جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۶:۰۱ - ۱۰ فوریه ۲۰۱۲

ايران

«خشونت و عاشورا» در رسانه های شهروندی

اندازه متن - +
کسی فریاد می‌زند «بزنینش. کشتن...» کمی آن‌طرف‌تر دیگری می‌گوید: «نزنین بابا... ولش کنین.» هیاهو و شلوغی، کلمات را می‌بلعد و بعد دوباره جمعیتی که ناگهان یک صدا فریاد می‌زند: «ولش کن، ولش کن، ولش کن...».
بسیجی نیمه برهنه با کمک چند نفر از معترضان از جمعیت بیرون کشیده می شود و می‌رود. جمعیت در حال پراکنده شدن است که دوباره کسی فریاد می‌زند: «بیاین... کشتن». این بار بدن نیمه‌جان شهروندی روی زمین افتاده است. از گلویش خون بیرون می‌زند.
جمعیت مجروح را بلند می کند و می برد.
دوباره کسی فریاد می‌زند: کشتن...

عاشورای ۸۸ در خیابان‌های ایران: معترضان خود را قربانی می‌دانند و هوادارن حکومت معترضان را «محارب» می‌نامند. عاشورایی که بیش از سیزده قرن از آن می‌گذرد و هنوز بخشی از تاریخ سیاسی و اجتماعی یک سرزمین است. هنوز می‌گویند «یا حسین» و هنوز این «یا حسین» واژگانی است که تاریخ و سیاست و جامعه را به هم گره می‌زند.

کم نبودند کسانی که می‌اندیشیدند در روز عاشورا، اگر خشونتی رخ ندهد، دست کم بر آن افزوده نخواهد شد. اما روایت تصویر از عاشورای ۸۸ جور دیگری است.

عاشورای ۸۸ در خیابان‌های شلوغ؛ صدای تیر و شعار، جیغ و شیون و بوی دود. نیروهای امنیتی حمله، معترضان در فرار. معترضان حمله، نیروهای امنیتی در فرار.

یکی از معترضان (عکس بالا) و دو نفر از نیروهای امنیتی (عکس پایین)

عکس و فیلم وصدا؛ این بار فقط رسانه‌های غربی نیستند که برنامه‌های ویژه‌ای از اعتراض‌های ایران نشان می‌دهند، رسانه‌های دولتی و نیمه‌مستقل چین و روسیه هم بخش ویژه‌ای را به بازتاب اعتراض‌های ایران اختصاص داده‌اند.

بیشتر بخوانید: گزارش یک وبلاگ نویس ر از برنامه ویژه شبکه فنیکس چین در مورد رخدادهای روز عاشورا (رادیو فردا مسئول محتوای وب سایت های دیگر نیست)

ساعتی از پایان خون‌بار عاشورای ۸۸ نگذشته بود که تحلیلگران ایرانی به بازخوانی و بازبینی رخدادهای این روز پرداختند. از سوی دیگر دولت ایران نیز خود را برای برپایی راهپیمایی علیه معترضان آماده می‌کرد. اما شبکه‌های اجتماعی –به ویژه فیس بوک- گوی سبقت را مثل همیشه از بقیه ربودند: حاشیه‌نویسی، تحلیل و نظرهای کوتاه و البته فیلم و عکس و خبر.

با نگاهی گذرا، کاربران ایرانی فیس بوک که بسیاری از آن‌ها این روزهای با نام‌های مستعار و عکس‌های «سبز» شده اخبار ایران را دنبال می‌کنند و یا خود خبر سازند، دو گروه اصلی را تشکیل می‌دادند؛ گروهی که نگران خشونت به کار گرفته شده از سوی معترضان بودند و گروهی که واکنش معترضان به خشونت نیروهای امنیتی را «واکنشی طبیعی» و/یا «دفاعی» می‌نامیدند.

خیلی از تحلیلگران و ناظران نیز یا به آرامی به نقد خشونت معترضان (مثل کتک زدن نیروهای امنیتی) پرداختند یا آن را «واکنشی دفاعی» نامیدند. البته اکثر آن‌ها خشونتی که نیروهای امنیتی علیه معترضان به کار گرفتند را کم سابقه یا بی‌سابقه دانستند.

