سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵ تهران ۲۳:۰۵ - ۲۸ ژوئن ۲۰۱۶

    ايران / ایران در رسانه‌های جهان

    «جمهوری اسلامی ایران با سقوط فاصله دارد»

     تظاهرکنندگان شرکت کننده در راهپيمايی ۲۲ بهمن از مقابل تصوير روزهای نخست انقلاب بهمن ۱۳۵۷ عبور می کنند.
    تظاهرکنندگان شرکت کننده در راهپيمايی ۲۲ بهمن از مقابل تصوير روزهای نخست انقلاب بهمن ۱۳۵۷ عبور می کنند.
    روزنامه بریتانیایی «گاردین» در یادداشتی به قلم آرشین ادیب مقدم، که در دانشگاه سواز تدریس می کند، به این موضوع پرداخته است که آیا حکومت جمهوری اسلامی ایران در آستانه سقوط قرار دارد یا نه.

    این نویسنده معتقد است که ارزیابی نادرست از توان اقتصادی و سیاسی حکومت جمهوری اسلامی ایران می تواند سبب خطاهایی در سیاست برخورد با این کشور شود

    به گفته وی، بر پایه دو تفسیری که در این زمینه وجود دارد حکومت ایران به زودی زیر فشارهای تحریم ها و در کنار آن تهدیدهای نظامی سقوط خواهد کرد. به باور من هر دو تفسیر دارای کاستی هایی است.

    تفسیر نخست بر این فرض بنا شده که منابع مالی  ایران روز به روز در حال کاهش است و اقتصاد آن در حال احتضار. این فرض همواره به عنوان شاهد و دلیلی برای تحریم ها آورده شده که بر اساس آن حکومت ایران از اداره امور ناتوان است.

    نویسنده گاردین اما می گوید که این تفسیر با واقعیت های موجود ناهماهنگ است. بانک جهانی رشد اقتصادی ایران را در سال ۲۰۱۰،  سه در صد ارزیابی کرد و صندوق بین المللی پول رشد ناخالص ملی اسمی را  ۳۳۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۹ و ۳۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ اعلام کرد.

    این نهاد مالی به تازگی در پی دیدار نمایندگان آن از تهران، از دولت ایران به خاطر موفقیت هایش در گام های نخست اجرای برنامه هدفمند کردن یارانه ها و توسعه در بخش مالی و ترقی بازار فروش سهام ستایش کرد.

    از سوی دیگر این ادعا که ایران منزوی است دیگر خریدار ندارد. بنا به گزارش تازه آنکتاد (کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل) میزان سرمایه گذاری خارجی مستقیم در کشور به گونه معناداری از ۱.۶ میلیارد دلار در ۲۰۰۸ به ۳.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۰ افزایش یافت.

    به اعتقاد نویسنده این روزنامه بریتانیایی، این البته به معنی این نیست که ایران با مشکلات اقتصادی جدی رو به رو نیست. این مشکلات یکی دو تا نیستند. از فساد گرفته تا ناکارآمدی ساختاری.

    معنای این سخن این است که ایران دارای وجه و نمای دیگری است که به دلایل ایدئولوژیکی در سایه مانده است. ایالات متحده آمریکا و تا اندازه ای اتحادیه اروپا در یک دوران بحران اقتصادی جهانی خود را از فرصت های موجود در بازار ایران بیرون می کشند و سبب سپاسگزاری چین و روسیه می شوند.

    چند عامل ظاهرا ساده سبب ثبات نسبی اقتصاد ایران است. ایران توانسته است موقعیت مهمی در فناوری در منطقه کسب کند که ظاهرا آن را مدیون سرمایه گذاری سیستماتیک در پژوهش و توسعه زیرساخت ها است. میزان کتاب ها و جزوه های علمی منتشر شده در این کشور از ۷۳۶  مورد در سال ۱۹۹۶ به ۱۳ هزار و  ۲۳۸ مورد در سال ۲۰۰۸ رسیده است. این میزان بالاترین میزان رشد در جهان است.

    ایران همچنین در نظر دارد مرکز نانوتکنولوژی را راه اندازی کند و چهار درصد رشد ناخالص ملی را به امر پژوهش و توسعه در این زمینه اختصاص دهد.

    ایران همچنین در پژوهش سلول های بنیادی و فناوری ماهواره ای نیز توانی کسب کرده است. یکی دو هفته پیش این کشور ماهواره رصد را به فضا اعزام کرد و همراه با آن نخستین موجود زنده را. ایران برای این کار از کاوشگر سه استفاده کرده بود. ایران در پی آن است که تا سال ۲۰۱۹ نخستین انسان فضانورد خود را به فضا اعزام کند.  

