چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۲۱:۰۵ - ۸ فوریه ۲۰۱۲

مجله‌های هفتگی / صدای دیگر

بانوی اول و روند جذب آرای انتخاباتی

میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد در جریان سخنرانی انتخاباتی در مشهد (اردیبهشت ۸۸)

چندرسانه‌ای

صدا
پادکست
عضویتگوگل ریدر
اندازه متن - +
مردم ايران تا کنون در ۹ دوره انتخابات رياست جمهوری شرکت کرده‌اند. در اين ۹ دوره با نامزدهای متعددی از تفکرات سياسی گوناگون و تفکرات اجتماعی متفاوت و برنامه‌های گوناگون اقتصادی روبه‌رو شده‌اند. اما برای اولين بار است که همسر يک نامزد رياست جمهوری از همان آغاز دوشادوش همسرش در برنامه‌های تبليغاتی مختلف شرکت می‌کند، در سخنرانی‌ها کنار همسرش می‌نشيند و در مصاحبه‌های اختصاصی شرکت می‌کند تا نظراتش را به عنوان همسر يک کانديدا با مردم در ميان بگذارد.

هنوز چندان از «اما» و «اگر» های رفتن محمد خاتمی و آمدن ميرحسين موسوی نمی‌گذرد که تصوير يک زن پوشيده در حجاب سنتی در کنار ميرحسين موسوی، شايعه‌ها را کمرنگ کرده و همه منتظرند ببينند که اين همدوشی و همراهی تأثيری بر ميزان آرای اين کانديدای رياست جمهوری می‌گذارد؟

علاوه بر مصاحبه‌های زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی، مقالات متعددی در تحليل اين حضور نوشته شده است. ناظران انتخاباتی معتقدند ارتقای عنوان خانم زهرا رهنورد به «پروفسور رهنورد» و بخشی از اين نگاه‌ها و تعاريف، روند متعارف تبليغات انتخاباتی است که اين بار در ايران با شيوه تازه‌ای مطرح می‌شود، اما حتی آنها نيز نمی‌توانند منکر تأثير دراز مدت اين شيوه تبليغاتی بر زندگی زنان ايران شوند.

مسعود سفيری، تحليلگر سياسی به راديو فردا می‌گويد: «در هيچ مقطعی حداقل تا اين لحظه حضور فعال هيچکدام از زنانی که همسرانشان به مناصب مهمی رسيده‌اند، ايفا نکرده‌اند. مگر اينکه شرايط تغيير کند. حتی همسر آقای خاتمی هم نقش مهمی در انتخاب يا همراهی همسرش ايفا نکردند.»

رادیو فردا: آيا شما دليل ماجرا را صرفاً همان نگاه دينی و مذهبی به نقش زن در خانواده می‌دانيد؟

مسعود سفيری: «قطعاً مهم‌ترين عامل همين است. به اين دليل که در اغلب موارد، حتی اگر دارای تحصيلات آکادميک باشند، نقش اجتماعی ايفا نمی‌کنند. در اغلب موارد هم اصلاً تحصيلات آکادميک ندارند بنابراين مطرح شدنشان در جامعه جز برای ادای احترام در مواردی يا مراسم رسمی، هيچ نقش ديگری حداقل تا اين لحظه نداشتند. البته اگر به خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی مراجعه کنيد متوجه می‌شويد که در اغلب موارد با همسرش مشورت می‌کرد و يا به نوعی حرف شنوی داشته است».

در ساير کشورهای جهان چطور؟

«در نظام‌های غربی اصولاً زنان تکميل‌کننده نقش‌های همسرانشان هستند. آنها می‌توانند جنبش‌های اجتماعی را فعال کنند. هيچ سياستمداری در غرب از نقش زنان غافل نمی‌شود چرا که آنها می‌توانند به بخشی از افکار عمومی دسترسی داشته باشند و به آن شکل بدهند.»

آقای سفيری از نمونه‌های اين نوع زنان خانم هيلاری کلينتون را مثال می‌زند که در ماجرای مونيکا لوينسکی هم آقای کلينتون و هم حزب دموکرات را از يک سقوط و افتضاح سياسی نجات داد. وی می‌گويد در نظام‌های شرقی و دينی اصولاً چنين نقشی برای زنان وجود ندارد.