مسعود بهنود روزنامه نگار ایرانی در وبلاگ شخصی خود نوشت: « ما شکست خوردیم. اهل مدارا و تسامح شکست خوردند، طایفه سمحه و سهله شکست خوردند. این را در همین سکوت سرد، در همین شب های الله اکبری و گلوله و فریاد هم می توان به خود گفت. اگر شادمانیم از آن چه در خیابان‌ها می گذرد به گمانم شادمانی مان پایدار نیست. امیدوار بودیم که دیگر دادمان را با مشت و گلوله نستانیم، گل به کار می آوریم، این که اول بار دیگری گلوله انداخت از بار غم ما نمی کاهد.»

زیر همان پست و در بخش نظرها، کسانی در موافقت با بهنود و کسانی در مخالفت با او نوشته‌اند. یکی از «مخالفان» نوشته است: «آقای بهنود چاره‌یی نبود، از بالای پل حافظ مردم را سنگباران می‌کردند، دوطرف خیابان را بسته بودند. چه می‌شد کرد جز دفاع از خود؟...»

بیشتر بخوانید: «دلهره دارم» از مسعود بهنود

دفاع یا خشونت؟ واژگانی که این روزهای بسیار تکرار شده است.

در میان کاربران فیس بوک یک پرسش شاید بیش از بقیه مطرح شده است؛ خشونت چیست و مصادیق آن کدام است؟

برخی از کاربران می‌نویسند گرفتن موتور نیروهای بسیجی مصداق خشونت نیست، بلکه به دلیل گرفتن «وسیله خشونت» از تکرار آن خواهد کاست.

اما آتش زدن پاسگاه پلیس چطور؟

پرسش و پاسخ در این مورد همچنان یکی از مهم‌ترین بحث‌های داغ شبکه‌های اجتماعی است.

عمده تحلیلگران، وقایع روزعاشورا را نتیجه برخوردهای خشونت‌بار حکومت می‌دانند.

مرتضی کاظمیان، فعال ملی مذهبی از موج رو به تزاید احساسات و «بازتولید خشونت» می‌گوید. او که اندکی پس از رخدادهای روز عاشورا بازداشت شد، بیش از دستگیرش به رادیو فردا گفت: «اینها آن نقاط و مقاطع پرخطری هست که به نظر من باید هر ایرانی که دغدغه ایران دارد احساس خطر کند و نسبت به بازتولید آن هشدار بدهد، چه به کسانی که صاحب قدرت هستند -و طبیعتا در درجه اول آنها بیشترین سهم را دارند در بازتولید خشونت- و چه به کسانی که در حوزه جامعه مدنی متاسفانه از این سرکوب‌ها و خشونت‌ها متاثر شده‌اند و با رویکردهای احساسی تلاش می‌کنند که حقوق خودشان را پیگیری کنند.»

مهدی جامی، دیگر روزنامه‌نگار ایرانی در وبلاگ خود در پی رخدادهای عاشورا نگاهی به روند اعتراضات در هفت ماه گذشته دارد. آقای جامی می‌نویسد: «شش ماه گذشته مردم به عبارتی جمهوری اسلامی را پوست کنده اند و عریان اش ساخته اند. و نیز به عبارتی دیگر نظام استریپ تیز کرده است. قدم به قدم تکه ای را که به تن داشته کنده و دور انداخته است. اینک عجوزه‌ای روبروی ما ست که عریان شده است.»

بیشتر بخوانید: «عاشورا و اشقیای نظام» از مهدی جامی

خشونت. مسئله در همه نوشته‌ها و نقدها و نظرها این است: خشونت.

خشونتی که به گفته کسانی مانند مهدی جامی نظام حاکم بر ایران را عریان کرده است و به گفته کسانی مانند سعید رضوی فقیه، فعال سیاسی اصلاح طلب اوضاع را بغرنج‌تر می‌کند؛ «متأسفانه سير وقايع به سمتی پيش می‌رود که شرايط اجتماعی و سياسی ايران روز به روز بغرنج‌تر می‌شود و راه‌حل‌هايی که می‌تواند تنش و بحران را مرتفع کند و باعث ايجاد تفاهم و آشتی در کشور شود، محدودتر و کمتر می‌شوند.»

