لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵ تهران ۱۲:۳۰

آن‌چه ایران و آمریکا را به سمت توافق سوق داده است؛ گفت‌گو با سفیر پیشین آمریکا

بیلبورد تبلیغات حکومتی در مرکز تهران، پنجم خرداد
بیلبورد تبلیغات حکومتی در مرکز تهران، پنجم خرداد

مجموعه‌ای از پیام‌های متناقض از تهران و واشینگتن، از سیال و نامطمئن بودن روند مذاکرات میان آمریکا و ایران حکایت دارد. پس از چند روز پر از گمانه‌زنی، چشم‌انداز دستیابی به یک چارچوب دیپلماتیک همچنان زیر ذره‌بین بازارهای جهانی و متحدان منطقه‌ای قرار دارد.

رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی برای بررسی محاسبات راهبردی، فشارهای سیاسی و واقعیت‌های میدانی در حوزهٔ دریایی، با کریستوفر هنزل، سفیر پیشین آمریکا، گفت‌وگو کرده است.

هنزل دیپلماتی باسابقه با دهه‌ها تجربه در سیاست خاورمیانه است که پیش‌تر به‌عنوان مدیر دفتر امور اسرائیل و فلسطین در میز ایران وزارت خارجهٔ آمریکا و همچنین به‌عنوان رئیس هیئت دیپلماتیک آمریکا در یمن و عربستان سعودی در دورهٔ نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ فعالیت کرده است.

  • رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی: شما سال‌ها سازوکار درونی دیپلماسی ایران را، چه در میز ایران وزارت خارجهٔ آمریکا و چه در منطقه، بررسی کرده‌اید. اکنون گزارش‌های متناقضی می‌شنویم. از نگاه شما، آیا واقعاً اکنون توافقی روی میز وجود دارد یا با چارچوبی موقت و شکننده روبه‌رو هستیم که ممکن است فردا فروبپاشد؟

کریستوفر هنزل: روشن است که هنوز یک توافق نهایی و کاملاً مورد توافق وجود ندارد. در واقع، هر دو طرف هم این را گفته‌اند و باید به‌خاطر داشته باشیم که طی چند ماه گذشته چندین بار ادعا شده بود توافق نزدیک است، اما بعد مذاکرات دوباره چند گام به عقب برگشته است. به نظر می‌رسد چند روز پیش خوش‌بینی زیادی دربارهٔ توافق وجود داشت، که فکر می‌کنم ناشی از یکی از پست‌های دونالد ترامپ در شبکه‌های اجتماعی بود، اما از آن زمان هر دو طرف از آن عقب‌نشینی کرده‌اند.

به گمانم تازه‌ترین موضع دو طرف این است که مارکو روبیو، وزیر خارجهٔ آمریکا، گفته هنوز برخی عبارات باید نهایی شوند. طرف ایرانی هم امروز اعلام کرد هنوز توافقی وجود ندارد و این موضوع را تأیید کرد، بنابراین هنوز کارهایی باقی مانده است. برای ما که بیرون از روند مذاکرات هستیم، دشوار است دقیقاً بدانیم در داخل چه می‌گذرد، اما می‌توانیم حدس‌های آگاهانه‌ای بزنیم.

  • هر پیشرفت دیپلماتیک نیازمند نوعی بده‌بستان است. دقیقاً هر طرف در ازای این چارچوب صلح چه چیزی را واگذار می‌کند و واقع‌بینانه چه چیزی به دست می‌آورد؟

به نظر من باید این‌طور به موضوع نگاه کرد که مذاکرات ماه‌ها به بن‌بست خورده بود، اما اکنون کمی خوش‌بینی بیشتر دیده می‌شود؛ بنابراین باید پرسید چه چیزی در وضعیت یا در محاسبات دو طرف تغییر کرده است؟

به نظر من هر طرف اولویت‌های خود را دارد. هر دو فهرست بلندبالایی از مطالبات دارند، اما فکر می‌کنم اولویت دولت ترامپ اکنون باز شدن دوبارهٔ تنگه هرمز است، چون دولت او تحت فشار وضعیت فعلی قرار دارد. قیمت بنزین در آمریکا در حال افزایش است، که موضوعی حساس از نظر سیاسی محسوب می‌شود. همچنین احساسات ضدجنگ در بخشی از پایگاه سیاسی ترامپ در حال افزایش است.

