سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۹:۵۷ - ۷ فوریه ۲۰۱۲

ايران / سياسی

فائزه هاشمی: جنبش سبز از نظر من اکثريت مردم ايرانند

فائزه هاشمی رفسنجانی
اندازه متن - +
فائزه هاشمی رفسنجانی، نماينده پيشين مجلس و دختر آيت الله اکبر هاشمی رفسنجانی در گفتگویی که با امید معماریان صورت گرفته و در وب سايت ماهنامه «فارين پاليسی» آمريکا، منتشر شده، به سوالات اين نشريه در خصوص تحولاتی که پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته در کشور رخ داد، پاسخ داده است.

وی در اين مصاحبه به وضعيت کنونی کشور، نگاهش درباره نحوه مديريت محمود احمد نژاد،رئیس جمهوری ایران، تعريف جنبش سبز ، سرکوب وخشونت های اعمال شده پس از انتخابات ودر نهايت اينکه مطالبات مردم يک سال پس از گذشت انتخابات سخن گفته است. (۱)


يک سال از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ می‌گذرد. جامعه ايرانی چه تفاوت‌هايی کرده است؟

  فائزه هاشمی: نشاط، شادابی اميدواری، شور و هيجان ايام انتخابات جای خود را به نوعی دلمردگی و افسردگی داده است. ملتی سرکوب شده، پر از خشم و احساس مظلوميت مردمی که خود را هر چه بيشتر با دروغ‌ها، سوء مديريت‌ها، عوامفريبی‌ها، زورگويی‌ها، اوباشگری، ظلم‌ها، نابودی منابع و ثروت ملی، از دست رفتن فرصت‌های بين‌المللی، تخريب بيشتر کشور از طرف جريان حاکم روبرو می‌بيند.

 آيا اتفاق برگشت ناپذيری در جامعه رخ داده است؟

 فکر می‌کنم بله، دست جريان حاکم بيشتر رو شده است، يعنی اگر تا قبل از انتخابات اين گونه رفتار‌هايی که توضيح دادم با ملاحظه و مخفی کاری صورت می‌گرفت، حالا ديگر شرم و حياها فرو ريخته و علنی تمام اين کارهای غير قانونی و خلاف عرف و انسانيت و دور از شأن ملت ايران را انجام می‌دهند و حتی نگران انتخابات‌های بعدی هم نيستند، بنظر می‌رسد که قرار نيست ديگر انتخاباتی واقعی در اين کشور برگزار شود.

 مهمترين خواست‌های مردم ايران بعد از انتخابات سال گذشته از منظر شما چيست؟

مردم در ابتدا رأی خود را می‌خواستند و خواستار يک بررسی دقيق در روند انتخابات، ولی متأسفانه آنقدر رفتارهای غلط و خلاف قانون اتفاق افتاد که روز به روز به خواسته‌ها و انتظارات آنها که به حق هم هست اضافه شد، از جمله رأی ما کجاست؟ آزادی زندانيان، جبران خسارات قربانيان بعد از انتخابات، مجازات مقصرين و خلافکاران، حتی رسيدگی به امور کشورداری و برکناری نالايقان و دروغ گويان که نابودی و تخريب مملکت را بسيار واضح و علنی در دستور کار خود دارند، به نحوی که يک بچه نيز متوجه می‌شود. به نظرم از خوا ب بيدار شدن و هشيار شدن سران مهمترين خواسته باشد تا شايد کشور از اين سير قهقرايی که دچار آن شده نجات يابد.

فکر می‌کنم اگر اين بی توجهی و بی اعتنايی به شرايط کشور و حقوق مردم ادامه يابد اين احتمال وجود دارد که خواست‌های مردم به تغييرات اساسی تبديل شود. بد نيست که گهگاهی تاريخ را مرور کنيم و عبرت بگيريم، منظور تاريخ معاصر و حوادث نزديکتر است و نه دورها. بالاخره چقدر هزينه از جيب ملت برای بقای يک نفر که کشور را به اين شرايط بحرانی رسانده بايد پرداخت گردد؟ و تا کی اين شرايط که مايه خجلت هر ايرانی است بايستی ادامه يابد؟

جنبش سبز را چگونه تعريف می‌کنيد؟ چه مرزهايی دارد و چه انتظاراتی بايد از آن داشت؟

جنبش سبز از نظر من اکثريت مردم ايرانند که به دنبال حق ضايع شده خود در جريان انتخابات اخير هستند. البته همانطور که توضيح دادم به مرور زمان و در اثر سرکوب‌ها خواست‌های ديگری نيز به آن اضافه شد. به نظرم هر ايرانی که به دنبال حق، آزادی، دموکراسی و توسعه کشور است عضو اين جنبش است.

