شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۶:۵۹ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

«موضع آلمان در تجارت با ایران بیشتر به چین نزدیک است تا غرب»

اندازه متن - +
دیتر ولف، از تحلیلگران سیاسی و روزنامه‌نگاران آلمانی است که در مورد رابطه تجاری شرکت‌های آلمانی با ایران و موضع‌گیری دولت این کشور در مورد تحریم‌های علیه تهران تحقیق کرده‌است. وی در گفت‌وگویی به رادیو فردا می‌گوید «موضع دولت آلمان بیشتر به چین و روسیه نزدیک است تا غرب.» دیتر ولف می‌افزاید در واقع موضع‌گیری آلمان در قبال تحریم علیه تهران بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا عملی:

شما برای تحقیق در مورد شرکت‌های آلمانی طرف معامله با ایران تقریبا ۹ ماه وقت صرف کرده‌اید. چرا این موضوع برای شما اهمیت دارد؟

ولف: من معتقدم در آلمان اطلاعات و اخبار چندانی در این زمینه منتشر نمی‌شود و این در حالی است که آلمان یکی از شرکای تجاری بزرگ و مهم ایران است. در حال حاضر چند هزار شرکت آلمانی در حال معامله با ایران هستند. درعین حال دولت آلمان طی چند سال اخیر موضوع سیاست موسوم به «عدم تشویق» معامله با ایران را مطرح کرده‌است. به همین خاطر کنجکاوی من جلب شد تا بدانم که این سیاست دولت آلمان تا چه حد اجرا شده و موفق بوده و آیا تحت تاثیر آن، مناسبات شرکت‌های آلمانی با ایران کاهش یافته‌است یا نه. چون در این زمینه اخبار چندانی در دسترس نبود تصمیم گرفتم که خود شخصا این تحقیقات را آغاز کنم.

شما در جایی گفته‌اید که سیاست دولت آلمان مبنی بر «عدم تشویق» معامله با ایران این است که دولت خیلی ساده به شرکت‌ها می‌گوید لطفا با ایران معامله نکنید و اگر هم معامله می‌کنید سرو صدای آن را در نیاورید. ظاهرا این سیاست هیچ تاثیری نداشته و بیشتی برای ارضاء افکار عمومی بوده و جنبه تبلیغاتی داشته‌است.

به اعتقاد من در نهایت و از نظر اجرایی و عملی این سیاست صرفا جنبه تبلیغاتی داشته‌است. چون برای نمونه اگر به تازه‌ترین آمارهای تجارت خارجی که توسط دولت آلمان منتشر شده نگاهی بیاندازید می‌بینید که حجم تجارت بین آلمان و ایران طی سه ماه اول سال جاری میلادی به نسبت همین دوره در سال قبل ۹ تا ۱۰ درصد افزایش یافته‌است.

بنابراین «عدم تشویق» خود به تنهایی به جایی نخواهد رسید و حقیقت این است که دولت آلمان طرفدار فعالیت بیشتر شرکت‌های آلمانی در خارج و انعقاد قراردادهای بیشتر حتی با ایران است. برای محدود کردن و یا کنترل معاملات با ایران حکومت آلمان باید مقررات مشخص و جدی را بررسی و تصویب کند اما این کار را تاکنون انجام نداده‌است.

آلمان کشوری است با مناسبات بازار آزاد در نتیجه فکر می‌کنید در یک چنین نظامی دولت می‌تواند یک چنین محدودیت‌هایی را به مراکز اقتصادی تحمیل کند؟ به عنوان مثال پس از تصویب چهارمین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران چند شرکت بزرگ آلمانی از جمله زیمنس اعلام کردند که معاملات خود را با ایران متوقف خواهند کرد. فکر نمی‌کنید که این موضوع بیشتر به رابطه بین بخش خصوصی و حکومت کشورها بستگی دارد؟

در نهایت به نظر من مهم این است که حرف آخر را کی می‌زند. در مسائل مهم بین‌المللی مثل خطر هسته‌ای ایران نکته در این است که چه مرجعی باید تصمیم‌گیرنده نهایی باشد. آیا مرجع تصمیم‌گیری مقامات و مدیران سیاسی هستند و یا مراکز اقتصادی و تجاری؟

مشکل فقط آلمان هم نیست. البته همه این کشورها مدعی‌اند که در چهارچوب نهادها و مقررات بین‌المللی مثل مصوبات سازمان ملل متحد به تعهدات خود و موضوع تحریم ایران پایبند هستند. اما حقیقت این است که از نظر انجام یک اقدام مشخص علیه حکومت ایران سازمان ملل متحد واقعا نهاد و ظرف مناسب نیست. چون در شورای امنیت سازمان ملل متحد برخی از اعضای دائم و دارای حق وتو چندان با اعمال فشار بر ایران موافق نیستند. البته در سال جاری روسیه و چین تا حدی به مواضع غرب در این زمینه نزدیک شده‌اند.

