لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۵:۳۵ - ۴ دسامبر ۲۰۱۶
بعد از گذشتن چهار ماه از بازداشت مجدد سعيد مدنی فعال سياسی زندانی و پايان يافتن بازجويی ها مسئولان پرونده هنوز پرونده او را به دادگاه نفرستاده اند. منصوره اتفاق، همسر اين فعال ملی-مذهبی محبوس در بند ۲۰۹امنيتی اوين با اعلام اين خبر می افزايد سعيد مدنی تهديد شده که اگر آنچه را بازجو می خواهد عليه فعالان سياسی جنبش سبز نگويد و اعتراف های مطابق ميل او بر زبان نياورد، همچنان در اين بند باقی خواهد ماند .

سعيد مدنی، پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی، سردبير «فصلنامه علمی-پژوهشی رفاهِ اجتماعی»، عضو هيات علمی «دانشگاه علوم بهزيستی و توانبخشی» و از پايه گذاران نشريه توقيف شده «ايران فردا» است که در اسفند ۱۳۷۸ همراه با شماری ديگر از اعضای «شورای فعالان ملی-مذهبی» در ارتباط با اتهام اقدام عليه امنيت ملی بازداشت و سپس محکوم به حبس شد.

در آغاز گفت و گويی با منصوره اتفاق همسر سعيد مدنی که حدود ۱۰ روز پيش با وی ملاقات کرده، می گويد که همسرش با زندانيان غيرسياسی هم سلولی است.

چه زمانی با آقای مدنی ملاقات کردید؟

منصوره اتفاق: حدودا ده روز پيش می‌شود.

سعيد مدنی گفتند با سه زندانی غيرسياسی ديگر در يک سلول اند؟

بله. زندانی‌ها عمدتا غير سياسی‌اند. حالا ايشان با خود آن سه زندانی مشکل ندارد. مساله اين بلاتکليفی است که ايشان دارد.

کدام بلاتکليفی؟

پرونده بازجويی‌های ايشان تمام شده وليکن قاعدتا بايد بيايد بند عمومی. يا با وثيقه آزاد شود. چون ديگر طبق قانون بيشتر از چهارماه نبايد او را در بند زندان موقت نگاه دارند. بازجويی‌هايشان هم اين طور که گفته اند تمام شده.

با توجه به اينکه ايشان حکم قبلی داشتند برای بازداشت سال ۸۰ که مربوط به ملی‌مذهبی‌ها بوده بعد از چهار ماه که بازجويی تمام شود به ما گفتند که حکم اجرا شود. آن حکم قبلی تاييد شده برای اجرا. بنابراين قاعدتا بايد بفرستند آن زندان. که يک مقدار شرايط ايشان بهتر شود از نظر اينکه بتوانند کتاب بگيرند، ملاقات مرتب داشته باشند، امکانات و تسهيلاتی که يک زندانی عادی دارد. ولی ايشان را در آن بند امنيتی نگاه داشته اند و خوب شرايط سختی که هست خيلی مشکل‌تر از حالت زندانی عادی سياسی است.

دقيقا شرايط بازجويی از سعيد مدنی همسرتان در اوايل بازداشت چطور بوده که شما مقايسه‌اش کرديد قبلا با نوع بازجويی‌های دهه ۱۳۶۰؟

مساله‌ای که خودشان گفتند. مثلا بازجويی‌های طولانی ۱۲ ساعته. به طور مشخص نگفتند کتک زدند. ولی من وقتی ازشان سووال کردم که آيا تنبيه بدنی کردن، رد نکردند. حتی دو ماه بود هيچ ملاقاتی ندادند. هيچ تلفنی نداشتند. هيچ تماسی نداشتند. به خاطر اين وضعيت چند روزی اعتصاب غذا کرده بودند و بعد از آن شرايط را يک مقدار عادی تر کردند.

وضعيت‌شان الان چگونه است؟

الان از انفرادی درآمده ولی وضعيت عادی ندارد. ولی خوب الان هم مساله اصلی شان اين است که بلاتکليف گذاشته اند و ضعيت ايشان را. تمام نمی‌کنند آن زندان موقت را. عليرغم اين که دادستان خواسته و بازپرسی دادسرا خواسته. منوط به اين است که ايشان بخواهند ازشان خواستی را که دارند تاييد کنند. می‌خواهند ايشان عليه کسی حرف بزنند. نامه ای بنويسند. مصاحبه‌ای کنند. اين کارهايی که تحت فشار همه زندانيان سياسی را می‌گذارند. ايشان مساله‌شان اين است. من البته به بازپرس ايشان گفتم که به هر حال يک فرد شناخته‌شده‌ای است، سابقه مبارزاتی دارد و هيچوقت نمی‌آيد همچو مسايلی را قبول کند، حتی اگر چندين مورد طولانی هم بماند، اين را قبول نمی‌کند.

پاسخ چه بود؟

به هر حال ايشان جوابی نداشتند بدهند. شرايط کاملا غيرقانونی بيش از چهارماه نگاه داشته باشند و هيچگونه بازجويی ديگر نداشته باشد برای اين پرونده ولی او را آزاد نکنيد و تهديد کنيد که شما نگاه می‌داريد تا موقعی که دادگاه برايتان تشکيل دهند. به همين شکل. که نه کتاب داشته باشد. ملاقات دو هفته يک بار باشد. حالت عادی نداشته باشد. تماس تلفنی محدود شود و شرايطی که زندانيان عادی در بند عمومی داشته باشند صرفا به اين مساله که ايشان آن خواستی که بازجوها می‌خواهند قبول کند.

گفتيد که از همسرتان خواستند عليه ديگر فعالان سياسی و جنبش سبز حرف بزند و اعتراف کند. اسم هم بردند؟ مقصود بازجو چه کسانی هستند؟

نه خير اسم نبردند.

پس چه گفتند؟

اين که عليه کسانی که مورد نظر آنها هست بيايد صحبت کند. نامه بنويسند و مصاحبه کنند و حرف بزنند.

ملاقات بعدی‌تان با آقای مدنی کی هست؟

اگر که مشکلی پيدا نکند اين هفته است.

چه روزی؟

پنجشنبه.
XS
SM
MD
LG