جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۲:۳۸ - ۱۰ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

بر چسب زنی و اتهام: مهم‌ترین تولید ماشین سرکوب

هوادارن حکومت ایران در راهپیمایی ۲۲ بهمن
اندازه متن - +
دستگاه رسمی تبلیغاتی رژیم جمهوری اسلامی یک واژه نامه مشخص برای برچسب زنی به مخالفان و منتقدان خود دارد. این واژه نامه رسما گرد آوری و ابلاغ نشده است اما همه نیروهای درون حکومت می‌دانند که برای ماندن در حکومت باید آن را به کار گیرند. این واژه‌ها عمدتا از طریق تحلیل‌های نیروهای امنیتی مورد اعتماد به رهبری پیشنهاد داده شده و در سخنرانی‌های عمومی به دیگر دستگاه‌های دولتی انتقال می‌یابند. این واژه نامه از طریق رسانه‌های دولتی القا شده و بسط می‌یابد و حتی مجلس خبرگان باید از آن برای ابراز نظر استفاده کند.

برای گرد آوری چنین واژه نامه‌ای یا یافتن موارد کاربرد آن لازم نیست رسانه‌های دولتی ماه‌ها رصد شوند بلکه تنها یک روز مطالعه یکی از روزنامه‌های رسمی تحت نظر ولی فقیه یا یکی دو مورد از سخنان رهبری نظام کفایت می‌کنند.

زدن این برچسب‌ها شش هدف را دنبال می‌کنند: ۱) بدنام کردن رقیب سیاسی یا مخالف و منتقد، ۲) سلب مشروعیت سیاسی از آنان، ۳) فرافکنی و انداختن گناه مشکلات بر گردن دیگری، ۴) شیطان معرفی کردن مخالف و منتقد، ۵) جلوگیری از ریزش نیروها با ترساندن افراد از گرفتن این برچسب‌ها، و ۶) معرفی خود به عنوان ملاک حق و باطل.

برچسب‌ها سپس توسط دستگاه قضایی برای پرونده سازی و تحت تعقیب قرار دادن مخالفان مورد استفاده واقع می‌شوند. در فرایند قانونگذاری نیز بسیاری از آنها به موضوع اتهام تبدیل می‌شوند (مثل عنوان پوچ و تهی تشویش اذهان عمومی). بسیاری از منتقدان حکومت با این برچسب‌ها سال‌ها را در زندان گذرانده یا به اعدام محکوم شده‌اند. ماشین تبلیغاتی نظام برای قوای قهریه و دستگاه قضایی آن آتش تهیه فراهم می‌کند.

برچسب زنی و اتهام زنی به جای تحلیل و وارد شدن به مباحثه و گفت‌وگو در فضای عمومی و سپس دادن آزادی به مردم برای انتخاب، مهم ترین دلیل برای تمام شدن سوخت ایدئولوژی اسلامگرایی شیعه در داخل مرزهای کشور است. دستگاه ایدئولوژی سازی حکومت به تدریج در نهادهای نظامی و امنیتی و قضایی ادغام شده است.

از آنجا که شکاف عظیمی‌ میان سخن و عمل حاکمان جمهوری اسلامی وجود دارد تعابیر و واژه‌های آنها بدون قرار داده شدن در متن ادبیات خودشان و نیز در متن ادبیات سیاسی دوران اخیر قابل فهم نیست و به یک معنا باید آنها را ترجمه کرد. همچنین به‌واسطه نوع تغییراتی که در واژه‌ها بر اساس استفاده در چارچوب ایدئولوژی اسلامگرایی از آنها می‌شود تعابیر از جای خود در ادبیات فارسی به در می‌شوند تا تنها دایره مفهومی‌ مورد نظر حاکمان را القا کنند.

واژه نامه

  • بی بصیرت: کسانی که به سرعت پس از اعتراضات اعلام بیعت به رهبری نکردند؛ آنها که نمی‌دانستند تنها با سرکوب و شکنجه و تجاوز و قتل و خشونت می‌توان حکومت را حفظ کرد.
  • فتنه: اعتراضات گسترده به تقلب در انتخابات یا هرگونه اعتراضات گسترده به حکومت که سرکوب آن دشوار باشد و بسیاری را به خاطر رفتارهای حکومت به آن بدبین سازد.
  • اهل مسجد ضرار: هر جمعی که در آن از حاکمیت جمهوری اسلامی انتقاد شود.
  • ضد انقلاب: هر فرد یا گروهی که نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را قبول نداشته باشد؛ از منظر حاکمان موجود جمهوری اسلامی انقلابی که ۳۱ سال پیش موفق به براندازی رژیم سلطنتی شد هنوز ادامه دارد و حاکمان موجود و وفاداران به آنها، حتی آنان که آن زمان به دنیا نیامده بودند، رهبران آن هستند و هر که با رهبران موجود مخالفت کند بلافاصله ضد انقلاب محسوب می‌شود.
  • تهاجم فرهنگی: جریان آزاد اطلاعات.
  • تشویش اذهان عمومی. اطلاع رسانی واقع بینانه بدون سمت گیری به سوی حکومت و تحلیل شرایط موجود با رهیافت انتقادی.
  • شبیخون فرهنگی: مصرف کالاهای فرهنگی تولید ناشده توسط دستگاه‌های تبلیغاتی رژیم جمهوری اسلامی توسط مردم.
  • دشمن: همه افراد و گروه‌هایی که از ولی فقیه اطاعت نمی‌کنند، دگر اندیشان و دگر باشان.
  • منافق: کسی که به اسلام باور دارد اما حکومت موجود جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را نمی‌پذیرد.
  • منافق جدید: کسی که به اسلام و جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن باور دارد اما در همه موارد از ولی فقیه اطاعت نمی‌کند.
  • ملحد: کسی که قرائت رسمی جمهوری اسلامی از اسلام را نمی‌پذیرد.
  • فراری: روزنامه نگار یا فعال سیاسی که به دلیل ترس از تحت تعقیب واقع شدن، زندانی شدن یا اعدام از کشور خارج شده است.
  • استکبار: قدرت‌های جهانی که سلطه طلبی و بلندپروازی‌های حاکمان جمهوری اسلامی را در منطقه و جهان محدود می‌سازند.
  • سلطه: قدرتی که در اختیار حاکمان جمهوری اسلامی نیست.
  • نظام سلطه: نظمی‌ که حاکمان جمهوری اسلامی قدرت قاهره را در آن در اختیار ندارند و مقررات آن بدون حضور و قدرت فائقه اسلامگرایان تنظیم شده است.
  • فساد: عدم رعایت ضوابط شرعی در حوزه پوشش زنان، وجود مشروبات الکلی، و روابط صمیمی‌که روحانیون و پیروان آنها خوش نمی‌دارند؛ تخلفات دیگر مثل اختلاس، ارتشا، و دیگر فسادهای اقتصادی و زن بارگی تحت عنوان چند همسری و ازدواج موقت مقامات و قدرتمندان فساد قلمداد نمی‌شوند.
  • صهیونیست‌ها: همه دولت‌هایی که در مجامع جهانی با رفتار ایران مخالفت کنند.
  • محارب: کسی که نسبت به روند جاری امور در کشور اعتراض دارد و اعتراض خود را در عرصه عمومی بیان می‌کند.
  • خرافه: باورها و رفتارهایی که مورد پسند روحانیت حاکم و هواداران آنها نیست.
  • زورگویان: قدرت‌های بزرگ غربی که بسط سلطه جمهوری اسلامی در منطقه و جهان را محدود می‌کنند.
  • سلطه گران: قدرت‌هایی که باید جای خود را به جمهوری اسلامی در سطح بین المللی بدهند.
  • نظام سلطه: نظامی که بر اساس قدرت برتر و ملاک‌های جمهوری اسلامی اداره نمی‌شود.
  • جنجال سازی: نمایش جنایت‌ها و سرکوب‌ها و دروغ‌ها و تقلبات حکومت جمهوری اسلامی.
  • فریب خورده: هرگونه مخالف هیئت حاکمه جمهوری اسلامی. بنا به دیدگاه حاکمان، آنها حق مطلق اند و اشتباه و خطایی ندارند و اگر کسی مخالفتی می‌کند از سر فریب خوردگی است.
  • ساده لوح: مقوله دیگری از مخالفان حاکمان جمهوری اسلامی که به خاطر نادانی و غفلت با حکومت مخالفت می‌کنند. کسانی که با یک حکومت سراسر خیر و پاکی و صداقت (و همه خوبی‌های دیگر عالم)، یعنی حکومت جمهوری اسلامی و رفتارهای آن مخالفت می‌کنند لابد نادانند یا فریب خورده.
  • ضد ایرانی: صفتی است برای مخالفت‌های دول و گروه‌های غیر ایرانی نسبت به حاکمان جمهوری اسلامی. از این صفت برای برچسب زنی به مخالفان داخلی یا ایرانی خارج از کشور استفاده نمی‌شود چون طرف مقابل آن یعنی "ایرانی" در این صورت به عنوان یک ارزش مطرح خواهد شد که منظور نظر حاکمان نیست. اما استفاده ان برای خارجی‌ها متضمن تحریک احساسات آن دسته از مخاطبان رسانه‌های حکومتی است که عرق ملی دارند و شاید با حکومت نیز مخالف باشند.
  • سرباز جنگ نرم: تلاشگری که برای تغییر قوای حکومتی یا حکومت از طریق شیوه‌های دمکراتیک و مسالمت آمیز عمل می‌کند.
  • فرمانده جنگ نرم: مولدان اندیشه‌هایی که ایدئولوژی رژیم را به چالش می‌کشند.
  • مهره جبهه ناتوی فرهنگی: کسی که در نهادهای نیمه مستقل و مستقل رسانه ای و فرهنگی به نقد سیاست‌های جمهوری اسلامی می‌پردازد.
  • حرمت شکن: کسی که رهبری کشور را در ملا عام مستبد و دیکتاتور بخواند.
  • برهم زننده امنیت کشور/اقدام کننده علیه امنیت کشور: کسی که تلاش می‌کند از طریق روش‌های مسالمت آمیز و در چارچوب قوانین موجود به تغییر قدرت حاکم یا تغییر رفتار قدرت حاکم دست زند.

-------------------
دیدگاه‌های بازتاب یافته در این یادداشت، الزاماً بازتاب نظرات رادیو فردا نیست.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: حبیب از: شیراز
۱۹ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۰:۰۱
تبلیغات و بوق و کرناهای رژیم نخ نما شده است تا کی می توانند بار کج خود را بر این ارابه پوسیده قراردهند تفکر "خوارج گونه" شما جایی بین مردم پاکدامن ایران ندارد.

توسط: ایرج از: آلمان
۱۸ ۱۲ ۱۳۸۸ ۲۳:۵۵
خیلی خوب نوشتید. آیا کلمه "ساختار شکن" را بمخالفین گفتن همان توهین به دگر اندیشان نیست؟ بعضی از "رهبران" سبز ومخالفین احمدی نژاد هم بی پروا بیشتر واژه های رژیم را در ادبیات خود دارند .و این نوع بر چسب ها را که شمردید می زنند. البته هنوز دیر نشده و می توانند از خود انتقاد کنند و جنبش سبز را به انشعاب نکشانند.

توسط: بردیا
۱۸ ۱۲ ۱۳۸۸ ۲۰:۴۸
مقاله ای بسیار زیبا و پر محتوا بود. کاش بتوان لغت نامه مزبور را در سطح وسیع تکثیر کرد و در میان مردم کوچه و بازار توزیع نمود تا پرده از ریا و دروغ دستگاه تبلیغاتی رژیم برداشته شود

توسط: mm
۱۸ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۹:۰۶
بسیجی‌ و تجاوز را از قلم اندختید

توسط: علی
۱۸ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۷:۵۹
به نکته جالبی اشاره کردید. به همه اینها باید یک نکته مهم دیگر هم اضافه کنیم. جمهوری اسلامی از یک "سیستم شارژ برچسب ها و تهمت ها" نیز استفاده می کند به این معنی که باید در افکار عمومی هر از چندی این برچسب ها و توهمات شارژ شوند تا همچنان در دستگاه قضایی و بوقهای تبلیغاتی حکومت قابلیت استفاده داشته باشند. این شارژ گاهی توسط سخنرانی های آنچنانی آیت الله خامنه ای صورت میگیرد و گاهی هم به ابتکار یک نهاد امنیتی یا قضایی جنجال پوچ جدیدی علیه یک یا گروهی از فعالان سیاسی براه می اندازند. مثلا محتوای یک شماره از یک نشریه دانشجویی.

حکومت اسلامی ایران به معنی واقعی کلمه "حکومت بر معناها" است. به همین دلیل نقض مداوم حقوق مطبوعات آزاد اینقدر برای حکومت مهم است. و به همین دلیل فراری دادن یا کشتن نخبگان اینقدر برای حکومت مهم است. کافی است رسانه ها و معناهای وارونه ای که حکومت استفاده می کند را از او بگیرید، حکومت فروخواهد ریخت.

توسط: اشکان
۱۸ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۷:۱۶
چه لیست جامع، کامل و خوبی تهیه کرده‌اید. ضمناً عبارت «نظام سلطه» را دو بار تکرار کرده‌اید.

توسط: رویا از: تهران
۱۸ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۶:۵۳
مثل همیشه به قلب موضوع رفتید
آفرین بر جناب مجید محمدی

توسط: اعظم
۱۸ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۶:۵۱
با همین القاب و عناوینی که خودشان اختراع کرده اند است که بخش عظیمی از روشنفکران و نخبگان را در زندان ها اسیر کرده اند.

آقای خامنه ای گفته بودند که ایشان از انتقادات و پیشنهادهای مردم استقبال میکنند. ولی الان می بینیم که دارند با برچسب «زیر سئوال بردن رهبری» آقای مجید توکلی را تحت فشار گذاشته و پرونده ایشان را دوباره به دادگاه انقلاب فرستاده اند. از او خواسته بودند که از رهبرعذر خواهی کندولی آقای توکلی قبول نکردند.

این جوان بیست و سه ساله نزدیک به دو سال از عمرش را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده.

اگر این جوانان که تماما محصول و پرورش یافته این نظامند از آن رویگردانده اند گناه با کیست؟ آیا وقت آن نیست که نظام به سهم خود در این نابسامانی ها اذعان کند و قبل از اینکه یک آشتی عمومی ناممکن شود از آسیب دیدگان و ملت بطور عموم عذرخواهی کند؟

توسط: ماندانا از: تهران
۱۸ ۱۲ ۱۳۸۸ ۱۶:۵۱
مثل همیشه تحلیلی حرفه ای کارشناسانه و دقیق و زیبا بود