به طور کلی سازمان ملل متحد نهاد مناسبی برای اعمال فشار به ایران نیست. اگر خاطرتان باشد در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ دولت‌های فرانسه و بریتانیا سعی داشتند که پیش‌نویس یک قطعنامه برای تحریم‌های جدی‌تر علیه ایران را به بحث بگذارند. دلیل عدم موفقیت آن طرح مواضع دولت آلمان بود که در آن مورد به جای توافق و نزدیکی با شرکای اروپایی خود این کشور با دولت‌هایی نظیر روسیه و چین نزدیکی بیشتری داشت. به دلیل حجم گسترده تجارت آلمان با ایران حداقل در چهارچوب اروپا این آلمان است که می‌تواند عامل اصلی در تشدید تحریم و فشار بر ایران باشد نه بریتانیا و فرانسه که تجارت کمی با ایران دارند.

آیا فکر می‌کنید که دولت آلمان هنوز هم با روسیه و چین نزدیک‌تر است؟

بله وقتی که موضوع اقدامات عملی و اجرایی است فکر می‌کنم که در برخورد با ایران، آلمان به چین و روسیه نزدیک‌تر است.

یک گروهی به نام «بمب را متوقف کنید» در آلمان و اتریش فعالیت دارد و هدف اصلی آن اعمال فشار به دولت و شرکت‌های آلمانی برای متوقف کردن تجارت در زمینه‌هایی است که کاربرد دوگانه دارند. تاکنون اقدامات این گروه چه‌قدر موفقیت‌آمیز بوده است؟


این گروه، بسیار کوچک است. مشکل در این است که مسئله معاملات با ایران چندان در فضای سیاسی آلمان مطرح نیست و سیاست‌مداران آن کشور و یا افکار عمومی مباحثه چندانی در این زمینه ندارند. ولی در هر حال این گروه که شاید در مجموع ۴۰ یا ۵۰ نفر هستند به نسبت تعداد فعالان خود دستاوردهای خوبی داشته‌اند. یکی از کارهایی که انجام می‌دهند خرید چند سهم از سهام شرکت‌های بزرگ مثل زیمنس است و به این ترتیب می‌توانند به مجامع عمومی سهامداران این شرکت‌ها رفته و با طرح نظرات و سئوالات افشاگرانه تا اندازه‌ای روی تصمیمات هیئت مدیره این شرکت‌ها تاثیر بگذارند. اما در فضای کلی جامعه و افکار عمومی آلمان این گروه کوچک نمی‌تواند تاثیر چندانی داشته باشد.

آیا این درست است که شرکت‌های آلمانی اطلاعات چندانی در مورد معاملات خود با ایران منتشر نمی‌کنند و دولت آلمان هم واقعا طرفدار تحریم‌های سخت‌گیرانه علیه ایران نیست؟ نقش رسانه‌های آلمان چیست؟ آیا آنها گزارش‌های مستند و تحقیقی در این زمینه تهیه می‌کنند؟ آیا اصلا روی این موضوع تمرکز دارند؟

نه خیر. در رسانه‌ها این موضوع انعکاس چندانی ندارد. گاهی اوقات اینجا و یا آنجا خبری و یا نکته‌ای مطرح می‌شود ولی هیچ‌یک گزارش‌های عمیق، جدی و همه‌جانبه‌ای نیستند. در کل باید گفت که در آلمان یک بحث جدی، کاربردی و عمومی در مورد خطر هسته‌ای ایران وجود ندارد. چند گروه کوچک هستند که در مورد این مسئله تحقیق و بحث می‌کنند ولی بیشتر یک فعالیت محدود و درونی است. هیچ بحث جدی بین احزاب سیاسی و یا در رسانه‌ها دیده نمی‌شود و این حالت، انعکاس جامعه و افکار عمومی به طور کلی است.

به عبارت دیگر آلمان‌ها فکر نمی‌کنند که این موضوع یک خطر جدی است و یا اصلا این موضوع را مربوط به خود نمی‌دانند؟

اگر شما در نظرسنجی از مردم آلمان بپرسید مسلما جواب اکثریت مردم آن کشور این خواهد بود که ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد. اما این‌که چگونه می‌توان به این هدف رسید و چه اقداماتی برای این کار باید انجام داد این نوع مسائل هیچگاه مورد بحث قرار نمی‌گیرد.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: مازیار حقوقی از: France
۱۶ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۶:۱۱
ضمن اینکه آلمان سر پل و ملاء دیگری برای پول شویی و دپو کردن مبالغ بسیار هنگفتی از اموال غارت شده ملّت ایران توسط مقامات رده بالا رژیم میباشد. طبق خبر موثقی تنها قسمتی از اموال 36 میلیارد دلاری رهبر دزد و تبهکار رژِیم یعنی علی خامنه ای در این کشور, بانکی در شهر نه چندان بزرگ Regensburg در ایالت باواریا( بایرن) آلمان میباشد که توسط لابیها و دلالان دفتر رهبری بدانجا منتقل و در حساب ویژه ای سپرده شده است. افتتاح کننده این حساب هم مجتبی خامنه ای می باشد. مقاومت ایران بارها به این امر یعنی غارت اموال عمومی توسط دزدان اسلامی! حاکم و دپو کردن آنها در غرب به دولتها و سیاستمداران مسئول هشدار داده است. من در اینجا از همه کسانی که خود را در کنار مبارزات آزادی خواهانه مردم ایران می بینند, می خواهم که بخصوص به این امر یعنی خروج نجومی ارز و اموال ملّی حسیسیت ویژه نشان دهند و در هر کجا که هستند, به محض آگاه شدن از این امر, مسئولین اپوزیسیون را در جریان امر قرار بدهند تا در آینده پس از سرنگونی حکومت خوکان خائن اسلامی در ایران, با پشتوانه قوانین و حقوق بین الملل اقدام در منجمد کردن این حسابها و بلوکه کردن این سرمایه های عظیم چند صد میلیارد دلاری و بازگشت آن به ایران در چشم انداز باشد.

توسط: aa از: iran
۱۶ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۴:۵۰
بابا اينها همشه اش ابزاري است در دست سلطه جويان اخوند. مجاهد . كمونيست حزب ا...و سپاه و اينها براي فريب مردم عوام كه كم نيستند هست.
اي مردم درك خود را بالا ببريد.

توسط: مازیار حقوقی از: France
۱۶ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۳:۲۵
آلمان نزدیک به سه دهه است که به منزله سرپل سیاسی- اقتصادی روابط استراتژیکی را با رژیم آخوندی بر قرار کرده است. این کشور که بعد از رخوت ناشی از جنگ جهانی دوم و پیامدهای سیاسی آن, آهسته شروع به فعال کردن سیاست خارجی خود در جهان اسلام کرده است, اساس سیاست خارجی خود در رابطه با این امر و پیشبرد این سیاست را بر بالهای جمهوری اسلامی ایران و حزب الله لبنان یعنی دو هسته فاشیستی- تروریستی بنا نموده است, به عبارت دیگر به این دو بعنوان شریک استراتژیکی خود می نگرد. در آن روی سکّه سکوت شرم آور و تبهکارانه مدیای این کشور در قبال سرکوبهای گسترده جنبش مردمی و یا سکوت و بایکوت مطلق مدیا و مطبوعات این کشور در قبال پیروزیهای درخشان سیاسی- حقوقی اپوزیسیون اصلی و نیرومند رژیم یعنی شورای ملّی مقاومت ایران در صحنه های بین المللی را تنها از این زاویه می شود دید. ساستوداران کروپت و شارلاتان این کشور که تنها لایق لقب کوتوله های سیاسی! می باشند, بسیاری از آنها در ملاء کاری و حوزه های انتخاباتی شان طرحها و پروژه های رژیم را با کمک لابیهای رژِم به پیش میبرند. نمونه های زیادی میتوان از آنان نام برد. از یوشکا فیشر وزیر امورخارجه فاقد دیپلم دبیرستانی گرفته تا محسن مسرّت شاه ماهی لابیهای رژِیم تا پرفسور کای حافظ در دانشگاه ارفورت و.........این قصّه سر دراز دارد!

توسط: سینا
۱۶ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۲:۳۷
البته این اقا فرشید منظورش از مردم ایران جیب اقا فرشید هست. ولی تند نرو داداش این فقط المان نیست با جیب جنابعالی دوست قدیمی هست انگلیس و خیلی ممالک دیگر هم از چپ و راست و زیر و رو با جیب جنابعالی دوستی و بده بستان دارند

توسط: ستاررخشا
۱۶ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۰:۵۷
با سلام روابط تاريخي ايران و آلمان درسطح بالا وجود داشته است وآلمان با داشتن چندين شرکت مستقر در چين و تبادلات اقتصادي با روسيه و کشورهاي جديد تاسيس آسياي ميانه و قفقاز همان سياستهاي کنترل جاده ابريشم را دولت آلمان در سر داشته و همچنان ادامه دارد و تاثير گذاري در سياستهاي اتحاديه اروپااز جنبه موفقيت آميز آلمان است که به نظر مي رسد فاکتور اقتصاد قوي تر از عامل سياسي چربيده است بنابراين اين کشور نمي خواهد بازار بزرگ اقتصاد ايران را ازدست بدهد و با قرار دادن ايران به عنوان شريک تجاري شاهراه نگاه به شرق را همچنان حفظ خواهد کرد

توسط: زهره
۱۶ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۳:۴۷
خسته نباشید، آقای البرزی. کاش اشاره ای هم به منبعتان می کردید. چون تا دلتان بخواهد در آلمان دیتر ولف روزنامه نگار وجود دارد. اما این نکته که سیاستمدار های ایرانی پرچمداران یک حرکت سیاسی در دنیا باشند نکته ی جالبی است ولی چندان هم به مذاق سیستم سیاست جهانی بد نیامده. منظورم به این دست آورد است که تا آنجا که می شود بافت و دوخت ولی بر تن نکرد. تا می توانی در سخن تبلیغ آزادی و انسانیت کن و در عمل... البته ریشه ی آن شاید خیلی قدیمی تر از حکومت اسلامی ایران باشد.

توسط: farshid از: iran
۱۶ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۳:۰۱
با درود
گویی برخی نمی دانند که المانها خود اگاه به ارتباط تاریخی ایران و المان هستند و این مردم ایران بودند که ناجوانمردانه توسط غربیان متمدن غارت شدند المان در سالهای اخیر به واسطه شرایط بین الملل مجبور به کم کردن روابطش با ایران شده و مردم ایران به خود می بالند که دوستی به نام المان در کنار خود داشته باشند هر چند امروز نمی توانند به اسانی با این دوست خود دوستی کنند .

توسط: آینده
۱۶ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۱:۳۱
المان هادر اينده زحمت زيادي خوهند داشت تا اين سياست دوستي بلا قيدوشرط با اخوندها را به مردم ايران توجيه کنند

توسط: Farbod از: Stuttgart, Deutschland
۱۵ ۰۶ ۱۳۸۹ ۲۱:۵۱
در حالي که موضوع سنگسار خانم اشتياني در دو هفته اخير بارها در صدر اخبار خبرگذاريهاي بين المللي قرار داشت, در المان اين جنايت در رسانه هاي بزرگ المان مثل برنامه هاي اول و دوم تلويزيون بطور شرم اوري مسکوت گذاشته شد. يهودي ستيزي شديد جامعه المان و طرفداري احمدي نژاد از تز مظلوميت المان در "نمايش هولوکاست"و صد البته در صد بالاي چربي در معاملات با اخوندها همه عواملي هستند که الماني ها به اخوندها به عنوان شريک اقتصادي و سياسي غير قابل اغماض بنگرند.
البته براي خالي نبودن عريضه هر چند گاه يکبار خانم مرکل يا اقاي وستروله خجولانه نقي هم به اخوندها مي زنند که حتي اين مواد نادر هم در رسانه هاي الماني منعکس نمي شوند.
دولتهاي المان از کوهل و شرودر گرفته تا همين خانم مرکل همگي سياست مزورانه حمايت از جمهوري اسلامي دنبال کرده اند.
موجه و مشروع نشان دادن حکومت اسلامي در راديو و تلوزيون ,سانسور اخباري از ايران که مي توانست چهره واقعي رژيم را افشا کند مثل شمار اعدامها سنگسار ها اعتراضات و اعتصابات کارگري و دانشجويي و حمايتهاي انها از سياست وقت کشي در قضيه اتمي موارد اشکار اين مدعي مي باشند.
موارد پنهاني اما همين تحت نظر داشتن ايرانيان مخالف تا بستن راههاي ابراز نظر مخالفان در مديا هاي پر بيننده و شرکت در بحثهاي تلويزيوني (جربه شخصي)و دادن اطلاعات تاکتيکي به ماموران رژيم.
المان هادر اينده زحمت زيادي خوهند داشت تا اين سياست دوستي بلا قيدوشرط با اخوندها را به مردم ايران توجيه کنند.

توسط: نام مستعار
۱۵ ۰۶ ۱۳۸۹ ۲۰:۰۲
گفتگوي بسيار خوبي بود. اميدواريم سياستمداران آلماني به اين نكات توجه كنند