شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۱:۳۲ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

آیا بحران سیاسی در ایران پایان یافته است؟

صحنه ای از تظاهرات در تهران. عکس تزئینی است.
اندازه متن - +
در دوره‌ چهار ماهه‌ پس از اعتراضات و جنبش سبز، رژیم ولایت فقیه به هفت نوع عملیات مشغول بوده است: ۱) سرکوب خیابانی با به کارگیری ده‌ها هزار نیرو که صدها کشته و هزاران مجروح بر جای گذاشت، ۲) بازداشت گسترده‌ فعالان سیاسی که چهار هزار نفر آنان توسط رژیم اعلام شد، ۳) شکنجه و تجاوز جنسی به بازداشت‌شدگان در بازداشتگاه‌ها برای ارعاب، اقرار و اعتراف‌گیری، ۴) برگزاری محاکمات نمایشی، ۵) احضار مداوم افراد به دستگاه‌های امنیتی و نظامی و دادن اخطار و تهدید برای توقف فعالیت، بالاخص در مورد دانشجویان، ۶) عملیات روانی- تبلیغاتی برای اخلال در خبررسانی و بسیج رسانه‌های دولتی برای ارائه اطلاعات مشوش و اخبار دروغ به مردم، و ۷) اخراج و تعلیق دانشجویان از تحصیل و زندگی در خوابگاه.

در هریک از این اقدامات نه تنها مصالحه و سازشی میان مردم و حکومت و نیز کاهشی در شکاف‌های میان حکومت و مردم، میان بخش‌های مختلف روحانیت، و میان جناح‌های سیاسی درون و بیرون از حاکمیت صورت نگرفت، بلکه تنها ایجاد فضای پلیسی و کنترل بیشتر و تداوم سرکوب پی‌گیری شده است. آیا چنین وضعیتی پایدار است؟

ظرفیت‌ها

سه عنصر ساختاری نمایانگر ظرفیتی بی‌انتها برای گسترش نارضایی و مخالفت با حکومت موجود در ایران هستند: نیروی انسانی قابل توجه و تحصیل‌کرده‌ غیر درگیر در اقتصاد کشور، جمعیت رو به گسترش شهری و افزایش باسوادان و تحصیل‌کردگان جامعه.

در ایران امروز میلیون‌ها دانشجو و میلیون‌ها فارغ‌التحصیل بیکار که در رژیم موجود آینده‌ای برای خود نمی‌بینند زندگی می‌کنند که از حیث شرایط زندگی معلق‌اند. نه همه می‌توانند مهاجرت کنند و نه در داخل کشور به زندگی شایسته‌ای دست یابند. حکومت این بخش از جمعیت را به کلی رها کرده و مشاغل و امکانات را به هواداران خود که از نیروهای عموما تحصیل نکرده و حاشیه شهر هستند واگذار می‌کند.

همچنین میلیون‌ها زن شهروند درجه دوم به حساب می‌آیند و در کل سهمی ۱۲ درصدی از اشتغال را به خود اختصاص می‌دهند، در حالی که بیش از ۶۰ درصد دانشجویان کشور را این گروه تشکیل می‌دهند. علاوه بر بی‌آینده بودن از حیث اجتماعی و اقتصادی، این میلیون‌ها جوان اجازه‌ جوانی کردن نیز پیدا نمی‌کنند و به آن چه پدران‌شان باور داشتند نیز اکثرا باور ندارند.

«در ایران امروز میلیون‌ها دانشجو و میلیون‌ها فارغ‌التحصیل بیکار که در رژیم موجود آینده‌ای برای خود نمی‌بینند زندگی می‌کنند که از حیث شرایط زندگی معلق‌اند.» مجید محمدی 
در پایان دهه هشتاد بیش از هفتاد درصد جمعیت کشور در شهرها زندگی می‌کنند که دیگر در ساخت سنتی روستایی و روابط چهره به چهره و کنترل اجتماعی ناشی از خویشاوند یا پیرسالاری زندانی نیستند.
 
