رادیو به انتخاب شما

بشنوید

مجله شامگاهی

برنامه بعدی

گالری عکس

هفته گذشته از نگاه دوربین

ايران / سياسی

منافع ایران و آمریکا از همکاری با یکدیگر

یک کودک ورزشکار ایرانی بین پلاکارد‌های تیم‌های کشتی ایران و آمریکا در بیست و نهمین دوره مسابقات جام تختی در تهران

۱۳۸۸/۰۱/۱۵
بر پایه گزارش‌ها، باراک اوباما در جریان نشست سران گروه ۲۰ در لندن توانسته است همکاری سران چین و روسیه را در گستره‌ای از موضوعات، از جمله درباره مسئله هسته‌ای ایران و اعمال فشار به این کشور، جلب کند.

این در حالی است که هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، یک روز پیش از شروع نشست لندن، در کنفرانس افغانستان در لاهه هلند، از تمایل ایران به همکاری برای حل مسئله افغانستان تقدیر کرد.

در این رابطه پروفسور پل راجرز، استاد مطالعات صلح در دانشگاه برادفورد بریتانیا، در گفت‌وگو با رادیو فردا به بررسی رویکرد ایالات متحده در قبال ایران می‌پردازد.

رادیو فردا: به نظر می‌رسد که آمریکا سیاست دوگانه‌ای را در قبال ایران دنبال می‌کند زیرا  هم در تکاپوی فشار بیشتر بر ایران است، چنانچه رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، نیز تحریم شدیدتر علیه تهران را تجویز می‌کند، و هم خواهان همکاری ایران در افغانستان است.

پل راجرز: به باور من، جان مايه تلاش‌های آمريکا اين است که می‌خواهد هم زمان دو سياست را دنبال کند، گو اين که اولويت زمانی اجرای اين سياست‌ها متفاوت است.

جلب همکاری نزديک روسيه بخشی از کوشش‌های مصممانه دولت اوباما برای بهبود روابط بين واشینگتن و مسکو است که از سال گذشته در پی بحران گرجستان به سردی گراييد.

در ضمن آمريکا به خاطر بحران اقتصادی و مالی که با آن روبه‌رو است خواستار روابط بهتری با چين است. اما جدا از اين اهداف، اقدامات آمريکا بيشتر برای آن است که راه را برای اعمال فشار بيشتر به ايران در شش تا ۱۲ ماه آينده هموار کند، با نگرش به اينکه انتخابات رياست جمهوری در ايران به زودی برگزار خواهد شد.
 
سياست ديگر آمريکا در رابطه با افغانستان است که واشینگتن و تهران را به نحوی به هم ارتباط می‌دهد. بايد اضافه کنم که همکاری ايران در اين زمينه کاملاً به نفع ايران خواهد بود.

با توجه به مسئله اعتياد و مواد مخدر در ايران و قاچاق اين مواد از افغانستان به نفع ايران است که در برقراری ثبات در افغانستان، چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت با آمريکا همکاری کند.

اما برخی از ناظران می‌گويند که تمايل اوباما برای گفت‌وگو با ايران يک تاکتيک است و عاری از هر گونه بينش دورنگرانه استراتژيک. شايد به خاطر اين شک و ترديد باشد که ايران ملاقات کوتاه محمدمهدی آخوندزاده با ريچارد هالبروک را در هلند بی‌ارزش جلوه داده است. با اين حساب آيا می‌توان از ايران انتظار داشت که در حل مسايل منطقه‌ای، از جمله افغانستان، با آمريکا همکاری کند؟

واقعيت اين است که کار ساده‌ای نخواهد بود. مقام‌های ايرانی هنوز از رفتار آمريکا با آنها، در مقابل همکاری‌هايشان با اين کشور در رابطه با افغانستان، پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ناراحت هستند.

در بين دولتمردان ايران نظرهای مختلفی درباره آمريکا وجود دارد و اغلب آنها تغييراتی در موضع آمريکا مشاهده نکرده‌اند، نه به اندازه‌ای که آنها خواستار آن هستند و به همين جهت محتاطانه رفتار می‌کنند.

