جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۲۰:۰۸ - ۱۰ فوریه ۲۰۱۲

ايران

خواست‌های بهینه جنبش سبز: «گفتن آنچه نهفته ماند»

از راست- سروش، بازرگان، گنجی، کدیور و مهاجرانی
اندازه متن - +
اندکی پس از انتشار بیاینه هفدهم میر حسین موسوی که در آن پنج راهکار برای برون‌رفت از بحران فعلی به حکومت ایران پیشنهاد شده بود، پنج تن از روشنفکران ایرانی مقیم خارج از کشور نیز بیانیه‌ای با عنوان «خواست‌های بهینه جنبش سبز» منتشر کردند.

این بیاینه را عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش، محسن کدیور، اکبر گنجی و عطاء‌الله مهاجرانی نوشته‌اند که در آن ضمن حمایت از بیانیه هفدهم میرحسین موسوی، خواست‌های دهگانه‌ای مطرح شده است.

در این بیانیه بر اینکه «جنبش سبز ایران مدافع تمامیت ارضی ایران، مخالف حمله نظامی به کشور، مخالف دخالت بیگانگان در تعیین سرنوشت مردم ایران و نگران تحریم‌های اقتصادی زیانمند به حال ملت ایران است»، تاکید شده است. در عین حال به ماهیت مسالمت‌آمیز جنبش سبز اشاره شده و آمده است: «نزاع جنبش با اقتدارگرایان، نزاع بر سر رعایت حقوق بشر و گردن نهادن به خواست‌های دموکراتیک مردم، تحقق جامعه مدنی، مدارا دینی، به رسمیت شناختن تکثر و تنوع در فضای سیاسی کشور و بالاخره نفی ولایت جائر است».

اکبر گنجی از امضاءکنندگان این بیاینه به رادیو فردا می‌گوید: آقای موسوی سعی کردند حداقل و کف مطالبات جنبش سبز را بیان کنند و ما هم از آن حمایت به عمل آوردیم و بعضی‌ها را که آقای موسوی در بیانیه شان مطرح کرده‌اند، نهفته است، ما سعی کردیم آنها را روشن تر کنیم. مثلاً در همان مورد اول در مورد دولت موجود، ایشان خواهان پایان یافتن حمایت‌های غیرمعقول از دولت شده‌اند. خب این حمایت‌های غیرمعمول از دولت یعنی این که این دولت از راه تقلب آمده بالا، از راه نظارت استصوابی آمده بالا، مورد حمایت بی چون و چرای آقای خامنه ای بوده و ایشان دولت را آورده‌اند بالا و به نیروهای مسلح، قوه قضائیه و مجلس دستور داده و می‌دهند که از این دولت حمایت کنید.

ما این را روشن کردیم و در خصوص این موضوع به صراحت گفتیم که دولت محصول تقلب است. محصول همین حمایت‌های غیرمعقول روی کار آمده و باید استعفا دهد تا امکان برگزاری انتخابات آزاد مهیا شود.

یا در بند انتخابات، آقای موسوی گفته‌اند که قانون انتخابات باید اصلاح شود به گونه ای شود که قانون شفاف و اعتماد برانگیز باشد و از سوی دیگر ایشان گفته‌اند که رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت باشد. تمام این‌ها حداقل چیزی که هست، نفی نظارت استصوابی است. این حداقل چیزی است که در آنجا وجود دارد. ضمن این که این نظارت استصوابی باید لغو شود باید دخالت نیروهای نظامی و شبه نظامی در انتخابات هم حذف شود. یعنی ما به یک قانون انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه نیاز داریم که انتخابات تحت نظارت نیروهای بی‌طرف برگزار شود و نه شورای نگهبان.

یا در مورد احزاب و تشکل‌هایی که آقای موسوی به صراحت بر آن تاکید کرده‌اند، ما هم تاکید داریم. مساله ای که هست، به صورت حداقلی می‌گویم، مسائل کشور ما و مسائلی که الان وجود دارد، بسیاری از آنها ناشی از تئوری ولایت فقیه و مصداق آن آقای خامنه ای است و این چیزی است که همه می‌دانند و آقای موسوی با توجه به شرایط داخل کشور نمی‌توانستند به صراحت در بیانیه خودشان روی آن انگشت بگذارند. ما این را در بیانیه مان برجسته کرده‌ایم.



شما به آزادی احزاب اشاره کرده‌اید. در بخش چهارم خواست‌هایتان هم می‌گویید: «به رسمیت شناختن حق فعالیت قانونی احزاب سیاسی، جنبش دانشجویی، زنان، ان جی او‌ها و غیره مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی.» خیلی از کسانی که در حمایت از جنبش سبز جانشان را گروه گذاشته‌اند، موافق جمهوری اسلامی و محدود کردن فعالیت‌های سیاسی و حقوق بشری با «اما» و «اگر» نیستند.

ما خواستار یک دموکراسی، جمهوری تمام عیار هستیم که بدون «اما و اگر» باشد. اما موقعی که شما دارید از خواست‌های حداقلی صحبت می‌کنید (و ما آزادی احزاب، آزادی سندیکاها، آزادی اتحادیه‌های کارگری و آزادی همه این‌ها را خواستاریم)، به عنوان خواست حداقلی و در این خواست حداقلی می‌گوییم به صراحت در قانون اساسی جمهوری اسلامی هم آمده است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی به اصلی که اشاره شده آنجا حق تجمعات را اجازه داده و هیچ اما و اگری هم ندارد. ولی دولت جمهوری اسلامی نمی‌گذارد. یعنی همین خواست حداقلی را هم گفتیم در قانون اساسی جمهوری اسلامی وجود دارد.

آقای گنجی، شما از یک سو، در این نوشته، حرکت آقای موسوی را برای بازکردن راه گفت‌وگو و حل مسالمت آمیز بحران کنونی و جلوگیری از خونریزی و کشته شدن بیشتر مردم تحسین می‌کنید. اما در بخش ششم بیانیه تان می‌گویید خواهان محاکمه عاجل شکنجه گران، قاتلان، آمران و عاملان جنایات چند ماه اخیر هستید. برخی از ناظران معتقدند که چنین برخوردی می‌تواند نیروهای نظامی و به طور کلی نیروهایی را که قدرت را در دست دارند به وحشت بیاندازد و فکر کنند که اگر محاکمه شوند و کشته شوند، پس بهتر است به خشونت ادامه دهند و این خودش می تواند راه گفت‌وگو و مصالحه را ببندد. شما با این موضوع موافقید؟

قطعاً من به عنوان فردِ خودم و دوستان ما همیشه بر این تاکید داشتیم که هیچ قصدی برای انتقام و برای این نوع مسائل نیست. ما از اصل «ببخش ولی فراموش نکن» دفاع می‌کنیم اما چیزی که هست موقعی که یک جنبش دموکراسی در جامعه ای راه می‌افتد، در این جنبش خواست‌های خودشان را مطرح می‌کنند، مطالبات خودشان را (تازه گفتیم این‌ها مطالبات حداقلی است) مطرح می‌کنند. وقتی طرفین پشت میز مذاکره نشستند، آنجا نمایندگان جنبش می‌توانند با دولت حاکم که مذاکره می‌کنند بر سر اصول توافق کنند. لذا این نیست که ما از اول بگوییم هیچ مسئله ای برایمان مهم نیست و آنها هم با خیال راحت به جنایات خودشان ادامه دهند. اما اگر توافقی صورت بگیرد، گفت‌وگویی صورت بگیرد و آن گفت‌وگوها منتهی شود به گذار به دموکراسی، به انتخابات آزاد، به احزاب آزاد، به مطبوعات آزاد، به آزادی زندانیان سیاسی و تمام آزادی‌هایی که هست و اعلامیه جهانی حقوق بشر اجرا شود، طبعاً در چنین شرایطی رهبران و نمایندگان اصلی جنبش می‌توانند با رژیم حاکم در پشت میز مذاکره به توافق برسند.

نکته ای که هست این است که به هرحال در کشور ما جنایاتی صورت گرفته است و این جنایات ادامه دارد، مردم را در خیابان‌ها به گلوله بسته‌اند، مردم را زیر شکنجه کشته‌اند. بسیاری را الان بیگناه در زندان‌ها داریم. این چیزی نیست که من یا کس دیگری نمایندگی داشته باشد از طرف جنبش بخواهد بگوید می‌خواهم این‌ها را ببخشم. بخشش در درجه اول و یا مجازات جنبی به افراد و خانواده‌هایی بر می‌گردد که به طور مستقیم صدمه دیده‌اند.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: فرد
۱۶ ۱۰ ۱۳۸۸ ۰۱:۰۴
یک اصطلاح آمریکایی میگوید، اگر بار اول موفق نشدی دوباره سعی کن و سعی کن.

از قرار معلوم دوستان "روشنفکر دینی " سرزمین گل و بلبل خیز این پند را به گوش جان شنیده اند. دلیلش هم همین بیانیه اخیر پنج ماده ای درونمرزی و پشتبند یازده ماده ای برونمرزی حضرات است. نه تنها از شکست نظام پر برکت جمهوری اسلامی در مملکت داری و مابقی قضایا که عمری برای استقرارش تلاش و مجاهدت کرده بودند دلسرد نشده اند بلکه با تلطیف و بزک عجوزه عروس و با آب و تابی که قند در دل مونتسکیو آب میکند در پی آنند تا دل ملت را دوبار ببرند و برایش دستی بالا زنند و عیالوارش کنند.

در مصاحبه با بی بی سی یکی از پنج امضاء کنندۀ بیانیه اخیر " روشنفکران دینی " از نوع برونمرزی چیزی تو این مایه فرمودند که غرض استقرار جمهوری اسلامی خواسته شده در سی سال پیش است و نه اینکه حالا وجود دارد. همچنین فرمودند با بکارگیری توانمندیهای موجود در قانون اساسی جمهوری پر برکت فعلی میشود مدت ولایت امری ولی مطلقه فقیه را مثلاً به ده سال و با امکان یکبار تجدید دوره محدود کرد.

پس ای قوم به خطا رفته دل قوی دارید که نسخه پیچیده شده، نوش دارو در راه است و اگر بار اول نشد به هول و قوه الهی و همت و پشتکار " روشنفکران دینی " بر حقش اینبار درست میشود و هم روح علی آقا شریعتی و امام خمینی شاد و هم ملک ایران آباد و هم زندگی نفوس آن چنان سر و سامانی خواهد گرفت رشک عالم. الهی آمین یا رب العالمین


توسط: ارشیا
۱۵ ۱۰ ۱۳۸۸ ۲۳:۴۵
خانم سیما از کالیفرنیا شما از کجاو کدامین حرف این حضرات به این نتیجه رسیدید که ایشان حکومتی شبیه به ترکیه را برای ایران میخواهند؟؟؟؟
ترکیه حکومت سکولار دارد و کلاً دین و دولت در آنجا جداست فقط حزب حاکم حزب اسلامگراست!
تمام فلسفه بافی های این حضرات نشان دهنده این است که ایشان دنبال یک حکومت اسلامی ملایم بدون ولایت فقیه هستند همین و همین!


توسط: sima از: ca
۱۵ ۱۰ ۱۳۸۸ ۲۲:۳۲
این روشنفکران تغییرات بزرگی در نحوه حکومت دینی و حتا قراءت از دین ایجاد کرده اند که نهایتن پایه جنبش لیبرال بدون خشونت فعلی شده . دولتی که اینها میخواهند شبیه دولت ترکیه هست که همه ادیان و گروه های سیاسی در ان آزادند حجاب اختیاری است مشروب خوردن و کاباره رفتن اختیاری است . دولت با رای مردم انتخاب میشود و قوانین با رای مردم قابل عوض شدن هستند. حتی در دراز مدت به یک حکومتی سکولار میشود رسید . چون اینها به رای مردم احترام میگذراند و این را ثابت کرده اند در زمان بازرگان. در سیاست خارجی هم اهل مدارا و تنش زدایی هستند و نزدیک به کشورهای غربی . بهترین حکومت گذار به دموکراسی را فقط اینها میتوانند ایجاد کنند . یکدفه نمیشود از یک حکومت استبداد مذهبی پرید به دموکراسی سکولار . اما کمونیست ها که با موسوی که نزدیکتر است به نظام و چپها و مخالفت با امریکا و غرب موافقند سر راه اینها سنگ می اندازند . اشغال سفارت امریکا و خط امام مورد تایید آنها بود ولی بازرگان را سازشکار با امریکا میدانستند و به سقوط او به دست همین خط امام کمک کردند . الان هم که موسوی عقب نشینی کرده بجای انتقاد به موسوی به اینها که اعلامیه بهتری داده اند حمله میکنند . ترس انها این است که مردم دنبال اینها بروند چون آنچه مردم میخواهند به نظر اینها نزدیکتر است . آزادیهای اجتمایی و دموکراسی با موسوی نمیاید. فرهنگ مردم به فرهنگ غربی نزدیک تراست تا کمونیستی . یک ته مانده فرهنگ مذهبی هم در اکثر مردم هست به همین دلیل از مناسبت های مذهبی و شعارهای مذهبی هنوز به عنوان ابزار مبارزه استفاده میکنند . دانشجویان تحکیم وحدت هم با اینها هستند . براندازان با اینها موافق نیستند چون اینها از عدم خشونت دفاع میکنند . اما نمیگویند چطور باید رژیم را ساقط کرد . احزاب مسلح قبلا متلاشی شده اند . حمله خارجی میسر نیست و همه را علیه غرب بسیج میکند . ده ها هزار هوادار مسلح رژیم و خانوادهشان میدانند که اگر این رژیم ساقط شود به آنها رحم نخواهد شد . آنها دیده اند با شاه و ارتش و ساواک چه رفتاری شد . آنها از گروه های مسلح مجاهد که آنها را در خیابانها در سال ۶۰ ترور میکردند خاطره خوبی ندارند . پس تا آخرین نفس کنار این رژیم میجنگند . بنابر این راه حال نظامی وجود ندارد . تحریم هم رژیم را ساقط نمیکند بلکه سرانجام به راه حل نظامی منجر میشود .