اين جنبش يک حرکت مسالمت‌آميز و مدنی است. احترام به حقوق همه حتی مخالفين، پرهيز از ايجاد تنش و اختلاف در جنبش از طريق دنبال کردن اشتراکات، عدم تضعيف يکديگر و پی گيری خواسته‌ها و جذب حداکثری با هر روشی که هر کسی می‌تواند، و کمک به يکديگر بخشی از انتظارات از اين جنبش است.

 آيا با پايان يافتن اعتراضات خيابانی جنبش سبز را بايد پايان يافته دانست؟ آيا نگرانی‌های مردم از آن فاز خارج شده و دگرديسی پيدا کرده است؟

به نظر من پايان يافتن اعتراضات خيابانی پايان جنبش نيست، تأثيراتی که اين اعتراضات و عملکرد جنبش سبز در سطوح ملی و بين‌المللی از خود به جا گذاشته همچنان ادامه دارد، که عکس‌العملل‌های انفعالی و حاکی از به بن بست رسيدن جريان حاکم، به خوبی اين تأثيرات و نتايج آن را نشان می‌دهد. طبيعتاً هر جريانی و از جمله جنبش سبز در طول حيات خود براساس شرايط موجود دچار تحولاتی می‌شود و تغييراتی در روش می‌يابد که خود می‌تواند به عنوان يک استراتژی تلقی گردد.

آيا سرکوب گسترده و خشن دستگاه‌های حکومتی در اينکه مردم مطالبات خود را پيگيری نکنند تأثير داشته و همه را به خانه رانده است؟

سرکوب‌ها ممکن است به ظاهر اعتراضات عمومی را خاموش کرده باشد ولی عمق و شدت خشم و انزجار عمومی را افزايش داده و فکر می‌کنم به موقع پاسخ لازم از جانب مردم خود را نشان می‌دهد، هر چند که در طول اين يک سال نيز اين پاسخ ها در درجات مختلف و يا توجه به شرايط، وجود داشته است.

 شما در ايام پس از انتخابات سال گذشته ۲۴ ساعت طعم زندان را چشيديد و بعد آزاد شديد. بسيار معتقدند اگر پدرتان آيت‌الله هاشمی رفسنجانی نبود شما هم اکنون در زندان به سر می‌برديد. چه حسی داريد از اينکه جمعی از همکاران سابقتان در مجلس و يا روزنامه‌ها طی سال گذشته راهی زندان شدند؟

من هم فکر می‌کنم که اگر دختر آقای هاشمی نبودم حتماً اين آزادی نصيبم نمی‌شد، حس بسيار بدی است که افرادی که سالها برای اين مملکت زحمت کشيده و خدمات داشته‌اند به دليل تلاش برای گرفتن حق ضايع شده خود و جامعه، مبارزه با ظلم، حقيقت گويی، به اتهامات واهی و بدون حتی طی روند قانونی زندان باشند. و افرادی که خلافکار واقعی هستند و بيشترين ضربه را به کشور و توسعه آن وارد کرده‌اند حاکم. در حال حاضر همه چيز وارونه شده است، ناحق حق نمايش داده می‌شود، ظالم، مظلوم نمايی می‌کند، کسانی که نابودی کشور و دين را در دستور دارند، خود را خادم ملت می‌نامند.
 
بی کفايت‌ها در رأس امور قرار گرفته و مديران و شايسته‌ها در زندان، و يا اخراج و يا از کشور رفته‌اند. همه اينها برای يک ايرانی که سرسوزنی غيرت و تعصب داشته باشد درد آور است.

 انتخابات شوراها به مدت دو سال به تعويق اتفاد؟ به نظر شما تأثيرات سياسی برگزاری به موقع شوراها چه بود؟ اين تصميم را با توجه به شرايط کنونی چطور می‌بينيد؟ آيا می‌توان انتظار داشت که از اين پس در انتخابات‌های پيش رو گروه‌های منتقد دولت بتوانند اميدی برای پيروزی داشته باشد؟

 با تجميع انتخابات موافق هستم و به نظرم تصميم درستی بوده است، هر سال انتخابات يعنی رها شدن کار مملکت هم چند ماه قبل از هر انتخابات و هم بعد از آن، يعنی اتلاف بودجه، يعنی هر سال درگيری و تنش سياسی داشتن. با هم شدن انتخابات‌ها يعنی کاهش دادن به ميزان قابل توجه اين مشکلات.

به عقب افتادن انتخابات شوراها در شرايط فعلی به نظرم تا حدودی به نفع جريان حاکم است. چرا که معلوم نبود مردم اعتماد کنند و پای صندوق‌های رأی حاضر شوند و يا حتی احزاب و افراد منتقد برای کانديدا شدن شرايط را مناسب بدانند و يا اينکه به پيروزی اميد داشته باشند و وارد شوند.

برگزاری اين چنينی انتخابات رياست جمهوری دهم و عدم رسيدگی واقعی به اعتراضات و حوادث پس از آن مانعی جدی برای برگزاری پرشور و با نشاط انتخابات‌های بعدی خواهد بود، البته اگر شرايط به همين گونه پيش برود. متأسفانه انتخابات دوره نهم و دهم رياست جمهوری به خصوص دوره دهم بدعتی شد برای برگزاری انتخابات‌های مهندسی شده و از قبل معلوم در آينده و از دست دادن اعتماد عمومی و دور شدن کشور از مسير توسعه.

 آقای احمدی نژاد ابراز علاقه کرده است که با اوباما ديدار کند، با توجه به سفر ايشان به آمريکا در ماه آينده آيا احتمال می‌دهيد که چنين ديداری صورت گيرد؟ و در صورت ديدار، تأثيرات آن بر سياست داخلی آن چيست؟

 کل اگر طبيب بودی، سر خود دوا نمودی. ايشان گفته است «در ديدار با اوباما مسايل جهان را روی ميز بگذاريم ببينيم راه حل چه کسی بهتر است.» ايشان ايران را به نابودی کشانده و حالا نوبت جهان شده است. آمارهای خود ساخته خودشان را هم که مروری بکنند متوجه می‌شوند که هيچ گاه ايران در سی سال پس از انقلاب، حتی در زمان جنگ چنين شرايط اسفباری نداشته است، ايشان دست روی هر چيز می‌گذارد نابود می‌کند، بنابراين اين ديدار چه انجام بشود و چه نشود، بعيد می‌دانم کسی منتظر تحولی مثبت در سياست داخلی يا خارجی ايران باشد و يا روی اين ديدار حسابی باز کند.

--------------------------------------------------------------------------------------------

(۱) اميدمعماريان متن کامل اين مصاحبه را برای اولين بار در اختيار راديو فردا گذشته است. برخی سوالات در متن انگليسی به دليل محدوديت های جا و نيز به دليل اينکه فهم برخی سوالات ممکن است برای مخاطب غيرايرانی نيازمند زمينه آشنايی نزديکی با مسائل ايران باشد کوتاه شده و يا مورد استفاده قرار نگرفته است.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
صفحه از ۶
    بعدی 
توسط: امین از: شیراز
۲۲ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۹:۲۳
کسانی که اینگونه به فائزه هاشمی حمله می کنند انگار خود فرشتگان روی زمینند. هر لحظه هر کس حق رو پیدا کرد باید استقبال کرد. من بین حاکمان امروز ایران و کسانی که به خصوص در خارج کشور خود رو حق مطلق می دانند تفاوتی نمی بینم.

توسط: سهراب از: دبی
۲۲ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۳:۱۷
جواب shamci از: dubai و همه طرفداران ایل و قماش رفسنجانی
خانواده هاشمنی رفسنجانی بهرمانی و هر آخوندی مثل این بابا مثل همین بیمار و عقب مانده خامنه ای و خمینی و در جمع حکومت غیر ایرانی و نامشروع و جعلی ولایت فقیه هرگز حکومت و منتخبی از ملت ایران نیست و نبوده و نخواهد بود و این خانم زاده ها و اقازاده های امثال فائزه هاشمی رفسنجانی و مجتبی خامنه ای و هزاران نفر که از نسل همین انقلابیون به میلیاردها میلیارد ثروت ملی ایرانیان با 31 سال غارت غیر مستقیم پدرها و مادرهای انقلابیشان رسیدند از دید ملت ایران منفور و غیر مردمی و ضد ایرانی شناسایی میشوند چراکه 31 سال همین فائزه هاشمی رفسنجانی و پدر این بابا که بقول خودشان رده دوم را بین بیسوادان حاکم در ولایت فقیه داشته حتی به خود زحمت ندادند با معیارهای غلط تحمیلی این حکومت مسخره که تمام قوانین ان ضد ایرانی و ضد ملی است مبارزه کنند و تا بود و بو د حسابی این خانواده حسابی خودش را کشید بالا و حالا که همان خویشاوندانشان اینها را دور زدند افتادند بدامان ملت و همان داستانهایی را تکرار میک نند که خاتمی 8 سال با ملت بازی بازی کرد و خیلی دیر نیست که مجتبی خامنه ای هم از ترس اراذل و اوباش شبهه نظامی دست پرورده بابش بیاد و روضه خوانی کند که بابا م خوب بود ولی سپاهی ها و ساندیس خورهاش خیانت کردند و مطخرفاتی که همه ما این روزها در 31 سال تجربه کردیم . متاسفانه ملت ساده دل ما هنوز توجیه نیست که کشور ایران را نباید دربست تقدیم یک نفر و یا گروه کنید که این وضع ملت ایران و ان هم وضع کشورمان ایران شود - بجای فردگرایی بفکر تصویب قانون اساسی در کشور باشیم که منافع ملی ایران و ملتش را فراهم کند و قانون اساسی قلابی فعلی را که تنها منافع آخوند جماعت و نوکرانشان را اولویت اول در کشور قرار داده نابود کنیم تا فردا ما هم نشویم ملت کره شمالی و یا عقب ماندگان افریقایی و ... ناسلامتی اینجا ایران است با میلیاردها ثروت انسانی و مادی که فعلا" 31 سال ثروت ها براحتی تو جیب ولایت فقیه میرود و نیروی انسانی کشور هم تنها بعنوان نوکر این اقلیت بیمار و عقب مانده محسوب شده است تا قیافه هایی مثال فائزه هاشمی رفسنجانی امرز بشود منجی و روضه خوان میلیونها ایرانی و خودش هم سر در گم هست که چه میخواهد انجام دهد و تنها دنبال جا پا برای پدر گرامی هستند بعد از سرنگونی حکومت جاعلان و فاسدان و متقلبان خامنه ای و ...

توسط: kamran
۲۲ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۱:۵۸
دلم می خواهد بجای فائزه او را فا... صدا کنم. چون او هم مثل پدرش با عوامفریبی و مکاری سعی در فریب و نیرنگ دارد. ما از شما و همه عوامل رژیم به معنی کامل کلمه متنفریم اینو می فهمی فا... خانم؟

توسط: سوسن از: المان
۲۲ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۰:۲۲
سانسور چیان نادان!

توسط: tarane از: kore jonobi
۲۲ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۵:۱۰
aghaye omide fardaian be nazare man u bayad berid filmhaye 1 sale pisho bebinid bad nazar bedid man khodam to esfahan bodam va to tazahorat sherkat kardam dostaye man dar aksar noghate keshvar dar tazahorat sherkat kardan ina hane hiche toye tabriz isfahan tehran ahvaz abadan .....ina hame hichan ke shoma jire khore mamlekat alaki nazar midi

توسط: مهسا از: برلین
۲۲ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۰:۳۷
کسی کو ندارد نشان از پدر!!!!!

خانواده رفسنجانی بایستی در دادگاهی عادلانه در ایران محاکمه شوند.
نازنین! خانم جان! شما ز کدامین زنان و دختران زندانی پدرت حرفی زدی! عوام فریبی از نوع دیگر احمدی نژاد؟

توسط: ali از: khozestan
۲۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۲۲:۳۷
يكي نيست به اين فائزه خانوم بگه بابا برو ظرفات رو بشور
لازم به ياد آوري است كه جمعيت ايران هفتاد ميليون است كه فائزه خانوم به چهار ميليون ميگه اكثريت بعد هم ادعاي روشنفكري ميكنه

توسط: امید فردایان از: پاسخ به خانم ملکی !
۲۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۲۱:۰۴
خانم مینا ملکی! زمان به شما ثابت خواهد کرد که از سخنان امید فردایان هم امید می بارد و هم نوید رسیدن به فردایی بهتر! این شمایید که نا امید هستید و به پیکار پیروز کارگران و زحمتکشان اعتقادی ندارید و می خواهید به کاچی بعض هیچی بودن قناعت کنیدا! از سخنان من که مژده سرنگونی ی این حکومت را تا پایان همین امسال می دهم به عقیده شما امیدی نمی بارد ولی از سخنان فریبنده امثال موسوی ها و کروبی ها که تنها فریب کاری می‌کنند و وعده سرخرمن می دهند،باران امید و روشنایی و رسیدن به فردای بهتر!!! مواظب باشید در این باران امیدتان خیس نشوید و سیل خروشان این امید شما را با خود به نا کجا آباد نبرد! کسانی که بیش از یک سال است مردم ما را سرکار گذاشته اند و تازه اگر هم پیروز می شدند و احمدی نژاد را کنار می زدند به حال مردم زحمتکش ما هیچ توفیری نمی کرد الا به حال همان اقشار مرفه و نیمه مرفه حامی ی جنبش سبز که شما هم از قرار از همان اقشار هستید! خانم مینا ملکی! آینده به ما و شما نشان خواهد داد که من باید از صحبت هایی که کرده ام عرق خجالت برویم بنشیند یا شمایی که اوضاع کشور آفریقای جنوبی را با جامعه ما که هیچ تناسب و تشابه و تناسخی را با هم ندارد تشبیه می سازید! خانم عزیز ! اگر در ایران هستید که گمان نمی کنم باشید بدنیست بروید با مردم محروم و زحمتکش جامعه ما نشست و برخاست کنید تا رنج های آنان را ببیند و پای سفره دردهای دلشان بنشینید و بفهمید و بدانید که چرا کارگران و زحمتکشان کشور ما علی رغم ضد دیکتاتور بودن جنبش سبز از آنان حمایت نکردند و همین حمایت نکردن آنان هم این جنبش را به نابودی ی مطلق کشاند! چیزی که عوض داره گله هم نداره ! وقتی در تمامی ی تظاهرات برپا شده سبزها در ایران حتی برای دل خوشی ی کارگران یک شعار هم در حمایت از آنان داده نشد که برعکس در شعارهای داده شده به زحمتکشان و مشاغل بسیار شریفشان هم توهین گردید طبیعی است که کارگران و زحمتکشان هم تره برای شما سبزها خرد نکنند! جنبش سبز نابود شد نوش جان تان ! حال منتظر جنبش واقعی ی مردم ما باشید که در راه است و بزودی ریشه این حکومت به معنای واقعی فاشیستی مذهبی را به تمامی خواهد سوزاند و به آرزوی طرفداران سبز هم که تنها آزادی را برای مردم ایران می‌خواستند و نه چیزی بیشتر جامعه عمل خواهد پوشاند! البته نه آن آزادی ی که طرفداران سبزها دنبالش هستند که همانا بی بند و باری در زندگی ی اخلاقی مانند جوامع اروپایی و آمریکایی که آزادی ی به معنای واقعی کلمه انسانی ! این روز را بزودی به چشم خواهید دید خانم مینا ملکی !

از گردانندگان محترم رادیو فردا خواهش می‌کنم تمامی مطالب مرا درج نمایند و مانند پیام قبلی من کوتاه و مختصرش نکنند!

با تشکر بسیار !

امید فردایان یک شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۹

توسط: مینا ملکی
۲۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۶:۲۱
آقای امید فرداییان که نه امیدی و نه فردایی از سخنانتان میبارد. میدانید دولت آپارتاید آفریقای جنوبی از حمایت چند درصد مردم آفریقای جنوبی برخوردار بود و چند سال سرکار بود و چگونه و به چه طریقی سرکار بود؟ عرق خجالت؟

توسط: امید فردایان
۲۱ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۵:۰۸
خانم هاشمی ی رفسنجانی ! اگر از نظر شما جنبش سبز اکثریت مردم ایرانند !!!! پس چرا این جنبش اکثریت کاری را نمی تواند برای مردم ما انجام دهد!!! در کجای دنیا تاکنون یک جنبشی اکثریت مردمش را با خودش به همراه داشته و هیچ کاری هم نتوانسته است این جنبش برای مردمش بکند که جنبش سبز شما دومیش باشد ! از کی تا بحال مردم بالای شهر تهران شدند اکثریت مردم ایران ! مگر غیر از تهران و آن هم تنها از مرکز شهر به بالا در کدام یک از شهرهای ایران اعتراض جدی به نتایج انتخابات شد که حال به نظر شما اکثریت مردم ایران طرفدار جنبش سبز هستند !!! چه نظر داهیانه ای !!! البته از دیدگاه امثال شما غیر از مردم مرفه و نیمه مفه و اشخاص تحصیل کرده که تنها اقلیتی از مردم جامعه ما را تشکیل می دهند کسانی دیگری که در ایران ما زندگی می کنند، اصلا داخل آدم به حساب نمی آیند که بخواهند جزئی از مردم ایران باشند ! به همین دلیل است که اعتراض کمتر از چهار میلیون جمعیتی که در اعتراض به نتایج انتخابات به خیابان ها آمدند به حساب شما اکثریت مردم ایران به حساب می آیند ! ! من با آنکه با نظر دوستانی که حساب شما را از پدر ... جدا می گذارند هم عقیده هستم ولی شما را هم چندان زن روشنی نمی بینم !! زیرا که با زنان روشنفکر دنیای امروز ما فرسنگ ها فاصله دارید !
صفحه از ۶
    بعدی 

به ما بپیوندید