چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۹:۱۴ - ۸ فوریه ۲۰۱۲

مجله‌های هفتگی / دیدگاه‌ها

نامزدها، برنامه‌ها و سلامت انتخاباتی

انتخابات هشتمین دوره مجلس ایران در اسفند ۸۶ - شیراز

چندرسانه‌ای

صدا
پادکست
عضویتگوگل ریدر
اندازه متن - +
 
ميزگرد هفتگی راديو فرداست و عرصه‌ای برای بحث درباره مسائل عمده سياسی، اجتماعی و فرهنگی که در آن کارشناسان مسائل ايران درباره اين گونه مسائل به بحث يا مناظره می‌پردازند. اين برنامه را در آغاز هفته با نگاهی به پيش و به پس، در روزهای شنبه بعد از خبرهای ساعت ۷ و نيم شب به وقت تهران از راديو فردا می‌شنويد. برنامه «ديدگاه‌ها» چند ساعت بعد در مجله نيمه‌شب پس از خبرها (نيم بامداد) و يک‌شنبه‌ها در مجله نيم‌روزی پس از خبرهای ساعت ١٣ تکرار می‌شود.
 
راه‌های تماس با برنامه «ديدگاه‌ها»:
نشانی ای‌ميل:
  •  didgah@radiofarda.com
شماره پيام‌گير راديو فردا:
  • ۰۰۴۲۰۲۲۱۱۲۴۱۱۳
شماره پیامک‌گیر رادیو فردا:
  • ۰۰۴۲۰۶۰۳۸۷۴۱۵۰
روز شمار موعد برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران به رقم صد نزدیک شده است. تا بازشدن حوزه‌های رأی‌گیری در ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ چه کسانی نامزد انتخابات خواهند شد؟

از جناح اصلاحگرا فعلاً دو نفر نامزدی خود را اعلام کرده‌اند: محمد خاتمی رئیس جمهوری سابق و مهدی کروبی رئیس ششمین دوره مجلس و به طور غیررسمی از میرحسین موسوی نخست وزیر دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق هم نام برده می‌شود. در این میان هنوز وضعیت نامزدی عبدالله نوری که تا پیش از حبسی سه ساله برای مدتی کوتاه در دور اول ریاست جمهوری آقای خاتمی وزیر کشور بود، معلوم نیست.

در جناح مقابل و در اردوی اصولگرایان بجز محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری که سنتاً نامزدی‌اش در دور دوم محرز است، هنوز هیچکس رسماً اعلام نامزدی نکرده است. اما محافل سیاسی نزدیک به این جناح گمان‌هایی را درمورد نامزدی چند چهره شاخص این جناح پیش می‌کشند. از این جمله‌اند: مصطفی پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی کل کشور که تا چندی پیش از بروز اختلاف میان او و احمدی نژاد، وزیر کشور بود؛ محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، و علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی.

جدا از اینکه چه کسانی نامزد انتخابات خواهند شد و آیا هرکدام از دو جناح می‌تواند بر سر نامزد واحدی به توافق برسد، پرسش دیگری که در برخی محافل مطرح است این است که هر نامزد و هر جناح چه برنامه‌ای دارند؟ آیا این برنامه‌ها چنان آرمان‌خواهانه‌اند که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی موجود غیرعملی‌اند و رأی‌دهندگان را ناامید خواهند کرد؟ و یا این برنامه‌ها چنان به واقعیت موجود نزدیکند که رأی‌دهندگانی را که در انتخابات گذشته به صندوق پشت کرده‌اند، جذب نخواهد کرد؟

در این میان کانون مدافعان حقوق بشر در ایران در هفته گذشته خواستار آن شد که همه نامزدها در برنامه خود پیش‌بینی تشکیل وزارتخانه‌ای را با نام وزارت حقوق بشر کنند. علاوه بر این برخی از هم اکنون با استناده به تجربه نهمین دوره انتخابات، خواستار برگزاری انتخاباتی آزاد، سالم و عادلانه شده‌اند و برای تضمین آن پیشنهاد حضور ناظران بین‌المللی را بر سر صندوق‌های رأی داده‌اند. عده‌ای هم از رد صلاحیت نامزدهای مستقل مانند قاسم شعله سعدی، نماینده شیراز در دوره سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی و یا حتی نامزدهای جناح‌های حاکم ابراز نگرانی می‌کنند.

برای بررسی این پرسش‌ها به سراغ سه تحلیلگر سیاسی در تهران رفتیم. مراد ثقفی، مدیر مسئول فصلنامه «گفتگو» چاپ تهران، تقی رحمانی، نویسنده متمایل به طیف «ملی مذهبی»، طیفی که برنامه مرحله‌ای خود را چندی پیش منتشر کرد و محمود یگانلی نماینده ارومیه در مجلس ششم.

نامزدهای متعدد جناح اصلاح‌گرا

آقای یگانلی در پاسخ به این پرسش رادیو فردا که آیا جناح اصلاح‌گرا با یک نامزد واحد وارد میدان خواهد شد، می‌گوید: «فعلاً نه، ولی صورت‌بندی نهایی در اوایل اردیبهشت ماه روشن خواهد شد».

آقای رحمانی نیز می‌گوید: «تجربه‌های پیشین انتخابات نشان داده است که احتمال شرکت اصلاح‌گرایان با یک نامزد خیلی کم است.»

آقای ثقفی هم در این باره می‌گوید که به نظر می‌رسد این کاندیداها همپوشانی ندارند و شاید بهتر باشد که همه آنها باقی بمانند و در دور دوم افرادی که بیشتر مورد استقبال قرار گرفته‌اند به جمع اصلاح‌طلبان برای رفتن به مرحله دوم دعوت کنند. آقای ثقفی بر این باور است که خطر اینکه کسی از آنها به دور دوم نرسد وجود دارد اما کم است.

آغاز رقابت در جناح اصولگرا

آقای یگانلی معتقد است در جناح اصولگرایان با بیش از یک کاندیدا مواجه خواهیم بود. آقای رحمانی نیز با اشاره به تعدد کاندیداها در جناح اصولگرایان معتقد است که هواداران دولت اختیارات و امکانات بیشتری برای تبلیغ دارند تا دیگر کاندیداها.

به باور آقای ثقفی نیز اصولگرایان با بیش از یک کاندیدا شرکت خواهند کرد. آقای ثقفی می‌گوید: به نظر می‌آید آقای احمدی‌نژاد یک مقدار ریزش رأی خواهد داشت، که یا به سود اصلاح‌طلبان خواهد بود یا کاندیدای دیگری از اصولگرایان.

تعدد نامزدها: موجب «افزایش مشارکت» یا «تشتت آرا»؟

آقای یگانلی معتقد است وضعیت داخلی و بین‌المللی حکومت در شرایطی است که مستلزم تغییراتی در سیاست داخلی و خارجی است. چون تمامی جناح‌های حکومت تاکنون امتحان خودشان را داده‌اند بهتر است تعداد بیشتری از مردم در صحنه باشند و حکومت اگر می‌خواهد در انتخابات بیشترین آرای حکومت را جذب کند باید بیشترین تنوع کاندیداها را به صحنه بیاورد تا اقشار مختلف مردم را نمایندگی کنند.

اما آقای رحمانی ضمن مخالفت با این نقطه نظر می‌گوید: آنگونه مشارکت‌های سیاسی در کشورهایی که سنت دموکراسی ریشه‌دارتر است، عملی است، مثل برخورد هیلاری کلینتون با اوباما. ولی در ایران به دلیل اینکه حزب به آن معنی وجود ندارد و همه چیز به فرد بستگی دارد و رقابت‌ها تبدیل به باندبازی می‌شود.

به گفته وی این فضای مسموم در ایران وجود دارد و گروه‌های سیاسی در ایران یک حالت قبیله‌ای دارند تا دموکراسی، و بحث‌ها نهایتاً شخصی می‌شوند.

آقای ثقفی معتقد است که این انتخابات محل تصمیم‌گیری درباره تجربیات چند دهه کشور پس از پایان جنگ خواهد بود؛ تجربیات هاشمی رفسنجانی، خاتمی و احمدی‌نژاد سه تجربه تقریباً متفاوت است که کل امکانات حکومتی را پوشش می‌دهد و این انتخابات محل نتیجه‌گیری این تجارب خواهد بود. هم برای زمامداران هم برای مردم و هم برای اپوزیسیون.

عدم وجود برنامه نامزدها و رجوع به کارنامه جناح‌ها

آقای یگانلی در پاسخ به این پرسش که از کجا می‌توان در جریان برنامه‌های کاندیداها قرار گرفت با توجه به اینکه آنها برنامه‌های مدونی ارائه نداده‌اند، می‌گوید در ایران قدرت جابه‌جا نمی‌شود بلکه جناح‌هایی از حکومت وارد رقابت می‌شوند. کاندیداها تاکنون برنامه‌ای ارائه نداده‌اند. آقای کروبی بیش از پیش بردن برنامه توسعه سیاسی، به نقد حکومت می‌پردازد؛ آقای خاتمی ظاهراً توسعه سیاسی را کنار گذاشته است و معیشت مردم و مسائل اقتصادی را بیشتر مطرح می‌کند و آقای موسوی هم مسایل سیاسی و اقتصادی را از زاویه دید خودش مطرح می‌کند.

آقای رحمانی می‌گوید تنها جریانی که برنامه‌ای ارائه داده است جریان ملی مذهبی‌هاست. مردم برنامه‌های عملی می‌خواهند نه شعار. از اصولگرایان نمی‌شود برنامه‌ای انتظار داشت. حاصل هشت سال اصلاحات و چهارسال تجربه احمدی‌نژاد این است که مردم برنامه عملی می‌خواهند و اعتماد. جناح راست یک سازمان رأی دارد، تشکیلات و شعارهایی که مردمی که رأی می‌دهند به آن شعارها توجه دارند.

آقای رحمانی معتقد است، اگر جناح اصلاح‌طلب بخواهد رأی مردم را جلب کند با شعار ایران برای ایرانی نمی‌تواند موفق شود. آن ۲۰ درصدی که شامل اصناف، معلمان، پزشکان و مهندسان، زنان و اقوام ایرانی است با برنامه‌های عملی می‌آیند و ما باید شاهد این برنامه باشیم که متأسفانه نمی‌بینیم. اگر این بار کسی بخواهد رأی آن اقشار شهری را بیاورد باید یک مقدار از شعار به سوی برنامه عملی و تحققی برود.

آقای ثقفی معتقد است با وجود نبودن برنامه مدون می‌توان تمایز میان کاندیداهای مختلف را دید. اصولگرایان به تقویت جایگاه قوه مجریه بیشتر توجه دارند و تاکنون هم نشان داده‌اند که کار چندانی به قوه مقننه و قضائیه ندارند. درحالی که دولت خاتمی نشان داد که به قوه مقننه اهمیت می‌دهد و مایل است مسایل به شکل حقوقی حل شود.

آقای ثقفی در مورد کاندیداتوری مهدی کروبی می‌گوید: آقای کروبی کاندیدای آشتی و مصالحه است. اما اینکه این توانایی‌ها شکل برنامه مدون به خود بگیرد باید صبر کرد و دید.

مشارکت، سلامت، یأس، امید، قهر و آشتی با صندوق

اما آیا این انتخابات ممکن است عده‌ای که از صندوق‌های رأی در سال ۱۳۸۴ دوری کرده‌اند را ترغیب کند حضور بر سر صنئوق‌های رأی کند و میزان مشارکت در انتخابات را بالا ببرد، یا کسانی را که دغدعه حقوق بشر را دارند متقاعد کند که این انتخابات می‌تواند برخی خواست‌های آنها را برآورده کند؟

آقای یگانلی در پاسخ به این پرسش رادیو فردا می‌گوید: طیف آقای خاتمی و کروبی بیشتر بازگشت به قدرت را مدنظر دارند و نمی‌توانند شعارهایی مانند شعارهای سال ۷۶ را بدهند و بعید می‌دانم که نیروهایی را که از انتخابات قهر کرده بودند، چندان جذب کنند.

آقای رحمانی می‌گوید اگر اصلاح‌طلبان بتوانند تشتت در ذهن مردم ایجاد نکنند و برنامه‌های روشنی بخصوص در زمینه معیشت اقتصادی مردم بدهند، با توجه به اینکه مشکل اقتصادی طبقه متوسط را هم فرا می‌گیرد شاید بخشی از آن ۲۰ درصد آرای خاموش را بتوانند به پای صندوق‌ها بکشانند.

به عقیده آقای رحمانی، در مورد میزان مشارکت همه چیز بستگی دارد به دوره زمانی ۱۵ فروردین تا ۱۵ خرداد. دستگیری‌هایی که از دانشجویان می‌شود و محدودیت‌هایی که برای مطبوعات وجود دارد امیدوارکننده نیست.

آقای ثقفی می‌گوید: تجربه انتخابات مجلس هفتم و همین ریاست جمهوری تجربه‌های منفی بود. یک مقدار زیادی از اعتبار انتخابات کاسته شد و این فکر را به وجود آورد که اصولاً انتخابات چه جایگاهی در کشور دارد. این مسئله باید حل شود. کسانی که در این دو انتخابات اخیر نشان داده‌اند که می‌خواهند جلوی همین حد آزادی انتخاب را بگیرند، به برنامه‌شان ادامه خواهند داد و بستگی دارد که دیگران چقدر با این مسئله مقابله کنند.

آقای ثقفی ادامه می‌دهد: اگر این مسئله در حد رد بدل کردن چند نامه میان زعما باشد، مردم رغبتی نشان نخواهند داد. مسئله تعیین صلاحیت توسط شورای نگهبان و منازعات دیگر تعیین کننده خواهد بود.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: بنیامین حسین
۱۳ ۱۲ ۱۳۸۷ ۱۸:۱۰
متاسفانه بخش اعظمی از 44% مردم روستایی کشور و همینطور اکثریت شهرهای کوچک و متوسط و بخش قابل توجه‌ای از شهرهای بزرگ کشور یا به دلیل درگیری زیاد برای تامین معاش و یا عدم آگاهی در رابطه با مفاهیمی چون حزب سیاسی،دموکراسی،سیستم اقتصاد آزاد،تمدن غرب،تاثیر رشد اقتصادی و تورم قیمتها و افزایش جمعیت بر گسترش فقر و ... عملا از دایره تاثیرگذاری منطقی بر کشور حذف شده‌اند
و برای این اکثریت 70 درصدی جمعیت کشور که از طبقات متفاوت اقتصادی کشورند پیدا کردن رابطه بین حکومت ولایت مطلقه فقیه و مشکلات داخلی و خارجی ناشی از آن کاری مشکل است که با تصور آمدن این رئیس‌جمهور یا آن رئیس‌جمهور این مشکلات را قابل حل می‌دانند.
بنابراین در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده به احتمال خیلی قوی، خامنه‌ای نهایت استفاده را از نهادهای نظامی و امنیتی و تبلیغاتی تحت نظرش برای پیروزی احمدی‌نژاد یا یکی از عناصر وابسته به خود، خواهد برد و حضور خاتمی و افرادی که به خاطر خاتمی پای صندوقهای رای حاضر می‌شوند مشروعیت ظاهری بیشتری به عمل غیر قانونی ولایت مطلقه فقیه خواهد داد،بر فرض اگر به احتمال خیلی ضعیف با مساعدت بعضی افراد ذی‌نفوذ انتخابات سالمتر برگزار شود و خاتمی یا یکی از اصلاح‌طلبان پیروز انتخابات باشند در مقابل قدرت مطلقه ولایت خامنه‌ای و شعارهای افراطی او نه تنها قادر به اصلاحات اساسی در قوانین نخواهند بود که توانایی خروج ایران از انزوای بین‌المللی پیش‌آمده را نیز نخواهند داشت.

توسط: امیدوار از: چوایران نباشد تن من مباد !
۱۳ ۱۲ ۱۳۸۷ ۱۵:۲۴
تا سیستم ولی فقیه در جمهوری اسلامی برپاست ، چه انتخابی؟هرکسی که باصطلاح رئیس جمهور ازخمره درآید نه کم نه زیاد پیشکار است ،حتی اگر خود امام غایب باشد.باید قانون اساسی را تغیرداد.بایدهمه پرسی واقعی کرد.در2ماه نباید68 نفر بدون نام ونشان بالای دار بروند.فضای جنگی وبگیر وببندوترس از تغیرات نرم وگرم راباید کنارگذاشت .چه جشن انتخاباتی، مثل کشورهای زنده، چون درمورداوباما؟ماباید تمام سال چون محرم و صفر عزا بگیریم .بس است خود گول زنی ..!

توسط: منتظری از: نجف
۱۳ ۱۲ ۱۳۸۷ ۱۵:۱۷
با دخالت هاى نارواى ارگان هايى انتصابى‏ ‏چون شوراى نگهبان يا برخى نهادهاى نظامى ، عملا انتخابات به انتصابات‏ ‏تغيير پيدا كرده است . افراد لايق و انقلابى و كارآمد براى جامعه و مردم را به‏ ‏بهانه هاى واهى بى دين و ضد نظام قلمداد مى‎كنند، تنها به اين دليل كه به‏ ‏آقايان انتقاد دارند. و عملا در اين مسير آنها را رد صلاحيت مى‎كنند، و كسانى‏ ‏كه باب ميل خودشان است از صندوق ها بيرون مى‎آيند و آنها خود را به غلط‏ ‏نماينده مردم مى‎دانند! و مشخص است كه آنها مى‎شوند وكيل الدولة نه وكيل‏ ‏الملة !
‏ ‏آقايان فقط ولايت مطلقه فقيه را مورد توجه قرار مى‎دهند و ديگر اصول‏ ‏قانون اساسى را زير پا مى‎گذارند. ولايت مطلقه كه آقايان آن را فوق قانون‏ ‏مى‎دانند منجر به حكومت فردى و ديكتاتورى مى‎شود، حال آن كه فقيه بما انه‏ ‏فقيه بايد نظارت داشته باشد تا در قواى سه گانه كارى بر خلاف موازين اسلام‏ ‏انجام نشود نه اين كه در تمام جزئيات كشور حق دخالت داشته باشد و مردم و‏ ‏آنها كه با رأى واقعى مردم سر كار آمده اند هيچ قدرتى نداشته باشند.
‏ ‏از نكات مهم ديگر مسأله معيشت و اقتصاد مردم است . على رغم شعارهايى‏ ‏كه تا به حال داده شده است روز به روز مردم گرفتارتر شده اند.

توسط: حسینعلی از: قم
۱۳ ۱۲ ۱۳۸۷ ۱۵:۰۰
در قانون اساسى‏ ‏همراه اصل ولايت فقيه اصول ديگرى هم كه راجع به حقوق انسان و‏ ‏آزاديهاى مردم است وجود دارد. نبايد خداى نكرده مردم را مثل جاهل‏ ‏فرض كنيم كه احتياج به قيم دارند و نتيجه اش اين باشد كه چند نفر تصميم‏ ‏بگيرند و باقى ديگر هيچ نگويند.
‏ ‏چيزى كه از اول انقلاب همه آن را تكرار مى‎كرديم ، استقلال ، آزادى ،‏ ‏جمهورى اسلامى بود. جمهورى اسلامى يعنى حكومت مردم ، منتها بر‏ ‏طبق موازين اسلام . حالا مردم همين را مى‎گويند ولى كسى به حرف آنها‏ ‏گوش نمى دهد، گويى مردم حق ندارند اعتراض كنند و حرفى بزنند.
در چنین شرایطی چگونه آزادی رای دادن وجود دارد؟


توسط: معافی از: قزوین
۱۳ ۱۲ ۱۳۸۷ ۱۴:۱۷
سناريوي انتخاباتي اصلاح طلبان در اين دوره براي قشر متوسط و دانشگاهي و روشنفكر طراحي نشده است، ضعفا و محرومان نيز چون گذشته جائي در اين بازي ندارند؛ اين پازل اينبار بر مبناي «اصولگرايان» چيده شده است.