توسط: مهرانرودی از: کانادا
۱۵ ۱۰ ۱۳۸۸ ۲۱:۳۱
گیرم تمام فرمایشات آقای گنجی درست باشه، چطور می خواهیم زنگوله را به گردن گربه بیاویزیم؟ چطور حکومتی را که حتی به تصدیق خودی ها مانند آقای منتظری و غیره جابر است وادار کنیم که سر میز مذاکره بنیشنید؟ مگر نه اینکه سرانجام ناگزیریم به همین مبارزه خیابانی و از نفس انداختن رژیم جمهوری اسلامی ادامه دهیم. نکته مهم دیگر اینکه در این بیانیه 5 به اصطلاح روشنفکر دینی جایی از حقوق دین های دیگر و پیروان آن دین ها سخنی به میان نیامده است. گیرم فردا این آقایان به جای آقای خامنه ای به حکومت رسیدند تکلیف من غیر مسلمان چیست؟ پرسش آخر من از آقایان اینست که چرا در جمع شما زن دیده نمی شود؟ یعنی بین روشنفکران دینی زن وجود خارجی ندارد؟

توسط: ارشیا
۱۵ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۸:۳۵

متا سفانه این "روشنفکران" دینی ما نمیخواهند قبول کنند که تا وقتی دین و دولت یکی باشد نسخه دوم جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه هم بعد ازمدتی دوباره به همان نقطه ای میرسد که جمهوری اسلامی فعلی بعد از سی سال به آن رسیده است.

توسط: ماندانا از: خشکه بیجار
۱۵ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۷:۴۰
خیلی بیانیه بجائی بود میرفت که دو دسته گی ایجاد شود واین بیانیه اجازه نداد درود خدا بر انسانهای آزاده در هر کجای جهان با هر اسم ، ومسلک و مرامی

توسط: رضا از آلمان
۱۵ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۶:۳۷
به نظر من چند نکته اساسی وجود دارد که باید بدانها توجه کرد
/این جنبش رهبری واحدی ندارد این موضوع هم مزایایی دارد و هم معایبی
شاید بزرگترین عیبش این است که تصمیم گیری را دشوار می کند و بهترین مزیتش شاید این باشد که بیشترین آرا و عقاید را تحت پوشش قرار می دهد به نظرم همین موضوع باید متفکرین و فعالین جنبش را از همین حالا به فکر وادارد که به مانند پنج فردی که این اطلاعیه را دادند افراد دیگری نیز بصورت فردی و یا گروهی نظرات خود را در مورد حداقل های مطالبات جنبش مطرح کنند
/موضوع بسیار مهم بعدی که بخصوص بعد از اظهار نظر این پنج تن در بعضی از رسانه ها دیده ام این است که بعضی از فعالین سیاسی معتقدند که چون این پنج نفر در دوره ای از عمر حکومت جمهوری اسلامی با آن همکاری کرده اند پس دیگر نباید به آنها فرصت به قدرت رسیدن را داد آنها معتقدند که باز هم افرادی از جمهوری اسلامی منتها با نظرات و دیدگاههایی دیگر که معروف به اصلاح طلب می باشند می خواهند این جنبش را رهبری کنند در این مورد به نظرم نیاز به بحث کارشناسی ویژه ایست چرا که همین موضوع می تواند باعث تشتت و چندگانگی در جنبش شود باید بپذیریم که عده ای از فعالان جنبش سبز وحود دارند که اصولا با اصل جمهوری اسلامی مخالفند و نظامی دیگر را خواهانند
/موضوع دیگر این است که آیا اصولا افرادی که در دوره ای با جمهوری اسلامی فعالیت می کرده اند آیا باز هم حق مشارکت در هدایت جنبش را دارند یا خیر

توسط: فرشاد از: ايران
۱۵ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۴:۱۲
من كه اميدي ندارم ،با دادن اين حقوق دست مفتخورهاي سپاه وبسيج كوتاه مي شود ،آنها هم اينكار را نمي كنند، كدامديكتاتوري را ديديد كه مردم را ببيند

توسط: هومن از: London
۱۵ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۳:۲۱
«روشنفکر دینی»؟!!
همه هم و غم این آقایان حفظ اسلام است و نه ایران.
«روشنفکر دینی» همردیف همان مغلطه «اسلام دموکراتیک» است.