شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۱۰:۵۳ - ۴ فوریه ۲۰۱۲

ايران / اجتماعی

تماميت خواهی و ابزار سیاسی آن برای کنترل فضای خصوصی

اندازه متن - +
در رژيم جمهوری اسلامی تنها ميتوان محيط خانواده را از لحاظ حقوقی به آنچه در عرف مغرب زمين فضای خصوصی مينامند نزديک دانست. محيط خانواده نيز در چنين رژيمی در درجه ی نخست با مکان مسکونی و محل زندگی افراد تعريف می شود. معنای حقوقی اين امر اين است که محل زندگی خانواده مهمترين و به يک مفهوم شايد حتی تنها فضايی باشد که حکومت برای دخالت در امورش خود را موظف به داشتن دليل و مهمتر از آن مجوز قانونی ميداند.

از اين منظر ميتوان گفت که خانواده تنها نهاد متعلق به جامعه ی مدنی است که حکومت نه تنها برايش حرمتی ويژه قائل است بلکه در اداره ی امور داخلی، اختيارات بسيار وسيعی به آن داده است.

در قانون اساسی ايران، در اولين پاراگرافی که مشخصا به جامعه و حقوق مردم اشاره می شود، موضوع سخن نه شهروند بلکه خانواده است. در فصل اول، اصل دهم از قانون اساسی جمهوری اسلامی چنين آمده است: " از آنجا که خانواده واحد بنيادی جامعه اسلامی است، همه قوانين و مقررات و برنامه ريزی های مربوط بايد در جهت آسان کردن تشکيل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پايه حقوق و اخلاق اسلامی باشد." در فصل سوم نيز هنگامی که می خواهد به تبيين حقوق شهروندی بپردازد، باز سخن از "حقوق ملت" در ميان است نه "حقوق فرد يا افراد". اين يکی از مهم ترين تفاوت های بنيادی ميان قانون اساسی ايران با قانون اساسی کشورهای دمکراتيک غربی است.

بدين ترتيب هنگام بحث بر سر فضای خصوصی در ايران هميشه بايد اين نکته را در خاطر داشت که در جامعه ی ما، هم به لحاظ حقوقی و هم به لحاظ عرفی، مرزهای زندگی خصوصی نه بر پايه ی زندگی فردی بلکه در درجه ی نخست، بر اساس محدوده ی زندگی خانوادگی مشخص می شوند. از اين منظر محيط خانوادگی به تنها ماوايی تبديل می شود که نظارت مستقيم حکومت در مواجهه با آن با محذوراتی کم و بيش جدی روبرو است.

بنابراين فرد تنها در محيط خانواده و در چارچوب آن است که می تواند از بيشترين آزادی های شخصی برخوردار شود. اين سخن به اين معنا نيز هست که شهروند ايرانی تنها در کادر زندگی خانوادگی و در ميانکنشش (interaction) با ديگر اعضای آن است که بر صحنه ی فضای خصوصی ظاهر شده، خود را در نقش "انسان خصوصی" تجربه می کند.

با اين حال و علی رغم اين که در ايدئولوژی اسلام گرايان، خانواده نه تنها مقدس شمرده می‌شود بلکه فرد بيشترين حقوق شهروندی خود را تنها در چارچوب آن بدست می آورد (هر چند به شکلی نابرابر ميان زن، مرد و کودک)، ويژگی تماميت خواهانه ی ايدئولوژی رسمی نظام، حاکمان را به طور پيوسته به سوی افزايش نظارت و حتی تجاوز به حريم اين تنها پناهگاه زندگی خصوصی سوق ميدهد.

از يک سو مقدس شمردن حريم خانواده در ذهنيت دينی و از سوی ديگر به لحاظ حقوقی آن را مهم ترين تجلی فضای خصوصی و در نتيجه انسان خصوصی پنداشتن، موجب شده تا نظام تماميت خواه برای سرکشی و ورود به چنين محيطی، خود را مجبور به داشتن مجوز قانونی بداند. از همان ابتدای انقلاب، سياست انديشان نظام برای ورود به "حريم مقدس خانواده"، خود را مجبور يافتند تا به طراحی ابزارهايی ويژه بپردازند.

رژيم جمهوری اسلامی در طی سی سال حيات خود، همواره از دو ابزار مهم برای مشروعيت بخشيدن به نظارت و کنترل حريم خانواده (که در جامعه ی ما يعنی فضای خصوصی) سود برده است: دين و سياست. اولين ابزار برخاسته از ماهيت ايدئولوژيک اين نظام است و دومين آن به تعريفی مربوط می شود که اين نظام از خود به مثابه حکومت مشروع و قانونی ارائه ميدهد.

سياست "سياسی گردانی"

اولين اهرمی که نظام جمهوری اسلامی از بدو پيدايشش تا به امروز، با توسل به آن سرکشی و کنترل زندگی خصوصی افراد توسط ارگانهای حکومتی را توجيه می کند به امر سياسی مربوط ميشود. با انقلاب ۵۷، سياست و نگاه آغشته به آن، به تمامی لايه ها و زوايای زندگی اجتماعی و حتی فردی رخنه نمود. تمامی امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، شعائر دينی و در يک کلام تمامی امور مربوط به فضای عمومی رنگ و بويی از سياست به خود گرفت.
«با انقلاب ۵۷، سياست و نگاه آغشته به آن، به تمامی لايه ها و زوايای زندگی اجتماعی و حتی فردی رخنه نمود. تمامی امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، شعائر دينی و در يک کلام تمامی امور مربوط به فضای عمومی رنگ و بويی از سياست به خود گرفت
با اين حال نگرش سياست‌محور پشت مرزهای فضای خصوصی متوقف نشد و حتی به خصوصی ترين جزئيات امور روزانه ی آن رخنه کرد و تاثير مستقيم خود را بر آنها گذاشت. به عنوان مثال آرايش فضای خانه ها به يکباره از نمادهای سياسی که در پيش از انقلاب در نهايت به نمايش اعتقادات دينی افراد می پرداخت، انباشته گشت و حتی به مکانهای کاملا خصوصی نفوذ نمود.

البته پديده ی سياسی گردانی پيوسته و منظم حوزه ی خصوصی، بيش از آنکه به خواست حکومت تازه به قدرت رسيده امکان پذير گردد، از تب و تاب اوايل انقلاب و شور و حال تماميت طلبی که در آن دوران در ميان خيل عظيمی از طرفداران انقلاب وجود داشت، نشات می گرفت.

در واقع در آن دوره، بسياری از افراد درهای زندگی خصوصی خود را بر روی امر سياسی گشودند. دليل چنين امری تنها اين نبود که بخش مهمی از مردم سياست ورز و يا بقول آن روزها "سياسی" شده بودند بلکه از اين رو بود که تعداد بيشماری از افراد حتی کوچک ترين جزئيات زندگی فردی و خصوصی خود را بر اساس نگاهی که به سياست داشتند تنظيم می کردند. امر سياسی تنها به خواست و با همياری خود شهروندان بود که توانست نه تنها بر آرايش فضای خصوصی بلکه بسيار مهم تر از آن بر روابط درون خانوادگی (رابطه ميان والدين با فرزندان، ميان فرزندان با يکديگر و ميان زن و شوهر) تاثير بگذارد و حتی به اموری به مراتب شخصی تر نيز (مانند انتخاب همسر) گسترش يابد.

در آن دوران در جامعه ی ما، سياسی گردانی مداوم و منظم هر دو عرصه ی همگانی و خصوصی، يکی از مهم ترين بسترهای رشد و تحکيم تماميت خواهی قدرت سياسی بود. در حقيقت با سياسی گردانی امور مربوط به زندگی فردی، بخش مهمی از زندگی خصوصی افراد به پهنه ی همگانی آورده شد. همگانی کردن امور خصوصی به تنهايی کافی است تا چنين اموری را مستقيما در حوزه ی دخالت های حکومت قرار دهد. ويژگی مهم سياسی گردانی، کاهش مداوم دامنه ی زندگی خصوصی و گسترش روز به روز بيشتر پهنه ی همگانی است. بدين ترتيب با تبديل امور خصوصی به امور همگانی، دست حکومت در نظارت و دخالت در احوال و زوايای گوناگون زندگی شهروندان بازتر شد.

بخش مهمی از چنين روندی (سياسی گردانی جنبه های گوناگون زندگی خصوصی و عمومی) توسط روشنفکران اسلامی در پيش از انقلاب تئوريزه شده بود. انسان آرمانی انقلابيان مسلمان و روشنفکران اسلامی انسان همگانی است. موجودی که يک بار برای هميشه تمامی علائق فردی و مزايای زندگی خصوصی اش را در پيش پای آرمان های جمعی قربانی کرده است.

انسانی که جمع را بر فرد، "مصالح اجتماعی" را بر علائق شخصی و عشق به آرمان هايش را بر عشق خصوصی ترجيح می دهد و بدين ترتيب در واقع بر برتری تام و تمام پهنه ی همگانی بر پهنه ی خصوصی مهر تاييد می زند. از نظر وی پهنه ی خصوصی تنها زمانی از ارزش (آنهم نسبی) برخوردار است که تماما تابع و در خدمت پهنه ی همگانی درآيد.

سياست سياسی گردانی تا کنون دو حسن بزرگ برای حاکمان در بر داشته است. نخست اين که با رنگ و جلايی که از سياست به تمامی امور (در هر دو پهنه ی عمومی و خصوصی) داده اند، در حقيقت بر امکان نظارت و کنترل خويش بر اندام های اجتماع افزودند و دوم اين که سياسی گردانی با گسترش پهنه ی همگانی که لاجرم به خوار و به بی حرمت کردن فضای خصوصی می انجاميد، ارتشی از انسان های همگانی ("امت هميشه در صحنه") ساختند که اعضايش قادر بودند تا در هر لحظه که امر شود، به جنگ بر عليه "دشمنان داخلی و خارجی" بشتابند و در اين ميان حتی از جان خويش نيز بگذرند. اين که امروز برای در صحنه نگاه داشتن همان امت، تمهيدات و اعطای امتيازات به شکلی وسيع (شرايط ساده برای تحصيل، شغل، مسکن، درآمد مناسب و غيره) لازم و ضروری است نه تنها شگفت آور نيست بلکه سرنوشت طبيعی و محتوم تمامی حکومت های تماميت خواه است؛ حکومت هايی که به مرور از نظام هايی ايدئولوژيک به نظام های فاسد و ستم عريان تبديل می گردند.

اگر در گذشته "امت" پذيرفته بود تا "هميشه در صحنه" حاضر باشد و با ديده ی تحقير و نفرتی غريب به پهنه ی خصوصی و بازيگر اصلی اش (انسان خصوصی) بنگرد، يک دليل بسيار مهمش اين بود که اسلام گرايان انقلابی موفق شده بودند تا برتری "فضيلت شهروندی" بر "اخلاق روحانی" را به ايشان بقبولانند. ايدئولوژی گروه باور اسلام گرايان، زندگی فردی را تابع بی کم و کاست رسالت های اجتماعی فرد در پهنه ی همگانی می خواست و در واقع قهرمانی ها و پيروزی نهايی اش را مديون و در گرو توانايی افراد در قربانی کردن منافع، اميال و آرزوهای فردی در پيشگاه امر همگانی می دانست.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: Ali از: Australia
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۲:۴۷
ذکر این مطلب در بسیاری از آیات، که هیچ ظلمی فراتر از اینکه دروغی به خداوند نسبت داده شود، نیست*، حاکی از آن است که بالاترین ظلم را در عالم و حمایت و یاری از شیطان را، ملاهای ادیان می نمایند، چون بیشترین و بالاترین دروغ ها و نسبت های باطل، به مطالب ذکر شده از طرف خدواند را، ملاها انجام داده اند.
هر چه بر موسی نسبت داده اند و به مطالب او و هر چه بر بودا و مطالب او و هر چه بر زرتشت و مطالب او و هندوها و مسیحی ها و در نهایت بر محمد و مطالب او نسبت داده اند، صرفأ توسط ملاها انجام گردیده و بالاترین انحراف و دلیل عدم شناخت حقیقت و درک و رشد پیروان ادیان الهی، صرفأ به دلیل دروغ های ملاهای ادیان بوده است.
ملاهای مسلمان،عمدتأ تشیع،چنان دین اسلام را دچارانحراف کرده اند که، امروز بسیاری از مردم جهان از این دین فراری هستند، در حالیکه شاید، آزادترین باور و ظرفیت ذهنی و دینی، در اسلام بوده، به دلیل اینکه شاید، چون احتمالأ ، آخرین دین بوده است.
ملاها مطالبی به کذب، به خدا نسبت داده اند، در خصوص زن و نقش بردگی او و حکومت مرد سالار و دیگر مطالب در خصوص چند زنی و عدم درک صحیح از اسلام و برتری مرد بر زن و دروغ های از پوشش زنان و ... و برده داری و ...، که هرگز یک انسان آزاده حقیقی،نمی تواند پیرو چنین باورها و دروغ هائی که توسط ملاها، ساخته و پرداخته شده باشد.


توسط: اواره از: ایرانی
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۱:۵۱
ملت ایران اگر گذارشهای بنی صدر را در وبسایت ایرانیهای انگلستان بخوانید راحت پی خواهید برد که چه افراد در ایران حاکم هستند وبنظر من راه رهائی شما از این جلادان فقت از برادران سنی مذهب ایرانی تقاظای کمک کنید چون انها کشور های سنی امکان کمک بشما را دارن در غیر اینصورت یک بیک همه شما را به زندان انداخته ویا جنگ داخلی راه میندازن وملت را از بین خواهند برد از عربستان کمک بخواهید این حکومت بخه جائی رسیده که ارزوی یک جنگ با کشوری را میکند چون حقیقت انقلاب روشن شده همه اینها جلاد هستند

توسط: ali
۱۲ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۰:۰۹
شیوه عمل اقتدارگرایان همه به یک شکل است،اگر به کنترلی که در مدارس و دانشگاهها و بصورتی متفاوت درخانواده ها وبطورکلی در جامعه از طرف رژیم اعمال میشود نظرافکنید متوجه میشویددرست کاری را میکنند که هیتلر در زمان روی کار امدنش میکرد،با این تفاوت که در ان زمان بخاطرنبود تکنولوژی امروزی، خفقانی که هیتلر درالمان به وجود اورده بود بمراتب وحشت اورتر بود..در ان زمان نیز با کنترل شدید مردم درهر گونه فضائی زمینه را برای پیشبرد اهداف وافکار پیشوا اماده میساختند..رژیم ایران هم همان شیوه را دنبال میکند ولی خوشبختانه به برکت تکنولوژی وبیداری ملتها هرگز نتوانست ونمیتواند ان خفقان مطلق را بخصوص درحریم شخصی مردم پیاده سازی کند..بهترین کنترلی که رژیم بسیار سعی کرده و میکند که دران موفق شود کنترل بر فکر و روح مردم بخصوص بچه های محصل است،ولی ازانجا که پی دیوار کج گذاشته شده هرگز به این مقصود خود نخواهد رسید.

توسط: ام از: ايران
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۹:۳۱
دوستي تعريف ميكرددريكي ازشهرستانها اطاقي را درخانه يك پيرزن كرايه كردم،دركنارخانه پيرزن چند مجتمع مسكوني سازماني قرارداشت كه ديد آنها كاملا مسلط براين آلونك بود، اين خانم تعدادي مرغ وخروس واردك داشت كه طبق عادت گاه مرتكب عمل جفت يابي ميشدند وهمين سبب شكايت ساكنان مجتمع كه اغلبشان كاركنان قوه قضايه بودند از پيرزن شد كه:
پرندگان اين خانم مرتكب اعمالي ميشوندكه ديدن آن براي خانوادهاي ماشنيع
است!!وقتي درامور مرغ وخروسها دخالت كنندمردم كه خيلي سهله.

توسط: babak از: iran
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۸:۵۵
درود
مقاله پر و پیمانی بود. ممنون ولی انتقادی که به شما وارد است اینست که بسیار کم می نویسید هر چند در حوزه جامعه شناسی دکتر محمدی این کم کاری را در تا حدی جبران می کنند.
بدرود

توسط: Nima از: Zahedan
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۷:۳۴
این حکومت بظاهر اسلامی نه تنها "ويژگی تماميت خواهانه ی ايدئولوژی رسمی نظام، حاکمان را به طور پيوسته به سوی افزايش نظارت و حتی تجاوز به حريم اين تنها پناهگاه زندگی خصوصی سوق ميدهد"، بلکه بهتر است بگوییم که اساس خانواده را نیز که واحد تشکیل دهنده اجتماع است را از هم پاشید، و برای همین است که اخلاقیات در دوران سیاه حکومت آخوندی و پاسدارانشان در ایران محو و نابود گردیده. آقای کاظم زاده گرامی آیا فکر کرده اید حکومتی که حکومت جبری اش در ایران هر روز مملکت را معادل یکهفته به عقب میبرد (تاکنون حدود 200 سال) اگر همین امروز گورش را گم کند چند صد هزار نفر چون شما جامعه شناس (و همچنین روان شناس) و چندین سال وقت لازم است تا اجتماع ایران به حد نصاب قابل قبولی در مقایسه با یک جامعه معمولی برسد؟. چه میخواستیم و چه شد. این هم از پدر روحانی، یادم است قدیمها بعضی ها از پدرشان به آخوند محل شکایت میبردند، نمیدانم ملت ایران از دست آخوند متجاوز سیاه کار به کجا باید شکایت ببرد.

توسط: احسان قلی خانی اصفهانی از: اصفهان
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۷:۳۲
خامنه ای و خمینی و اراذل و واباش او از هیچ ابزاری به اندازه دین بهره کشی نداشتند و تنها با ساخت مدل های مختلف دین و ایجاد خرافات دینی توانستند 31 سال ملتی را سر کیسه کنند و به نوعی تخم مرغ دزدان دیروز امروز یاد گرفتند که چطور کشتی کشتی و قطار قطار و هواپیما هواپیما ثروت های ملتی را بنا بنام دین و دین سالاری غارت کنند . همین حکومت جعلی با اوردن دین در همه امور جامعه مانع از استخدام میلیون ها ایرانی در سازمانهای مختلف شد و حتی انها که بر سر کار بودند بنا به ارزیابی های دینی انها را خودی و غیر خودی کردند تا براحتی بیسوادان و نفهم هایی از خود نفهم تر را که کور کورانه خرافات را در دستور کار قرار می دهند نماینده و مستخدم خود کنند در هر ارگان و سازمان و مدرسه و بیمارستان و کارخانه ها و ... ملت ایران 31 سال پیش فراموش کرده بود که اخوند جماعت با فریب کاری و روضه خوانی امرار و معاش می کرده است و نسل در نسل این عقب مانده ها حتی بخود زحمت نداده بودند دست از تن پروری بردارند و بجای روضه خوانی و تفاسیر مسخره و خرافاتی حداقل جغرافیای دنیا را مطالعه کنند تا در روضه خوانی هاشان شرق را جای غرب نگیرند و مورد تمسخر عام و خاص نباشند . اسلام هرگز در ایران با ملت ایران سازگاری و هم خوانی ندارد و نخواهد داشت و امیدوارم 31 سال بی آبرویی برای میلیونها ایرانی انرا را بر آن دارد که حداقل کار را به کاردان خود بسپارند و دین ها را از سیاست و امور اجتماعی و سیاسی زندگی خود جدا کنند و یا اگر هیچ نمی دانند از الگوهای موفق دنیا مثال این همه کشورهای تازه بدوران رسیده کپی برداری کنند تا به این روز و روزگار امروز گرفتار نشوند - ارزو دارم و امیدوارم !

توسط: نام مستعار
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۷:۱۹
دوستان محترم در رادیو فردا - بتازگی باز سانسور را بالا بردید و همه نظرا ت را درج نمی کنید و یا انقدر دیر درج می کنید که موضوع از صفحه اصلی ناپدیدی می شود - خواهشمندم با سانسور مانع از رشد فکری ملت نشوید - متشکرم !

توسط: نام مستعار
۱۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۷:۱۸
خامنه ای روزگار نابودی تو و افکار تو و متحدان بیمار تو فرارسیده.آماده مجازات باش !