لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۵۶ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

همکاری ايرانی – آمريکايی؛ نجات يوزپلنگ آسيايی از خطر انقراض


يوزپلنگ آسيايی که شبيه همتای آفريقايی اش است به ماشين سرعت معروف است و برای شکار طعمه خود می تواند به سرعت بيش از ۱۰۰ کيلومتر در ساعت دست يابد.

يوزپلنگ آسيايی که شبيه همتای آفريقايی اش است به ماشين سرعت معروف است و برای شکار طعمه خود می تواند به سرعت بيش از ۱۰۰ کيلومتر در ساعت دست يابد.

به رغم تنش در روابط سياسی ايران و ايالات متحده آمريکا، کارشناسان حيات وحش دو کشور در زمينه نجات يوزپلنگ های آسيايی از خطر انقراض با يکديگر همکاری می کنند.


گروه های محيط زيست آمريکايی و بريتانيايی از پروژه ای پشتيبانی می کنند که در آن انجمن محيط زيست ايران و برنامه توسعه ملل متحد در تلاش هستند تا از انقراض نسل يوزپلنگ آسيايی، که به آنها يوزپلنگ ايرانی نيز گفته می شود، جلوگيری کنند.


برخی گزارش ها حاکی از آن است که در حال حاضر بين ۶۰ تا يکصد قلاده يوزپلنگ آسيايی در ايران وجود دارد که تعدادی از اين يوزپلنگ ها در بلندی های ناهموار، دره های تنگ و دشت های خشک کوه بافق در منطقه حفاظت شده استان يزد زندگی می کنند.


يوزپلنگ های خالدار آسيايی در مناطق محدودی از شبه جزيره عربستان گرفته تا هندوستان پخش شده اند و تخمين زده می شود که تعداد آنها در ايران طی سه دهه گذشته به نصف کاهش يافته باشد.


لوک هانتر، مدير اجرايی سازمان غير دولتی «پانترا» در نيويورک به خبرگزاری رويترز گفته است:«اين يک مورد فوق العاده برای حفاظت فوری از گونه ای يوزپلنگ است که ارجح تر از اختلافات سياسی است.»


ايالات متحده آمريکا و ايران از سال ۱۹۷۹ روابط سياسی خود را قطع کرده اند و مناسبات آنها در سال های اخير بر سر مسائلی ماننده برنامه اتمی تهران و صلح خاورميانه در تنش به سر می برد.


اما آقای هانتر که استراليايی است، می گويد: «به باور او، هم ايرانی و هم آمريکايی ها متوجه هستند که ما نمی توانيم اجازه دهيم تا سياست بر زندگی يوزپلنگ ها اثر گذار باشد. اگر اين کار را بکنيم، آنها از دست می روند.»


گروه های محيط زيست آمريکايی و بريتانيايی از پروژه ای پشتيبانی می کنند که در آن انجمن محيط زيست ايران و برنامه توسعه ملل متحد در تلاش هستند تا از انقراض نسل يوزپلنگ آسيايی که به آنها يوزپلنگ ايرانی نيز گفته می شود جلوگيری کنند.

طرف های ايرانی درگير اين پروژه نيز چنين ديدگاهی دارند.


علی اکبر کريمی، ۵۹ ساله و از اعضای انجمن محيط زيست می گويد: «من عاشق افرادی هستم که طرفدار حفظ منابع طبيعی و حفاظت از حيات وحش است. فرقی هم نمی کند که چه کسی است.»


تا اواسط نيمه اول قرن بيستم، ايران مامن چهار گونه حيوانات گربه سان از جمله شير و ببر بوده است اما اکنون دو نوع از اين حيوانات يعنی پلنگ و يوزپلنگ در اين کشور وجود دارند.


يوزپلنگ آسيايی که شبيه همتای آفريقايی اش است به «ماشين سرعت» معروف است و برای شکار طعمه خود می تواند به سرعت بيش از ۱۰۰ کيلومتر در ساعت دست يابد.


نسل اين يوزپلنگ ها در ايران به دليل عوامل بيشتر انسانی در خطر انقراض قرار دارد. روستائيان با صيد شکارهای آنها برای غذا، و از دسترس دور کردن گوسفندان و بزهای خود، عملا جمعيت اين گونه حيوانی را تحت فشار گذاشته اند.


هومن جوکار، مدير انجمن ايرانی – آمريکايی بنیاد حفاظت از حيات وحش در يزد می گويد: «ما برای نجات آنها (يوزپلنگ آسيايی) بايد فورا کاری انجام دهيم. اينها جزئی از ذخاير ملی به شمار می روند.»