    نویسنده گاردین به بررسی دومین تفسیر می پردازد که به گفته وی، در پیوند تنگاتنگ با نخستین تفسیر است و بر پایه آن سقوط اجتناب ناپذیر جمهوری اسلامی پیش بینی می شود. این پیش بینی از قماش پیش بینی هایی است که به مدت شش دهه سقوط کاستروها را در کوبا مد نظر خود داشت.

    این که حکومت ایران در حال فروپاشی است از نظر ایدئولوژیکی غیرمحتمل و دور از واقعیت های سیاسی کشور است.

    به باور من دلایل چندی وجود دارد که دست کم در میان مدت سبب ثبات حکومت ایران است:

    ۱. هیچ حزب فراگیری که بتواند مخالفان را در زیر یک چتر گرد آورد وجود ندارد
    ۲. میزان محبوبیت حکومت هنوز بالاست

    ۳. هیچ دسته نظامی یا اطلاعاتی که به حکومت یا نظام وفادار نباشد دیده نمی شود

    ۴. قشر متعهدی از حکومت حمایت می کند و آمادگی برای دگرگونی و انقلاب حتی در میان سرکوب شده ترین قشرهای مخالفان وجود ندارد.

    از همه مهمتر این که غرب و اسراییل تمایلی به ایجاد بحران های مشروعیت مشابه آنچه در مصر حسنی مبارک، تونس بن علی و ایران محمدرضا شاه پهلوی روی داد، ندارند. شعار «استقلال ملی» در ایران همچنان سبب پایداری نظام است و رویارویی هسته ای آن با جهان شعله های این ملی گرایی را باد می زند. 

    به گفته این نویسنده، آنچه در این جا برشمرده شد، نتایجی است که در تحلیل های بسیاری از تحلیل گران نادیده انگاشته شده. تحلیل های نادرست سبب نسخه های نادرست می شود. همچنانکه در مورد عراق و افغانستان دیده شد،‌ بی اطلاعی درباره این کشورها شکست های استراتژیک در پی داشت.
    زمان این نظرخواهی به پایان رسیده است
    ترتیب:
    صفحه از ۲
        بعدی 
    توسط: ajdar از: iran
    ۰۸ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۷:۲۸
    نپاید رادیوفرداهمچنین مقاله بی ارزشی را که تمامادروغهای حکومت جمهوری اسلامی راتکرارنموده بااین استدلال هم خودش هم روزنامه اش را بی اعتبارکرده

    توسط: نام مستعار
    ۰۸ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۷:۰۳
    چیزهایی که ایشان فرمودند در مورد شوروی سابق هم صدق می کرد. ولی ...

    توسط: ارش از: ايران
    ۰۸ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۴:۳۹
    بيكاري گسترده در بين جوانان و گراني سرسام اور كالا ها باعث نارضايتي مردم و سقوط رژيم ميشود . قيمت كالا ها هر روز گران تر مي شود .

    توسط: ايراني
    ۰۸ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۲:۱۹
    شوربختانه بايد به آگاهي برسانم كه حكومت ايران در همه كشورها و موقعيتهاي شغلي به تهداد كافي جيره خار دارد.مهم اينست كه ديگر آگاهي جمعي همچو گذشته نيست و بسيار به راستي نزديكتر شده است.

    توسط: نام مستعار از: tehraan
    ۰۸ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۱:۴۹
    به نظر من این تحلیلگر کاملادرست و هوشمندانه تحلیل کرده.. و باید بگویم نظرات بقیه دوستان.. تحلیل های کوچه بازاریستوو و از روی کینه است.. من هم دل خوشی از این حکومت ندارم ولی تمامی آمارها.. و دلایل این تحلیلگر درست میباشد......

    توسط: بهنام1212 از: استرالیا
    ۰۸ ۰۹ ۱۳۹۰ ۰۹:۳۶
    به نظرم مهمل بود.

    توسط: علي
    ۰۸ ۰۹ ۱۳۹۰ ۰۷:۱۰
    شكست غرب در برابر ايران حتمي خواهد بود.

    توسط: نام مستعار
    ۰۸ ۰۹ ۱۳۹۰ ۰۱:۴۷
    چه تحلیل ابکی بود.خسته نباشه دست مریزاد. سلام برسونید خدمتشون.خدا قوت پهلون .من که خیلی کسب فیض کردم ادرس بدید بریم خدمتشون تلمذ کنیم.