اکنون در پایگاه حامیان ترامپ شکاف ایجاد شده، میان کسانی که از جنگ حمایت می‌کنند و کسانی که مخالف آن هستند. این موضوع هم فشار سیاسی و هم فشار اقتصادی بر ترامپ وارد می‌کند. حتی صحبت‌هایی دربارهٔ «قطعنامهٔ اختیارات جنگی» در کنگرهٔ آمریکا مطرح شد که رهبران جمهوری‌خواه آن را به تعویق انداختند، اما ممکن است دوباره مطرح شود و این هم فشار دیگری بر دولت خواهد بود.

در طرف ایرانی هم فشارهایی وجود دارد، هرچند باز هم برای ما که بیرون هستیم، درک این فشارها دشوارتر است. مطمئنم یکی از مهم‌ترین آن‌ها محاصرهٔ بنادر ایران از سوی آمریکا است که باعث شده بخش بزرگی از صادرات نفت ایران نتواند به بازار برسد. بنابراین حتماً از دست رفتن این درآمدها را احساس می‌کنند؛ درآمدهایی که بحران اقتصادی عمیق موجود در ایران را که حتی پیش از آغاز این درگیری وجود داشت، تشدید می‌کند.

این‌که رهبران جمهوری اسلامی ایران با چه فشارهای دیگری روبه‌رو هستند را نمی‌دانم و تشخیص این‌که کدام طرف فشار بیشتری احساس می‌کند، دشوار است.

اما فکر می‌کنم هر دو طرف در درجهٔ اول می‌خواهند مسئلهٔ نفت را حل کنند و اگر هر دو بتوانند جریان نفت را دوباره برقرار کنند، احساس خواهند کرد زمان دارند تا دربارهٔ مسائل دیگر آهسته‌تر کار کنند.

در عین حال فشار دیگری هم بر ترامپ وجود دارد؛ جناحی تندرو در حزب جمهوری‌خواه که نمی‌خواهد توافقی شکل بگیرد، مگر چیزی در حد تسلیم تقریباً کامل ایران. بنابراین او باید با آن جناح هم کنار بیاید.

  • برخی از برجسته‌ترین متحدان ترامپ، از جمله سناتورهای لیندسی گراهام و تد کروز، هشدار داده‌اند که این توافق ممکن است مبالغ گزافی پول به حکومت ایران برساند و اهرم فشار دائمی در مورد تنگه هرمز به تهران بدهد. آیا آن‌ها برداشت اشتباهی از شرایط دارند یا واقعاً با یک نقطه‌ضعف امنیت ملی روبه‌رو هستیم؟ و اگر به مخالفت ادامه دهند، آیا کنگره واقعاً ابزار قانونی لازم برای جلوگیری یا نابودی کامل این توافق را دارد؟

بله، فکر می‌کنم سناتورهایی که نام بردید و افراد مشابه آن‌ها سخنگویان و بازتاب‌دهندهٔ حامیان قدرتمند اسرائیل در داخل آمریکا و نظام سیاسی این کشور هستند، چون به نظرم اسرائیل هم نسبت به نوع توافق صلحی چند روز پیش درباره‌اش شایعه شده بود، تردیدهای مشابهی دارد.

باز هم باید گفت ما که بیرون هستیم، دقیقاً نمی‌دانیم چه چیزی در جریان است، اما وقتی اطلاعات درزکرده از دو طرف را می‌بینید، می‌توانید حدوداً بفهمید روی چه چیزی کار می‌کنند.

فکر می‌کنم اسرائیل و حامیانش در آمریکا، دست‌کم زمانی که این درگیری آغاز شد، تصور می‌کردند می‌توانند باعث تغییر حکومت شوند. اما به نظرم حکومت روحانیون در تهران نشان داده که این کار آن‌قدرها هم ساده نیست. آن‌ها می‌خواهند ایران نه‌تنها کنترل تنگه را کنار بگذارد، بلکه همچنین توانایی‌های مربوط به بازفرآوری هسته‌ای خود را هم از همان ابتدا کنار بگذارد، پیش از آن‌که امتیازی دریافت کند.

همچنین نمی‌خواهند ایرانی‌ها به دارایی‌های بلوکه‌شدهٔ خود دسترسی پیدا کنند. از نظر من این نسخه تنها با ازسرگیری یک جنگ تمام‌عیار ممکن است، جنگی که به نظر می‌رسد در آمریکا روزبه‌روز از طرفداران آن بیشتر کاسته می‌شود.

باید به‌خاطر داشته باشیم که این فقط مذاکره میان آمریکا و ایران نیست، اسرائیل هم کار ترامپ را زیر نظر دارد و احتمالاً در بسیاری از این مسائل می‌خواهد نقش داشته باشد و قطعاً خواهان ایفای نقش است. این‌که ترامپ حاضر شود بر سر این موضوع از اسرائیل فاصله بگیرد، تصمیم سیاسی بسیار مهمی خواهد بود.