۳۱ سال بعد

اعتراض‌های ماه‌های گذشته در ایران بخشی از تاریخ معاصر سرزمینی است که در آن، در همین صد سال گذشته اتفاقات بی‌نظیری رخ داده است. انقلاب مشروطه، به توپ بستن مجلس و... این انقلاب آخرین که اگر چه در آن گروه‌های غیرمذهبی بسیاری فعال بودند نهایتا به حکومتی مذهبی انجامید.

سی و یک سال پیش از عاشورای ۸۸ شاه ایران بر تلویزون دولتی ظاهر شد تا در محرم ۵۷ از نگرانی خود از «آشوب‌ها» بگوید.

در ادامه محمدرضا پهلوی گفت: «من نیز پیام انقلاب شما را شنیدم...»



در همان زمان و در راهپیمایی بزرگ تاسوعا و عاشورای سال ۵۷ بین نه –به گفته مقام‌های دولتی- تا ۴۰ نفر –به گفته مخالفان- کشته شدند. اندکی پس از آن طرفدران دولت در خیابان‌های ایران دست به تظاهرات علیه مخالفان زدند.

ببینید:
فیلم خبری تظاهرات هواداران شاه در اصفهان از یکی از رسانه‌های بین‌المللی در وب‌سایت یوتیوب

خشونت روز عاشورا و روزهای دیگر در زمان حکومت آخرین پادشاه پهلوی سمت و سوی دیگری به اعتراض‌ها داد. البته در آن زمان گروه‌های سیاسی بسیاری بازوی نظامی داشتند، آنچه عملا در میان معترضان ایرانی به چشم نمی‌خورد. همین موضوع نیز سبب شده است تا برخی تحلیلگران بگویند در شرایط فعلی امکان رخ دادن «انقلاب» یا «واکنش مسلحانه» از سوی معترضان ناچیز است.

اما در همین شرایط هم کم نیستند کسانی که معترضان را دعوت به «خویشتن‌داری» بیشتر می‌کنند. عزت‌الله سحابی، از چهره‌های سرشناس ملی‌مذهبی ایران در نامه‌ای که اخیرا خطاب به ایرانیان خارج از کشور نوشته است، می‌گوید: «هرگونه حرکت جنبش فعلی به سمت خشونت، به ضرر ایران، مردمان آن و خود جنبش سبز است؛ چرا که وقتی حرکت خشونت آمیز شود، جناح قالب و قاهر دست بالا را خواهد داشت و آنها برنده بازی خشونت خواهند بود.»

اما همین نامه نیز با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شده است.

محمدرضا شکوهی فرد از تحلیلگران سیاسی در یادداشتی در وب‌سایت گویا نوشته است: «کدام خشونت؟ تعريف خشونت چيست و مصداق تحقق و نماد تصوير اين تعريف در کدام فعل ملت مشاهده گرديده که به خود اجازه دهيم به دختران و پسران و پدران و مادرانمان بگوييم، شما مشابه يزيديان عمل نکنيد، از خشونت فاصله بگيريد؟!»


نیروهای امنیتی به سوی تظاهر کنندگان شلیک می کنند

رخدادهای عاشورا بیش از هر زمان دیگری در میان معترضان به «جنبش عاری از خشونت» بحث جدیدی افزوده است: «مصداق‌های» خشونت چیست؟ «خویشتن‌داری» به چه معنی است؟ بحثی که به نظر می‌رسد همچنان ادامه خواهد داشت و همچنان نیز بر آن یادداشت و تحلیل و نظر نوشته خواهد شد.

بحثی که در تاریخ معاصر ایران رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است. تاریخی که در صد سال گذشته آن انقلاب و جنگ کم رخ نداده است.