    توسط: خشایار
    ۰۸ ۰۹ ۱۳۹۰ ۰۰:۴۱
    بله ٬ نظریه شما در مورد نشریات علمی کاملأ صحیح است: توضیح المسائل و نشانه های ظهور و غیره بهترین نمونه مبباشد-

    توسط: جوان
    ۰۷ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۹:۰۹
    این رو میگن تحلیل منطقی و بدور از تعصب... دستتون درد نکنه

    توسط: نیما
    ۰۷ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۸:۴۸
    به نظر می رسد نویسنده این مقاله دچار همان اشتباهی شده که دیگران را به آن محکوم می کند. ایشان اگر یک مطالعه گذرا بر نرخ ارز در این سال داشته باشند بخوبی می فهمند که وضعیت اقتصادی چگونه است. کاهش شدید ارزش پول نشان از یک اقتصاد بیمار دارد که هر لحظه امکان تشدید ناگهانی و به سوی مرگ رفتن آن وجود دارد

    توسط: حسین از: گنبد
    ۰۷ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۸:۳۴
    بله کاملا با این نظرات موافقم و تعجب میکنم از برخی تحلیلگران که نظراتی مطابق با خواست پرسشگران میدهند و نه واقعیات .
    در تمام زمینه ها شاهد رشد و شکوفائی هستیم در این 32 سال چندین برابر گذشته راه آهن احداث گردید و همچنین صدها بزرگراه و اتوبان و راه های مختلف آسفالته . در اطراف تمامی شهرستانها شهرکهای صنعتی ایجاد گردید که تماما فعال هستند
    سطح رفاه مردم به مراتب بالاتر از گذشته است
    به نظر میرسد امریکا و غرب شدیدا به دنبال دوستی با ایران هستند ولی اطلاعات غلط و نادرست تحلیلگران بیراهه ای را در جلوی آنان قرار داده .
    که اگر راه درست را بیابند هم برای ایران و هم برای غرب سودمندتر خواهد بود .
    ضمن اینکه رفتارهای غرب به همراهی امریکا و اسرائیل تصویر ی از آنچه باید نشان نمی دهد هرچند تحلیلگران خبره اصرار دارند

    توسط: محفوظ از: تهران
    ۰۷ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۸:۳۰
    نویسنده ی عزیز گویا از میزان اعتبار آمارهای دولت آقای احمدی‌نژاد و شیوه‌ی تهیه‌ی آنها اطلاعی ندارند
    اگر هم در پاسخ به می‌خواهند به امار بانک جهانی استناد کنند یادآوری می‌کنم بانک مذبور ابتدای سال نرخ رشد ایران را صفر و به تعبیری منفی گزارش کرده بود که بعد از سفر نمایندگانش به ایران (!) ناگهان فهمیدند اشتباه است و باید یک دوره مدیریت و آمار اینجا پیش مرحوم دکتر کردان بگذرانند.
    نشانه‌های فروپاشی (تدریجی) رژیم بر کسانی که داخل ایران هستند و از راه دور نسخه نمی‌نویسند کاملا مهیاست.

    توسط: نام مستعار
    ۰۷ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۸:۲۵
    این مقاله رو کی نوشته فکر کنم حسین شریعتمداری نوشته چقدر بی سند ومدرک بوده همه این آمارها جعلی ست ایران ازنظر توسعه اقتصادی دقیقا یادم نیست اما رشد یک درصدی داشته ازنظر فاسد دولتی بعداز کره شمالی و اریتره ست اینا رو چرا آمار نمیدید میدونم این یه مقاله بی ارزش بوده اما ارزش گذاشتن در سایت رادیو فردا رو نداشته

    توسط: نام مستعار
    ۰۷ ۰۹ ۱۳۹۰ ۱۷:۲۲
    از آن ۴ دلیلی که نویسنده در آخر آورده، تنها دلیل اول تا حدی درسته. سه دلیل دیگه بی اساسند. آنچه این نظام را سر پا نگاه داشته ابزار سرکوبه. به علاوه، این همه مردم نیستند که یک انقلاب را به وجود می آورند. قشر آگاه و فعاله که باعث خیزش مردم میشه. آیا این آقا اعتراض های سال ۸۸ را پیش بینی می کرد؟ باورم نمیشه گاردین این مقاله را چاپ کرده!!!
    صفحه از ۲
        بعدی 

    به ما بپیوندید