پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۱:۱۴ - ۹ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

فرد هالیدی: جمهوری اسلامی در ضدیت با مدرنیسم شکل گرفته است

فرد هالیدی، استاد روابط بین‌الملل و کارشناس مسائل خاورمیانه
اندازه متن - +
امسال بیستمین سال فروپاشی نظام‌های کمونیستی در شوروی سابق و متعاقب آن کشورهای اروپای شرقی است. فرد هالیدی استاد روابط بین‌الملل و کارشناس مسائل خاورمیانه در مقاله‌ای در نشریه اینترنتی «اوپن دموکراسی» تحت عنوان «کمونیسم چه بود» به بررسی میراث این نظام ایدئولوژیک و توتالیتر می‌پردازد.

فرد هاليدی در مقاله خود به مسايلی در نظام کمونيستی شوروی و اقمارش اشاره می‌کند که خاص اين جوامع هستند، اما در کنار آن به مسايل عامی اشاره دارد و می‌گويد تمام نظام‌های ايدئولوژيک و توتاليتر در آن شريک هستند.

آقای هالیدی در گفت‌وگو با رادیو فردا در پاسخ به سؤالی در مورد شباهت‌های نظام جمهوری اسلامی با کمونیسم می‌گويد: «ايدئولوژی اسلامی خمينی و اسامه بن لادن مفاهيم مهمی را از کمونيسم به عاريت گرفته‌اند و در برخی موارد کاملاً آگاهانه اين کار را انجام داده‌اند؛ مفاهيمی چون انقلاب خشونت‌آميز از سوی پيشتازان ايدئولوژی برای به وجود آوردن دنيايی جديد، ترغيب احساسات ضدغربی يا ضد امپرياليستی، خواست تغيير ساخت‌های اجتماعی از طريق تغيير نظام آموزشی، وضعيت زنان و غيره».

فرد هاليدی می‌افزايد: «اگر به جمهوری اسلامی نگاه کنيد می‌بينيد آنگونه که ديپلمات‌هايشان را تعليم می‌دهند يا رسانه‌ها را در دست می‌گيرند و حتی آن طور که محاکمات نمايشی ترتيب می‌دهند و دستگيرشدگان را وادار به دروغ گفتن می‌کنند، همه اينها از نظام‌های کمونيستی عاريه گرفته شده است. من فکر می‌کنم به همان دليلی که نظام شوروی موفق نشد، نظام ايدئولوژيک اسلامی نيز موفق نخواهد شد«.

اما فرد هاليدی همان طور که در مقاله‌اش ظهور کمونيسم را واکنشی به نابرابری‌های نظام سرمايه‌داری می‌داند، معتقد است در مورد جمهوری اسلامی نيز وضعيت جامعه ايران در زمان انقلاب و موقعيت آن در جهان شرايطی را به وجود آورد که خيلی‌ها به آن اعتقاد پيدا کردند. به همين دليل نمی‌توان جمهوری اسلامی را فقط يک اشتباه دانست، بلکه اين نظام حاصل احساس نياز برای به وجود آوردن تغيير و جهانی متفاوت بود.

فرد هاليدی در مقاله خود مطرح می‌کند که کمونيسم مانند ليبراسيم حاصل مدرنيسم و دنيای مدرن بود، اما جمهوری اسلامی درست عکس آن و در ضديت با مدرنيسم شکل گرفت.

وی در پاسخ به اين سؤال که آيا اين تفاوت فقط ظاهری است، می‌گويد: «انقلاب اسلامی به اين دليل رخ نداد که ايران جامعه‌ای سنتی بود. شما نمی‌توانستيد در زمان آقا محمدخان يا فتحعلی شاه و يا حتی در زمان انقلاب مشروطه، جمهوری اسلامی را برقرار کنيد. يکی از دلايلی که انقلاب اسلامی رخ داد آن بود که ايران داشت به جامعه‌ای مدرن تبديل می‌شد، با تمام بحران‌هايی که جوامع مدرن با آن روبه‌رو هستند. به عبارت ديگر انقلاب اسلامی مانند انقلاب کمونيستی ارتباط مستقيم به پديده مدرنيسم و بحران مدرنيسم دارد، اما راه حل و پاسخی که جمهوری اسلامی برای اين بحران داشت پاسخی غلط بود».

وی با تأکيد بر اين مسئله که مهم‌ترين وجه تشابه نظام کمونيستی و جمهوری اسلامی آن است که هر دو گور خود را می‌کنند، می‌افزايد: «کمونيسم موفق نشد، چون مردم با سواد شدند و چشم جامعه به جهان باز شد و به همين دليل شرايطی به وجود آمد که مردم از ايده‌ها و حرف‌های انقلابی خسته شدند. اکنون همين اتفاق در ايران رخ داده است و امروز ايران جامعه‌ای به مراتب با سوادتر و آگاه‌تر از ۳۰ سال پيش است، زنان به خواست‌های خود آگاهند و جوانان با جهان در ارتباط، مردم ايران از جمهوری اسلامی خسته‌اند و خواهان تغيير اين نظام هستند ولی اين تغيير به اين آسانی نيست».

فرد هاليدی در مقاله خود نتيجه می‌گيرد اگرچه کمونيسم شکست خورد، اما ميراث مثبتی از خود به جا گذاشت و جامعه سرمايه‌داری را مدرنيزه و متعادل کرد.

وی در پاسخ اين سؤال که جمهوری اسلامی چه ميراث مثبتی از خود به جا خواهد گذاشت، می‌گويد: «بزرگترين دستاورد جمهوری اسلامی آن خواهد بود که سياست اسلامی را بی‌اعتبار کند و تصور تشکيل نظام اسلامی را به عنوان جانشين از اعتبار بيندازد. کافی است به تظاهرات اخير درايران نگاه کنيد، مردم آزادی‌های فردی و اجتماعی می‌خواهند، رسانه‌های آزاد و تلويزيون آزاد می‌خواهند و دوست دارند بخشی از جهان مدرن باشد. اما بحران کنونی ايران آن است که عده‌ای خواهان اين تغيير نيستند و فعلاً اسلحه و قدرت در دست آنها است».
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: E از: Tehran
۰۹ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۸:۳۹
به نظر من هیچ چیزی بهتر از این نمیتوانست بی ارزشی همه حرفهای ملایان را ثابت کند که بعد از سی سال مرگ بر این و آن آخر بنشینند و مذاکره کنند.

توسط: محمود از: اصفهان
۰۸ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۰:۴۸
مشکل شما و این آقا این است که هنوز در مورد ماهیت و علت شکل گیری انقلاب 57 در توهم بسر می برید.انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرا مدرن بود که نه بخاطر فقر و فشار اقتصادی و نه از نوع انقلاب های کمونیستی به خاطر مسایل اجتماعی از قبیل آزادی و برابری و ... بود.بلکه حرکتی برخاسته از توده ی مذهبی ایران و در راستای ایجاد یک حکومت اسلامی بود و این حرفی است که برخی همانند خانم تدا اسکاچپل خیلی سال پیش فهمید و اقرار کرد ولی برخی از جمله همین آقا سرش را زیر برف کرده و چشمش را بر حقیقت می بندد.ولی در مورد حرکت سبزها باید گفت هیچ همخوانی با انقلاب اسلامی نداشته و از نظر من حرکتی در خلاف جهت آن است. چه بدانند، چه ندانند.

توسط: کوروش
۰۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۲:۵۷
باید ازاقای هالیدی سوال کرد چرا قبلا مدافع چنین اسلامی بود ومقاله های متعددی در روزنامه اطلاعات بچاب رساند انهایی که علاقه مند هستند به روزنامه های ان زمان مراجهه کنند ووقتی در انکلیس به ایشان کفتند ازقرار شما مدافع اسلام ارتجایی وقدرت مدار هستیدو برای اینکه فرق انرا با اسلام ازادی بدانید با اقای دکتر بنی صدر مناظره کنید که ایشان سر باز زد در هرحال نطرات ایشان کویا تغییر کرده ما به فال نیک می کیریم.اما با این تفاوت که به قول اقای دکتر ب. که 30 سال یک پشت می کوید مسیله قدرت است که مصیبت است دست هر کس و هر اسم اسلام.کمونیسم.لیبرالیسم و این موضع است که حاصل 50سال تحقیق ایشان است که قدرت جز در دستان مردم این مشکل را ایجاد می کند.

