شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۸:۲۹ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

«ایران، برنده جنگ عراق»

باراک اوباما در حال اعلام پایان رسمی جنگ در عراق
اندازه متن - +
محمد باضی، استاد روزنامه‌نگاری در دانشگاه نیویورک و کارشناس مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی، در آمریکا به بهانه پایان ماموریت رزمی نیروهای آمریکایی در عراق نگاهی دارد به اثرات بحران هفت ساله عراق و تاثیر آن بر تعادل قوا در منطقه خاورمیانه.

نویسنده در آغاز تحلیل خود در وب‌سایت «گلوبال پست» یادآوری می‌کند که جرج بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، در ماه فوریه سال ۲۰۰۳ همزمان با تدارک حمله نظامی به عراق اعلام کرد: «روی کار آمدن یک رژیم جدید در عراق سرمشق مهم و منبع الهام موثری برای گسترش آزادی در کل منطقه خواهد بود.»

محمد باضی می‌نویسد که در پایان حضور رزمی نیروهای آمریکا و پس از هفت سال جنگ مسلما عراق کشوری کاملا متفاوت است، ولی نه آن طور که جرج بوش و دولت وی وعده می‌دادند. عراق به حکومت و کشوری دموکراتیک و عاملی برای گسترش دموکراسی و فروپاشی دیگر رژیم‌های خودکامه در منطقه تبدیل نشد. به جای این همه جنگ عراق موج جدیدی از تنفر و خشونت‌های فرقه‌ای و قومی را باعث شد و تعادل قوای استراتژیک در منطقه خلیج فارس را برهم زده و به ایران کمک کرد تا نقش خود را به عنوان قدرت برتر منطقه تثبیت کند.

از ادعاهای دیگر دولت جرج بوش برای آغاز جنگ عراق حفاظت از منافع و امنیت آمریکا در طولانی‌مدت بود، اما جنگ عراق وضعیت منطقه را از گذشته بی‌ثبات‌تر کرده است. مناسبات مراکز قدرت شیعه و سنی به‌شدت تیره شده است و کشورهای عرب سنی‌مذهب نگران قدرت‌گیری ایران و برنامه هسته‌ای آن و همین طور مداخله‌های آن کشور در عراق و لبنان هستند.

محمد باضی پس از این مقدمات نتیجه می‌گیرد که ایران بزرگ‌ترین برنده ماجراجویی ناکام آمریکا در عراق بوده است. آمریکا با سرنگون کردن صدام مهم‌ترین دشمن ایران را از پای درآورد. با کمک آمریکا اولین حکومت تحت کنترل شیعیان در تاریخ معاصر در عراق روی کار آمده و در حالی که ارتش آمریکا درگیر نبرد طولانی با شورشیان شد، ایران نفوذ خود را بر تمامی جناح‌های شیعه در عراق گسترش داد.

در شرایط کنونی خاورمیانه به صحنه کشمکش و جدال‌های غیرمستقیم بین قدرت‌های مختلف بدل شده است. در عراق، دولت‌های سنی منطقه از گروه‌های مسلح و شورشی سنی حمایت می‌کنند و در مقابل نیروهای مسلح شیعه مورد حمایت ایران هستند. در لبنان، ائتلافی از آمریکا و رژیم‌های دیکتاتوری عرب مثل مصر، اردن، عربستان و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس از دولت تحت کنترل سنی‌ها حمایت می‌کنند، در حالی که ایران حامی حزب‌الله است. و در مناطق فلسطینی، ایران و سوریه از گروه حماس حمایت می‌کنند، در حالی که آمریکا و متحدان عرب آن از محمود عباس و جنبش فتح حمایت می‌کنند.

به گفته مروان کابالان، کارشناس علوم سیاسی در دانشگاه دمشق، «اکنون تمام کشورهای منطقه به نوعی در جنگی غیرمستقیم با یکدیگر درگیرند، درست مثل دوران جنگ سرد. تمام رژیم‌های خاورمیانه به خوبی دریافته‌اند که آمریکا در جنگ عراق شکست خورده است. همه این رژیم‌ها به اشکال گوناگون و با مانورهای منطقه‌ای می‌کوشند از منافع خود دفاع کرده و از شکست آمریکا به نفع خود بهره‌برداری کنند.»

محمد باضی یادآوری می‌کند که اعدام صدام حسین در سال ۲۰۰۶ برای محافل ناسیونالیست سنی‌مذهب کشتن آخرین بازمانده دوران ناسیونالیسم عرب بود. با وجودی که صدام حسین در دوره‌ای متحد و وابسته غرب بود، در دهه ۱۹۹۰ از جمله معدود رهبران عربی بود که از سیاست‌های غرب سرپیچی می‌کرد. از نگاه اعراب سنی آمریکا و متحدانش با ساقط کردن صدام به دوران پرافتخار ناسیونالیسم عرب پایان دادند، بدون آن که چیزی به غیر از خشونت و رقابت‌های فرقه‌ای به جای آن بنشانند.

به اعتقاد نویسنده، تشدید خصومت‌های فرقه‌ای در عراق بخش اعظم جهان عرب را تحت تاثیر قرار داده است. برای مثال، تحت تاثیر قدرت‌گیری شیعیان در عراق سنی‌های لبنان احساس خطر بیشتری می‌کردند. یا در دوران اعتصاب عمومی احزاب مخالف حزب‌الله در ژانویه سال ۲۰۰۷ در شهر بیروت برخی از تظاهرکنندگان عکس‌های صدام حسین را با خود حمل می‌کردند.

محمد باضی می‌افزاید حمل عکس‌های صدام حسین توسط متحدان آمریکا در لبنان تناقضی بزرگ و آموزنده بوده است. اما در عین حال آن را می‌توان به عنوان نشانه اعلام جنگ تلقی کرد. فراموش نکنیم که صدام حسین صدها هزار شیعه را در عراق کشته بود و بسیاری از شیعیان لبنان در عراق قوم و خویش دارند و این دو جامعه همواره مناسبات تاریخی نزدیکی داشته‌اند. هر چند صحنه سیاسی لبنان با دستیابی به توافقی جدید آرام شد، این خصومت‌های فرقه‌ای هم اکنون آتش زیر خاکستر هستند و همه حوادث جاری در عراق را با حساسیت و نگرانی دنبال می‌کنند.

اگر جنگ داخلی پانزده‌ساله لبنان بین جوامع مسلمان و مسیحیان این کشور روی داد، خطر واقعی امروزه بروز جنگ بین بخش‌ها و مذاهب گوناگون پیروان اسلام است.

نویسنده در پایان خاطرنشان می‌کند که همزمان با کشمکش شیعیان، سنی‌ها و کردهای عراق بر سر قدرت سیاسی و کنترل درآمد نفت بار دیگر برخوردهای خشونت‌آمیز در عراق رو به افزایش گذاشته است. نتیجه آخرین انتخابات سراسری عراق بن‌بست کامل بوده و تاکنون پارلمان آن کشور نتوانسته است بر سر تشکیل دولت جدید به توافق برسد.

عراق پس از سقوط صدام و عملیات نظامی عراق نه تنها به مدلی برای جوامع آزاد و هم‌زیستی پیروان ادیان و اقلیت‌های قومی بدل نشد، بلکه پس از هفت سال هنوز هم مثل بشکه‌ای باروت است که می‌تواند در انفجارهای بعدی شعله‌های جنگ فرقه‌ای را به سراسر خاورمیانه گسترش دهد.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: بهرام صمدی وایقان از: ترکیه
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۹:۵۸
آمریکا کی گفته بجر اسرائیل دیگر ملتهای خاورمیانه لیاقت مردمسالاری ندارند؟؟؟ این رو رهبر جمهوری اسلامی سید علی خامنه ای داره می گه که ملت ایران لیاقت مردم سالاری نداره و اصولا بحثش هم این نیست که مردم ایران لیاقت مردم سالاری داره یا نه. بلکه این فرد اصولا مردمسالاری رو قبول نداره و میگه سالار مردم ایران من هستم و من حتی به جای مردم ایران هم باید فکر کنم و مال و جان و ناموس ایرانیان باید به دست من باشد. البته در خیال خودش این مسئله رو بر همه دنیا می خواهد گسترش دهد. ان شاء الله حمله نظامی به جمهوری اسلامی را زودتر شاهد باشیم

توسط: سهند تبریزی
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۹:۴۴
ما مردم ایران اعم از فارس و آذری و کرد و بلوچ و .... از آمریکا و متحدانش برای نجات مردم و ایران و جبران اشتباهاتشان خواهان حمله نظامی به رژیم جمهوری اسلامی ایران بوده و هشدار می دهیم که در غیر اینصورت مردم ایران هر روز شاهد جان دادن تدریجی وطن دوستان ایرانی و امریکا نیز شاهد ضربات ابدی خواهد بود. برای نجات بشریت به جمهوری اسلامی حمله نظامی کنید

توسط: haj ali از: قم
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۷:۴۹
حمله نظامی راه حل بمب اتم ایران

توسط: نام مستعار
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۶:۳۱
بايد به افراد نابينايي كه واقعيات خاورميانه و مردم آن را نمي بينند و دائما بر طبل جنگ و حمله نظامي مي كوبند يادآور شد آمريكا خودش پس از هفت سال و بدون نتيجه ي قايل قبولي عراق را ترك كرد عراقي كه در آستانه ي جنگ داخلي قرار گرفته است و در صورتي كه چنين اتفاقي بيفتند ممكن است همه ي منطقه در گير جنگ شوند شما با چه منطقي و با كدام دانش و تجربه چنين فتاوايي را مي فرماييد كه حالا بايد به ايران حمله كرد ! دموكراسي كه زوري نمي شود وقتي مردم يك منطقه ظرفيت دموكراسي را ندارند نتيجه اش همين مي شود بهترين راه براي تغيير شرايط منطقه ، كمك به مردم اين كشورهاست كه متاسفانه غربي ها در باره ي ايران كه قوي ترين ظرفيت دموكراسي در منطقه را دارد كاري نمي كنند .
از طرف ديگر هر چه سريعتر بايد زمينه ي تشكيل كشور فلسطين را با مذاكره بين فلسطيني ها و اسراييل ايجاد كرد ولي متاسفانه تندروهاي اسراييل و رژيم ولايت فقيه در اينخصوص با هم متحد عمل كرده و مانع دست يابي به صلح بين اسراييل و فلسطينيان مي شوند ، اگر صلح بين اسراييل و فلسطين محقق شود و كشور مستقل فلسطيني درست شود زمينه ي بسياري از تنش ها در خاورميانه از بين خواهد رفت .

توسط: m.s از: iran
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۰:۲۸
جرج بوش تحت فشار رواني ناشي از 11سپتامبر ونيز نقشه هاي ناپخته و ناكارآمد مشاورانش طرح جنگي را ريخت كه ميتوانست منافع غرب را تا قرنها تأمين كند اما اين طرح يك اشكال اساسي داشت وآن انتخاب نادرست هدفي بود كه بايدمورد حمله قرارميگرفت درواقع مثل بازي قمار سرخپوستها، جرج بوش بايد مهره را در يكي از3كاسه نشان ميداد اما نتوانست كاسه درست را از بين عراق،افغانستان و ايران نشان دهد
لذا نميشودگفت كه روش بازي آمريكا يك روش موفق بوده اما هنوزشانس گفتگو وجوددارد

توسط: داريوش
۱۰ ۰۶ ۱۳۸۹ ۲۳:۵۵
دوستان عزيز بدانيم ايران را ايرانی بايد آزاد کند ما به اجنبی احتياج نداريم. ما فقط به همت احتياج داريم. چه بخواهيم يا نخواهيم اين قرعه بنام آورده است دير و زود کاری بزرگ خواهيم کرد. تا همين جا هيبت بت بزرگ را بهم ريختيم.