این جمعیت در ساختار روابط ارباب و رعیتی زندگی نمی‌کند و حتی اگر هنوز به رتبه‌ شهروندی ارتقا پیدا نکرده باشد خود را صغیر و نیازمند به ولی در همه امور و سطوح نمی‌بیند.

رسانه‌ها و دستگاه تبلیغاتی رژیم نیز دیگر بی‌رقیب نیستند. از همین جهت حدود ده میلیون سایت اینترنتی در ایران فیلتر شده‌اند و بر روی سیگنال‌های ماهواره‌ای پارازیت فرستاده می‌شود. رسانه‌های قابل توجه و قدرتمند خارج از کشور قدرت اطلاع‌رسانی به همه‌ جمعیت کشور را با ده‌ها کانال رادیویی و تلویزیونی و صدها پایگاه اینترنتی یافته‌اند. به همین دلایل خامنه‌ای و بیت رهبری کاملا به دستگاه‌های نظامی و امنیتی پناه برده‌اند.

تداوم اعتراضات

حتی اگر رژیم بتواند بر شکاف‌های درونی و اختلافات درون هیئت حاکمه غلبه کند، سیاسیون منتقد را با اعترافات و عذرخواهی‌ها تحقیر کند (که تاثیری بر وجهه‌ عمومی آنها ندارد) و بدون توجه به نتایج جریان «راه سبز امید» به شش دلیل شرایط موجود پایدار نیست:
دلیل اول تداوم اعتراضات در فضای عمومی به صورت زیرزمینی و مخفی با هزینه کمتر برای معترضان مثل شعار دادن بر پشت‌بام‌ها به هنگام شب در مقاطع خاص سیاسی و مذهبی، شعارنویسی بر روی دیوارها و اسکناس‌ها، تخریب دیوار نوشته‌های ایدئولوژیک و عکس رهبران سیاسی بالاخص خامنه‌ای و شعار دادن در هر گونه اجتماع مثل راهروهای مترو یا میادین ورزشی است. حکومت حتی با بسیج همه‌ نیروهایش و کنترل همه جانبه‌اش از توان توقف این امور برخوردار نبوده است.

دلیل دوم تداوم واکنش نیروهای نخبه‌ جامعه به حکومت دیکتاتوری نظامی است. تحریم جشنواره‌ها و مجامع دولتی و دعوت به ثبت وقایع اخیر، و محکوم کردن سرکوب‌ها توسط نویسندگان، روزنامه‌نگاران، اساتید دانشگاه‌ها، کاریکاتوریست‌ها، سینماگران، نویسندگان و کارگردان تئاتر از این جمله‌اند. در زیر اعلامیه‌های این گروه‌ها نام صدها تن به چشم می‌خورد. فعالیت نخبگان ایرانی خارج از کشور تقویت‌کننده‌ این موج بوده است.

دلیل سوم آشکار شدن جزئیات جنایات حکومت توسط شهروند- روزنامه‌نگاران و سایت‌های اینترنتی است. هر روز جزئیات بیشتری از شکنجه‌ها، تجاوزهای جنسی، قتل‌ها، گورهای بی‌نام و نشان، اجساد له شده و منجمد در روایات شخصی، بیانیه‌های سیاسی، و گفتار نامزدهای انتخابات عرضه می‌شود.

«پس از اجتماع جشن پیروزی احمدی‌نژاد در میدان ولی‌عصر در سه‌شنبه‌ بعد از انتخابات که افراد با اتوبوس از اطراف تهران آورده شده بودند حکومت دیگر نمایش قدرتی نداشته است.»مجید محمدی
حکومت هزاران روایت ناگفته را برای خانواده‌ها، دوستان و آشنایان افراد درگیر در این ماجراها ایجاد کرده است. این روایات شخصی و واکنش‌های ناسازگار کمیته‌های دولتی توجیه‌سازی به آنها همچنان جنبش اعتراضی را زنده نگاه می‌دارند تا در زمانی دیگر آتش زیر خاکستر شعله‌ور شود. داستان‌های روایت شده هم ناامیدی و یاس می‌آفرینند و هم خشم و تنفر و هنگامی که جایی برای بروز آنها نباشد در اشکال غیر قابل پیش‌بینی بروز خواهند یافت.

