لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۲۱:۰۶ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

از تاریخ هفتم تا نهم آذرماه، ششمین همایش اتحاد جمهوریخواهان ایران در برلین برگزارشد. این تشکل سیاسی در سال ۲۰۰۳ و براساس منشوری که بیش از هزار نفر آن را تایید کرده بودند، تاسیس و اولین همایش آن نیز در برلین برگزار شد.

اتحاد جمهوریخواهان ایران بر اساس منشور اولیه، تحول جمهوریخواهانه و دمکراتیک در ایران را با مشی مسالمت امیز دنبال می کند.

اولین روز از همایش اخیر این اتحاد، به یک میزگرد سیاسی اختصاص داشت که موضوع آن تحلیل اوضاع سیاسی ایران بود. در این میزگرد تعدادی از فعالان و تحلیلگران سیاسی جمهوریخواه، در باره مسائلی چون تمدید مذاکرات هسته‌ای، ادامه تحریم های اقتصادی، بحران منطقه و مسئله داعش، انتخابات دور آینده مجلس شورای اسلامی و موضع اپوزیسیون جمهوریخواه، به بحث و گفت وگو پرداختند.

شرکت کنندگان در این میزگرد عبارت بودند از: گودرز اقتداری، مهران براتی، بهروز بیات، تقی رحمانی، حسین علوی، ملیحه محمدی و علی اکبر موسوی خوئینی.

چشم انداز مذاکرات هسته‌ای

بهروز بیات کارشناس مسائل هسته‌ای درباره پیامد های به تعویق افنادن مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه پنج به علاوه یک گفت: «این طبیعتا به نفع مردم ایران نیست چون تحریم ها ادامه پیدا می کنند و این اثرات بد روی اقتصاد و زندگی مردم ایران دارد. اما اینکه مذاکرات قطع نشده و به شکست نیانجامیده جای امیدی باقی می گذارد. فکر می کنم اختلاف دو طرف روی موضوعات تکنیکی با اختلاف در موضوعات سیاسی درهم تنیده اند. آنطور که قرار گذاشته اند در این فاصله هفت ماهه چهار ماه اول روی موضوعات سیاسی بحث خواهند کرد و چارچوب سیاسی توافق را فراهم خواهند کرد و در سه ماه بعد روی جزئیات تکنیکی خواهد رفت. امیدواری در این است که بعد از هفت ماه به نتیجه برسند چون هم دولت اوباما و هم دولت روحانی عزم راسخ دارند برای توافق. البته مخالفت های داخلی هم در طرفین هستند و با توجه به تغییرات در کنگره آمریکا وضع آسان تر نخواهد شد، اما امیدواری برای توافق وجود دارد.»

در ادامه بحث سیاسی در این میزگرد، گودرز اقتداری فعال سیاسی درمورد تاثیر انتخابات میاندوره ای آمریکا بر مذاکرات هسته‌ای ایران گفت: «این انتخابات تغیراتی را در مکانیزم قدرت در این کشور بوجود آورده که بر سیاستهای دولت آقای اوباما تاثیرگذار است. تاثیر این مسئله را در همین یکی دوهفته گذشته هم شاهد بودیم که به عنوان مثال مذاکرات هسته‌ای با ایران به یک نوع«بن بست نرم» رسید. مسئله دیگر هم استعفای چاک هیگل وزیر دفاع امریکا بود که به شدت در مقابل نفوذ نظامی در خاورمیانه مقاومت می کرد و فشار کنگره و سناتور مک کین به حدی رسید که آقای اوبا مجبور شد از چاک هیگل بخواهد که استغفا دهد. این نشان دهنده آن است که احتمالا در دوسالی که از ریاست جمهوری آقای اوباما باقی مانده تغیراتی را شاهد باشیم. ولی من معتقدم در ترکیب سنای آمریکا که در واقع تاثیرگذار اصلی در روابط خارجی و مسائل دفاعی است، برخلاف کنگره که درواقع کار بودجه را انجام می دهد، تغییر نیرو بین دمکرات ها و جمهوریخواهان به حدی نیست که بتواند خواست آقای اوباما را لغو کند و هنوز او امکان این را دارد که برخی سباست هایی را که خواهان آن است،همچنان پیش ببرد. حتی اگر سنا را بطور کامل در اختیار نداشته باشد.»