  • این ما را به مسئلهٔ اصلی اعتماد می‌رساند. با توجه به سابقهٔ شما در پیگیری تعهدات ایران، آیا می‌توان به حکومتی که در گذشته برنامهٔ هسته‌ای خود را دور از چشم پیش برده، اعتماد کرد که به این توافق جدید پایبند بماند؟

به نظرم این مسئله اکنون به اندازهٔ قبل خطرناک نیست. شخصاً فکر می‌کنم این درگیری، دست‌کم از نظر نحوهٔ آغاز آن، تا حد زیادی اشتباه بود، اما به هر حال رخ داده و نشان داده است که آمریکا و اسرائیل توانایی نابود کردن همهٔ تأسیسات هسته‌ای شناخته‌شدهٔ ایران را دارند، یا دست‌کم می‌توانند مانع فعالیت آن‌ها شوند.

بنابراین، با توجه به این‌که این تأسیسات دائماً از طریق ماهواره‌ها و دیگر ابزارها زیر نظر هستند، به نظرم اگر ایران توافق را نقض کند و دوباره غنی‌سازی را آغاز کند، آمریکا و اسرائیل همواره این گزینه را خواهند داشت که اقدامات دو ماه گذشته را تکرار کنند. البته همیشه خطر وجود یک برنامهٔ هسته‌ای کاملاً مخفیانه وجود دارد، اما فکر می‌کنم هر میزان پیشرفتی که ایران به سوی برنامهٔ هسته‌ای نظامی داشته، اکنون به‌شدت عقب رانده شده است.

همچنین باید به یاد داشت زمانی که توافق هسته‌ای پیشین، یعنی برجام، برقرار بود، سازمان‌های بین‌المللی بر همهٔ تأسیسات و فرآیندهای هسته‌ای شناخته‌شدهٔ ایران نظارت داشتند، بنابراین این بخش از توافق قابل اتکا بود.

  • اگر به تأثیر این توافق در داخل ایران برگردیم، آیا چنین توافقی در نهایت تندروهای ایران را با مجبور کردن آن‌ها به مصالحه تضعیف می‌کند یا کاهش تحریم‌ها باعث تقویت و مشروعیت‌بخشی سیاسی به حکومت می‌شود؟

فکر می‌کنم هر توافقی که برای رهبران دو طرف رضایت‌بخش باشد، می‌تواند در داخل به‌عنوان موفقیت به افکار عمومی فروخته شود. هر دو طرف احتمالاً پس از توافق ادعا خواهند کرد که موفق شده‌اند و هر کدام بخش‌هایی از توافق را که به سود خودشان است، پیروزی بزرگی جلوه خواهند داد و بخش‌هایی را که امتیاز به طرف مقابل محسوب می‌شود نادیده خواهند گرفت. ترامپ قطعاً در این کار بسیار مهارت دارد.

اگر تنگه‌ها باز شوند و قیمت بنزین در نهایت کاهش یابد و دیگر فعالیت نظامی‌ای وجود نداشته باشد، فکر می‌کنم افکار عمومی آمریکا از این وضعیت راضی خواهد بود. منتقدان ترامپ از هرگونه کاهش تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده انتقاد خواهند کرد، اما بعید می‌دانم شهروندان عادی آمریکا چندان اهمیتی به این موضوع بدهند.

در طرف ایرانی هم حکومت خواهد توانست ادعا کند که این تلاشی برای سرنگونی حکومت بوده، اما حکومت مقاومت کرده و بنابراین پیروز شده است. همچنین هرگونه کاهش تحریم‌ها را هم به‌عنوان پیروزی مطرح خواهد کرد.

بنابراین فکر می‌کنم هر دو طرف می‌توانند توافق را به افکار عمومی خودشان بفروشند. چالش واقعی بیشتر در هر دو طرف، جریان‌های تندرویی هستند که خواهان توافقی سخت‌گیرانه‌ترند. این‌ها موانع اصلی خواهند بود.

  • حملهٔ اخیر آمریکا به اهدافی در جنوب ایران چه تأثیری بر اوضاع دارد؟

این حمله موقعیت چانه‌زنی دولت ترامپ را تقویت خواهد کرد و نشان می‌دهد آمریکا آماده است با استفادهٔ محدود از زور، محاصرهٔ خود را اعمال کند.

این مطلب بخشی از:
XS
SM
MD
LG