آقای جوکار در گفت وگو با راديو فردا به آخرين وضعيت يوزپلنگ آسيايی در ايران اشاره می کند و معتقد است که حیات اين نوع از گونه های گربه سان در وضعيت بحرانی به سر می برد.


رادیو فردا: آقای جوکار! شما پروژه مشترکی با يک سازمان غير دولتی در نيويورک، برای حفاظت از يوزپلنگ آسيايی داريد. آخرين وضعيت يوزپلنگ های آسيايی در منطقه کوه بافق چگونه است؟


هومن جوکار: يوزپلنگ آسيايی تنها در ايران باقی مانده است. اين يوزپلنگ که در مناطق مختلفی مانند هندوستان، ترکمنستان، افغانستان و در حاشيه هايی از ايران، تا ۴۶-۴۵ سال پيش وجود داشته، ۲۰ سال است که ديگر هيچ گزارشی از آنها در مناطق مختلف و مناطق حاشيه ای ايران در دست نيست و همه معتقدند که اين گونه تنها در ايران باقی مانده است.


به دليل نوع زيستگاه کويری و بيابانی که اين حيوانات در مرکز ايران انتخاب کرده بودند، تا مدت های طولانی وضعيت ناشناخته ای داشتند. تا اين که اين احساس پيش آمد که افزايش جمعيت و گسترش اسلحه و همچنين موتورسيکلت در ميان مردم، به جمعيت يوزپلنگ ها آسيب وارد می کند.


وقتی تصميم گرفته شد که جمعيت يوزپلنگ ها ارزيابی شود اين کار با مشکل مواجه شد، زيرا جمعيت آنها به اندازه ای کاهش يافته بود که می بايست اقدامی جدی برای حفاظت آنها صورت می گرفت، درغير اين صورت ممکن بود که اين زيرگونه يوزپلنگ ( يوزپلنگ آسيايی ) برای هميشه از صحنه تاريخ و جغرافيای دنيا پاک شود.


حدود ۷-۶ سال پيش، سازمان محيط زيست ايران به اين مسئله اشراف پيدا کرد و از همان موقع به طور موازی با سازمان هايی مانند «توسعه سازمان ملل متحد» و با مشاوره «بنياد محافظت از جهان» يا «WCF » که انجمنی غير دولتی و پايگاه آن در نيويورک است ولی حوزه عمليات آن جهانی است، برنامه هايی را آغاز کرده است.


کار مطالعه بيولوژيکی که ما انجام می دهيم، از ژانويه ۲۰۰۶ آغاز شده است. اين مطالعه برای آن است که بتوانيم تخمين دقيق تری از جمعيت اين گونه داشته باشيم و اطلاعات بيولوژيکی بيشتری درجهت حفاظت بهتر اين حيوان به دست آوريم.


در اين راستا فعاليت ما به منطقه بافق کشيده شده، زيرا منطقه محدودتری است و برای داير کردن امکانات لازم، مناسب تر است.


البته يوزپلنگ، زيستگاه های ديگری نيز در ايران دارد که قصد داريم در آينده، پس از اين که آزمون و خطاها و کارهای حفاظتی مان را در اين منطقه به اتمام رسانديم، وارد زيستگاه های جديد شويم و برای آنها نيز کاری انجام دهيم.


آيا تخمين و آماری از گذشته وجود دارد که چه تعداد يوزپلنگ آسيايی در ايران موجود است؟


يک آمار سنتی وجود دارد که هيچ کس نمی داند ريشه آن کجاست، يعنی يک نظر غیر کارشناسی بوده که گسترش يافته است.


می گويند بين ۶۰ تا ۱۰۰ قلاده يوزپلنگ در ايران باقی مانده است، اما از آن جايی که ما نمی دانيم اين عدد از کجا به دست آمده و تا کنون نيز برای اندازه گيری جمعيت اين حيوان در طبيعت ايران، کار جديدی انجام نداده ايم، بايد بگويم هيچ ايده ای در مورد تعداد يوزپلنگ در دست نيست.


  • «وقتی تصميم گرفته شد که جمعيت يوزپلنگ ها ارزيابی شود اين کار با مشکل مواجه شد، زيرا جمعيت آنها به اندازه ای کاهش يافته بود که می بايست اقدامی جدی برای حفاظت آنها صورت می گرفت، درغير اين صورت ممکن بود که اين گونه يوزپلنگ ( يوزپلنگ آسيايی ) برای هميشه از صحنه تاريخ و جغرافيای دنيا پاک شود.»
هومن جوکار، مدير انجمن ايرانی – آمريکايی حفاظت از حيات وحش در يزد


البته به طور قطع، جمعيت زيادی ندارد ولی اين قدر نيز کاهش نيافته که نتوانيم آنها را با اقدامات حفاظتی، درزيستگاه های طبيعی خودشان در ايران حفظ کنيم.