حسین علوی روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی، در ارتباط با تاثیر روند مذاکرات هسته‌ای بر سیاست در ایران از جمله گفت: «اهمیت نفس مذاکره با غرب و به ویژه آمریکا، کمتر از دست یابی به خود توافق هسته‌ای نیست. زیرا اگر این مذاکرات به روند مداومی از تعامل سیاسی بین ایران و غرب تبدیل شود می تواند به خروج ایران از انزوا، عادی شدن رابطه با آمریکا و پیوستن ایران به جامعه جهانی کمک کند. البته تمدید مهلت مذاکرات به دلیل حجم بزرگ مسائل سیاسی و فنی باقیمانده و نیز به خاطر موانع روانی بازدارنده در حکومت ایران که پذیرش شرایط اعتماد سازی با غرب را شکستی برای برنامه بلندپروازانه و بسیار پرهزینه هسته‌ای خود می داند، امری قابل پیش بینی بود. اما اگر جمهوری اسلامی بر این مانع روانی غلبه کند و با اشتباهات گذشته خود کنار بیاید، دست یابی به یک توافق جامع هسته‌ای و برداشته شدن تحریم ها می تواند به رشد اقتصادی بیانجامد و به رقابت سیاسی و تعامل درونی بین همه جناحهای حکومت نیز نظم تازه ای ببخشد که به نوبه خود بر گشایش فضای سیاسی در کشور موثر خواهد بود. زیرا تجربه موج سوم دمکراسی در جهان که حدود دوسوم دمکراسی ها را دربر می گیرد و شامل ایران نیز می تواند بشود، نشان می دهد که رقابت ضابطه مند و دوام دار گرایش های درون یک حکومت غیر دمکراتیک می تواند آغازی بر گشایش فضای سیاسی و تحولات دمکراتیک در کشور شود.»

انتخابات آینده مجلس و نقش جامعه مدنی

علی اکبر موسوی خوئینی نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی و فعال سیاسی درباره تحولات بعد از آخرین انتخابات ریاست جمهوری در ایران و تاثیر آن بر انتخابات آینده مجلس از جمله گفت: «معتقدم که انتخابات ریاست جمهوری قبلی، در درجه اول حاصل جنبش سبز بود، یعنی حاصل حصرها و زندان ها و این همه زحماتی که مردم کشیدند نتیجه اش در اینجا دیده شد. یعنی تجدید نظری در سطوح مختلف کشور بخصوص رهبری و نوع ورودشان و نگرش شان به انتخابات را اقلا در آن انتخابات شاهد بودیم. در ادامه آن، فعالیت هایی را آقای روحانی و اصلاح طلبان دارند ادامه می دهند که به نظرم منتج به این خواهد شد که چه در عرصه بین المللی و چه داخلی، نتیجه آن را در برنامه ها و انتخابات مجلس بعدی شاهد خواهیم بود که احتمالا یک نوع ایتلاف وسیع تری را که این دفعه علاوه بر اصلاح طلبان و معتدلان، شامل محافظه کاران معتدل هم خواهد شد خودش را نشان خواهد داد و ترکیب این مجلس احتمالا تبدیل به چیزی مانند مجلس پنجم خواهد کرد که من فکر می کنم پیشرفت قابل توجهی خواهد بود.»

در میزگرد بحث سیاسی و موضع اپوزیسیون تقی رحمانی فعال ملی مذهبی به نقش جامعه مدنی در تحولات سیاسی ایران پرداخت و از جمله گفت: «در جوامع امروزی دولت ها خیلی پیچیده شده اند و دیگر آن دولت مطلوبی که به تنهایی بتواند جامعه را نجات دهد تقریبا وجود ندارد. حتی احزاب هم نمی توانند این نقش را بازی کنند به خاطر مشکلاتی مانند جامعه ما. ولی جامعه مدنی اگر آگاهانه برخورد کند، به خاطر اینکه به سرنوشتخودش اهمیت دهد، با توجه به اینکه جامعه و شرایط منطقه ای خیلی پیچیده است، جامعه مدنی در جدالی که در درون بافت حکومت ایران است بین نظامیان و بوروکرات ها، بدون اینکه فکر کند این دولت مستقر یک دولت منجی و ناجی است، با رفتار خودش باید کاری کند که نظامیان عقب بروند به سر جای واقعی خودشان و بوروکرات ها فضایی به دست بیاورند تا دمکرات ها بتوانند بازیگر بشوند. به نظر من جامعه مدنی ایران اگر دو سال آینده با پدیده انتخابات درست برخورد کند و زنده و حاضر باشد و موضع فعالتری بگیرد مثل واکنش به اسیدپاشی و حتی شرکت در تشییع جنازه پاشایی، که نشان می دهد جامعه ایران گاهی هم حضور بزنگاهی دارد، به نظر من اگر این حضورها بیشتر شود، می توان به آینده ایران امیدوار بود. چون واقعیت این است که ما در شرایط منطقه ای بسیار بدی قرار داریم و جامعه هم در کشمکش بین نظامیان و بوروکرات ها، بدون حمایت جامعه مدنی به جایی نخواهد رسید و نظامیان دست بالا را خواهند گرفت و این جامعه ایران را به سمت سرنوشت نامطلوبی خواهد برد.»

نقش اپوریسیون در تحولات آینده

مهران براتی تحلیلگر سیاسی در باره تاثیر اپوزیسیون خارج از کشور بر رویدادهای ایران از جمله گفت: «اپوزیسیون وقتی در تحولات ایران نقش خواهد داشت که وجود فیزیکی داشته باشد و پیامش به مردم برسد و مردم نسبت به نظرات اپوزیسیون عکس العمل نشان دهند، مثلا به صورت رای یا به صورت شرکت در تظاهرات و اجتماعات. در حال حاضر هیچکدام از این ها ممکن نیست و تنها اپوزیسیون موجود اپوزیسیون درون نظام است که اصلاح طلبان هستند. آنها حداقل صدای خود را به دنیا و به جامعه می رسانند. اما اپوزیسیون خارج از کشور فعلا از کانال های اطلاع رسانی غیر مجاز یعنی رسانه های فارسی زبان خارج از کشور استفاده می کند ولی حضوری در ایران ندارد و مردم هم فعلا تمایلی به این نشان نمی دهند که بخواهند یک اپوزیسیونی را به عنوان مرجع و آدرس خودشان ببینند و این هم تا زمانی که تزلزل کافی در ارکان جمهوری اسلامی به وجود نیاید امکانش به وجود نخواهد آمد و اپوزیسیون غیر اسلامی شانسی نخواهد داشت.»

ملیحه محمدی تحلیلگر سیاسی در مورد چگونگی رابطه اپوزیسیون خارج از کشور با اصلاح طلبان از جمله گفت: «اپوزیسیون خارج باید بتواند فضای ارتباطی برقرار بکند که در این فضای ارتباطی اپوزیسیون داخل از نزدیکی و ارتباط با آن مجبور به پرداخت هزینه های گزاف نشود. اپزیسیون داخل دارد کار می کند که مثلا انتخابات مجلس را در وجه غالب خودش در اختیار داشته باشد. برای همین آنها مجبورند در چارچوب قانون اساسی موجود ایران، حتی برای انتقاد از خود قانون اساسی، مبارزه کنند. این مهم است که مبارزه ما نافی مبارزه آنها نباشد. اگر مبارزه ما خیلی تند تر از مبارزه داخل باشد، آنها ناچارند که ارتباطشان را با ما منفصل کنند برای اینکه مجبور نشوندهزینه هایی را بپردازند. این خیلی مهم است که ما بتوانیم آنها را تکمیل کنیم و موید اقدامات آنها در خارج باشیم و تریبون هایی را که گشودنش در داخل هنوز هزینه مند است و امکان ندارد، بتوانیم با استفاده از فضای رسانه ای فعلی پوشش دهیم. ولی به این نکته باید توجه کنیم که نمی توانیم در مقام دفاع از آنها و با گذاشتن این فرض که آنها نمی توانند حرف هایی را بزنند، حرف هایی آنقدر رادیکالتر از آنها عنوان کنیم که باعث دوری ناگزیر آنها از ما شود. ما اصل را بر این نگذاریم که آنها می خواهند بگویند ولی نمی توانند، مسئله بر سر نوع راهی است که آنها انتخاب کرده اند که به نظر من مطلقا گفتمان اصلاح طلبی است در برآمدهای تندتر مانند جنبش سبز و یا اعتدال گرایی متناسب با زمان، ولی همواره بر بستر اصلاحات.»

میزگرد وحدت و همگرایی نیروهای جمهوریخواه

بحث این میز گرد بطور ویژه بر همگرایی و وحدت تشکل «اتحاد جمهوری خواهان ایران» و تشکل «همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران» تمرکز داشت.

تشکل همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران، حاصل وحدت دو تشکل دیگر یعنی سازمان جمهوریخواهان ایران (سجا) و اتحاد برای پیشبرد سکولار دمکراسی در ایران (اپسدا) است که همایش وحدت آنها در اوائل آبان ماه برگزار شد.

شرکت کنندگان در این میز گرد عبارت بودند از: آزاده اسدی، محمد امینی، احمد پورمندی، رضا علیجانی، مهدی فتاپور و فرهاد فرجاد.