يکی از مشکلاتی که دولت آمريکا با آن روبه‌رو است، ترکيب جديد دولت اسرائيل است. اين دولت می تواند برای آمريکا مسئله‌ساز باشد و اين خطر وجود دارد که در صورت عدم پيشرفت اقدامات ديپلماتيک برای حل مسئله هسته‌ای ايران، اسرائيل در ماه‌های آينده به تأسيسات هسته‌ای ايران حمله کند.

دولت اوباما از اين مسئله آگاهی دارد و به باور من اين دولت صادقانه در پی برقراری ارتباط بهتر با ايران است. دولت اوباما از خطر رويارويی ناگهانی با ايران که در مدت کوتاهی می‌تواند از کنترل خارج شود، آگاهی دارد.

رابرت گيتس، وزير دفاع آمريکا، می‌گويد تحريم شديدترعليه ايران کارسازتر از ديپلماسی و گفت‌وگو است. اگر تحريم بيشتری عليه ايران اعمال شود، بعيد است که تهران در حل مسائل منطقه‌ای از جمله افغانستان همکاری کند. آيا اعمال فشار بيشتر به منزله برگشت به دوران رياست جمهوری جورج بوش و سياست دولت او نخواهد بود؟

اين ريسک وجود دارد. درحال حاضر اقتصاد ايران با مشکلات حادی روبه‌رو است و بخشی از اين مشکلات ريشه در تحريم‌های اقتصادی دارد، ولی مسئله اصلی کاهش قيمت نفت است و سوء مديريت اقتصاد ايران از سوی دولت احمدی‌نژاد.

اين امکان وجود دارد که در صورت تشديد تحريم‌ها، محمود احمدی‌نژاد و هوادارانش بيشتر مشکلات اقتصادی را ناشی از اقدامات آمريکا تلقی کنند و اين کشور را مقصر بشمارند و به اين وسيله توجه اذهان عمومی را به سوی ديگری معطوف کنند.

به همين جهت کوشش آمريکا در جلب حمايت ساير کشورها برای اعمال تحريم‌های شديتر اقتصادی عليه ايران کار عاقلانه‌ای نخواهد بود.

به باور من تشديد تحريم‌ها درکوتاه مدت نتيجه معکوس خواهد داد، به ويژه در ماه‌های مانده به انتخابات رياست جمهوری در ايران.

  • به نظر شما منافع مشترک ایران و آمریکا چیست؟
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
    بعدی 
Comments page 1 of 2
توسط: amirhosin از: kermanshah
۱۹ ۰۱ ۱۳۸۸ ۰۰:۰۱
به نظر من ایران منافعش رو فقط در این میبینه که امریکا یا تغییرسیاست بده یا نگه که ما ایرانیان سلاح های هسته ای واتمی داریم در این صورت با منافع امریکا مشترک ودوستی برقرار میکنه که این طور نخواهد شد

توسط: آرشيا
۱۷ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۵:۴۱
مسئله اين است که جمهوری اسلامی با اشغال سفارت آمريکا و با شعار «مرگ بر آمريکا» ,قدرتش را تحکيم کرد و تا به حال حکومت کرده است و با اين شعار خفقان و مرگ را برای مردم ايران به ارمغان آورده است.. اين دولت با هيچ دولت ديگری در تاريخ سياسی قابل مقايسه نيست. با وجود منافع مشترک با آمريکا و بسياری نشانه های ديگر از نظر نفع اقتصادی و سياسی, اين رژيم حتی اگر هم بخواهد نمی تواند با آمريکا روابط دوستانه و حتی عادی داشته باشد. مسئله اين است که اين رژيم برای سرکوب مردم ايران به اين شعار احتياج دارد و بايد از اقرار به هر نوع رابطه عادی با آمريکا احتراز کند, در غير اين صورت زير پايش شل می شود, البته نه از طرف 90 درصد مردم ايران که خواستار نه تنها دوستی با آمريکا که با همه کشورهای جهان هستند, بلکه از سوی سپاه پاسداران و نيروی بسيج که طی سی سال توسط همين شعارها مغزشويی شده اند. بله اگر رهبر جمهوری اسلامی چراغ سبز به اين رابطه بدهند, همين پاسدارها و بسيجی ها زيرآبش را خواهند زد و اين يعنی پايان رژيم اسلامی. بنابراين رژيم اسلامی حتی در مذاکره با آمريکا به دنبال خريدن وقت خواهد بود, تا آن تضمين نهايی که رسيدن به موشک ها و کلاهک های اتمی است به دست آيد. رژيم به اين خيال خام است که به اين وسيله تنها دولت اسلامی ابدی خواهد شد, رژيمی که به خيال سران جمهوری اسلامی قرار است جهان را به سوی امپراطوری اسلامی جهانی سوق دهد,.برای تحقق اين انديشه خام که مردم ايران هرروز بايد از جان و مال خود هزينه بدهند.تاچه موقع؟

توسط: PMC
۱۷ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۵:۰۴
برقراري هر رابطه اي از طرف دولت آمريكا با جمهوري اسلامي مهر تاييدي بر سي سال جنايت حاكميت عليه مردم ايران است و اميدوارم هيچگاه همچنين رابطه اي برقرار نشود.با تشكر.

توسط: اخوان از: تبریز
۱۷ ۰۱ ۱۳۸۸ ۰۹:۵۷
جمهوری اسلامی از نظر استراتزیک شکست خورده تلقی میشود زیرا تمام کشورهای متمدن جهان با ان مخالفند و مردم فهیم ایران هم خواهان تغییر رژیم اند
امریکا نیز استراتزی دراز مدتش تغییر کامل این رژیم توسط مردم ایران است
لذا در حال حاضر امریکا نرمش نشان میدهد تا دنیا خوب بفهمد که این رژیم حرف حق را نمی پذیرد سپس با آماده تر شدن افکار جهانی در جهت حذف کامل این رژیم توسط مردم ایران اقدام نماید

توسط: نادرازالمان
۱۷ ۰۱ ۱۳۸۸ ۰۶:۰۳
با تقديم عرض سلام به كاركنان راديو فردا ودوستاران ايران

بنظرمن صلاح دولت اسلامى ملّت ايران كمافى السّابق حفظ استقلال داخلى وخارجى خود است ونبايستى آلوده بشه. ايران ازديرينه كشورى شيعه٬ ريشه انرا مسلك ومرام تشيّع وضدّامپرى يا ليستى تشكيل ميدهد. لذاست كه انبوهى دشمنان ازقشرهاى مختلف درپشت دروازه ها دارن پاس
ميدهند و ميتونند صدمه خطيرى به پيكره كشور اسلامى ايران بزنند. برانداختن سدّام برجان ايران و درپيرو ان كشت وكشتارهاى مردم بى گناه٬ جريان سلمان رشدى٬ برانگيختن مسلمانها بجان همديگر بعنوان شيعه وسنّى٬ بوجوداوردن
تحريمهاى ديرينه اقتصادى كه هم اكنون نيز ازطريق اقاى اوباما تأكيد وتصويب ومنقوش شد
نمونه بارزيست براين ادّعا.
اين نوع واكنشها پيوسته وجودداشت و همواره نيز٬ گرچه بطرق گوناگون٬ بايران اسلامى تحميل خواهدشد. تنهاراه نجات پايدارى وثبات وپافشارى براستقلال

درارزوى موفّقّيت روز افزون ايران

توسط: مهدی
۱۷ ۰۱ ۱۳۸۸ ۰۰:۲۵
به نظر من اگر ایران از همون اول بجای اینکه به سمت شرق و روسیه می رفت به طرف آمریکا و غرب می آمد (مانند آنچه که درباره تفاوت پیشرفت علمی و صنعتی دو کره می بینیم) آنوقت وضع اقتصادی ما مطمئنا به از این بود.

توسط: جمالی از: بوشهر
۱۶ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۹:۵۰
به نام خدا روابط ایران وآمریکا شبیه گرگ وگوسفندی است که دارای فهم وشعور میباشند گوسفند تا صداقت را به عینه توسط گرگ لمس ننماید باور ندارد که گرگ زورگوئی را کنار گذارده ومی تواند پا پیش بگذارد که توسط گرگ بلعیده نمی شود آمریکا می تواند شروع کننده باشد مثلا نصف دارائی های ایران به منظور حسن نیت به ایران باز گرداند این یک حرکت عملی وخوب است بعد از این عمل چنانچه ایران قدمی بر ندارد اذهان مردم ایران برعلیه دولت ایران وسیاستمداران چیز دیگری خواهد شد

توسط: كامبيز تهراني
۱۶ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۸:۴۷
ضمن سلام به هموطنان و با تشكر از راديو فردا,
بحث سر منافع ايران و آمريكا است. در صورتيكه منظور از ايران حكومت ملاها و ولايت فقيه است, معادله منافع بكلي بي جواب است. يعني هيچ منطقي و رويه رو به پيشرفتي در كار نخواهد بود. زيرا صاحبان اصلي ايران يعني مردم ايران در اين معادله گُم هستند.
در يك كلام آمريكا با اين حكومت تحت هر عنواني كه بنامد در نهايت به جايي نميرسد. يعني نه در افغانستان , نه در عراق , نه در صلح خاورميانه فلسطين و اسرائيل, نه در حزب الله لبنان و بلاخره نه در اتمي اين رژيم با ”مذاكره” (يعني مماشات با آخوند) فقط وقت ميخرد و طرف حساب را فقط مچل ميكند.
سُفره اين حكومت جداي از مردم ايران است يعني مردم در اين منافع دخيل نيستند. بنابراين در صورتيكه دولتهاي غربي و مشخصا آمريكا در پي يك مُداراي بالنسبه پايدار با ايران هستند نميتوانند بدون در نظر گرفتن حقوق ملت ايران كه صاحبان اصلي اين مملكت هستند به نتيجه برسند. حقوق ملت ايران هم در قدم اول ابتدايي ترين حق يعني داشتن آزادي است.
بنابراين دو راه كار ميتواند روي ميز آقاي پرزيدنت اوباما و وزارت خارجه باشد:
1- شرايط را با تعيين زمانبندي براي اين حكومت تعريف كنند:
الف - دست كشيدن از صدرور تروريزم
ب - رعايت حقوق بشر در كشور (يعني دست از سركوب و زندان و شكنجه بردارد تا مردم بتوانند نفس بكشند)
ج – توقف غني سازي (يعني توقف در ساختن بمب اتم)
در صورتيكه اينها را ولي فقيه اجابت كند همه همكاريهاي منطقه اي مورد انتظار آمريكا پي در پي خواهد آمد.
2- اما اگر مُلا پاي چنين منطق و قانوني نميآيد بفرماييد ديگر چه مذاكره اي؟!!! مردم محروم ايران اين وسط دارند تلف ميشوند- شما پس دنبال چي هستيد؟ در اينصورت راه كار دوم يعني هرچه سفت تر كردن حلقه تحريمات بين المللي شامل قطع معاملات نفتي و قطع روابط ديپلماتيك كشورهاي اروپا.
بقيه اش را مردم ايران حل خواهند كرد. زيرا اين كشور مانند ساير كشورهاي همسايه نيست كه برايش دمكراسي از بيرون وارد كنند يعني دمكراسي ايران وارداتي نيست زيرا خودش خميرمايه و سابقه مبارزات آزاديخواهانه صدساله را دارد.
بنظر بنده ولي فقيه اهل راه كار اول نيست. البته چه خوب كه باشد زيرا به محض اينكه بپذيرد ديگر ولي فقيه ي در كار نخواهد بود. بهرحال يك راه كار بيشتر متصور نيست. آقاي پرزيدنت اوباما لطفا اجازه ندهيد ملا شما را نيز به بازي بگيرد چرا كه اين تخصص ملاست.

توسط: حمید از: زیبا شهر
۱۶ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۳:۲۱
این که احمدی نژاد یاچهارتاسرداران پاسداراظهار کنند که جمهوری اسلامی دیگرقدرت جهانی است مسخره آمیز است.واقعیت این است که علاوه بر ارتباط خارجی که قابلیت شرکت در گروه20 در ردیف ترکیه،عربستان،اندونزی آفریقای جنوبی وغیره را نداشت،داخل کشورحتی در سطح غیر دمکراتیک غلغله و نارضایتی است.ین است که اوباما در برابرچنین صفحه شطرنجی قرار دارد.

