(rm) صدا | [ 5:04 mins ]
فیلم پرخرج و عظیم جدیدی که بر اساس افسانه سوپرمن یا ابربشر ساخته شده است با نام سوپرمن بازمیگردد از این هفته در سینماهای آمریکا به نمایش در آمد. این بار هم سوپرمن باردیگر باید از قدرتهای فوقبشری خود برای نجات کره زمین و نوع بشر استفاده کند. در «سوپرمن بازمیگردد» برندون راوث Brandon Routh نقش سوپرمن را بازی میکند، که در این داستان، بعد از پنج سال غیبت از کره زمین، باز میگردد و موفق میشود باز به اسم زمینیاش کلارک کنت، شغل خبرنگاری در روزنامه Daily Planet را بازیابد، اما خبرنگار نترس روزنامه لوئیس لین Lois Lane که عشق سوپرمن بود، حالا نه تنها ازدواج کرده و یک بچه دارد، بلکه یک جایزه پولیتزر هم گرفته است به خاطر نوشتن مقالهای در باره اینکه چرا جهان به نجات دهندهای مافوق بشری مثل سوپرمن نیاز ندارد. بهنام ناطقی (رادیو فردا، نیویورک): دستاندرکاران فیلم سوپرمن بازمیگردد Superman Returns خود را به شدت مدیون آخرین روایتهای سینمائی این داستان میدانند، یعنی سه فیلمی که کریستوفر ریو Reeve هنرپیشه ناکام در این نقش ساخت که به خاطر پایان دردناک و تراژیک خود کریستوفر ریو، به اسطوره دیگری در کنار اسطوره سوپرمن تبدیل شده است. برای همین است که هنرپیشه جدید نقش سوپرمن، آقای برندن راوث همه تلاش خود را میکند که از بازی کریستوفر ریو تقلید کند، و همین، به قول منتقدان، او را از نشان دادن ظرفیتهای عاطفی خودش محروم کرده است. فیلم پراز صحنههای عاریتی از فیلمهای قبلی است و حتی جان اتمن John Ottman ، آهنگساز فیلم جدید هم تلاش دارد تا موسیقی به یادماندنی که جان ویلیامز برای آن فیلمها ساخت به یاد تماشاگر بیاورد.
منتقدهائی که فیلم جدید سوپرمن را ستودهاند، و شمارشان کم نیست، از جمله منتقد فیلم مجله عظیم هفتگی تایم Time آقای ریچارد کورلیس، که این فیلم را خارقالعاده میداند و منتقدهائی که این فیلم را کوبیدهاند، از جمله مانولا درگیس، منتقد نیویورک تایمز و دیوید ادلستاین منتقد مجله نیویورک و دهها تن دیگر، همه اتفاق نظر دارند که سوپرمن بازمیگردد، فرزند ناخوانده سه روایت سینمائی سوپرمن با شرکت کریستوفر ریوز است.
در «سوپرمن بازمیگردد» برندون راوث Brandon Routh نقش سوپرمن -- یا در واقع نقش کریستوفر ریو در نقش سوپرمن -- را بازی میکند، که در این داستان، بعد از پنج سال غیبت از کره زمین، باز میگردد و موفق میشود باز به اسم زمینیاش کلارک کنت، شغل خبرنگاری در روزنامه Daily Planet را بازیابد، اما خبرنگار نترس روزنامه لوئیس لین Lois Lane که عشق سوپرمن بود، حالا نه تنها ازدواج کرده و یک بچه دارد، بلکه یک جایزه پولیتزر هم گرفته است به خاطر نوشتن مقالهای در باره اینکه چرا جهان به نجات دهندهای مافوق بشری مثل سوپرمن نیاز ندارد.
نقش دشمن سوپرمن، جنایتکار زیرک و ضدبشری لکس لوتر Lex Luther کوین اسپیسی Kevin Spacey بازی میکند و میخواهد با دست پیدا کردن به بلورهای سحرآمیز کریپتون، سیاره نابود شده منشاء سوپرمن، یک قاره جدید از زیر اقیانوس بیرون بیاورد و جهانی نوین خلق کند.