پيرامون تاكتيك اصلاح طلبان ايران در انتخابات رياست جمهوري دهم، باید گفت: با شدت گرفتن مبارزات انتخاباتي در ايران، مقاصد برخي از مهمترين رقابت كنندگان به طور فزاينده اي «مرموز» مي شود؛ اين موضوع به ويژه در مورد اصلاح طلبان و «نمايش شكافي» كه هم اكنون در دستور كار دارند، مصداق پيدا كرده است.

هنگامي كه خاتمي اوايل فوريه اعلام كرد يكبار ديگر براي رياست جمهوري ايران تلاش خواهد مي كند، تاكيد كرد که وي بخت برنده شدن دارد. شايد وي هنوز هم اين موضوع را تكرار كند، ولي برخي ناظران سياسي معتقدند در شرايط كنوني خاتمي ممكن است به وجهه و اعتبار سياسي خود و در سطح كلان به آرمان اصلاح طلبي در ايران لطمه جبران ناپذيري بزند.

حال اين سوال مطرح مي شود كه چرا وي وارد رقابت هاي انتخاباتي مي شود و چگونه «خاتمي نه چندان جسور» اين «ريسك بزرگ» را به جان خريده است؟

با توجه به باقيماندن سه ماه و نيم ديگر به راي گيري انتخابات رياست جمهوري، علت و انگيزه خاتمي از شركت در اين انتخابات، سوالي است كه گمانه زني هاي داغي را در ايران به همراه داشته است.

برخي كارشناسان مي گويند، خاتمي همانند مسابقه دو ميداني مسافت طولاني، در ابتدا سرعتي بالا دارد و پيش از خط پايان مي ايستد؛ هدف اصلي خاتمي اين است كه پايگاه اصلاح طلبي خود را كه از زمان شكست وي در انتخابات رياست جمهوري سال 2005، به حاشيه رانده شده است و به آن توجهي نمي شود دوباره احيا كند و به آن سرعت دهد.


توسط: عثمان از: سنندج
۱۳ ۱۲ ۱۳۸۷ ۱۳:۵۹
هر يك از نامزدهاي اصلاح طلب خاتمي، موسوي و كروبي از بخش هاي مختلف جامعه براي حمايت خود دعوت كنند؛ خاتمي مي تواند «روشنفكران شهرنشين» و اعضاي «طبقه متوسط»، موسوي مي تواند «اصولگرایان مايوس» را بسيج كند و كروبي هم تمام انرژي خود را براي جذب حمايت «مناطق روستايي» معطوف كند.

كروبي علني اعلام كرده است كه فعلا در رقابتهاي انتخاباتي باقي خواهد ماند ولي برخي كارشناسان اين موضوع را باور ندارد و معتقدند وي در چارچوب برنامه اصلاح طلبان در مرحله نخست مبارزات انتخاباتي در صحنه خواهد بود تا با ايجاد يك جبهه به ظاهر متفاوت در لحظات آخر به سود يكي از نامزدهاي اصلاح طلب ديگر كنار برود.

فارغ از اينكه نتيجه نهايي انتخابات چه خواهد شد، به نظر مي رسد كه رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري ايران مطمئنا يك يا دو نتيجه غيرقابل پيش بيني و شگفت آور در پي خواهد داشت.