توسط: بنیامین حسین
۱۶ ۰۱ ۱۳۸۸ ۱۲:۰۱
به جرات می‌توان گفت که تمام منافع ایران در برقراری ارتباط سیاسی و اقتصادی با ایالات متحده است!
در واقع اگر بخشی از منافع ایالات متحده در گستره خاورمیانه خصوصا در ارتباط با افغانستان و عراق و اسرائیل، به ارتباط سیاسی و اقتصادی با ایران بستگی داشته باشد،این ایران است که تمام و کمال و در تمام زمینه‌ها به این ارتباط نیازمند است.
30 سال پیش گروهی دانشجوی مسلمان بی‌تجربه که تحت تاثیر شعارها و احساسات ضد امپریالیستی گروههای چپ مارکسیستی نیز قرار گرفته بودند،دست به اقدام نابخردانه حمله به سفارت آمریکا و گروگان‌گیری دیپلماتهای آمریکایی زدند، اقدامی که به شدت خلاف موازین بین‌المللی بود و از بخت بد روزگار مورد حمایت غیر مدبرانه خمینی مستبد و در سایه شخصیت کاریزماتیک او قرار گرفت.
قطع رابطه سیاسی ایران با آمریکا که نظام مستبد مذهبی خصوصا افراطیون همیشه با شور و شعف خاصی از آن یاد می‌کنند،سرآغاز تمام مصیبتهای سیاسی،اقتصادی،علمی،آموزشی و حتی ورزشی کشور بوده است.
ایران که مدرنیزه شدن را در دوران پهلوی اول آغاز و با شتابی بیشتر در عصر پهلوی دوم در همکاری با کشورهای مدرن غربی خصوصا آمریکا طی می‌کرد،به ناگاه اصلیترین هم‌ پیمان غربی خود را با این اقدام رژیم جمهوری اسلامی از دست داد.
و خلاء ناشی از عدم حمایت سیاسی اقتصادی و نظامی آمریکا از ایران و انزوای سیاسی ایران، شرایط را برای حمله وحشیانه دیکتاتور همسایه غربی آماده کرد،جنگی که خسارتهای فراوان جانی و مالی آن بر کسی پوشیده نیست.( هرچند در ادامه جنگ بخشی از نظام قصد ذوب کردن یخ روابط جمهوری اسلامی و آمریکا را داشتند،اما ماهیت استبدادی افراطی نظام و اختلافات درون نظام، مانع از گشایش دوباره روابط دو کشور می‌شد)
ضررهای ناشی از عدم رابطه سیاسی و اقتصادی با ایالات متحده که مهمترین قطب اقتصاد آزاد و تولید علم در دنیاست بعد از جنگ نیز ادامه داشت و سیاستهای تنشزای جمهوری اسلامی در منطقه به وخامت روابط دو کشور دامن می‌زند.
سوء مدیریتها و رفتارهای افراطیون ایران و معدود تندروهای ایالات متحده مخصوصا در 10 سال اخیر فقط به سود کشورهای فرصت‌طلبی چون روسیه بوده است.
جمهوری اسلامی که همانند چین نتوانست روابط خود را با آمریکا آغاز و آن را بهبود بخشد مهمترین اهرم ارتباط با جهان پیشرفته را برخلاف چین از دست داد و هرروز از جامعه جهانی دورتر و به دلیل تحریمهای ایالات متحده و همچنین عدم سرمایه‌گزاریهای مستقیم شرکتهای مالی و صنعتی غربی، به اقتصاد دولتی و مافیایی آلوده‌تر شد. طوری که در کنار بی‌تدبیریهای حکومت شاهد 30 سال تورمی در اقتصاد بودیم که همواره چند برابر رشد اقتصادی وابسته به نفت بوده است که ماحصل نسبت این دو متغییر اقتصادی باعث گسترش فقر در بین 60 تا 70 درصد مردم شده است.
هرچند که بعید است! اما با توجه به شرایط منطقه وجهان، اگر حاکمان نظام استبدادی، فقط سیاستهای تنش‌آفرین خود در منطقه را کنار بگذارند و با تامل در تجربه سیاسی چین و ایالات متحده و در سایه تامین منافع سیاسی خود و ایالات متحده، اصلاحات اقتصادی واقعی را همانند کشور چین در ایران آغاز کنند، هم مردم ایران، هم مردم ایالات متحده و شاید تمام دنیا پیروزی بزرگی را به دست آورده‌اند!
    بعدی 
Comments page 1 of 2