رضا علیجانی فعال ملی مذهبی در مورد همگرایی نیروهای داخل و خارج کشور از جمله گفت: «ایرانیان خارج از کشور بخشی از جامعه مدنی ایران هستند. این جامعه مدنی چالش هایی با موانع بیرونی دارد و یک مشکلاتی هم در داخل خودش دارد. این بحث وحدت هم پاسخ به یک نیاز بیرونی است و هم یک تمرین دمکراسی درونی. ما وقتی با یک دولت نفتی متمرکزی مواجهیم که مخالف جامعه مدنی است و می خواهد یک سیاست اقتدارگرایانه دینی را در کشور حاکم بکند، در این طرف ما باید بتوانیم یک تجمیع نیرو انجام دهیم. یعنی هم خرد و هم عمل مان با هم جمع شود و این تجمیع نیرو اسمش می شود همگرایی. این همگرایی از اول انقلاب تا کنون بوده، هم در نیروهای درونحکومت که مثلا اکنون اصلاح طلبان یا اصول گرایان می خواهند با هم وحدت کنند و هم در نیروهای منتقد، خارج از نظام، سر مرز نظام و خلاصه خیلی ها دنبال همگرایی بوده اند. پس این نشانگر یک نیاز است و این نیاز در خارج از کشور هم حس می شود. این جامعه مدنی ایرانیان سیاسی و فعال در جارج از کشورهم این نیاز را دنبال می کنند و به نظر من یک تجربه ای است که باید آسیب شناسی شود و دلایلی که قبلا این همگرایی ها به بن بست رسیده یا دست آوردهای مثبت و منفی داشته آسیب شناسی شود تا بتوانند با این تجربه به یک الگوها و مدل های واقع گرایانه تری برسند و با آن پیش بروند.»

مهدی فتاپور فعال و تحلیلگر سیاسی در مورد ضرورت همگرایی نیروهای جمهوریخواه از جمله گفت: «جمهوریخواهان به یک نیروی اجتماعی تبدیل شده اند، یعنی امروز ایده جمهوریخواهی و این طرح، یک نیروی اجتماعی است و کسانی که این ایده را قبول دارند اگر در خارج از کشور موفق نشوند که بتوانند به عنوان نیروی واحد و یک جریان عمل کنند، نقش خود را در تاثیر گذاری و در متشکل کردن این نیروی اجتماعی از دست می دهند.اتحاد جمهوریخواهان با این ایده تشکیل شد که جمهوریخواهانی که بخش مهمی از آنها از نظر تاثیرات فرهنگی و اجتماعی به اقشار تاثیر گذار و نخبه جامعه تعلق دارند، چطور امکان دارد راه هایی پیدا کنند برای اینکه بتوانند نقش سیاسی خود را افزایش دهند. این فقط در صورتی عملی است که این نیروی اجتماعی موفق شود حول یک سمت گیری عمومی نیروی خود را متشکل کند. به همین دلیل تمام تلاش های ما برای این است که بتوانیم ادامه طرحی را که در آن زمان بود تحقق ببخشیم.»

ازاده اسدی، فعال مدنی، شرکت کننده دیگر این میز گرد، با اشاره به اینکه این بحث ها خیلی درونی است به رادیو فردا گفت:«این بحث ها هویت افراد را نشانه گرفته و از آنجا که فعالان سیاسی می خواهند هویت خودرا در فضایی که کار و زندگی می کنند حفظ کنند، نمی توان گفت که این بحث ها درون یک فضای سیاسی مهم نیست. همانطور که در سالگرد جنبش سبز نیز ما با یک نوع تند روی در میان برخی نیروهای سبز روبرو شدیم که یک ایستادگی در مقابل هم را به وجود آورد. این بحث ها کنش و واکنشی در جریان حرکت های مختلف است که برای حفظ هویت اصلی آن حرکت به وجود می آید.»

همچنین حسن فرشتیان، دین پژوه، که ناظر بحث های این میزگرد بود، درباره اهمیت این بحث به رادیو فردا گفت: «اگر این بحث همگرایی فقط در بین اتحاد جمهوریخواهان یا سازمان جمهوریخواهان و تشکیلات مشابه باشد، این هیچ کارآیی در داخل کشور ندارد، یعنی بین ساز مان هایی است که در خارج از کشور هستند و این مسئله برای مردم امر غریب و ناآشنایی است و می گویند این دعوا دعوای ما نیست و لذا این وحدت هم وحدت ما نیست. اما اگر منظور از این وحدت، همگرایی برای اهداف مشترکی باشد که پیوند بخورد با حوادث داخلی ایران و با نیروهای داخل ایران، ناخودآگاه این وحدت ایجاد خواهد شد. یعنی اگر پیوند این سازمان ها با داخل ایران قوی شود، قاعدتا این وحدت خواه ناخواه ایجاد خواهد شد. همچنان که ما می بینیم در حوادث انقلاب ۵۷ بدون اینکه صحبت از وحدت شود، این وحدت حاصل شد، یعنی زمانی که سازمان های سیاسی با نیروهای مردمی پیوند خوردند.»

بحث همگرایی همه جریان هایی که خود را جمهوریخواه و با برنامه سیاسی مبتنی بر حقوق بشر، دمکراسی و جدایی دین و دولت برای ایران معرفی می کنند، بحثی است که از آغاز در خارج از کشور جریان داشته اما تا کنون عملی نشده است.

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG