پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۲:۱۲ - ۹ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

مادر ندا آقا سلطان: هنوز آن فیلم را ندیده‌ام

تندیس ندا آقا سلطان، ساخته شده در آمریکا
اندازه متن - +
ندا آقا سلطان، دختر ۲۷ ساله ای بود که روز ۳۰ خرداد ماه گذشته در یکی از خیابان های فرعی خیابان کارگر تهران بر اثر اصابت گلوله کشته شد.

یک دستگاه تلفن همراه مجهز به دوربین فیلمبرداری و یک فیلمبردار آماتوراین حادثه مرگبار را به رخدادی بدل کرد که جهان را تکان داد.

و پنج شنبه هشتم مرداد ماه مصادف است با چهلمین روز کشته شدن ندا آقا سلطان.

معترضان به نتیجه رسمی دور دهم انتخابات ریاست جمهوری اسلامی خود را آماده کرده اند تا در مصلای تهران، یا بهشت زهرا، و در صورت ممکن، در هر دو جای یاد شده، یاد ندا و دیگر قربانیان ِ خشونت های ِ پس از انتخابات گذشته را گرامی دارند.

مادر ندا، در گفت‌و‌گویی با رادیو فردا از آنچه در این روزها بر او گذشته می گوید:

من و ندا هميشه در تظاهرات شرکت می کرديم و مسئله خاصی نبود. ندا تازه وارد اين مسايل شده بود و خيلی برايش جالب بود.

روز شنبه ندا به من گفت که با هم برويم تظاهرات، ولی چون من مشکل داشتم گفتم نمی توانم بيايم و به او توصيه کردم که تو هم نرو امروز خيلی خطرناک است، ولی ندا قبول نکرد و گفت می روم.

او ساعت چهار از خانه بيرون رفت و دوبار با هم تماس داشتيم که کجاست و چه می کند. ندا گفت گاز اشک آور زده اند و ما به خيابان های فرعی فرار کرده ايم و الان می خواهيم برويم سوار ماشين شويم. فاصله جايی که ندا تير خورده تا ماشين فقط ۲۶ قدم بوده است. دايی ندا ۱۰ دقيقه پيش از اين اتفاق آخرين تماس را با او داشت و ندا گفته بود گاز اشک آور زده اند و ما سيگار روشن کرده ايم که اذيت نشويم. ديگر با او تماسی نداشتيم تا اين که ساعت شش و نيم استادش تماس گرفت و گفت در بيمارستان شريعتی است و ندا تير خورده است.

زمانی که به بيمارستان رفتيد با چه تصويری روبه‌رو شديد؟

به خواهر و برادر ندا تلفن زدم و آنها زودتر از من خودشان را به بيمارستان رسانده بودند.
وقتی من رسيدم ديدم خواهر ندا بسيار به هم ريخته است، استادش به من گفته بود پای ندا تير خورده، ولی ديدم لباس استاد از بالا تا پايين خونی است.

گفتم بگوييد ندای من چه شده است. گفت کتفش تير خورده گفتم نه اين طور نيست حتما تير به قلبش خورده. گفت نه. ولی در حقيقت ندا در راه بيمارستان تمام کرده بود و در بيمارستان فقط مراحل قانونی را انجام می دادند.

آنجا هر چه التماس کردم بگذاريد بچه ام را ببينم، گفتند بايد کار جراحی برايش انجام دهيم و نمی توانی او را ببينی. به من مستقيم خبر را نگفتند و به شوهر خواهرش گفتند که ندا تمام کرده و بعد من از چهره خواهر ندا فهميدم که چه اتفاقی افتاده و بعد ديگر هيچ چيز نفهميدم.

چه زمانی پيکر ندا را به شما تحويل دادند؟

بعد از اين که مرا به خانه بازگرداندند، دامادم مراحل قانونی تحويل جنازه را انجام داد.
ساعت سه صبح با ما تماس گرفتند که جسد ندا به پزشکی قانونی کهريزک منتقل می شود.
پدر ندا و چند نفر از بستگان ساعت هشت صبح به پزشکی قانونی رفتند و تا ساعت حدود دو بعد از ظهر جنازه ندا را به ما تحويل دادند و تا ساعت سه او را به خاک سپرديم.

گويا به شما اجازه نداده اند برای ندا مراسم ترحيم برگزار کنيد؟

در مورد مراسم ترحيم به ما چيزی نگفتند، ولی وقتی برای مراسم سوم مسجد نيلوفر را گرفتيم، بعد از اين که استعلام گرفتند، گفتند به شما مسجد نمی دهيم.

بعد ما مسجد امام جعفر صادق را در حوالی خيابان شريعتی گرفتيم، گفتند ايرادی ندارد ولی ديديم ساعت ۱۲ اعلاميه ندا در اينترنت منتشر شده و من برای حفظ امنيت جوانان خودم گفتم مراسم را لغو کنند.

ولی برای شب هفت وقتی خواستيم سالن بگيريم، گفتند بايد مجوز به آنها بدهند و بعد خبر دادند که به ما مجوز نمی دهند.

برنامه شما برای چهلم ندا چيست؟

هشتم مرداد ساعت چهار سر خاک او.

خانم آقا سلطان! فيلمی که از لحظات آخر ندا در دست است و در تمام رسانه ها پخش شد، يک واکنش جهانی را برانگيخت. وقتی برای اولين بار اين فيلم را ديديد احساستان چه بود؟

باور کنيد هنوز نگذاشته اند من اين فيلم را ببينم، ولی می دانم بسيار تاثير گذار و دردناک بوده است.

وقتی برادرش اين فيلم را می بيند هر بار گريه می کند و من هنوز نتوانسته ام فيلم لحظات آخر بچه ام را ببينم.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۵
    بعدی 
توسط: آزاده از: تهران
۱۵ ۰۵ ۱۳۸۸ ۱۱:۱۷
نداي ما ندا بود، بلندترين صدا بود
مادر عزيز اگرچه هيچكدام از ما نمي توانيم جاي فرزند برومند تورا كه آزادگيش چون تكبير سرو بر كوچه هاي شهر پيچيد پر كنيم،اما بدان كه همگي ما فرزندان تو هستيم.ندا معني شعار هميشه پايدار هميشه سبز شد و بدان هميشه در قلب ما زنده است و نداي آزادگي و آزادي خواهي دلهاي ما خواهد بود.

توسط: rahi
۱۲ ۰۵ ۱۳۸۸ ۱۳:۴۷
به مادرش بگید ندا زنده است ،در ما...ندا تولد ماست...

توسط: رامين
۱۱ ۰۵ ۱۳۸۸ ۱۷:۲۵
امروز كه اين مطلب را مي‌نويسم 11 مرداد 88 ، هنوز هم وقتي به ياد اين فيلم كه برادر ندا با هر بار ديدنش گريه مي‌كند مي‌افتم اشك تو چشمام جمع ميشه. . . چقدر بي‌غيرت شديم كه هنوز مسببين اين ماجرا رو به حال خودشون گذاشتيم . . .

توسط: زهره
۱۱ ۰۵ ۱۳۸۸ ۱۵:۱۵
با اینکه صحنه فیلمبرداری شده بسیار تاثیر گذار بود فقط لازم است بگویم که ابراز احساسات مردم تنها به خاطر ندا نبوده و نیست چرا که او حداقل در دم شهید شد. کم نبودند جوانانی که زیر شکنجه روزی صد بار طلب مرگ میکردند. پس به یاد همه آنها باشیم. این رژیم روی هرچه جنایتکار در تاریخ بود را سفید کرد.

توسط: sirvan از: tehran
۱۱ ۰۵ ۱۳۸۸ ۱۵:۰۹
آیا میخواهند تا کی و چند میلیون ندا رو بکشند خانواده آقا سلطان ندای ماهمانا زنده خواهد ماند
زنده باد آزادی زنده باد ایران زنده باد ندا

توسط: حمید از: اصفهان
۱۱ ۰۵ ۱۳۸۸ ۱۴:۱۴
ندا هر کسی که باشد یکی از دختران این خاک است و من یکی از پسران آن پس به حرمت این خاک و تمام مادرن پاکش این خون را پاک خواهیم کرد.

توسط: فرنود از: تهران
۱۱ ۰۵ ۱۳۸۸ ۱۴:۰۸
مرگ نه آن دريچه رو به نور، فرو رفتن در نفرت من است از اينهمه ظلم و جور.
كه خواهد پرسيد كه به كدامين گناه بايد در افسردگي زندگي كنيم و هر روز آرزوي مرگ كنيم.
به اميد آزادي.

توسط: شاهین
۱۱ ۰۵ ۱۳۸۸ ۱۳:۴۶
روحت شاد ... انتقام خونتو میگیریم ندای نازنین ...

توسط: مریم
۱۱ ۰۵ ۱۳۸۸ ۱۰:۴۷
خامنه ای خوناشامی است که حیاتش به سر کشیدن خون جوانان بستگی دارد

توسط: ایرج از: اذربایجان
۱۰ ۰۵ ۱۳۸۸ ۲۲:۴۰
فقط می توانم بگویم او قهرمان ایران است و الگوی آ زادگی برای همه ایرانیان
صفحه از ۵
    بعدی