اما ایراد اصلی که به فیلم گرفته میشود دور بودن آن از جهان امروز است. به قول آقای انتونی لین، منتقد نیویورکر، حالا که موضوع روز دنیا، نبرد با تروریسم اسلامی است و ترس از افتادن بمب رادیواکتیو و اتمی به دست دیوانگان ابلهی مثل اسامه بن لادن وپیروان او، اینکه سوپرمن با لکس لوتر در میافتد که هدفش در واقع پول در آوردن از فروش املاک و مستغلات در یک قاره جدید است، نومید کننده است. انتونی لین میپرسد کمپانی وارنر برای فیلم بعدی سوپرمن چه نقشهای دارد؟ آیا سوپرمن باید مثلا صندوق بازنشستگی را از دستبرد لکس لوتر نجات بدهد؟
ولی منتقد تایم که هوادار سرسخت این فیلم است، در آن هوشمندی خارقالعادهای میبیند، و مینویسد موضوع روایتهای قبلی سوپرمن، تقلای سوپرمن با وجه زمینی شخصیتاش بود، این که میخواست مثل آدمهای دیگر باشد و در کنار عشقش لوئیس لین، دست و پا چلفتی روستائی از خودش نشان میداد. حتی در یک فیلم به خاطر عشق از قدرتهای خود صرفنظر کرد. ولی در روایت آقای برایان سینگر و همکارانش از این داستان، با وجه آسمانی سوپرمن روبرو هستیم. او در واقع مثل مسیح است، که پدرش، خدا، او را برای نجات نوع بشر به کره خاکی گسیل داشته است. به این ترتیب، این اولین سوپرمنی است که جنبه الهی و مسیحائی پیدا کرده است. و عشق سوپرمن با لوئیس لین مطرح نیست بلکه جنبه خانوادگی خود سوپرمن مطرح است که به قول مارلون برندو در نقش پدر سوپرمن، پدر، پسر میشود و پسر پدر. این است که لازم نیست بپرسیم فرزندی که لوئیس لین به دنیا آورده است، از کدام پدر است.
تماشاگرانی که به دیدن روایت تازه از افسانه ابربشر یا سوپرمن میروند، چند دستهاند: یک دسته نوجوانان زرنگ و هوشمند علاقمند به آخرین پیشرفتهای گرافیک و انیمیشن کامیپوتری و فیلمسازی تکنولوژیک هستند که کارگردان این سوپرمن، آقای برایان سینگر با دو فیلم اول مجموعه اکس من زبردستی خود را در استفاده از آن نشان داد. دسته دوم، پدران و مادران همین نوجوانان هستند، به دیدن این فیلم میروند که یادی از نوجوانی خود بکنند یعنی وقتی در سال 1978 در تاریکی سینما همزمان با اوج گرفتن کریستوفر ریوز در نقش سوپرمن در آسمان و اوج گرفتن موسیقی جان ویلیامز، دست دختر مورد علاقه خود را میفشردند.
دسته سوم، که شمارشان کمتر است، علاقمندان نیمچه دیوانه این افسانه هستند که حتی ممکن است با پیرهن آبی و شلوار قرمز چسبان و علامت سوپرمن روی سینه در صف بلیط فروشی ایستاده باشند. و روایت جدید سوپرمن میخواهد هرسه دسته را راضی کند و این نخستین داستان افسانه علمی که از صفحات کتابهای مصور بارها به تلویزیون و سینما کشانده شده است، امروزی کند و برای نسل تازهای از مشتریان باز گو کند.
ولی آقای راجر ایبرت، منتقد شیکاگو سان تایمز حرف آخر را میزند وقتی میگوید سوپرمن، کلارک کنت، معشوق او لوئیس لین و تبهکار و سایر شخصیتها، نمیخواهند خودشان باشند. وقتی اینها از خود بودن لذت نمیبرند، و بنابراین تماشاگر هم نمیتواند از دیدن فیلم لذت چندانی ببرد.