دلیل چهارم تداوم جنبش در هنر و ادبیات است. در دوره‌ای کوتاه‌مدت پس از سرکوب خیابانی ده‌ها سرود انقلابی، هزاران پوستر و تراکت، صدها شعر و ترانه، صدها متن ادبی، ده‌ها فیلم مستند، ده‌ها کلیپ موسیقی و صدها نقاشی با محور موضوعات مربوط به جنبش سبز تولید و عرضه شده است. این جنبش به خوبی در هنر و ادبیات در داخل و خارج از کشور استمرار داشته است.

دلیل پنجم واکنش مردم، خانواده‌ها و فعالان سیاسی به نمایش‌های قضایی و دادگاه‌های استالینی است. کارکرد مهم این دادگاه‌ها زنده نگاه داشتن انزجار عمومی از اعمال حکومت است. نمایش پشیمانی فعالان سیاسی و مطبوعاتی نیروهای لباس‌شخصی و بسیجی وفادار حکومت را راضی می‌کند، اما مردم با دیدن سریال اعتراف‌گیری با حکومت بیشتر احساس فاصله می‌کنند. 

دلیل ششم آن است که حکومت دیکتاتوری بیش از هر زمانی تنهاست. حکومت با ادغام کامل نیروهای لباس‌شخصی و هیئتی پشتیبان خود در نیروهای نظامی و شبه‌نظامی و امنیتی دیگر حتی توان بسیج گروهی غیرنظامی و کوچک برای حمایت ظاهرا مردمی از خود را ندارد. حتی نیروهای سیاسی سنت‌گرا از اقدامات رژیم حمایت نکرده‌اند.

پس از اجتماع جشن پیروزی احمدی‌نژاد در میدان ولی‌عصر در سه‌شنبه‌ بعد از انتخابات که افراد با اتوبوس از اطراف تهران آورده شده بودند حکومت دیگر نمایش قدرتی نداشته است.

ظرفیت‌های فوق قابلیت سلب با قوای قهریه را ندارند و با گذشت سی سال و انواع سرکوب‌ها باقی مانده‌اند. سرسختی جنبش در به کارگیری ظرفیت‌های فوق رهبران سیاسی را به پیروی از جنبش کشانده و خواهد کشاند. رهبران سیاسی که عمدتا به نظام جمهوری اسلامی وفادار بوده‌اند پس از جنایات و محاکمات انجام شده نمی‌توانند به جای مردم در کنار هیئت حاکمه بایستند. نوع استفاده از این ظرفیت‌ها آینده‌ جنبش را رقم خواهد زد.

چالش‌ها

از آنجا که حقایق ناخوشایند دوست و دشمن نمی‌شناسند، در کنار وجوه و زمینه‌های مثبت باید به مشکلات جنبش سبز نیز پرداخت.

در کنار ظرفیت‌های فوق، جنبش سبز با چالش‌هایی جدی نیز روبه‌روست. اولین چالش عدم وفاق فعالان سیاسی بر سر استراتژی‌ها، فرایندها و روش‌های رسیدن به یک جامعه و حکومت دمکراتیک است.

وجود ایدئولوژی‌ها و احزاب و برنامه‌های متفاوت سیاسی در جنبش از نقاط قوت آن است و نه نقطه‌ ضعف آن. اما این تنوع باید در یک فرایند در متن جامعه‌ سیاسی و جامعه مدنی مدیریت شود. در مورد مدیریت تنوع میان گروه‌های سیاسی به اندازه‌ کافی گفت‌وگو نمی‌شود. خارج‌نشینان می‌توانند با فراغ بال بیشتری این بحث را آغاز کنند، چون به رسانه‌های آزاد و ارتباطات آسان و کم‌هزینه دسترسی دارند.
چالش دوم فقدان رسانه‌‌های اختصاصی است.
 
جنبش در داخل کشور از رسانه‌های فراگیر محروم است و موانع استفاده از رسانه‌های مستقل و مستقر در خارج از کشور بدون محدودیت‌ها نیز هنوز ممکن نشده است.
 
«احزاب سیاسی داخل کشور به رسانه‌های فراگیر نیاز دارند که با استقرار در خارج کشور می‌توانند غیرمستقیم زبان آنها باشند. جنبش سبز به شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی مستقل و مستقر در خارج کشور صرفا با هدف حمایت از این جنبش نیاز دارد.» مجید محمدی
رادیوها و تلویزیون‌های فارسی‌زبان خارج کشور یا به دولت‌ها وابسته‌اند و سیاست‌های خبری موسسات مربوطه را باید رعایت کنند، یا تنها به برخی احزاب و گروه‌های سیاسی تعلق دارند، یا منافع و مقتضیات بخش خصوصی را باید لحاظ کنند. پایگاه‌های اینترنتی نیز از گستردگی مخاطب شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی برخوردار نیستند، گرچه جوانان و دانشجویان به خوبی با آنها ارتباط برقرار می‌کنند.

احزاب سیاسی داخل کشور به رسانه‌های فراگیر نیاز دارند که با استقرار در خارج کشور می‌توانند غیرمستقیم زبان آنها باشند. جنبش سبز به شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی مستقل و مستقر در خارج کشور صرفا با هدف حمایت از این جنبش نیاز دارد.

چالش سوم وجود حوزه‌های تسخیر نشده توسط جنبش است. دانشگاه‌ها، مدارس، کارخانه‌ها و شرکت‌های خصوصی پیش از این با جنبش همراه شده‌اند، اما بخش دولتی و بازار هنوز تحرکی از خود نشان نمی‌دهند. اعتصاب در بازار و بخش دولتی می‌تواند دولت را زمین‌گیر کند و ماشین سرکوبش را کند سازد. یک اشتباه بزرگ حکومت مثل کشتن هزاران نفر در یک روز می‌تواند چنین کارکردی را داشته باشد. اما راه‌های کم‌هزینه‌تری را نیز می‌توان برای این کار یافت. این راه‌ها هنوز سر بر نیاورده‌اند.


چالش چهارم گذار از سازماندهی ترکیبی حزبی/سازمانی و شبکه‌ مجازی به شبکه‌ مجازی صرف و گسترش این شبکه است. مشکل جدی سازمان‌دهی ترکیبی نیاز به مجوزهای حکومتی برای رفتارهای حزبی است که اصولا در دولتی تمامیت‌طلب مثل حکومت ولایت فقیه غیرممکن است. در مقابل، شبکه‌های اجتماعی با اتکا بر شبکه‌های مجازی ارتباطی محدودیت‌های حکومتی را دور می‌زنند و قدرت مردم را در برابر قوای قهریه به میدان می‌آورند.
 
این شبکه‌ اجتماعی/مجازی در دوران انتخابات به دنیا آمد و باید منتظر رشد و نشو و نمای آن بود. مشکل این شبکه شکل یافتن مابه‌ازای انضمامی آن در عالم خارج است. شبکه‌ مجازی بدون این مابه‌ازا نمی‌تواند رژیم را به عقب‌نشینی یا عقلانیت و در نهایت به واگذار کردن صحنه مجبور کند.

چالش پنجم مدیریت نهادهای دینی است که تا فرق سر در گرداب حکومت گرفتارند و هر گونه تغییر در حکومت را به معنای تزلزل در موقعیت خود می‌بینند.

