لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۱۶ - ۶ دسامبر ۲۰۱۶

بسمه تعالی

انا لله و انا اليه راجعون
ملت بزرگ و فهيم ايران!

لازم می دانم ابتدا از مردم ايران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندين ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات رياست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزيزانی که در اين مدت زحمات زيادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنايت خود مسير انتخابات را هموار و زمينه حضور عظيم و بی سابقه ای را فراهم کردند.

پيش از همه اذعان می کنم که بسياری از شما پيشتر و دقيق تر می دانستيد که چه خواهد شد و متوجه شده بوديد،همان گاه که می پرسيديد «چه تضمينی برای آرای ما وجود دارد»، يا زمانی که می گفتيد «نتيجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبيد.»
با اين همه می خواهم بگويم از کرده خود پشيمان نيستم و شما هم از اين تلاش عظيم و حضور يکپارچه ضرر نکرده ايد.حرکت ما در جهت تحکيم مبانی جمهوريت، اسلاميت و ايرانيت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتيم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به يک اصل تبديل کنيم و با توجه به اوضاع و شرايط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرايط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکيم پايه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنيم.

ما برای تغيير آمده بوديم،گرچه نيروهای غيبی و ظاهری مانع از تغيير در قوه مجريه شدند. با اين همه فراتر از اين تغييری در شرايط کشور و روحيات جامعه و آگاهی مردم بيش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که اين تغيير به مراتب فراتر از تصميم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به ياد و عشق امام راحل بود، به ياد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسير مسووليت پذيری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقير ديگران.

آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غير از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای يکسويه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای ديدن بهتر و کامل تر جريان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مديريت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغيير در سياست های تحکم آميز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحريت ؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و انديشه؛
آمدن برای تعامل با همسايگان و دولت های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گيری فرهنگ و ادبيات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرايی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛

آمدن برای همه اين ها و همه آنچه گفته شد و غير از اين ها همه برای تغيير بود و تغيير برای ايران. حاصل اين همه آمدن ها که زمان وسيعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستيم فضای يخ زده کشور را شکستيم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعريف کرديم، افق نقد را به طلوع سپيدی نزديک تر سازيم ، جرات گفتن و شنيدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رسانديم ، شجاعت ديدن واقعيت ها را در همه زمينه ها ارتقا بخشيديم ، گفت و گو با همسايگان ، آمريکا ، اعراب و مسلمانان را به جايگاه مطمئنی نزديک ساختيم و با ارائه برنامه ها ، بيانيه ها ، اعلام مواضع و ديدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتيم و جامعه را از ترس های غير منطقی دور کرديم و همگان را اين سو و آن سوی مرزها ايران به گفت و گو ترغيب کرديم و شما در همه اين لحظات و برداشتن اين گام ها همراه و ياور من بوديد و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پيش از ۲۲ خرداد را که همه ايران يکپارچه شور سياسی و شوق انتخابات شده بود و دنيا با همه بزرگی خيره بر اين عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاوير به ياد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ايران را يکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سياسی ساخته بود. چقدر دنيا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ايران ياد کرد و چه باورنکردنی که يک هفته بعد تصاوير آن شکوه به فرياد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبديل شد و خون به سنگفرش خيابان پاشيد و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پير و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصوير جهانی به حاکميت شلاق و زندان گلوله ...

با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجويان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با يونيفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خيابان دستگير کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هايی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سياسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنين شرايطی سخت لب به سخن بگشايند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!

اين چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترين و با سابقه ترين ياران امامند و مورد تاييد شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل ۱۵ ميليون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟

رويای انقلاب مخملی در ذهن اين ها بوده يا آنها که کابوس آن را می ديدند و نيرو به همسايه شمالی گسيل داشتند که آموزش ببينند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قيافه مهيب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پير و جوان و زن و مرد و اتومبيل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبليغاتی و در بوق کردن حرف های غير واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخريب و ده ها اتهام ديگر نموده و تا جايی پيش رفتند که مردم را به قتل يکديگر و رفتن در لباس بسيج برای زدن خودشان هم متهم کردند!

به راستی که اين انتخابات در عين اينکه پرشور ترين ، سياسی ترين و با شکوه ترين انتخابات در اين سی سال بود ، پر مساله ترين نيز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصيت های سياسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگويی و رفع شبهات درباره ترديد های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چيز را تحت تاثير قرار دهند. شما مردم حق داريد که لااقل اين سوال را از نظام بپرسيد که چگونه دو تن از ياران انقلاب که مورد تاييد و با صلاحيت و نيز همه گروه های اطرافشان يک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبديل شدند ؟

چگونه می توان اين همه را به مصاف سياسی و انتخابات خواند و ناگهان در پايان يا ميانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سيما و تريبون های مذهبی و نيروهای انتظامی و امنيتی و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تير و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه اين ها تقصير «خود شما» است ! صدا و سيما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشيمان سازی به راه انداخت و در همين حال خود را به حمايت ۴۰ ميليون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! اين همان شعار پر مغز راهپيمايی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزديدند ، دارند باهاش پز می دهند.»

لازم می دانم در اين مقطع که به ظاهر سير اداری انتخابات را پايان يافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شريف برسانم :
۱. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ايران و مسوولين اجرا و نظارت و همه تصميم سازان نموده که برای هميشه در يادها و خاطره جامعه و تاريخ باقی خواهد ماند. در يک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کيان آن فکر می کردند و در ظلمات ياس و ناباوری روح اميد را در خود احيا نموده و برای تغيير و ساختن ايرانی از نو آمدند ولی با عبور از ميدان های مين و موانع ، ناباورانه با کمين به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقيقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعيده ها و نمايش فضای دموکراسی بر اين باور بوديم که هنوز کفگير منافع مادی به ته ديگ امانت داری و ديانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صيانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اينجا بايد اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرايط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را يادآوری می کردند که مجدانه بابت اين حسن ظن به مسوولين از مردم عذرخواهی می کنم.

۲. برای همه شهدای اين ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هايشان تسليت می گويم و ضمن ابراز تاسف از اينکه حتی امکانات تجليل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشييع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزيزان ، مجروحان و آسيب ديدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه اين شهادت ها ، جرح و تخريب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زير پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپيمايی آرام ندادند و نه تنها امنيت آنها را تامين نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهين و تحقير قرار دادند.

۳. فضای امنيتی که پس از انتخابات در کشور ايجاد شده مولود افکار معيوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبليغات و استفاده يک طرفه از صدا و سيما آن را يک طرفه به اثبات رسانند. هيچ يک از گروه های سياسی شناخته شده و شخصيت های سياسی شناخته شده و شخصيت های عزيز سياسی و ميليون ها نفر مردمی که در راهپيمايی های آرام و مدنی حضور داشتند هيچ مطالبه ای نداشتند جز اينکه رايشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سياسی جريان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرايط خاص خود را دارد و در هيج جای ديگری نيز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده يا شده ايم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اينجانب و ده ها ميليون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگيری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سياسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هايشان بدون هيچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربايی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اينان بايد هر چه سريعتر آزاد و از آنها اعاده حيثيت شود.

۴. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نيز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمايش شکايت پذيری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقايع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همين اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعيت و مقبوليت نمی دانم و در هيچ برنامه ای از جمله تنفيذ و تحليف آن شرکت نخواهم کرد.

۵. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نيز نسبت به پيگيری نتايج صحيح آن حساس بوده و هزينه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پيشگاه همه آنها سر تعظيم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهين ديگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصيه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با اين ناملايمات رها نکنيد، روحيه انقلابی و اسلامی و شعور سياسی خود را پاس داريد ، همچنان به مانند امام که از «جمهوريت» همپای«اسلاميت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرايی و تغييرات بدعت گونه دفاع کنيد و بدانيد که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل ديکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرايی و اسلام طالبانی است. گرچه اين انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسيب جدی وارد کرد اما مطمئن باشيد که رای و اراده مردم پيروز نهايی اين تحولات خواهد بود.

۶. بيشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احيای حقوق شهروندی،احيای آزادی های سياسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقليت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ايران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفيت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغيير و بازنگری قانون اساسی به ويژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسايل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد ديگر.

۷. در جريان انتخابات و پس از اعلام نتيجه حيرت آور و اعجاب انگيز آن از هيچ اقدامی ولو مخاطره آميز دريغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طريق بيانيه هايی به استحضار شما ملت بزرگ رسيده و طبعا بعضی از اقدامات ديگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا يادآوری می کنم از هيچ فرصت متصوری همچون تماس، رايزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دينی و شخص رهبری و هر شخص حقيقی و حقوقی تاثيرگذار ديگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گويم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرين توفيق نبوده است.

۸. ضروری ترين مساله در شرايط کنونی حفظ روحيه انقلابی و سياسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا اميد شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه بايد وحدت انقلابی و روحيه سياسی را حفظ کرده و با جريان عظيمی که در اين انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازيافته به تشکيل و تقويت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سياسی اصلاح طلب و تحول خواه و اميدوار به آينده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سياسی تحول خواه در اين مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوريت» در کنار «اسلاميت» و «ايرانيت» در خطر است، دست همکاری و تشکيل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغيير را دراز می کنم و از همه شخصيت ها و گروه های مختلف که به انديشه امام وفادارند، دعوت می کنم به اين امر عظيم اقدام کنند.

مهدی کروبی تا آخر عمر پای اين مردم و انقلاب اسلامی ايستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پيگيری می کنم و در هر شرايطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه اين راه تاکيد می نمايم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ايستادگی و هوشياری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نياز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نيز دعوت می کنم که در صحنه سياسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمايی آنها مثل گذشته همت گمارند.

مهدی کروبی
۰۹/۰۴/ ۱۳۸۸
XS
SM
MD
LG