توسط: كامبيز تهراني
۱۳ ۱۲ ۱۳۸۷ ۱۳:۱۲
با تشكر از دست اندركاران راديو فردا كه امكان تبادل نظر را براي هموطنان فراهم كردند.
و ضمن عرض سلام خدمت دوستان ,
در باره انتخابات كه بخواهيم صحبت كنيم بنظر بنده ابتدا خوب است چند سوال را از خودمان بكنيم. اين چند سوال به ما كمك ميكند كه به حرف مشترك و فهم مشكل بهتر برسيم . اما سوالات :
1- اين انتخابات در خدمت كيست؟
2- چه چيزي را در سرنوشت و زندگي ايران و ايراني تغيير ميدهد؟
3- آيا ماداميكه يك چتر سياهي بنام ولايت فقيه دست روي همه چيز گذاشته , ديگر انتخابات معني و مفهومي دارد؟
4- وقتي قرار است حرف آخر را اين يارو بزند پس آراي مردم چه معني پيدا ميكند؟
5- مگر خود خاتمي طي 8 سال مردم را به بازي براي سرپا نگه داشتن همين ولي فقيه نگرفت؟
6- مگر همين خاتمي نگفت ولي فقيه يك وحي مُنزل است؟
7- و مگر همين خاتمي جلاد اوين (لاجوردي) را فرزند انقلاب و ايران نناميد؟
8- و انواع و اقسام از اين سوالات كه اين داستان سر دراز دارد.....
اما دوستان عزيز
اگر بحث انتخابات آزاد است عمود خيمه نظام (ولي فقيه ) بايد خودش را كنار بكشد و بگذارد مردم انتخابشان را بكنند.
از طرف ديگر 30 سال است كه اين دار و دسته مردم را فريفته اند. پس انتخابات بايد زير نظر ملل متحد يا هر مرجع بيطرف بين المللي باشد كه مردم در كمال امنيت به كانديداهاي خود راي بدهند.
بنابراين اينكه فلان فرد بهتر از آن يكي است و .... معني ندارد. ايران را بايد خانه تكاني كرد و از وجود شيادان و جلادان پاك و پاكيزه نمود.

توسط: ایرن منش از: کربلا
۱۳ ۱۲ ۱۳۸۷ ۰۹:۱۱
30 سال گذشته نشان داده هر کدام انتخاب بشه باز وضع مردم ایران بدتر و بدتر میشه.

توسط: KAVEH از: UK
۱۳ ۱۲ ۱۳۸۷ ۰۰:۳۳
مشکل حال حاضر ایران مشارکت همه جانبه مردم در جهت رشد فرهنگی و اقتصادی ایران است . بحران اقتصادی سراسر دنیا در مردم ایران کمتر تاثیر گذاشته چون مردم از اوایل انقلاب با مشکلات معیشتی بسیاری در زمان جنگ و بحرانهای بعدی ان مواجه بوده اند . شاید از دیدگاهی این یک حسن محسوب شود اما خود نقطه منفی برای قبول تمامی اتفاقات اخیر اعم از فشار نظامی بر مردم برای مبارزه با حجاب افزایش 2 تا 3 برابر قیمتهای اجناس روزمره خصوصا بنزین و هزاران مورد دیگر که مردم را در تنگنای اقتصادی قرار داده است . من به شخصه برای اقای خاتمی احترام زیادی قایلم و احساس میکنم که در 2 دوره ایشان کارنامه اقتصادی و فرهنگی قابل قبولی داشتند . ایا به نظر شما موقع ان نرسیده که خودمان اصلاحات را شروع کنیم خودمان به وضع موجود متدمدنانه اعتراض کنیم به جای اینکه منتظر یک سوار سفید باشیم تا مارا هدایت کند . این جا ایران است مهد اغاز تمدنهاست چه بر سر ما امده که به انتظار منجی نشسته ایم . ماخود منجی جهان بوده ایم . در هر صورت مردم ایران با رای خود فقط اتش درون خود را اندکی التیام میبخشند . جبهه چپ یاراست بازی سیاسی است تا ما غافل شویم که خود میتوانیم . ایران نیاز به 70 میلون اصلاح طلب دارد .

توسط: حامد
۱۲ ۱۲ ۱۳۸۷ ۲۲:۳۵
مشکل ما رییس جمهور نیست.اگر اصولگرا بشه منشی اون آقا است اگر اصلاح طلب بشه اجازه کار کردن بهش نمی دن.
صفحه از ۲
    بعدی