برای پیوستن این نهادها یعنی کلیت روحانیت و مساجد و هیئت‌های محلی به جنبش این اطمینان باید به آنها داده شود که در یک نظام دمکراتیک استقلال آنها از حکومت و آزادی فعالیت آنها تضمین خواهد شد، در عین آن که شرایط دشواری برای تامین هزینه‌های خود از بخش خصوصی خواهند داشت.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۲
    بعدی 
توسط: معلم از: تهران
۲۵ ۰۷ ۱۳۸۸ ۱۹:۴۸
اشتباه است اگر فکر کنیم که اکثریت مردم با حکومت جمهوری اسلامی مخالف هستند. نباید نمودهای اعتراضی اینترنتی و افراد خارج کشور ما را فریب بدهد . چون طرفداران حکومت به علل فرهنگی و ذاتی در میدانهای مختلف برای اظهار نظر حضور ندارند.از جمله اکثر آنها به اینترنت دسترسی ندارند. اصلا دسترسی به اینترنت در ایران مختص افراد خاصی است که اکثرا تحصیلات بالایی دارند.اما طرفداران حکومت از از گونه ای دگر هستند و بیشتر آنها در شهرستا نها زندگی می کنند.و بیشترین رای به احمدی نژاد هم از شهرستانها بوده است. امروزه روستایی نیست که احمدی نژاد را نشناسد و یا خواهان او نباشد. چون در همه روستاها سهام عدالت برای دومین بار توضیح شده است و کمیته امداد در اکثر روستاها به افراد حقوق می دهد و در ایام خاص نیز به آنها عیدی می دهند. پیش بینی می شود که هدف مند کردن یارانه هم بیشتر جانب روستاها را بگیرد. تنها روستاها نیست بلکه اکثر شهرستانهای کوچک هم همین وضعیت را دارند شما اگر جمعیت ایران را در نظر بگیرید و یک حساب دو دو تا چهار تا بکنید متوجه می شوید این حکومت در داخل بیشتر موافق دارد تا مخالف.این در حالی است که همه ایرانی و همه حق انتخاب دارند.علاوه بر آن اکثریت مردم ایران مذهبی هستند و مذهبییون ذاتا گرایش به حکومت دارند حکومتی که شعار مذهب میدهد.چهره ایران در خارج اسفبار نشان داده می شود اما اکثریت ناظرین داخلی در آرامش و زندگی عادی خود را دارند و گویا هیچ خبری نیست.اکثریت ایرانی ها نه به خاتمی و نه به موسوی و نه به سروش و امثال آن ها کاری ندارند و در پی زندگی خود هستند. 30 سال انتظار سقوط به یک سراب تبدیل شده است اما همه اینها برای مخالفان یک گرداب بوده است به نظر بنده این گرداب همچنان ادامه پیدا خواهد کرد تا باز هم نسل های دیگری بیایند. ماهی برای پی بردن به فضای خارج از آب باید بیرون بپرد.

توسط: ali از: esfahan
۲۴ ۰۷ ۱۳۸۸ ۲۰:۴۲
با سلام . تحلیل کاملی بود و حق با شماست . من دقت کردم شاید اون قلیان احساسات ابتدای کار را نداشته باشه . اما در عوض گسترده تر شده و بخاطر مسالمت آمیز بودنش موجب ریزش نیروهای حکومتی و جذب بیشتر مردم شده . یعنی عقلانیت جنبش بیشتر شده و در بطن جامعه نفوذ پیدا کرده اما در مورد چالشها کاملا حق با شماست . در مورد ادارات دولتی باید بگم من خودم چون تو این سیستمها کار می کنم اکثر نیروهای دولتی بسیجی و از حاشیه شهرها آورده شدند و وابسته به حکومت هستند گزینشی انتخاب شدند حتی برای کارهای ساده ای مثل آبدارچی اداره و کارگر ساده . همین طور فضای امنیتی و سنگینی بر ادارات دولتی مخصوصا ادارات مادر حاکم هست . اما یک نقطه امیدواری هست در حال حاضر به علت تحریم ها دولت مجبور شده حقوقها را کاهش بده و همین طور این تحریمها موجب افزایش تورم شده که مثل یک قیچی عمل می کنه و موجب جدا شدن بدنه نیروهای اداری و حقوق بگیر و مزدوران از دولت خواهد شد . در حقیقت بهترین روش اعتصابات سراسری فشارهای اقتصادی بر دولت هست که نشانه هاش در حال ظهور هست در این شرایط کار سیاسی موازی می تونه موجب جذب این گروه به جنبش سبز بشه .

توسط: Hossein از: California
۲۴ ۰۷ ۱۳۸۸ ۱۹:۰۱
فکر میکنم ما یک مسله را باید فراموش نکنیم كه ملت ایران نیست كه تصمیم بگیره كه عمره حکومت تمام شده یا نه، این دولتها و ملتها ی دیگه هستند كه برای ایران تصمیم میگیرند و از احمدی نزاد ها، خمینی ها استفاده میکنند.<br />مشکل ما کروبی، موسوی،خامنه ای، و یا احمدی نزاد نییست. ما یک مساله بزرگ کم سوادی ملت ایران را داریم. ملت ما هنوز تحت تاثیرات مذهب قرار گرفته و قدرت های بزرگ شبیه آمریکا، انگلیس، چین، روسها، و چند کشور دیگه از این مذهب و با احمدی نزاد بازی میکنند تا تمام ثروت ایران را به سود خود به یغما ببرند. یک بازیی شطرنج است.

توسط: نام مستعار
۲۴ ۰۷ ۱۳۸۸ ۱۶:۴۷
این حکومت نماد عالی از حکومت ضد دموتراتیک و ضد مردمی است که پشت پرده آن همان افرادی هستند که 30 سال پیش موج ترور راه انداختند و همان افرادی بودند که اگر در یک حکومت مردمی قرار داشتند همان قاتلان و اربده کشان و قاچاقچیان اجتماع بودند که امروز با لباس حکومت بر سر مردم خیمه زده اند .از نظر بنده امروز چهره این حکومت ملعون و افراد به ظاهر متدین حتی برای موءمنان و متدینین مشخص شده و سقوط این نظام حتمی است . ولی اینبار ما ملت ایران و سیاستمداران باید از انقلاب 57 درس بگیریم و بدانیم در کشوری زندگی میکنیم که هزاران خط مشی و طرز فکر وجود دارد و تنها راه موفقیت و پیشرفتمان هم بستگی و احترام به ایدئولوژی های یکدیگر است . به امید روز آزادی

توسط: ازاد از: تهران
۲۴ ۰۷ ۱۳۸۸ ۱۴:۱۴
مطلب خوبی بود ولی به تصور من امروز همه ما تصویری روشن از آینده داریم ما بدون توجه به نام حکومت به دنبال حکومتی هستیم که:
1-در آن از سرکوب آراا و افکار به هردلیلی خبری نباشد نه اسلام گرایان از صحنه سیاست به دلیل دین داری رانده شوند و نه لیبرال ها . ملی گراها.لائیک ها و..همه در چارچوب یک حکومت باز با رعایت قواعد بازی برای جلب رای مردم به رقابت بپردازند.

2- حکومت به آزادیهای اجتماعی و شخصی افراد برمبنای موازین بین الملی احترام بگذارد نه ملایی به خاطر ملا بودن تحت تعقیب باشد و نه غیر دینداران به خاطر غیر مذهبی بودن و انجام اعمال غیر مذهبی.

3-رادیو و تلویزیون و کلا رسانه به مانند سایر کشورها آزاد و خارج از کنتر ل حاکمیت باشند.

4- بدلیل فقر فرهنگ دموکراسی و همزیستس در جامعه ایرانی که ریشه در فرهنگ تکفیر سازی شیعه و استبداد طولانی سلسله های شاهی دارد حاکمیت ایران تا نهادینه شدن دموکراسی و پایداری آن به نظارت سازمان های بین الملی تن در دهد.

توسط: noname از: THRN
۲۴ ۰۷ ۱۳۸۸ ۱۳:۱۶
در تمامی این محرک های خاموش و روشن آنچه امیدوارانه مطالبه می شود تغییر نگرش مردم بین مقایسه انقلاب 57 و 88 است / نشانه های کلاسیکی از شعار های مذهبی در پشت بام ها ، شعارنویسی دیواری و تظاهرات روشنفکرانه سکوت . با این حال هنوز به دلیل نبود یک رهبر کاریزماتیک رنگ و سمت و سوی یک تغییر واضح را ندارد و بسیار احساسی اداره می شود.
وبرای همین از واژه هایی همانند در چهارچوب قانون مورد استفاده قرار می گیرد.

توسط: Mahbus از: Tehran
۲۴ ۰۷ ۱۳۸۸ ۱۳:۱۱
آیا میدانید اسم بزرگترین و پر خفقان ترین زندان دنیا چیست و چند نفر در آن محبوس هستند ؟
[یک راهنمایی : مساحت این زندان ۱۶۴۸۱۹۵ کیلو متر مربع است]
اگر من امکان داشتم همه ایرانی هارا برای یکبار هم كه شده دعوت میکردم كه به اروپا بروند و مثلا یکسال در فرانسه یا آلمان زندگی بکنند تا ببینند فرق بین زندگی کردن در یک کشور بدون تسلط مذهب بر کشور و یک کشور با تسلط مذهب چیست!

توسط: هم وطن از: ایران
۲۴ ۰۷ ۱۳۸۸ ۱۲:۰۹
سلام

قبل از انتخابات خیلی راضی بودند احمدی رای نیاورد و کسی به فکرتغییر حکومت نبود و آنرا غیر ممکن میدانستد ولی حالا به قول دکتر سروش شیر خفته بیدار شده و منتظر ...

توسط: عثمان از: امستردام
۲۴ ۰۷ ۱۳۸۸ ۱۱:۵۶
البته که با سرکوب موقتا سران حکومتی می توانند این ادعا را داشته باشند که جنبش مردمی را کنترل کرده اند . اما واقعیت بسیار فراتر از یک فرد و یک گروه با عقاید سیاسی خاص است.این مردم که در کوتاه مدت با در تضاد بنیادین با سران حکومت نرسیده اند که حالا با سرکوب و دار و درفش برگردند در منازلشان.بنا براین در روند رو به جلو مثل هر پدیده دیگر این جنبش هم سیر تکاملی خود را تا به زیر کشیدن این حکومت ادامه خواهد داد.اما برای درک بهتر می توانیم به نقش عوامل بیرونی و درونی در روند رو به جلو اشاراتی داشته باشیم .
غرب و سیاست گفتگو - نتیجه این گفتگو ها تا به حال چه دست اوردی داشته است؟در ساده ترین پاسخ جناح حکومتی را در طی این 30 تقویت کرده است و تمام عیار در جهت منافع اقتصادی خودش و پشت به مردم ایران .
نیروهای داخلی که با این رژیم بر سر چپاول و سهم خواهی بیشتر از سفره مردم ایران بگو مگو دارند و اگر همین الان سهم اینان را بدهند مردم و ازادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی و زندانی سیاسی و غیره را در یک چشم به هم زدن فراموش می کنند .اما انها که خون دادند و صاحبان اصلی مملکت ایران هم در حقیقت باید به حساب بیایند در میدان و د ر کانون این جنبش تا اخقاق حقوقش خواهد ایستاد.
با قبول این اصل که کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
پیروز باد جنبش ازادیخواهی مردم ایران

توسط: رامین از: دانشگاه تهران
۲۴ ۰۷ ۱۳۸۸ ۱۱:۱۲
به نظر من تغییر رژیم به این سادگی ممکن نیست.چراکه اولا"قاطبه ملت دارای عشق و علاقه به اسلام وائمه بوده و با بکار آمدن یک نظام سکولار یا لائیک مخالفند.حتی خودآقای موسوی یا هاشمی به نظر نمی رسد که موافق روی کار آمدن یک نظام سکولار باشند و حتی بیش از 70% قشر دانشجویی جمهوری را بدون نام اسلام نمی خواهند.ثانیا" بیش از 70% قشر جامعه افراد محروم هستند و از شعارهای ضلم ستیز وعدالت جوی دولت از جمله طرح یارانه های مستقیم یا طرح مسکن مهر و یا سهام عدالت استقبال میکنند و می توانند از حامیان دولت باشند.ثلاثا"قدرت نظامی ومدیریت بحران سپاه وبسیج بسیار فراترا از گارد شاهنشاهی سابق است.
صفحه از ۲
    بعدی