از سوی دیگر حکومت ایران در روزهای گذشته –پس از رخدادهای عاشورا- نه تنها ملایمتی از خود نشان نداده است، بلکه بر خشونت افزوده، تعداد بازداشتی‌ها را بیشتر کرده و همینک نیز از «اعدام سریع محارب» سخن به میان می‌آورد. در چنین شرایطی بحث بر سر «خشونت» در میان معترضان به سادگی پیش نخواهد رفت. هر چند یافتن پاسخ یا پاسخ‌هایی برای آن احتمالا افق و آینده جنبش اعتراضی ایران بیش از هر زمان دیگری روشن خواهد کرد.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: irani
۱۸ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۰:۱۵
نمیشه نقش ملی - مذهبی ها رو در تثبیت دیکتاتوری مذهبی بعد از انقلاب 57 انکار کرد و جالب اینکه از وقتی احتمال سقوطش T , نه اصلاح مطرح شده باز دوباره اقایون به تحرک افتادن. سحابی در مقاله گفته که شرایط برای انقلاب نه مهیاست و نه به صلاح اما به غیر از اشاره به کهولت سنش ،که به نzرش باید ازش نتیجه گرفت که نمیتونه هیچ طمع شخصی در حفظ رژیم داشته باشه و انگار امثال خامنه ای و جنتی در شباب جوانی بسر میبرن ،هیچ تلاش دیگه ای برای متقاعد کردن مخاطب بکار نمیبره. اصولا مقاله در قالب نصایح مشفقانه پدربزگ به نوه های خام و زودباور تهیه شده و اثری از تحلیل نقادانه درش دیده نمیشه.
بقیه نظرات از این دست که عمدتا بعد از عاشورا مطرح شدن هم سعی کردن کلیه استراتژیهای متکی به اقدامات عملگرایانه و فیزیکی برای پیشبرد جنبش رو با بی اعتنایی به اصول ساختار توزیع قدرت و شرایط خفقان مطلق موجود ( نتیجه اتخاذ تمام قوای سیاست مشت آهنین از طرف حکومت) رو تحت یک نام خشونت معرفی و رد کنن. از نقطه نظر تاریخی هم بهرحال حتی مسالمت آمیزترین جنبشهای دنیا هم در نقاطی معین از بکارگیری قوای قهری منتفع شدن. نکته ای که مسلمه اینه استراتژی مبارزه مسالمت آمیز فقط یه استراتژیه در راه پیروزی جنبش و افراطگرایی در بکارگیری اون به عنوان پاسخ تمام مسایل مثل هر چیز دیگه ای جز برباد دادن زمان و فرصتها نتیجه دیگری نخواهد داشت.

توسط: Sohrab
۱۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۲۳:۱۹
اگر كسي فكر ميكنه كه ميشه با اين هيولاي خونخوار مدارا كرد سخت در اشتباهه. فقط و فقط بايد جلوش ايستاد و نابودش كرد.فشار فشار فشار تا نابودي كامل . هم از داخل و بيشتر از خارج. هركسي هركاري ازدستش بر مياد بايد انجام بده. اينا به نظر من اگر حساب شده عمل كنيم تو فشار زياد كم ميارن و راحت ضربه فني ميشن.چون خودشون ميدونن كه برحق نيستن . انشاءالله نفساي آخرشونه

توسط: IRANI از: USA
۱۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۲۱:۵۸
وقتی که سخنان شاه را بعد از محرم 57 راشنيدم اشگ در چشمام جمع شود .خدا شاه را بيامرزد .مردم منصف باشيد سخنان شاه را 30 سال پيش را با سخنان خا منه مقايسه کنيد. شاه منصب خودش را مردم گرفته بود وبه همه ما هم ثابت کرد وقتی که مردم همه داد زدند مرگ بر شاه او کشور را ترک کرد. خامنه خودش را از طرف خدا ميداند و هر که با او مخالف باشه را محارپ با خدا که بايد اعدام شود.هموطنان سخنان شاه در محرم 57 دير نبود ما همه ايرانيان خام و بي تجربه بوديم.همه اول بايد قبول کنيم که خمینی ما را به اسم دين گول زد و پايه حکو مت ضحاک را درست کد . به اميد روزی که ايران زمين کاوه خودش را پيدا کند.وکاوه درد و ظلم همه ايرانيان را به کمگ فريدن از بين برد . آقايان گنجی بازرگان سروش و غيره که از ظلم ضحا ک زمان درطراف دنيا پراکنده شده اید بيايد کاوه وار عمل کنيم.

توسط: iarmen از: -
۱۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۲:۵۵
خشونت چیه؟ اینها باید برند. مگر خودشان در سال ۵۷ چطور به قدرت رسیدند؟ مگر در اواخر شلوغی ها حتا اسلحه نداشتند؟ انقلاب چیست؟ انقلاب یعنی اکثریت مردم علیه ظلم طغیان میکنند و به زور نظام رو به دست میگیرند، وقتی که نظام دار خودش ولکن نیست. انقلاب فرانسه اینطور بود، انقلاب روسیه اینطور بود، و انقلاب ۵۷ هم همینطور. انقلاب نرم به نظر من اسمش انقلاب نیست، بلکه بیدار شدن سران نظام و دراختیار گذاشتن امور به دست کسان دیگر. (پرسترویکا و گرباچوو در اواخر ۸۰). از سران جنبش سبز که خود جزو دستگاه بودند که بگذریم، جوانان ایرانی آزادی میخواهند، نه به فرمه اسلامی اش. مردم اقتصاد دان میخواهند، نه به فرم اعضای سپاه پاسداران و هدفمند کردن یارانه ها. دین از سیاست جداست. تمام.

توسط: بهنام
۱۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۱۲:۴۴
واقعیت این است که جنبش روشفکری ایران در مقطع فعلی خیلی مایل است که جنبش سبز را به سمت یک جنبش بدون خشونت از نوع نافرمانی مدنی ببرد. ولی به نظر من متاسفانه چنین آرمانی علی رغم اینکه از نظر سیاسی و اخلاقی بهترین روش است، در عمل شکست خواهد خورد و برای پیروزی این جنبش راه حل های دیگری باید پیدا کرد. به چند دلیل:

- حکومت جمهوری اسلامی دقیقا میداند جنبش نافرمانی مدنی ضد خشونت یعنی چه و حکومتهای دیکتاتوری چگونه ممکن است دربرابر این حرکتها فلج شوند. بنابراین اساسا هر حرکتی از این نوع را در نطفه خفه خواهد کرد و اجازه نخواهد داد فعالین این جنبش از این روش تکراری و شناخته شده برای غلبه بر حکومت استفاده کنند.

- به تجربه ثابت شده که در هر دعوایی، وقتی یک طرف دعوا اصرار بر جنگ و رویارویی فیزیکی داشته باشد، هیچ راهکار عقلانی و منظقی دربرابر آن موثر نخواهد بود. نظام اسلامی ایران اصرار دارد تا آخرین لحظه هر حرکت ساده و بدون خشونتی را با منتهای خشونت پاسخ دهد. چنین دعواهایی الزاما به خشونت متقابل ختم میشود. وقتی کسی با چاقو به سمت شما حمله میکند شما نمیتوانید با فلسفه بافی و موعظه او را از این کار باز دارید. یک لحظه غفلت به بهای جان شما تمام خواهد شد.

-مشکل مردم ایران با حکومت فعلی ایران این است که پای بند هیچ اصل اخلاقی خاصی نیست و هر جنایتی را برای خود مجاز میشمارد. هیچکدام از دولتهای دیکتاتور در طول تاریخ که از طریق جنبشهای نافرمانی مدنی ضد خشونت سرنگون شدند دارای چنین خصلتی نبودند.

- اصولا خود جمهوری اسلامی و انقلاب 57 به کمک همین روشهای نافرمانی مدنی به پیروزی رسید و در حقیقت کشتارهای انقلاب پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جدید اتفاق افتاد. بنابراین نظام اسلامی تجربه سرنگونی شاه را پیش روی خود دارد و اجازه نخواهد داد مردم با همان روشها این حکومت را نیز سرنگون کنند.

- جنبش های ضد خشونت به رهبران واقعی نیاز دارد که به مردم دستورالعملهایی برای ادامه مبارزه بدهد. در حالی که جنبش سبز فاقد یک رهبر واقعی است و آقایان موسوی و کروبی رهبران سمبلیک این جریان هستند و مردم از آنها جلوتر هستند. درحال حاضر بین مردم و رهبران سمبلیک فاصله افتاده و از دید این رهبران مردم ساختار شکن شده اند. بنابراین این جنبش به رهبران جدید و شجاع تری نیاز دارد که به حرکت رو به جلوی مردم جهت و معنا بدهد نه اینکه صرفا آن را مهار کند.

توسط: رضا ع از: تهران
۱۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۰۸:۱۴
در این زمان دیگر بر همه فعالان سیاسی آشکار شده است روش قانونی برای حضور سیاسی و تغییر در سلسله مراتب قدرت در ایران کاملاً مسدود است و حضور قانونی در صحنه سیاسی صرفاً در جهت حفظ قدرت قالب مقدور می باشد و با اجرای تفسیری حکومت از هر قانونی قوه قضائیه مشابه چماق در دست حکومت است. از حمایت موثر خارجی نیز به هیچ عنوان خبری نیست و بعد از سی سال انواع روشهای مبارزه بی ثمر در داخل حال آقای مسعود بهنود می فرمایند که چنین حکومت خشن و بی قانونی که از جهت گیریهای برخی متفکرین در خارج نیز جهت مهار فکری جنبش سود می برد با دادن گل به بسیجی و لباس شخصی و نیروهای خشن نوپو می تواند در فضای سیاسی متعفن داخلی کاری موثر صورت دهد، من اطمینان دارم که ایشان خود نیز بدرستی واقف هستند که حکومت ترور بدون فشار سرنگون نخواهد شد و بخش موثری از این فشار مقاومت در برابر سرکوب می باشد.

توسط: زهره از: آلمان
۱۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۰۴:۲۵
رژیم نامتعارف جمهوری اسلامی در این سی و اندی سال به معجونی تبدیل شده که همچون اژدهای هزار سر اول و آخرش پیدا نیست. و متاسفانه سیستمی است که بسان همه ی سیستمهای

فاشیستی دیگر از بطن حرکتهای مردمی بیرون آمده و از این آخر هم آب می خورد.
بنابرین اشتباهی بسیار فاحش خواهد بود اگر مبارزه با این غول با شاخ و دم را با مبارزات گاندی و ماندلا مقایسه کرد.
چرا نیائیم این جنبش را با انقلابات دمکراتیک در غرب مقایسه کنیم. مگر جرج واشینگتن ایالات متحده ی آمریکا را با ماچ و گل سرخ پایه ریزی کرد.
حداقل بیائیم این جنبش را در ادامه ی انقلاب مشروطه که بنظر من هنوز هم که هنوز است خیلی زمان دارد که به نتیجه برسد مقایسه کنیم تا زودتر به نتیجه برسیم.

توسط: irani
۱۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۰۲:۴۴
خوبه به نظر من اگه جای این بحث‌ ها تو رسانه های‌ مثل رادیو فردا باز بشه یا مثلا بی‌ بی‌ سی‌ ووو امثالهم. چون جای دیگه امکان نداره باز بشه

توسط: KOROSH
۱۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۰۰:۳۹
آیا میشود دید در کنار من فرزندم ، همسرم ، دوستم به خاک و خون کشیده شود و من ساکت باشم و از خشونت حرفی نزنم ؟ میگویند خشونت جایز نیست !؟ چرا در دین مبارک اسلام قصاص هست ؟ آیا کسی هست که به من کمی توضیح بده چرا بسیج، پاسدار، گارد ویژه ، بعضی از آخوندها اجازه دارند که مردم بیگناه رو که فقط حق زندگی کردن در یک فضایی آزاد رو میخوان بکشن، تجاوز، شکنجه کنن ! من نکنم ؟ اگر پاسداری ، بسیجی هستی و این مطلب رو میخونی مرد و مردونه چشمات رو باز کن برادرت ، خواهرت ، هموطنت رو آزار نده . پول ارزش نداره که کسی رو فروخت و یا کشت . فکر کن !!!!!!!

توسط: محمود
۱۷ ۱۰ ۱۳۸۸ ۰۰:۱۸
دفاع از خود خشونت نيست ، امثال آقای سخابی با اشتباهات سياسی خود ما را به اين روز رسانده اند و الآن هم با ديد اشتباه خود می روند که جنبش مردم را سرد کنند
اين رژيم خود نفس خشونت است و اگر هم با آن مدارا شود ، خشونت پاسخ می دهند ، مگر در عرض سی سال گذشته چه کرده اند ؟
صفحه از ۲
    بعدی