لینک‌های قابلیت دسترسی

سه شنبه ۶ تیر ۱۳۹۶ تهران ۱۵:۵۲

آیا زمان کناره گیری روحانی به نفع جهانگیری فرا نرسیده است؟


فرداکاتور،طرح از مانا نیستانی

مناظره‌ اجتماعی میان شش نامزد شورای نگهبان برای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ از چهار جهت قابل توجه است: میزان موفقیت و عدم موفقیت هر یک از نامزدها در مناظره در باب امور اجتماعی، رهیافت نامزدها در ورود به مناظره، اشکالات محتوایی این برنامه، و در نهایت عدم قابلیت تلویزیون دولتی در انجام یک مناظره‌ی ساده و نسبتا پیش بینی پذیر.

مقایسه‌ نامزدها

در مجموع جهانگیری در مقایسه با روحانی و قالیباف (که انتظار می رفت بهتر از بقیه عمل کنند) بهتر در مناظره‌ی اول ظاهر شد و او را می توان برنده‌ی این مناظره دانست: هم کارنامه‌ی قالیباف را در شهرداری چند بار به چالش کشید، هم با آمار نشان داد که وعده‌های رئیسی و قالیباف توخالی هستند (بالاخص در بحث از پتروشیمی) و هم در معرفی خود نشان داد که در فعالیت‌های اجرایی از پایین به بالا آمده و یک شبه به مقام وزارت و معاون اولی نرسیده است. در کارنامه‌ی وی بر خلاف قالیباف و رئیسی و روحانی کمتر نکات منفی‌ای (مثل کشتار سال ۶۷، سرکوب سال ۷۸ و خسارات انسانی و مالی جنگ) از نگاه افکار عمومی وجود دارد. در شبکه‌های اجتماعی و نظرات گذاشته شده در سایت‌های خبری نیز بینندگان این مناظره جهانگیری را موثرتر یافته‌اند.

بعد از این مناظره و با وجود رای منفی بالا به روحانی و بخت اندک وی در پیروزی در مرحله‌ی اول حتی ممکن است گروه‌هایی از اصلاح طلبان به روحانی پیشنهاد کنند که به نفع جهانگیری کنار گیری کند.

او که برای کمک به روحانی به صحنه آمده نشان داد که قابلیت‌های بیشتری از رئیسش دارد. هم اصلاح طلبان به جهانگیری رویکرد مثبت تری دارند، هم بخش‌هایی از منتقدان حکومت به یک فرد غیر روحانی آسان تر رای می دهند و هم جهانگیری فرد اجرایی کارآمدتری نسبت به روحانی است. البته دیوانسالاری دینی و بخشی از نیروهای امنیتی و نظامی که یک روحانی مثل حسن روحانی را ترجیح می دهند موانع عمده بر سر این کار هستند.

رئیسی حتی نسبت به میر سلیم و هاشمی طبا ضعیف تر ظاهر شد. او با این حضور همچنان در پشت سر قالیباف در میان پایگاه اجتماعی جریان تمامیت خواه خواهد ماند و احتمال طرح قالیباف به عنوان معاون اولی او بسیار کاهش یافت. فقدان تجربه‌ی اجرایی رئیسی در برابر پنج نامزد دیگر که سال‌ها تجربه‌ی اجرایی داشته‌اند در سخنان و مواضع وی (عمدتا طرح اهمیت موضوعات و تاکید بر ارتباط با مردم) هویدا بود. او اصولا لحن چالشی نداشت، ظاهرا به دو دلیل: ۱) پرهیز از تبدیل شدن به احمدی نژاد ثانی با توجه به این که بخشی از حامیان احمدی نژاد پشت سر وی قرار گرفته‌اند، و ۲) ارائه‌ی خود به عنوان نامزدی که می تواند برخی آرای روحانی را نیز جذب کند.

او که برای کمک به روحانی به صحنه آمده نشان داد که قابلیت‌های بیشتری از رئیسش دارد. هم اصلاح طلبان به جهانگیری رویکرد مثبت تری دارند، هم بخش‌هایی از منتقدان حکومت به یک فرد غیر روحانی آسان تر رای می دهند و هم جهانگیری فرد اجرایی کارآمدتری نسبت به روحانی است. البته دیوانسالاری دینی و بخشی از نیروهای امنیتی و نظامی که یک روحانی مثل حسن روحانی را ترجیح می دهند موانع عمده بر سر این کار هستند.

قالیباف بیش از همه به چالش دولت و دو نامزد آن پرداخت اما برنامه‌ای برای کمبودها و ناکارایی‌های دولت ارائه نداد. در کیفیت حضور قالیباف در مناظره‌ی سال ۹۶ نسبت به سال ۹۲ نیز بهبودی حاصل نشده بود. هاشمی طبا در حوزه‌ی محیط زیست، اشتغال (تاکید بر اشتغال با ارزش افزوده) و توجه به حمایت از معلولان بهتر از بقیه ظاهر شد. میر سلیم مناظره را با خطابه خوانی خلط کرده بود.