در گزارش های موجود اعلام شده که طی سه دهه گذشته تعداد يوزپلنگ ها در ايران به نصف کاهش يافته است. اين آمار بر چه اساسی منتشر و اعلام شده است؟


اين آمار بر اساس مشاهدات و نظرات کارشناسان است که به طور دقيق مشخص نيست و پايه و اساس علمی ندارد.


کارشناسان معتقدند، در ايران پيش از انقلاب، به دليل جمعيت انسانی کمتر و بنيه حفاظتی بهتر و توجه بيشتری که سازمان حفاظت محيط زيست به مسائل داشته، مشاهدات کارشناسان از اکثر گونه های حيات وحش در ايران، به ويژه يوزپلنگ بيشتر صورت می گرفته است.


در چند سال اول بعد از انقلاب که همه چيز تحت تأثير مسائل انقلاب قرار گرفته بود، حفاظت محيط زيست کمتر و به طور موازی جمعيت انسانی بيشتر شد و امکاناتی مانند موتورسيکلت و اسلحه در کشور گسترش يافت و بلايی که بر سر اکثر گونه های حيات وحش آمد، گريبان يوزپلنگ ايرانی را هم گرفت و مشاهدات کارشناسان از اين حيوان کمتر از قبل شد.


البته اين يک جريان حسی است و همه احساس می کنند که جمعيت اين حيوان کمتر شده است، ولی آمار دقيقی از قبل و بعد از انقلاب موجود نيست که بتوانيم بگوييم جمعيت آنها نصف شده يا يک پنجم يا هر آمار ديگری.


آيا سازمان حفاظت محيط زيست، در سال های گذشته به طور مشخص اقدامات لازم را انجام داده بود يا تازه به فکر اين موضوع افتاده است؟


سازمان حفاظت محيط زيست به طور خاص از ۷-۶ سال پيش توجهش به اين موضوع جلب شد و با زحمات کارشناسان و محققان سازمان، مشخص شد که وضع اين گونه بحرانی است و از آن به بعد به عنوان يک گونه شاخص از حيات وحش ايراندر نظر گرفته شد و در سازمان محيط زيست به اين فکر افتادند که بايد فکری به حال اين گونه کرد.


البته همه گونه های حيوانات دارای ارزش هستند، ولی گربه سانان بزرگ از توجه بيشتری در دنيا برخوردارند. در همان زمان پای بعضی از بنيادهای ديگر، مانند سازمان توسعه سازمان ملل متحد و ساير جاها به اين مسئله باز شد و با کمک يکديگر توانسته اند تا اين مرحله پروژه را پيش ببرند. اکنون اميدهايی برای آينده يوزپلنگ در ايران وجود دارد.


آقای جوکار! نحوه همکاری شما با اين انجمن غير دولتی که پايگاه آن در نيويورک قرار دارد، چگونه است و آنها چه کمک هايی می کنند؟


رابطه کاملا علمی است و فارغ از تمام مسائل حاشيه ای. ما ارتباط علمی را در زمينه های ديگری مانند پزشکی نيز داريم و افراد بسياری، دوره های مخصوصی را در ساير نقاط دنيا می گذرانند و از علم روز بهره مند می شوند.


دراين مورد خاص نيز همکاری انجمن WCF به عنوان مشاور، با پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايی از حدود ۷-۶ سال پيش آغاز شد.


اين کمک ها در گذشته به عنوان يک کمک کارشناسی بوده است ولی از ژانويه ۲۰۰۶ کمک ديگری را نيزبه پروژه اضافه کرده اند که انتقال دانش فنی برای نصب گردنبندهای جی پی اس و معرفی تجهيزات جديد برای مطالعه اين گونه بوده است.


اين کمک ها باعث شده، درحال حاضر مطالعه ما درايران، در سطح بهترين مطالعات روز دنيا انجام شود.


با توجه به اختلافات سياسی که بين دو کشور ايران وآمريکا وجود دارد، از طرف دولت ها بر سر اين پروژه مشکلی پيش نيامده است؟


در مورد اين پروژه هيچ مشکلی وجود ندارد و خوشبختانه هر دو طرف نشان داده اند که فقط به نجات يوزپلنگ آسيايی فکر می کنند و اين مسئله نقطه اميدی است که می تواند درجنبه های غير سياسی الگو باشد، يعنی اين که دنيا می تواند در مورد نجات بعضی از ميراث های بشری، مانند همين يوزپلنگ آسيايی که يک گونه متعلق به بشريت است، نه متعلق به ايران يا جای ديگر، فارغ از مسائل سياسی و يکپارچه تر عمل کنند.


XS
SM
MD
LG