توسط: آراش از: ایران
۱۰ ۰۶ ۱۳۸۹ ۲۳:۱۹
واقعا جای تاسف است برای کسانی که خود را سیاسی می نامند و در راس کارهای بزرگ نیز هستند. اینها واقعآ فکر می کنند که این آشوبها در عر اق کار گروهای ترویستی شیعه، سنی و.. است. اما واقعیت این است که همه این آشوبها از طرف رژیم آخوندی ایران است ا برای آنها شیعه و سنی مهم نیست.رژیم حاکم بر ایران به همه گروها کمک کند تا همدیگر را بکشند، مردم بی گناه را ترور کنند تا خود را از گزند حمله دور نگه دارد. باور کنید اگر این رژیم از بین برود همه خاورمیانه نفس راحتی خواهد کشید، اما چه کنیم که رییس جمهور امروز آمریکا ترسو هستند.

توسط: roya از: tabrız
۱۰ ۰۶ ۱۳۸۹ ۲۰:۲۶
ضعف و ترس و تعلل اوباما در استفاده از زور علیه رژیم ایران که عامل بی ثباتی در عراق و افغانستان است دنیا شاهد تروریستهای مجهز به بمب اتم و فاجعه ای بمراتب سهمگین تر از یازده سپتامبر خواهد بود .
گول اوضاع عراق و افغانستان را نخورید متاسفانه رژیم ایران با بمب گذاری و کمک به تروریستها در عراق و افغانستان اینطور به افکار عمومی آمریکا و دنیا جلوه داده که حمله نظامی و سرنگونی با زور یک دیکتاتوری مثل صدام و طالبان باعث آشوب و هرج و مرج میشود ولی حقیقت اینستکه عامل اصلی این بمب گذاریها و هرج و مرج و ام الفساد تروریسم در جهان دولت جمهوری اسلامی و دلارهای نفتی اوست .

توسط: nooshın از: tehran
۱۰ ۰۶ ۱۳۸۹ ۲۰:۲۵
بقول جان بولتون منتظرجمهوری اسلامی مسلح به بمب اتم باشید اوباما و حزب دمکرات همدست رژیم هستند حداقل عملکرد اوباما باعث ظهور ایران اتمی و مصیبت عظیم برای جهانیان خواهد شد راه حل فقط نظامیست . به نظر من تنها راه رهایی ملت از این بن بست وحشتناک حمله نظامی است زیرا مشخص شد که جماعت ملایان هم اکنون هم با ایجاد نا ارامی و حمله به نیروهای ناتو در افغانستان و گذاردن بمب های کنار جاده ای در عراق مانع از ابجاد ارامش و تشکیل دولت درعراق و افغانستان شده است که اگر هرچه زودتر جامعه جهانی از این فتنه جلوگیری نکند بزودی با پول ملت ایران به بمب اتم دست خواهند یافت و دنیا را به اتش خواهند کشید ملت ایران با یک دولت از طالبان بدتر سرو کار دارد

توسط: همایون بلوچزهی
۱۰ ۰۶ ۱۳۸۹ ۲۰:۱۵
به هر حال حرف اول در عراق را رژیم ایران می زند و امریکا متاسفانه نتوانسته حداقل در نفوذ ایران تعادلی برقرار کند .
آینده عراق در تاریکی است و جنگ داخلی دور از امکان نیست و حتی ادامه جنگ داخلی و عدم استحکام حکومتی مستحکم در بغداد ،عراق را بسوی تجزیه خواهد کشانید و امریکا به هر حال پیروز میدان نبوده است و تنها گذاشتن عراق و به قول طارق عزیز به دست گرگها سپردن عراق ، به مردم عراق تعدی دیگری خواهد بود.
صفحه از ۲
    بعدی 

به ما بپیوندید