رهیافت نامزدها

نامزدها در ورود به این مناظره سه رهیافت متفاوت داشتند:

۱. شکایت از تبعیض و نابرابری: رئیسی و قالیباف به گونه‌ای ظاهر شدند که گویی نامزدهای حزب سوسیالیست بودند و تازه به میدان سیاست پا گذاشته‌اند. قالیباف مدام به ۴ درصد برخوردار در برابر ۹۶ درصد محروم می پرداخت و معلوم نبود این ارقام را از کجا آورده است؛ رئیسی نیز گویی تازه از خواب چهل ساله بیدار شده و شکاف طبقاتی در جامعه می بیند. قالیباف نسبت به رئیسی در این مواضع سوسیالیستی خود موضع تهاجمی تری داشت. این سخنان ممکن است اقشاری را همانند دوره‌ی احمدی نژاد به نامزد ظاهرا طرفدار طبقات محروم جلب کند اما فساد خود آنها (مثل فساد قالیباف در شهرداری) به دلیل رفتار دوگانه به نامزد مزبور آسیب می رساند؛

۲. واقع بینی: روحانی و جهانگیری نیامده بودند وعده‌های تازه بدهند بلکه وعده دهندگان را افشا می کردند. هاشمی طبا و میر سلیم نیز از دادن وعده‌های توخالی پرهیز کردند. تقابل میان چهار مقامی که قبلا مسئولیت اجرایی داشته‌اند و واقع بینانه تر به موضوعات نگاه می کنند با دو نامزدی که یکی تجربه‌ی کار اجرایی داشته و هر دو برای جلب توجه محرومان وعده می دهند روشنگر بود؛

۳. از هر دری سخنی: میرسلیم و هاشمی طبا سخنانی پراکنده تر از چهار نامزد دیگر داشتند چون برای خود آنها نیز روشن نیست دارند کدام بخش از رای دهندگان یا کدام اقشار را مورد خطاب قرار می دهند. این امر البته تصمیم گیری در مورد ایشان را برای مخاطب نه آسان بلکه دشوار تر می کند. آنها همچنین در پاسخ به سوالات از قاطعیت موثر در بیان برای کسب کرسی ریاست جمهوری برخوردار نبودند.

چهار اشکال محتوایی مناظره

موضوعات اصلی مناظره عبارت بودند از فقر، حاشیه نشینی، مسکن، محیط زیست، ازدواج، و مدیریت شهری. اما در بحث محتوایی چهار اشکال وجود داشت:

۱. طرح موضوعات بی‌ربط به مسائل اجتماعی: کارآمدی دستگاه‌های اجرایی یا رسیدگی به نخبگان اصولا ربطی به موضوعات اجتماعی نداشت و مناظره را از مسیر اصلی خارج می کرد؛

۲. نادیده گرفته شدن بحث از آسیب‌های اجتماعی به طور کلی: مهم‌ترین بحث اجتماعی روز جامعه‌ی ایران یعنی آسیب‌های اجتماعی مغفول واقع شد. مسائلی مثل ترک تحصیل، بی‌خانمانی و کارتن خوابی، اعتیاد، تن فروشی، افزایش جرائم و کشتار در تصادفات رانندگی کلا مطرح نشد؛

۳. ازدواج مسئله‌ی اجتماعی نیست: ازدواج یک قرارداد اجتماعی است و نه یک مسئله یا معضل اجتماعی. تنها روحانیون هستند که کاهش ازدواج را یک مسئله می دانند. دولت هیچ نقشی در مسئله‌ی ازدواج نباید داشته باشد. ازدواج مسئله‌ی روحانیون است که برای جامعه تراشیده می شود؛ و

۴. پراکنندگی بحث: به دلیل عدم تمرکز پرسش‌ها بر برنامه‌های نامزدها در باب مشکلات خاص، در هیچ بحثی از مباحث اجتماعی مواضع نامزدها برای مخاطبان روشن نشد. به عنوان مثال مشخص نشد که آیا نامزدهای مخالف دولت و نامزدهای طرفدار آن با بحران آب در کشور چگونه برخورد خواهند کرد یا راه حل کاهش فقر در جامعه از نظر آنها چیست. از هیچ یک از نامزدها پرسیده نشد برای ایجاد اشتغال چه برنامه‌ای دارند. مناظره باید به مخاطب در انتخاب خویش یاری برساند اما این مناظره بیشتر گمراه و گیج کننده بود تا تبیین کننده.

سه مشکل صوری مناظره

مناظره دارای سه مشکل صوری جدی بود:

۱. این که میزبان مناظره هیچ نقشی غیر از دادن وقت بازی نمی کرد. او حتی از نامزدها مطالبه‌ی برنامه به عنوان نامزد یک مقام اجرایی نکرد و هیچ نامزدی را به چالش نکشید. نامزدها عمدتا به طرح مسئله می پرداختند و هیچگاه به برنامه اجرایی مورد انتظار از آنها نپرداختند؛

۲. این مناظره هم مثل دیگر برنامه‌های تلویزیون دولتی بسیار خسته کننده و غیر جذاب بود به علت کند بودن مجری، دادن زمان طولانی به نامزدها (تا پنج دقیقه) برای پاسخ به یک سوال در دور اول آن هم در دنیایی که مردم با کمتر از ۱۴۰ کلمه ارتباط برقرار می کنند و فیلم‌هایی که آنها در اینستاگرام مشاهده می کنند زیر یک دقیقه است؛ و

۳. مشخص نبود سوالات را چه کسی تهیه کرده است (ستاد انتخابات کشور یا تلویزیون دولتی) و چرا سوالات باید به قید قرعه انتخاب می شدند. اگر مناظره است طبعا یک سوال باید از همه‌ی نامزدها پرسیده می شد. مردم و مخاطبان برنامه هیچ نقشی در تعیین سوالات یا پرسش سوالات بازی نکردند.

---------------------------------------------------------------------------------

یادداشت‌ها و مقالات، آرای نویسندگان خود را بازتاب می‌دهند و بیانگر دیدگاهی از سوی رادیو فردا نیستند.

دیدگاه شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG