لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ تهران ۰۴:۵۴

با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ در ایران، اخبار سوء استفاده از قدرت و فساد حسین فریدون برادر حسن روحانی در ماه‌های اخیر به مطالب روزمره‌ی منتقدان دولت تبدیل شده است. برخی از این خبرها موثق هستند (مثل سوء استفاده از قدرت در ثبت نام برای مدرک دکترا در دانشگاه ملی با انتقال وی از دانشگاه گیلان بدون حضور وی در مصاحبه) و برخی دیگر قابل راستی آزمایی نیستند یا در دادگاه برای آنها حکمی صادر نشده است (مثل اتهام زد و بند در فروش ارز و رشوه‌های گرفته شده توسط وی و اعضای خانواده‌اش در داخل و خارج کشور و ذکر نام وی در پرونده‌های مختلف فساد بانکی از سوی مقامات قضایی مثل سخنگوی قوه‌ی قضاییه و رئیس دادگاه انقلاب تهران). مخالفان دولت روحانی از سوابق و اعمال برادرحسن روحانی در کنار موضوعاتی مثل مسکن مهر، حقوق‌های نجومی و برجام برای نشانه روی دولت استفاده می کنند.

معتمدان روسای جمهور

گرچه حسین فریدون قبلا فرماندار کرج و نیشابور و سفیر جمهوری اسلامی در مالزی و عضو نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل بود اما افکار عمومی هنگامی با حسین فریدون آشنا شد که وی در کنار برادرش در کارزارهای انتخاباتی ۹۲ حاضر می شد یا در عکس‌ها با بادبزن برادر را خنک می کرد. بعدا از وی در جریان مذاکرات هسته‌ای به عنوان فرد حاضر به عنوان عضو تیم مذاکره کننده و معتمد رئیس دولت مکررا یاد شد. حتی وی در جلسات هیئت دولت نیز دیده شده است بدون این که منصب خاصی در کابینه داشته باشد. عکس‌های پسر وی در خارج کشور در حالی که مثل دیگر جوانان در کشورهای غربی با دختران عکس‌های صمیمی می گیرد منتشر شده است. حسن روحانی وی را به عنوان نماینده‌ خود به دیدار و عیادت افراد مختلف (از روحانیون نزدیک به خامنه‌ای تا مصطفی تاجزاده و مهدی کروبی) و بازدید از مراکز دولتی می فرستند.

روسای دولت در جمهوری اسلامی معمولا با این توجیه که به برادرانشان اعتماد دارند آنها را به مقامات عالی رتبه می گمارند. این توجیه از مبانی خویشاوند سالاری در ایران است. با این توجیه است که قشر حاکم بر ایران مجموعه‌ای از روابط خویشاوندی و محفلی را در خود گرد آورده است.

روسای دولت در جمهوری اسلامی معمولا با این توجیه که به برادرانشان اعتماد دارند آنها را به مقامات عالی رتبه می گمارند. این توجیه از مبانی خویشاوند سالاری در ایران است. با این توجیه است که قشر حاکم بر ایران مجموعه‌ای از روابط خویشاوندی و محفلی را در خود گرد آورده است.

سنت برادر- سالاری

از سنت‌هایی که هاشمی رفسنجانی پایه گذار آن در مقام ریاست جمهوری (پس از حذف نخست وزیری) بود این بود که خویشاوندان نزدیک رئیس دولت بالاخص برادران به مقامات عالی دست یابند. در دوره‌ وی برادر (محمد هاشمی، رئیس سازمان صدا و سیما)، نزدیکان همسر (حسین مرعشی، معاون رئیس جمهور)، پسر (مهدی، رئیس سازمان بهینه سازی مصرف سوخت )، دختران (فائزه، عضو مجلس و رئیس فدراسیون ورزش زنان و فاطمه رئیس بنیاد امور بیماری‌های خاص) و دهها عضو دورتر خانواده‌ وی در مقامات دولتی و عمومی حضور داشتند. پس از ریاست جمهوری و در دوران ریاست بر مجمع تشخیص مصلحت پسر دیگر وی محسن هاشمی به مدت ۱۳ سال مدیر عامل شرکت متروی تهران بود. غیر از مقامات عالی، اعضای خانواده‌ رفسنجانی از هر فرصتی برای از آنِ خود سازی امکانات عمومی استفاده می کردند. در سفری تحقیقاتی به سواحل استان سیستان و بلوچستان (با حمایت سازمان شیلات) با یکی از عموزاده‌های رفسنجانی برخوردم که برای خرید تاسیسات شیلات به این استان آمده بود.

محمود هاشمی رفسنجانی، برادر کوچک اکبر هاشمی پیش از تاسیس جمهوری اسلامی بخشدار کهک قم بوده و در ۲۹ اسفند۱۳۵۷ به سمت فرماندار منصوب می شود. او پس از یک سال فعالیت به عنوان فرماندار قم درخواست انتقال می دهد و در مقطع کوتاهی مسئولیت اداره اسناد محرمانه وزارت امور خارجه به او محول می شود. در ادامه مسئولیت بخش خاورمیانه وزارت امور خارجه به او داده می شود. با آمدن دولت احمدی نژاد نیز بازنشسته می شود. از شغل رسمی احمد هاشمی رفسنجانی برادر دیگر اکبر هاشمی اطلاعی در دست نیست اما وی از موسسات مختلف دولتی و عمومی بازدید کرده و خبر بازدید وی در رسانه‌ها منتشر می شده است. از فعالیت‌های برادر دیگر اکبر هاشمی یعنی قاسم خبری در دست نیست.

خاتمی برادرش علی را به مقام ریاست دفتری منصوب کرد. برادر دیگر و خواهر زاده‌اش (محمد رضا تابش)عضو مجلس بودند. قبل از انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری و انتخابات مجلس ششم حتی فعالان اصلاح طلب اسم برادر وی محمدرضا را نشنیده بودند و وی یکباره نامزد انتخابات و نائب رئیس مجلس شد.

این برادران چهره‌ سیاسی یا حرفه‌ای مستقلی نداشته‌اند و تنها در سایه‌ برادرانشان شناخته شده بودند. به همین دلیل با کنار رفتن برادران، آنها هم به حاشیه رفته‌اند.

احمدی نژاد تنها برادرش داوود (اطلاعاتی سابق) را به مقام ریاست بازرسی نهاد ریاست جمهوری و دامادش مهدی خورشیدی را به مقام دبیری شورای مشاورین رئیس‌جمهور و ریاست سازمان ملی استاندارد رساند (اعضای دیگر خانواده نیز بی‌نصیب نماندند). روحانی نیز برادرش (حسین فریدون) را به عنوان دستیار ویژه‌ی رئیس جمهور منصوب کرد.

این شبکه‌ی روابط خانوادگی حتی بدون آن که در دادگاهی ثابت شود که اینها منابع عمومی را تاراج و از قدرت سوء استفاد کرده‌اند فسادبرانگیز است. هیچ یک از این افراد بر اساس شایستگی به مقامات مربوطه دست نیافتند و و معاملات و رابطه‌ آنها با مراکز قدرت و بخش شبه دولتی و خصوصی نیز شفاف نبوده است.

با آن که از علی خامنه‌ای به عنوان چهره‌ای متفاوت از جهت فساد و خویشاند سالاری و سوء استفاده از قدرت در ایران یاد می شود (یا برخی اصولا از وی در این زمینه‌ها یادی نمی کنند) برادران وی نیز مقامات مختلف حکومتی و شبه دولتی را اشغال کرده‌اند: حسن از مدیران ارشد وزارت نفت در انواع دولت‌ها بوده است؛ محمد رئیس بنیاد ملا صدراست که سالانه میلیاردها تومان بودجه دولتی دریافت می کند. او هشت سال نیز عضو مجلس بود. برادر دیگر وی هادی ۱۶ سال عضو مجلس بوده است. برادران لاریجانی نمونه‌ای دیگر از این سنت برادر سالاری است.

سه وجه اشتراک و تفاوت

اگر به سوابق چهار برادر چهار رئیس جمهور در مقامات بالای کشور نگاه کنیم سه وجه اشتراک و تفاوت را میان آنها در ۲۸ سال گذشته می توان مشاهده کرد:

۱. این برادران چهره‌ سیاسی یا حرفه‌ای مستقلی نداشته‌اند و تنها در سایه‌ برادرانشان شناخته شده بودند. به همین دلیل با کنار رفتن برادران، آنها هم به حاشیه رفته‌اند. در سال‌های اخیر نامی از علی خاتمی، محمد هاشمی، و داوود احمدی نژاد شنیده نشده است (غیر از سکته‌ی آخری در دیماه ۹۵). حتی محمد رضا خاتمی که زمانی دبیر کل جبهه مشارکت بود با فشارهایی که بر برادرش (به عنوان یکی از سران فتنه) وجود دارد کاملا در غیبت به سر می برد. همین سرنوشت در انتظار حسین فریدون پس از پایان دوره‌ حسن روحانی است.

۲. محمد هاشمی و علی و محمدرضا خاتمی چهره‌های امنیتی نبودند (در حدی که می دانیم) اما داوود احمدی نژاد یکی از نیروهای امنیتی سپاه بود. حسین فریدون نیز رابطه‌ بسیار نزدیکی با نیروهای امنیتی دارد و قبل از سال ۹۲ در وزارت اطلاعات مشغول به کار بوده است. علت این تحول آن است که اکبر هاشمی و محمد خاتمی خود چهره‌های امنیتی نبودند اما محمود احمدی نژاد و حسن روحانی پیش از زیاست دولت بیشتر چهره‌های نظامی و امنیتی بودند تا چهره‌های سیاسی. به نظر می آید امنیتی و نظامی تر شدن ساختار حکومت به نهاد ریاست جمهوری نیز بسط یافته است.

۳. افزایش بی‌سابقه‌ فسادهای مالی و بانکی در یک دهه‌ اخیر گریبان انتخابات ریاست جمهوری (در تهیه منابع برای تبلیغات) و نهاد ریاست جمهوری را نیز گرفته است. محمد هاشمی، علی خاتمی و داوود احمدی نژاد کمتر مورد اتهام‌های مرتبط با امور اقتصادی و مالی قرار گرفتند (سوء استفاده از قدرت ویژگی همه‌ مدیران جمهوری اسلامی بدون استثناست) اما حسین فریدون به گونه‌ای رفتار می کند که این اتهامات به سادگی گریبانش را می گیرد و او هراس چندانی از این موضوع ندارد.

----------------------------------------------------------

یادداشت‌ها و مقالات، آرای نویسندگان خود را بازتاب می‌دهند و بیانگر دیدگاهی از سوی رادیو فردا نیستند.

دیدگاه شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG