شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰ تهران ۰۴:۵۴ - ۱۱ فوریه ۲۰۱۲

برنامه‌های رادیویی / جامعه

رتبه پایین دانشگاه های ایران در جهان؛ «امکان بالا بردن کیفیت تحصیلی نیست»

تنها دانشگاه تهران در دامنه رتبه هاى ميان ۴۰۰ تا ۵۰۰ دانشگاه های برتر جهان قرار دارد.
اندازه متن - +
خبرگزارى مهر اخیرا گزارش داده است که بر اساس رتبه بندى دانشگاه هاى برتر جهان در سال ۲۰۱۰ ، تنها يك دانشگاه از ايران و آن هم دانشگاه تهران در دامنه رتبه هاى ميان ۴۰۰ تا ۵۰۰ جهان قرار دارد.

در اين رتبه بندى بيش از يك هزار دانشگاه از سراسر جهان مورد ارزيابى و مقايسه قرار گرفته است. كيفيت آموزش، سطح علمى اعضاى هيئت علمى موسسه آموزشى و نيز تعداد مقالات منتشر شده در مجلات ساينس و نيچر در اين رتبه بندى مورد ارزيابى قرار مى گيرد.



اما علت پايين بودن رتبه دانشگاه هاى ايران در جهان چيست؟ اين پرسشى است كه رادیو فردا با حسين لاجوردى، رییس انجمن پژوهشگران ايرانى در پاريس، در ميان گذاشته است.

حسین لاجوردى: من تصور مى كنم براى فهم اين موضوع بايد به شروع انقلاب در ايران برگرديم. اگر به يادمان مانده باشد، با شروع انقلاب فرهنگى در ايران، بسيارى از استادهاى ايرانى از مملكت خارج شدند ولى جمهورى اسلامى اعتنايى به اين امر نكرد.

در مقابل، شروع به ساختن ساختمان دانشگاه كرد. بعد از آن تعداد كمى از اساتيدى كه باقى مانده بودند مجبور شدند به تمامى دانشجويان دانشگاههاى متفاوتى كه ساخته شده بود، سرويس بدهند، در نتيجه خود به خود كيفيت تحصيلى پايين آمد. در طول سال هاى گذشته شاهد بوديم كه يونسكو دو بار آمار سطح تحصيلات در ايران را پايين آورده است.

اما از شكل و منظر ديگرى اگر بخواهيم به دانشگاه هاى ايران نگاه كنيم مى بينيم، سه ميليون و ۲۰۰ هزار دانشجو امروزه در دانشگاه هاى ايران درس مى خوانند و اساتيد اين دانشگاه ها بيشتر كسانى هستند كه از همان دانشگاه هايى فارغ التحصيل شده اند كه كيفيت تحصيلى در آن نامطلوب بوده است، مى بينيم كه امكان بالا بردن كيفيت تحصيلى وجود ندارد.

من اين طور متوجه شدم كه شما دلايل سياسى را در افت تحصيلى و آموزشى دانشگاه ها موثر مى دانيد. اما عليرغم آمار و رتبه بندى، با يك نگاه كلى مى بينيم كه دانشجويان و دانش آموزان ايرانى در المپيادهاى علمى جهان و در طى ده سال گذشته، مقام هاى خوبى كسب كرده اند. آيا ارتباطى بين توانايى دانش آموزان و دانشجويان ايرانى با كيفيت سيستم آموزشى مورد استفاده در موسسات آموزش عالى ايران وجود ندارد؟

من فكر مى كنم سيستم ايران ، سيستم نخبه گرايى است. يعنى دانش آموزان مى توانند در المپيادها، درجات بسيار عالى كسب كنند. يا مثلا يك دانشگاه مانند دانشگاه صنعتى شريف مى تواند ميان تمام دانشگاه هاى ايران جايگاه بالايى پيدا كند.

ولى در اين جا فقط نخبه گرايى مطرح است نه بالا بودن سطح كيفيت تحصيلات و آموزش در كل مملكت. اگر خوب نگاه كنيم مى بينيم كه كيفيت آموزشى بسيار هم پايين است. همان طور كه بين ۵۰۰ دانشگاه، فقط يك دانشگاه برجسته (ایران) وجود دارد.

از منظر آسيب شناسى اجتماعى، موانع توليد و رشد علم در ايران چه چيزهايى هستند؟

پرورش نيروى انسانى زبده بزرگترين ثروت هر جامعه است. نفت و گاز و ساير منابع، به مرور پايان مى پذيرند و از بين مى روند. كما اينكه مى بينيم بسيارى از كشورهاى پيشرفته جهان ثروت زيرزمينى ندارند ولى ثروت نيروى انسانى دارند و با اين ثروت بوده كه مملكتشان پيشرفت كرده است.

يكى از مواردى كه امروز در جامعه ايران بسيار بسيار مهم است، دانشجويانى هستند كه به نوعى از دانشگاه هاى كشور فارغ التحصيل مى شوند. ولى كيفيت ليسانس، فوق ليسانس و دكتراى آنان، مطلوب نيست.

ما شاهد هستيم كه در دانشگاه هاى ايران، پايان نامه ها، رساله ها و تزهاى تحصيلى در بازار خريد و فروش مى شوند. طبيعى است كه اين امر، كيفيت آموزش را كاهش و تعداد مدرك را افزايش مى دهد.

براى همين است كه افرادى كه به مقام و موقعيت مختلف مى رسند به دليل فارغ التحصيل شدن از همين دانشگاه هايى كه شرح آن داده شد، آن كيفيت شغلى كه بايد با آن و با توسل به علم، مملكت را به پيش ببرند را نخواهند داشت.

با توجه به تغييرات زيادى كه در طول يكسال گذشته در كادر علمى و مديران دانشگاه هاى ايران رخ داده است، مى توانيم بگوييم كه اين تغييرات در رتبه بندى وكاهش كيفيت دانشگاه هاى ايران تاثير خواهد گذاشت؟

بدون ترديد. براى اينكه مجددا اتفاقى كه در طول يكسال گذشته و يا بهتر است بگوييم در طول پنج سال گذشته در دانشگاه هاى ايران رخ داده، گروه گرايى در فضاى دانشگاه ها بوده است.

يعنى شاهد هستيم كه بسيارى از اساتيد كه مى توانستند براى دانشگاه ها مفيد باشند به بازنشستگى زودرس رسيده اند يا فرار را بر قرار ترجيح داده اند و از مملكت خارج شده اند .

شاهد بوده ايم كه روساى دانشگاه هايى كه با سياست دولت حاكم همراه نبوده اند، از كار بركنار شده اند. خود به خود وقتى دانش آموزى پايش را روى پله دانشگاه مى گذارد، اين ارزش محسوب مى شود، به اين معنا كه راه براى افزايش آگاهى هاى او باز شده است.

ولى وقتى دانشگاه محصور مى شود و به صورت يك زندان در مى آيد، طبيعى است كه آسيب هاى زيادى به رشد تفكر در جامعه مى رساند. جلوگيرى از رشد و بالندگى تفكر در سطح بالا، بزرگترين آسيب اجتماعى براى امروز و فرداى ايران است.
زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
ترتیب:
نظرات
     
توسط: حسن از: آتلانتا
۱۷ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۱:۴۱
در صحنه ی نزاع بین علم و عقلانیت از یک طرف، و ایمان و دین از طرف دیگر جا برای هر دو وجود ندارد. باید یکی بر دیگری فائق آمده و آن را از میدان بدر ببرد. در ایران فعلی ایمان توهمی سایه ی شوم خود را بر همه ی ارکان مملکت و از همه غلیظ تر بر تفکر علوم جدید انداخته است و اگر مقاومت دلیرانه ی دانشمندان و استادانی فرهیخته نبود، ما هم کاملاً به کشوری مثل افغانستان طالبانی تبدیل می شدیم، که تا حدی شده ایم. وزیر علومی که تهدید کرده که دانشگاهی که درخط تفکر عصر تاریک ولی امری و ادیان ریشه داشته در دوران جاهلیت 5000 ساله ادیان ابراهیمی و هذیان امام زمانی نباشدبایدبا خاک یکسان شود، دانشگاه های زیرنظرش بهتر از اینها هم نخواهند بود. با غلبه ی تدریجی تفکر میلیتاریسم ممزوج با ارتجاع دینی، دانشگاه ها مجبورند عقب نشینی بیشتری کرده و مکتب خانه های حوزوی جانشین آنها شوند، مگر این که مردم ایران از جابرخاسته ریشه ی این تفکر غلبه کننده را کنده و خود را مغلوب آن نکنند، تا شاید دانشمندان و اساتید دوباره بتوانند علم در حال احتضار و دانشگاه های رو بزوال رفته را از ورطه ی مرگ حتمی برهانند. به امید آن روز.

توسط: asal از: usa
۱۷ ۰۶ ۱۳۸۹ ۰۱:۳۷
بنده از دانشگاه تهران فارغ تحصیل شدم و هم اکنون در امریکا ادامه تحصیل میدهم،برخلاف نظر شما ،باید بگویم کیفیت دانشگاههای امریکا اصلآ مطلوب نیس و من دانشگاه تهران را ترجیح میدهم علاوه بر آن سواد علمی ما خیلی بیشتر از دانشجویان اینجا میباشد.آواز دهل شنیدن از دور خوش است

توسط: شباویز
۱۶ ۰۶ ۱۳۸۹ ۱۶:۵۶
{{پرورش نيروى انسانى زبده بزرگترين ثروت هر جامعه است}}
کاملا درست هست تنهااشکال این جمله اینست که حکومت کنندگان برایران چیزی را برای « جامعه » نمیخواهندبلکه هرچه رابخواهندبرای بقای حکومت خودشان میخواهند.
پس : پرورش نيروى انسانى زبده بزرگترين ثروت حکومت است
واین را مقام معظم وسایرمسوولان بارهادرقالب کلمات گوناگون گفته اندوهدف چندین باره انقلاب فرهنگی هم جزاین نبوده ونیست.
درجای دیگرگفته اید:من فكر مى كنم سيستم ايران ، سيستم نخبه گرايى است.
بازهم حساب حکومت کنندگان را ازمردم جدانکرده اید:
ازنظرحکومت نخبه کسی است که بلندترمرگ بر.....بگویدبیشتردربرابرسفارتخانه هاپرچم آتش بزندودرشت تربردرخانه امثال کروبی شعاربنویسدو...که حکومت درجهت این نوع نخبه گرائی بودجه های هنگفت مصرف کرده ومیکند .
امامردم ایران همیشه بااستعدادهای زیادوامکانات کم درسطح جهان درخشیده اندودانشگاههای موجودنقشی درپرورش این نخبگان ندارندبلکه خانواده هابااستفاده ازامکانات خارج ازمدرسه ودانشگاه باعث موفقیت فرزندانشان درالمپیادهاشده اندپس این رانبایدبه حساب حکومت نوشت