«با یک نظامی در حین بازداشت صحبت کردم، او حتی نامش را هم به من گفت. اما من از ذکر نامش معذورم. از او پرسیدم چه طور است که شما به حرمت لباستان و به عرق صنفی تان برنمیخورد که اجازه میدهید یک عده لباس شخصی بیایند وسط محل کارتان و از این جنایتها بکنند؟ به من گفت اولا تکرار اصطلاح لباس شخصی جرم است. دوما فکر نکنید که دست ما به جایی بند است، دل ما هم خون است. از یک سو از ملت میخوریم از سوی دیگر هم میبینید که ناچاریم چه وضعیتی را تحمل کنیم.»
افرادی که شما را مورد ضرب و شتم قرار میدادند درجه دار بودند؟ لباس نظامی داشتند؟ چه مقام و منصبی داشتند؟