشناسى مى نشينند تا نتيجه دلخواه او را به سرعت به مخاطبانى منتقل كنند كه تمثيل و تصوير و توصيف و روان شناسى بيش از استدلال هاى عقلانى و كارشناسى بر آنان موثر است.

بررسى شباهت زبان ریيس جمهور با زبان سياست در ايران معاصر به يادداشتى ديگر نيازمند است.

نمونه هایی صراحت آزار دهنده

برخى نمونه ها در سخنان احمدى نژاد با صراحتى آزار دهنده ذهنيت اغلب رهبران جمهورى اسلامى را آشكار مى كنند اما صراحت آزار دهنده از حقيقت نمائى اين جمله ها نمى كاهند:

در باره استراتژى ايران در پرونده هسته اى: «ايران ترمز و دنده عقب قطار هسته اى خود را دور انداخته است!»

خطاب به اعضاى شوراى امنيت سازمان ملل: «آن قدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامه دان شما پاره شود!»

در توصيف دولت سابق آمريكا: «آمريكا مثل يك چهارپا در باتلاق منطقه در گل گير كرده» و « بوش و وزير خارجه آمريكا جزء بى‎شعورهاى عالمند!»

در باره سخنان هيلارى كلينتون: «ما يك ضرب المثل در فارسى داريم و كسى كه حرف بى جا مى زند و خارج از قد و قواره خودش صحبت مى كند، به آن مى گوييم يك كلام از مادر عروس!»

در باره تحول موقعيت ايران: «آن ممه را لولو برد»

در باره تحريم ها: «همش كشكه! طرف راه مى‌رفت مى‌گفت ابرقدرت، قدر قدرت،‌ اى زكى!»

در باره وزير خارجه فرانسه: «آقاى كوشنر چى مى‌گه، چون حرف زياد مى‌زنه، خود فرانسوى‌ها به ما مى‌گن اين يه ذره تعادل نداره در حرف زدنش، نمى‌دونه چى بگه .اين خيلى متوجه ابعاد حرف‌هايى كه مى‌زنه نيست، مى زنه ديگه، حالا، فعلاً حرف مفته و، بعدش‌ام ... يعنى كله‌شون كردن تو برف، هى حرف مى‌زنند»

در باره نظام جهانى: «همه‌ نظام سلطه روى سه چهار تا پايه است، يك پايه‌ اصلى‌اش رژيم صهيونى است، يه قدرت مسلط اند و عقل درست و درمونى هم ندارن خيلى . اينا درشو مى‌ذارن!»

در باره احتمال حمله نظامى به ايران: «هيچ كسى جرئت اين كار رو نداره، ممكنه چارتا صهيونيست وحشى هم باشن، اما اينا خودشون نيستند، اينا سگ ديگرانن، افسارشون دست ديگرانه، قلادشون دست ديگرانه!»

در باره رییس جمهور كنونى آمريكا: «به نظرم كارهاى آقاى اوباما چنگى به دل نمى‌زنه»

خطاب به باراك اوباما: «آقاى اوباما، شما تازه از راه رسيديد، يك مقدار صبر كن تا عرقت خشك شود، يك مقدار سرد و گرم را بچش، يك مقدار مراقبت كن، هر كاغذى كه جلويت گذاشتنن دليلى ندارد كه آن كاغذ را بخوانى. بدان گنده تر از تو، بزرگ تر از تو آن گردن كلفت تر از تو نتوانستند از اين غلط ها بكنند. تو كه جاى خود دارى!»

جمله هاى گزيده شده البته تمامى گفتار آقاى احمدى نژاد نيست و رییس جمهور ايران نيز، چون ديگر دولتمردان ايرانى، در بخش هاى اصلى سخنرانى هاى خود جهان نگرى مبتنى بر هم ارزى حق با زور و خشونت را، كه در اين جمله هاى صريح آشكار مى شوند، در جامه هاى «متين و مودبانه»مى پوشاند.

جمله ها و تركيب هایی از اين دست از منظر منتقدان «بى ادبانه، غير متين، غير فاخر، لاتى، غير ديپلماتيك، مغاير با شان و فرهنگ ايرانى و...» تلقى مى شوند اما با صراحت و روشنى و وضوح واقعيت سياست را در جمهورى اسلامى آشكار مى كنند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* دیدگاه های مطرح شده در این مقاله الزاما بازتاب دهنده نظرات رادیو فردا نیست.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG