دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ تهران ۰۷:۱۹ - ۸ فوریه ۲۰۱۶

    ايران / اجتماعی

    یک همجنس گرای زن ایرانی در «بن بست»

    صحنه ای از فیلم بن بست
    صحنه ای از فیلم بن بست

     «بن بست» عنوان تازه ترين فيلم رامين گودرزی نژاد فيلمساز ايرانی ساکن بريتانيا، در ماه جاری (آوريل) در لندن به نمايش درمی آيد. فيلمنامه بن بست را مهشاد ترکان بر اساس زندگی يک زن جوان همجنس گرا نوشته است.
     

    کيانا فيروز اين زن ايرانی است که در نقش خود بازی می کند و با بهره گيری از تجربيات شخصی اش، زندگی دگرباشان را  بر پرده سينما به نمايش درمياورد.
     

     در گفت و گو با راديو فردا کيانا فيروز و رامين گودرزی نژاد در باره تم اصلی اين فيلم بحث برانگيز توضيح می دهند.

     

    رامين گودرزی نژاد: داستان اين فيلم داستان يک زن همجنسگرای ايرانی است که دارد تلاش می کند صدای همجنسگراهای ايرانی را به گوش دنيا برساند. خودش در اين اثنا مجبور می شود، به دليل اينکه امکان برگشت به ايران را ندارد، درخواست پناهندگی اش را به وزارت کشور انگلستان تسليم کند ولی با جواب منفی آنها رو به رو می شود.
     

    اين خانم که قبل تر در ايران مشغول ساختن يک فيلم مستند بوده در خصوص همجنسگرايان ايرانی، فوتيج هايی که داشته توسط نيروهای امنيتی کشف می شود و در ايران هم او را مورد پيگرد قرار می دهند. ولی به هر روی با توجه به اينکه توانسته خودش را به اينجا برساند و همچنان مشغول به فعاليت های حقوق بشری و مشخصاً در خصوص همجنسگراها است، آماده است که تمام اين تهديدها و خطرات را بپذيرد. ولی متاسفانه عليرغم تمام اين شواهد و قرائن که نشان می دهد او کيست و چيست و دارای چه نوع گرايشی است در زندگی خصوصی اش، وزارت کشور انگلستان همه مطالب را ناديده می گيرد و با درخواست پناهندگی او مخالفت می کند.


     


     

    آقای گودرزی نژاد، چه انگيزه ای، چه موضوعی باعث شد که شما برويد سراغ يک چنين موضوعی؟

    من سال ۲۰۰۷ يک فيلم کوتاه ساختم که شما فکر می کنم در راديو فردا آن را منعکس کرديد، به اسم آيا هرگز اتفاق افتاده ام، آن راجع به يک زن شاعره ايرانی همجنسگرا است و وقتی اين فيلم پخش شد و تعداد يکی دو جشنواره بين المللی نمايش داده شود، تعداد زيادی از همجنسگراهای ايرانی و بخصوص خانم ها با من تماس گرفتند و از اينکه اقدامی در اين زمينه شده، مرا به نوعی... حالا کلمه «تشويق» را شايد نبايد به کار برد...
     

     به نوعی از من خواستند که بازهم اگر می توانم در اين زمينه فعاليت کنم. وقتی خانم کيانا فيروز، که يک سابقه فيلمسازی هم در ايران داشت، با من تماس گرفت در انگليس و خواست بداند که اگر فيلم مستندی بسازد، امکان پخشش هست و من به او گفتم که چه خطراتی متوجه او خواهد بود، و او پذيرفت و من قول دادم که هر کاری بتوانم برای پخش آن فيلم ها خواهم کرد، وقتی به انگلستان آمد، ما روی اين سناريو کار کرديم و تصميم گرفتيم صدای اين اقليت آسيب پذير و به نوعی مظلوم را بتوانيم د رابعاد گسترده تری به گوش تمام دنيا برسانيم.
     

    بنابراين اين فيلم بر اساس سناريويی است که خانم کيانا فيروز نوشته اند؟

    فی الواقع، فيلمنامه بر اساس زندگی ايشان نوشته شده. نه اينکه ايشان در نوشتن سناريو دخالت داشت.
     

    حالا ممکن است با ايشان صحبت کنم؟

    خواهش می کنم.
     

    آقای  گودرزی نژاد کمی توضيح دادند ولی می خواهم از خود شما بپرسم که چطور شد تصميم گرفتيد در چنين فيلمی شرکت کنيد؟ ممکن است درباره نقش خودتان بيشتر توضيح دهيد؟

    کيانا فيروز: بله. من نقش يک همجنسگرای ايرانی را در فيلم بازی کردم. فيلمنامه قسمت عمده اش از زندگی خود من اقتباس شده و يک فضای مستند داستانی به فيلم داده. علت حضور من در اين فيلم اين بوده که برای من به عنوان يک لزبين مهم بوده و هست که مشکلات يک لزبين ايرانی ديده شود و تنها راهی که می توانست صدای اين اقليت تحت فشار را به گوش ما برساند، از طريق  يک رسانه آزاد امکان پذير است. و اين فيلم تاثيرگذار خواهد بود.


    آيا اين فيلم به نمايش درآمده، يا به نمايش در می آيد؟ در چه مرحله ای است؟

    ماه آينده فيلم به نمايش در می آيد. اما آنونس فيلم از دسامبر ۲۰۰۹ روی يوتيوب بوده و بيش از هزار نفر آنونس فيلم را ديده اند. 


    آيا در فستيوال ها هم قرار است شرکت داده شود؟ کارهای فستيوالی فيلم در چه مرحله ای است؟

    صد در صد اين فيلم در فستيوال ها به نمايش در خواهد آمد. در حال حاضر به سانفرانسيسکو دعوت شده ايم و بعد در کانادا به ترتيب اين فيلم به نمايش در خواهد آمد.
     

    خانم کيانا فيروز، شنيده ام شما در انگليس تقاضای پناهندگی کرديد و الان دچار مشکل شده. ظاهراً وزارت کشور انگليس با پناهندگی شما مخالفت کرده است.

    برای من به عنوان يک فعال در زمينه حقوق همجنسگرای ايرانی برای پناهندگی در کشور انگلستان اقدام کرده ام و با تمام مشکلاتی که در ايران با آنها رو به رو هستم، درخواست من رد شده است.
     

     در وضعيت روحی بسيار سختی به سر می برم. همچنانکه وزارت کشور بسيار با بی مسئوليتی با مسئله من برخورد می کند، يک کمپين جدی شروع شده در انگليس برای حمايت از من.
     

     سازمان دگرباشان جنسی در کانادا، انجمن مهاجران همجنسگرای انگلستان از من حمايت می کنند. ولی من اين خطرات را به جان می خرم و همچنان دفاع خواهم کرد از حقوقمان. شرايط همجنسگرايان ايرانی نه تنها در ايران بلکه در کشورهای ميزبان از جمله ترکيه بسيار سخت است. گويا اين اقليت، تقدير آرامش ناپذير برايشان رقم خورده. ولی ما همچنان هستيم. ما همچنان فعاليت می کنيم تا صدای همجنسگرايان ايرانی به گوش دنيا برسد.

    زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
    ترتیب:
    صفحه از ۲
        بعدی 
    توسط: امید از: شمال
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۲۲:۴۵
    متاسفانه در جامعه ایی زندگی می کنیم که همواره قضاوت ها بر اساس ظواهر، عقاید و شیوه های زندگی دیگران صورت می پذیرد. بدون شک جامعه ی آزاد ایران (نه جامعه ی فعلی که فکر، عقاید و روش زندگی مخالف من همواره با روش و عقاید و تمایلات زندگی من مقایسه می گردد) آزادی این اقلیت تقریباً 10 درصدی جامعه را مانند سایر دنیا خواهیم دید. کافیست برای پی بردن به این مهم، به این نکته توجه داشته باشید که ممکن است یکی از نزدیکترین افراد خانواده یا دوستان شما گرایشی متفاوت با شما (گرایش ذاتی و طبیعی) داشته باشد و از نظر انسانی، حقوق فردی و اجتماعی حق زندگی و حقوق برابر با سایر افراد جامعه را داراست.
    به امید ایرانی آزاد برای همه ی اقلیت های فکری، جنسی، عقیدتی... و با تشکر از رادیو فردا و همه ی دوستانی که برای رسیدن به این امید و آرزو تلاش می کنند...

    توسط: zartosht از: canada
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۲۱:۵۹
    با درود
    من فقط خواستم شجاعت خانم کیانا را بهشون تبریک بگم.
    به امید ایرانی آزاد و آباد

    توسط: SAYE SKY از: TURKEY
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۱۹:۱۰
    من به عنوان کسی‌ که از حقوق همجنسگریان ایرانی‌ دفاع می‌کنه و خودش کاملا این شرایط دردناک رو لمس می‌کنه ازمسولین مربوطه و دولت بریتانیا می‌خوام که کیانا رو درک کنن و بفهمن.با زندگی‌ یک انسان اینقدر ساده بازی نکنند.این آدم همه چیزش رو از دست داده به اونجا پناه اورده.چقدر قربانی لازمه تا باور کنید حقوق بشری که از اون صحبت می‌کنید پشیزی برای جان انسان‌ها ارزش قائل نیست!!

    توسط: dost از: iran
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۱۸:۱۶
    اقاق هومن شما که تو انگليسي از وضع ايران چي ميدوني که الکي نظر ميدي؟؟؟؟

    توسط: kave از: germany
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۱۴:۵۱
    درود به هموتنانه عزیز ، به نظره من ما هر وقت بپذیریم که مذهب و سکس یک مساله شخصی است خیلی پیشرفت کردیم. این که کسی در اتاق با شریکش چه کار میکنه به ما چه ربطی داره؟

    توسط: شهروند سبز از: ايران
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۱۳:۵۸
    حالا ادبيات ما شد استبدادزده و خود ما هم شديم ديكتاتور. دوستان مثل اينكه شما هنوز تفاوت امر كلي و امر خاص را نمي دانيد يا براي شما تفاوتي ندارد. همان طور كه گفتيد اگر مشكل ايشان ژنتيكي است پس راه حل پزشكي دارد تا راه حل حقوقي. واگر نيت ايشان سوءاستفاده از مشكل ژنتيكي شان و مظلوم نمايي است كه ناتوانان جنسي (ناتواني به مثابه يك بيماري و نه حسرت براي لذت) بيستر از همجنس گرايان مستحق دلسوزي هاي شما آزادانديشان هستند. دوستان با اين كه شما مرا ديكتاتور ناميديد، لطفا بدانيد كه راه رسيدن به دموكراسي اي كه در آن بتوان به مشكلات هر فرد (از هر نژاد و انديشه و مذهب و علاقه ي جنسي) رسيد توجه به حقيقت كلي است كه در ايران امروز حقيقت سياسي نام دارد است و نه خواهش هاي فردي. بسيارند كساني كه بيم مرگشان مي رود و تحت تعقيب كودتاچيان هستند ولي هنوز به دفتر هيچ سفارتي سرنزده اند.

    توسط: انوش از: تهران
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۱۲:۴۱
    ایوب عزیز، آرزوی آزادی محدودیت هایی هم خواهد داشت که شاید برای تفکر شما سخت باشه، مانند قبول کردن وجود ژن همجنس گرایی! دوست عزیز در ایران تا همین اواخر چپ دست بودن قبیح بود و مشمول تنبیه بزرگتر ها! و بسیاری هستند که این خاطرات را تعریف کنن! و روزی خواهد رسید که همجنس گراها از خاطرات سخت خود در به آزادی قصه گویند

    توسط: امیر از: آلمان
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۱۱:۴۵
    اگر در همین اروپا به شما بگویند باید همجنس گرائی را کنار بگذارید تا به شما اقامت بدهیم 80 درصد شما این کار را میکنید. قانون اروپا و امریکا لازم الاجراست ولی در ایران خیر. اینجا 25 یورو جای پارک میدهید ولی در ایران 300 تومان به پارک بان نمیدهید و زرنگی میدانید این کار را. کدام از شما ایرانیان عزیز در ایران فرم مالیات پر کرده است؟ و هزار نمونه از آنارچیست بودن ما ایرانیان .... خانمها و آقایان من با نظام دیکتاتوری اسلامی در ایران مخالفم ولی ما ایرانیان نیز مانند سایر ملل قانونمدار باشیم. وقتی این کار عرف نیست و خلاف خواست جامعه و بشر چرا مدام از حقوق ایشان دم میزنیم؟

    توسط: هومن از: بریتانیا
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۱۰:۳۲
    همجنس گرایی در ایران جایی نداره که رادیو فردا این بحثو راه انداخته.ایا خود همکارانتان که ادعای ازادی در اون ور ابهای دنیا هستید دست به چنین کاری می زنید. اگه بدونید اینجا مردم دارن در اتیش این رژیم می سوزه به چیزهایی مهمتر از اینا احتیاج داره که اونم ازادی بیانه شما تنها جهت داغ کردن مطالبتون با اقای گودرزی نژاد مصاحبه کردید به عنوان یک منتقعد به فکر ایران باشید اما نه از این نوعش.

    توسط: اشکان
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۱۰:۰۵
    تمام دولتهای اروپایی به ایرانیانی که میان اینجا و کیس مسیحیت میدن (البته کسانی که پرونده اولشون مسیحیت باشه) اقامت میدن این در حالیه که برخی از همون ادما بعد از چند مدت دلشون برای وطنشون تنگ میشه و بر میگردن ایران که یه سری به بابا ننشون بزنن و بازم بر میگردن به اروپا .اون ادما اقامتشونو میگیرن و به راحتی بر میگردن ایران ولی این دختر با همه مشکلاتش باید اینجوری با این مشکلات دست و پنجه نرم کنه . تازه هموطنان عزیزمون هم بیان متلک بارش کنن .امیدوارم که این خانم مشکلاتش بزودی حل بشه . امیدوارم مشکل همه همجنسبازان ایرانی حل بشه امیدوارم همه اونایی هم که دلشون میخواد امثال این خانم دچار مشکل بشه نا امید بشن و تیرشون به سنگ بخوره . به قول شاعر تا کور شود هر انکه نتواند دید

    توسط: یک لزبین با افتخار
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۰۵:۴۲
    ایوب و شهروند سبز همه انسان ها برابرند .این اتفاق شاید برای افراد خانواده خود شما بیفته .آیا این افراد حق زندگی کردن ندارند ؟
    تا زمانی که به اون درجه از فرهنگ و دید گاه انسانی نرسید که بفهمید همه ی انسانها حق برابر دارند برای زندگی کردن و نفس کشیدن هیچ وقت در همون ایران
    به آزادی نخواهید رسید.نپذیرفتن این افراد نشانی فقر فرهنگ یک فرد را میرساند .
    من هم یک لزبین هستم و متاسف برای طرز تفکر امسال شما.

    توسط: neverman
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۰۵:۳۹
    لذت بست؟!!! با این ادبیات و افکاری که باهاش بار اومدی و حتی نمیدونی ریشه هاش از کجاست بهتره اول مشکلاتت درونیتو حل کنی حسابت رو با خودت صاف کنی بعد به فکر شهروندی اونم از نوع سبزش باشی. دوست من برای شهروند شدن تلاش باید کرد و شرایطی رو براورده کرد این فقط یه اسم نیست که رو خودمون بزاریم و باهاش به دیگران حمله کنیم.

    توسط: rud از: turkey
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۰۳:۵۴
    من به کیانا از اعماق قلبم تبریک میگم که بخاطره گرایشش و ثابت کردن این که ما هستیم میجنگه و مبارزه میکنه. و به همه دوستانی هم که همجنسگرایی رو پست و حقیر میدونن باید بگم که هیچ آفریده ی خداوند در این دنیای به این بزرگی پست و کوچک نیست.و هر بنی بشری با هر گرایشی در هر معقوله ای حق خوب زندگی کردن و به زیستی رو داره. ما به هم حق زندگی کردن و حق بودن نمیدیم. دیگران شما رو قبول ندارن و به حرفتون گوش نمیدن و شما هم ما رو قبول ندارین و به ما حق بودن نمیدین. دیگران شما رو از گوشت و نون محروم میکنن و شما ما رو داشتن زندگی سالم . شما برای برطرف کردن مشکلات اجتماعی میجنگید پس چطور توقع دارید یک همجنسگرا برای بودن و خواست بهتر زندگی کردنش نجنگه. ما فریاد میزنیم و میگیم که ما هستیم........این حق ماست.

    توسط: شقایق تنها از: ایران
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۰۳:۵۱
    اگر قبول کنیم اقیانوس اندیشه انسانها بیکرانه است و اگر قبول کنیم که تنها انسان است که میتواند انسانی فکر کند.آنگاه ممکن است به این باور برسیم که اگر دو انسان بدون آنکه بر دیگری یا به اجتماع آزاری برسانند تنها به خودشان مربوط است و حق دارند که احساساتشان و تمایلاتشان را به هر شکل با هم تقسیم کنند و دیگران نیز نه تنها نباید مشکلی ایجاد کنند بلکه انسانی ترین شیوه کمک به آنها است. اگر قوانین و حقوق انسانی به درستی تفهیم شود و نحوه احترام به آنها آموزش داده شود زندگی بسیار بهتر میشود.بیشتر مشکل در ناآگاهییست.

    توسط: كوروش از: آمستردام
    ۱۴ ۰۱ ۱۳۸۹ ۰۳:۰۷
    عزيزان من
    دفاع از حقوق شهروندي و مدني و حقوق بشري افراد يعني جنبش سبز، جنبش سبز يك موجود انتزاعي سياسي نيست، جنبش سبز درخت تنومندي است با شاخه هاي فراوان همچون : حقوق اقليت هاي مذهبي، قومي، حقوق مدني، حقوق بشر، آزادي عقيده، برابري زن و مرد، احترام به زندگي شخصي افراد، احترام به انتخاب رفتار سكسي افراد، اعتقاد به راي اكثريت ( دموكراسي) و رعايت حقوق اقليت( ليبراليسم)، خصوصي بودن ديدگاههاي فلسفي و اعتقادي، فرصت مساوي برابر همه براي در زمينه آموزش دانشگاهي، احزاب برنامه (نه احزاب ايدئولوژيك قدرت گرا)، همه يك راي، ..........
    صفحه از ۲
        بعدی 

    به ما بپیوندید