رادیو فردا: آيا می‌توانيم ارتباطی بيابيم بين عدم حضور رهبران سياسی با عدم حضور زنان در فضاهای سياسی؟

مسعود سفيری: «هرقدر ما با فضاهای مدنی مواجه باشيم نقش بازيگران مدنی در جوامع بالاتر می‌رود و زنان نقش تأثيرگذاری در فضاهای مدنی و تلطيف اين سيستم‌های سياسی در تمامی دنيا ايفا می‌کنند. ضريب مشارکت زنان يا ضريب مشارکت جوانان و دانشجويان در يک جامعه هرقدر بالاتر باشد، نشان‌دهنده آن است که در آن جامعه فضای سياسی بازی وجود دارد و جامعه مدنی سترون نيست و نقش تاريخی خودش را ايفا می‌کند. اين پدیده متأسفانه در شرق وجود خارجی ندارد».

آقای سفيری مورد همراهی و ياری ميشل اوباما، همسر باراک اوباما، در انتخابات اخير رياست جمهوری آمريکا را مثال می‌زند و می‌گويد بخشی از اين پيروزی مديون ميشل اوباما به عنوان بانوی اول آمريکاست که با شخصيت خودش توانست بخشی از رسانه‌های آمريکا را به سمت آقای اوباما متمايل کند.

وی می‌افزايد: «يکی از دلايلی که در شرق، جامعه مدنی سترون و نازا می‌ماند و بازتوليد نمی‌کند و خشونت نهادينه می‌شود اين است که زنان در فرآيند مشارکت کم ديده می‌شوند و يا اينکه به بازی گرفته نمی‌شوند».

رادیو فردا: به نظر می‌رسد که در انتخابات پيش رو يک اتفاقی دارد رخ می‌دهد و آن حضور همسر آقای موسوی در کنار ايشان است.

مسعود سفيری: اين پيام به جامعه زنان ايران است که با ديدگاهی جديد نسبت به زنان ممکن است در آينده روبه‌رو شويم.

فعالان زن و انتخابات و طرح حداقل خواست‌های برابری خواهانه

«همگرايی جنبش زنان در طرح مطالبات در انتخابات»، آخرين حرکت جنبش زنان ايرانی برای طرح مطالبات خود در دهمين انتخابات رياست جمهوری ايران است. همگرايی که به گفته فعالان جنبش زنان از سال‌های ۸۴ و در بحبوحه انتخابات نهم شکل گرفت.

منصوره شجاعی، عضو کمپين يک ميليون امضا به راديو فردا می‌گويد: «پيشينه اين تصميم که گروه‌های زنان نقش فعالی در انتخابات داشته باشند، به انتخابات پيش بر می‌گردد. گروه‌های متعدد جنبش زنان در مقابل دانشگاه تهران تجمع بسيار بزرگی با بيش از ۵ هزار شرکت‌کننده برگزار کردند. در آن تجمع خواست خود را که تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان بود، اعلام کردند. حاصل اين فعاليت تولد کمپين يک ميليون امضا و کمپين‌های ديگر مثل کمپين سنگسار و حضور گروه‌های ديگر در عرصه مطالبات محوری ما را به اين نتيجه رساند که در اين انتخابات به جای انفعال، حضور فعالی با طرح مطالبات خود نشان دهيم.»

حداقل خواست‌های برابری‌خواهانه از نامزدهای انتخاباتی

همگرايی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات، مطالبات خود را بسيار فشرده مطرح می‌کنند.

منصوره شجاعی دراین باره می‌گوید: «جنبش زنان فضای انتخابات را عرصه عمومی می‌داند برای اينکه بتواند مطالباتش را در اين فضا مطرح کند و به گوش مسئولان و جامعه جهانی برساند. دو خواست اصلی جنبش زنان که مطرح شده پيوستن ايران به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان و تغيير قوانين تبعيض‌آميز در قانون اساسی ماده‌های ۱۹ ، ۲۰ ، ۲۱ و ۱۱۵ است.»

در ماده ۱۹ قانون اساسی آمده است مردم ايران از هر قوم و قبيله‌ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند. اصل بيستم همه افراد ملت اعم از زن و مرد را در حمايت قانونی يکسان می‌داند. بر اساس اصل بيست و يکم قانون اساسی نیز دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعايت موازين اسلامی تنظيم نمايد.

از جمله اين موارد ايجاد زمينه‌های مساعد برای رشد شخصيت زن، حمايت مادران بخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و ايجاد دادگاه صالح برای حفظ کيان و بقای خانواده، اعطای قيومت فرزندان به مادران شايسته در صورت نبودن ولی شرعی است.

اما يکی ديگر از مواد قانون اساسی که در ليست درخواستی همگرايی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات قرار دارد اصل ۱۱۵ قانون اساسی است که تأکيد می‌کند رئيس جمهور بايد از ميان رجال مذهبی و سياسی انتخاب شود.

اما رئيس جمهوری چگونه می‌تواند در مورد عضويت کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان اقدام کند؟

منصوره شجاعی در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «بحث کنوانسيون بحثی است که در دولت هشتم در دولت آقای خاتمی به مجلس ارائه شد و مجلس آن را رد کرد و به شورای نگهبان واگذار کرد. بعد هم در مجمع تشخيص مصلحت نظام ماند. رئيس جمهور عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام است. يعنی وقتی يک مسئله‌ای در آنجا بلوکه می‌شود و می‌ماند، رئيس جمهور به عنوان يک عضو می‌تواند پيگيری کند.»

...

  • زنان چه تاثیری بر روند انتخابات در ایران دارند؟ شعارهای نامزدهای انتخابات ایران را در جلب آرای زنان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: رضائیان از: همدان
۱۷ ۰۲ ۱۳۸۸ ۰۱:۰۳
سی ساله که شما ها به امید حضور دوباره در ایران به انتظار نشسته اید اما اگر اندکی معقول فکر کرده بودید متوجه اشتباه خود می شدید ایران با جاهای دیگر فرق دارد هر کس در انتخابات روی کار بیاید نفعی برای شما نخواهد داشت اگر چه آمدن احدی نژاد شما را مایوس تر میکندو این نظام پایدار است

توسط: نسرین از: ممسنی
۱۶ ۰۲ ۱۳۸۸ ۱۱:۱۴
بابا دکتر کجا بود!دکتر جمهوری اسلامی.مگه اینا با مقاله دادن در روزنامه جمهوری اسلامی و خانوده سبز دکتر نشدن؟ مگه هر کسی که دکتر شد قابلیت حمایت از آزادی و برابری را خواهد داشت؟ ربطی نداره. این خانم توی کدوم جنبش زنان ایران تا حالا شرکت کرده؟ اسم اونها میدونه؟ کسی که زن یک مسلمون هست مسلمونی که فقط یه ذره درجه خلوصش از پروفسور محمود کمتر است نمی تونه کمکی به زنان ایران بکنه بلکه فقط این آتش رو خاموش میکنه یا لااقل کمک به خاموشی اون میکنه

توسط: E.D
۱۶ ۰۲ ۱۳۸۸ ۰۰:۲۰
به هر روی این عزیزان تا حدی اندیشمندند و مانند هر انتخاباتی در جهان سعی می کنند نیاز جامعه و حساسیت مردم را بسنجند و از اون ناحیه بتونند مردم رو سمت خودشون جذب کنند.همانند انتخابات گذشته و ستاد آقای رفسنجانی و دختران زیباروی و به قولی امروزی و بد حجاب. در ایران هدف حضور مردم هست نه خواست اونهاچون در نهایت فرقی نمی کنه که چه کسی انتخاب بشه

توسط: مسرور از: تهران
۱۵ ۰۲ ۱۳۸۸ ۲۱:۰۷
آیا نیاز ما رییس جمهوری مکتبی با همسری دارای مدرک دکتری است

توسط: amir از: dubai
۱۵ ۰۲ ۱۳۸۸ ۲۰:۴۲
با احترام به نظر دوستان
من معتقدم هر ایده جدید ومثبت نشانه تحولی اصولی است که در جامعه رخ می دهد.
و این نگاهی است به آینده مثیت برای ایرانی اباد.

توسط: حسین از: دره شهر-ایلام
۱۵ ۰۲ ۱۳۸۸ ۱۶:۵۴
درود برعاشقان آزادی دروددکترمصدق وسلامی گرم به همه تلاش کنندگان راه بزرگ آزادی . بالاخره زنان ایران تا کی باید فقط در سطوح پایین اون هم زیر نظر آقایان خدمت کنند. باید کسی پیدا شود که نقش زن را در ایران نهادینه کند من خود یکی از فمینیستها هستم و طرفدار حقوق زنان اماحکومت همه چیز را در دست گرفته ومجال به کسی نمی دهد غیر از نیروهای خودی .خانم رهنورد یکی از شایسته ترین زنان ایران بزرگ است امید است در این راه بزرگ قدمهای محکمی برداشته شود و ما هم اعتام پشتیبانی میکنیم . زنده باد آزادی زنده باد ایران

توسط: صدرا از: شهرضا
۱۵ ۰۲ ۱۳۸۸ ۱۴:۱۷
درود بر دوستداران آزادی
خانم زهرا رهنورد سال گذشته به رده دانشگاهی استاد تمام دست یافتند و اکنون نیز به عنوان استاد دانشگاه الزهرا به تدریس اشتغال دارند.

توسط: کیوان .الف از: اصفهان
۱۵ ۰۲ ۱۳۸۸ ۱۱:۱۹
آقای مسعود خان سفیری من می خواهم با بخشی از نظرات جنابعالی موافقت و با بخش دیگر مخالفت نمایم!
آنچه در خصوص خانم هیلاری کلینتون در حمایت از همسر رئیس جمهورش در ماجرای مونیکا مثال زدید کاملاٌ درست است، فی الواقع اگر واکنش نه منطقی بلکه عقلانی خانم کلینتون نبود یقیناٌ اعتبار همسرش دستخوش آسیب هایی به مراتب بیشتر از آنچه شاهد بودیم می گردید و خانم کلینتون با درک موقعیت سیاسی همسرش و جایگاه خودش به عنوان همسر مرد اول کشور بزرگی همچون ایالات متحده با موضع گیری بسیار عاقلانه وی راحداقل از نوک پیکان تیز رسانه ها و جنجال چیانی همچون مسئولین کشور مقدس جمهوری اسلامی که چه در داخل کشور خود و چه در خارج از مرزهای آن پیوسته مترصد فرصت برای آتو گرفتن از بین بردن آبروی افراد هستند رهانید.اما آنچه که وضعیت زنان ایرانی رادر همدوشی با هسرانشان متمایز می کند همانا فرهنگ کهنه و پوسیده سنتی است که اغلب به عنوان فرهنگ غنی اسلامی از آن یاد می شود. منصفانه بگوئید آیا همسر حجت الاسلام ح.. (معلم اخلاق در خانواده) نبود که به محض مطلع شدن از ارتباط شوهرش با همسر قانونی دیگری با ترفندی زنانه تمام بخشهای اینتیم و دستگاه تناسلی او را با اسید سوزانید؟ مگر همین حضرات داشتن همسرهای متعدد رامجاز ندانسته اند؟ مگر همسر یک آیت ا.. نباید به اندازه او به این احکام احترام گذاشته و مطیع آنها باشد؟ پس چرا موقعیت او را درک نکرد و هم جان او و هم آبرویش را به خطر انداخت؟ پس نتیجه می گیریم که آموزش های غلط فرهنگی و اصرار علما بر حفظ سنتهای منسوخ و کهنه باعث همه این بدبختی هاست. این زنان ایرانی هستند که رعایت تفاوت ذاتی میان زن و مرد را حمل بر حق کشی و تبعیض دانسته و تنها در شعار خود را همراه و حامی همسرانشان معرفی می کنند. همین همسران به اصطلاح پروفسور آقایان کاندیدای جمهوری اسلامی هم اگر همسرشان خبطی مرتکب شود با واکنش های حساب نشده هر آنچه راشوهر رشته کرده پنبه می کنند.

توسط: سعيد
۱۵ ۰۲ ۱۳۸۸ ۱۰:۳۹
خانه از پاي بست ويران است

توسط: Parshin
۱۵ ۰۲ ۱۳۸۸ ۰۸:۱۲
دکتر رادان؟، دکتر محسن رضایی؟، دکتر خاتمی؟،- این یکی در دومین دوره ی رییس جمهور بودنش اعتراف کرد که دکتر نبوده و نیست. و حالا بانو «پرفسور» رهنورد!؟ ایشان هم برای خود در نخستین دهه ی جمهوری اسلامی کیا وبیایی داشت. سفرنامه ی هندوستانش خواند نی پوده وهست، بویژه آن بخشی که محافظ این بانوی «پرفسور»، ایشان را در خیابانی دریکی از شهر های هند گم می کند! آن سفر نامه نشان از دانش و بینش این «پرفسور» رهنورد دارد. اینکه امرو ز آقای دکتر مهندس پرفسور موسوی ناچار می شود برای بدست آوردن رای زنان آزاده ی ایرانی، همسرش بانو «پرفسور» رهنورد را به میدان کازاز تبلیغاتی بیاورد نشان از این دارد که بازی از دست و کنترل سران این رژیم بیرون شده ودیر یا زود زنان ایران نقشی بزرگ و آینده ساز در پهنه ی سیاست در ایران بازی خواهند کرد.
صفحه از ۲
    بعدی 

به ما بپیوندید