توسط: جواد از: بریتانیا
۰۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۱:۵۲
این یک تحلیل ناشیانه و سطحی از یک پدیده عمیق در ایران و منطقه است. انقلاب ایران بیش از آنکه ضد مدرنیته باشد ضد استبداد و امپریالیسم بود. مثل اینکه اقای فرد هالیدی از زندانها و اعدامهای حکومت شاه که ایشان آن را نماینده مدرنیته می داند خبری نداشته اند. اینگونه تحلیل ها یا از سر بی اطلاعی و نادانی است و یا کاملا جهت دار قصد القاء چیزی که حقیقت ندارد را دارند. که این احتمال دوم قابل قبول تر به نظر می آید. آنچه امروز هم خمیر مایه حرکت سبزها در ایران را تشکیل می دهد ضدیت با استبداد و عدم تمکین به قوانین موجود است. آقای هالیدی گویا توجه ندارند که علامت سبز یک علامت کاملا مذهبی است. و شعارهای یا حسین میر حسین هم کاملا رنگ و بوی مذهبی دارد و اگر چه عده ای با انگیزه های غیر مذهبی با این حرکت همراه شده اند اما هنوز رهبران این حرکت و اکثریت این حرکت با مذهب و حضور آن در صحنه سیاست مشکلی ندارند.

توسط: mostafa از: Tehran
۰۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۱:۰۶
با نگاهی به تاریخ میتوانیم ببینیم که کشیشها سالها اروپا را به جنگ و خونریزی کشاندن در کشور خودمان موبدان زرتشتی چه ستمها به این ملت نمودن الان در اسراییل انچه میگذرد تکرار همان وقایع است که خاخام های یهودی بر مردم فلسطین روا میدارند که اگر از این کار فارغ شوند برمردم کشور اسراییل این فشار را خواهند اورد . اما راجب این ملاهای ایران بمراتب بدتر از تمام اینها چرا که اینها خودشان را برگزیده از جانب خدا میدانند عدم اعتقادشان به هیچ قاعده و قانونی در جهان باعث شده ظلمشان بیشتر و خونخوار تر از همه در جهان اینها برای بقا از ناموس مردم وجوانان کشور هم نمیگذرند .

توسط: محسن از: تهران
۰۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۷:۴۱
درتکمیل مطالب آقای هالیدی میگویم این یک نبرد تاریخی بین روشنگری و میل به ایستائی کسانی است که دستورالعمل های کهنه را وحی منزل میدانند.جمهوری اسلامی نتیجه تمایل کنسرسیوم جهانی ضدروشنگری است ودنیا بایدبه این مطلب اعتراف کند ومردم ایران رادرکوران این نبردتنها نگذارد.

توسط: مازیار
۰۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۶:۰۸
آقای علی ن ؛ ممنون از گوشزد شما.
با این تفاوت این دو مفهوم مدرنیته و مدرنیزم که اشاره کردید چه برداشت متفاوتی از نظرات آقای هالیدی دارید.؟

توسط: علی ن
۰۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۰:۰۷
من فایل صوتی مصاحبه با هالیدی را گوش کردم. هالیدی چندین بار به مدرنیته اشاره می کند, ولی گوینده / مترجم همه را به مدرنیزم ترجمه می کند. این دو مفهوم یکی نیستند و باید در برگرداندن آنها دقت کرد.

توسط: سامان از: تهران
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۳:۱۷
دقیقا، نظام جمهوری اسلامی ایران تلفیق عجیب و غریبی از کمونیسم و شیعه گری متعصب است که ناخودآگاهش عصبیت روستاییِ کپک زده ی تاریخی جامعه ی همیشه در حال سرکوب ایران است!