(rm) صدا | [ 5:33 mins ]
کارگردان نمايش ژوليوس سزار از ويليام شکسپير، که از اين هفته نمايش آن در نيويورک با شرکت دنزل واشينگتن، هنرمند برجسته سينما، شروع شد، قيام سناتورهاي روم باستان عليه سزار را به جهان امروز و به کشوري افسانه اي در خاورميانه نسبت مي دهد. شکسپير در اين نمايش کودتائي را تصوير مي کند که عاملان به پيامدش نيانديشيده بودند. بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): ظاهر شدن آقاي دنزل واشينگتن، هنرپيشه سياهپوست هاليودد، و برنده جايزه اسکار، در اجرائي امروزي از تراژدي ژوليوس سزار شکسپير، به خاطر جذابيت اين ستاره تواناي سينما و به خاطر بازگشت او به تئاتر نيويورک، که سي سال پيش کار هنرپيشگي را از آن آغاز کرد، توجه مطبوعات را برانگيخته است، اما منتقدان سختگير نيويورکي، بازي بافکر او را در نقشي پيچيده ستايش کرده اند و همچنين روايت امروزي که کارگردان، آقاي دانيل ساليوان Daniel Sullivan ارائه داده است.
در اين روايت از ژوليوس سزار، که در تئاتر بومان مجتمع هنري مرکز لينکلن نيويورک اجراهاي آن آغاز شد، نمايش در شهري جنگزده و نيمه مخروب امروزي اتفاق ميافتد. آقاي دنزل واشنگتن در مصاحبهاي گفت از نظر کارگردان در اين اجرا، نمايش به زماني در آينده و به جائي بين روم و بغداد امروزي مربوط ميشود.
در کار طراح باذوق صحنه آقاي Ralph Funicello ظاهرا با شهري روبرو هستيم بازمانده از جنگي جهاني بر سر نفت، و ژوليون سزار و اطرافيان او، به جاي لباسهاي روم باستان، مانند سياستمداران امروزي، کت و شلوار و کراوات برتن دارند. اگر تماشاگران دقيقتر شوند، از بلندگوهائي که در اطراف صحنه کار گذاشته شده، موسيقي دعاهاي اسلامي به گوش ميرسد.
از ديگر اشارههاي امروزي در صحنهآرائي و اجرا، بايد به دستگاه فلزياب Metal Detector اشاره کرد که اين روزها گذشتن از زير آن نه تنها براي سوار شدن به هوايپما بلکه براي ورود به خيلي از ساختمانها ضروري شده است. توطئهکنندگان عليه جان سزار قبل از آنکه به ديدار او بروند، از زير اين دستگاه ميگذرند.
برخي اين بدعتها در صحنهآرائي را نوعي اشاره کارگردان به سياست آمريکا در خاورميانه دانستهاند، هر چند که به قول منتقد نيويورک تايمز، اين اجرا، عليرغم امروزي کردن لباس و صحنه، قصد ندارد اظهارنظري در باره امروز بکند، و حتی از ربط دادن شخصیتها به سیاستمداران امروزی میپرهیزد.
تنها برداشتي که تماشاگر از ديدن اجراي جديد و به روز شده نمايش ژوليوس سزار ميگيرد، همان نتيجه کلي است که ميتوان از نمايش ژوليوس سزار گرفت، که قدرت، صاحبان آن را فاسد ميکند و ژوليوس سزار، که به نخوت دچار شده بود و خود را در رديف خدايان ميديد و ميخواست قدرت خودکامه را قبضه کند، فرقي با جانشينش، که ظاهرا با حمايت تودههاي هيجانزده در خيابان، به قدرت رسيده، ندارد.
در نمايش ژوليوس سزار، چند تن از سناتورهاي نزديک به سزاري که خطر خودکامکياش ميرفت با هم تباني ميکنند که با کشتن او روم را از افتادن به چنگال خودکامگي و ديکتاتوري نجات دهند. آقاي دنزل واشنگتن، در اين نمايش در نقش بروتوس، يکي از شخصيتهاي کليدي ظاهر ميشود. بروتوس، که عميقا به اصل جمهوريت روم اعتقاد دارد، فريب کاسيوس را ميخورد که استدلال ميکند قدرت سرانجام سزار را فاسد خواهد کرد، بدون آنکه بتواند پيشبيني کند خلا قدرت، به جاي بازگشت جمهوريت، به نبرد خانمانسوزي ميان مارک انتوني، سردار فاتح و اکتاويوس پسر ژوليوس سزار خواهد انجاميد.
در يکي از مونوگهاي معروف نمايش، بروتوس، شخصيتي که دنزل واشينگتن نقش او را بازي ميکند، به ساير سناتور ها ميگويد لازم نيست براي وفاداري به عهدي که عليه ژوليوس سزار بستهاند، سوگند بخورند، زيرا صداقت و وفاداري آنها مثل سوگند است.
دنزل واشينگتن که در فيلمهائي مثل مالکوم اکس، روز کارآموزي يا Training Day و حتي در کار جديدش Man on Fire يا مردي در آتش، قهرماني و شجاعت را با ترديد و ابهام در هم آميخت را منتقدها انتخاب خوبي براي بازي شخصيت بروتوس ميدانند، و به اين ترتيب، حضور او در اين نمايش چيزي بيشتر تکيه تئاتر تجاري براي فروختن بليط بيشتر به قدرت يک ستاره هاليوود است.
در اجراي جديد ژوليوس سزار، نمايشي که کمتر بر صحنه تئاتر حرفهاي و بيشتر در مدارس، روي صحنه ميرود، کارگردان با استفاده از بازيگراني که به عنوان بازيگر تئاتر شکسپيري تجربه ندارند، توانسته است اجراي قابل دسترس عموم عرضه کند که در آن بازيگران به سريع تلفظ کردن جملات ادبي شکسپير نميبالند بلکه با شمرده عرضه کردن ديالوگ شکسپير، کار را براي تماشاگران قابل دسترس ميسازند، هر چند که به قول منتقد نیویورک تایمز، اجراهای آنها، بعضی از مفاهیمی که شکسپیر از متون خود در نظر داشت، از جمله عوامفریبی که در خطابههای بروتوس و مارک انتونی نهفته است، به کلی از بین میبرد.