لینک‌های قابلیت دسترسی

جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ تهران ۰۸:۲۷

زمان بسیار کمی تا انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۹۶ ریاست جمهوری باقی مانده است. مانند همیشه این پرسش دوباره جای طرح و تأمل دارد که با این انتخابات چه باید کرد؟ ابتدأ فرض می گیریم که گزاره های زیر صادق و موجه هستند:

الف- «میزان مشارکت در انتخابات، مشروعیت بخش به نظام سیاسی است».

ب- «عدم مشارکت مردم در انتخابات، از نظام سیاسی مشروعیت زدایی می کند».

پ- «برای مشروعیت زدایی از جمهوری اسلامی، باید انتخابات را تحریم کرد».

ابتدأ با فرض صادق و موجه بودن این مدعیات به موثر یا ناموثر بودن تحریم و دیگر اشکال مخالفت- مثلاً بالا بردن آرای باطله از طریق رأی سفید دادن- پرداخته و پس از آن درباره صدق این مدعیات هم سخن خواهیم گفت.

تحریم انتخابات توسط کی؟

شرکت در انتخابات یا تحریم انتخابات حق افراد و گروه هاست. انتخابات را کدام افراد و گروه ها باید تحریم کنند یا تحریم می کنند؟ تجربه ۳۸ ساله جمهوری اسلامی نشان داده که افراد و گروه های داخل کشور انتخابات را تحریم نمی کنند. وقتی جمهوری اسلامی از طریق نظارت استصوابی شورای نگهبان انتخابات را کاملاً غیر رقابتی سازد، داخل کشوری ها در بهترین وضعیت خواهند گفت که:«ما رأی نمی دهیم».

بنابراین تحریم انتخابات باید توسط مخالفان جمهوری اسلامی مقیم خارج از کشور صورت گیرد. خارج کشوری ها به سه دسته تقسیم می شوند: الف- گروه هایی که هدف اصلی شان سرنگونی جمهوری اسلامی است، همیشه انتخابات جمهوری اسلامی را تحریم کرده و از همه خواسته اند تا در انتخابات شرکت نکنند. ب- برخی از گروه ها و افراد در برابر انتخابات سکوت اختیار کرده و موضعی نگرفته اند. پ- برخی دیگر از افراد و گروه ها نیز مردم را تشویق به شرکت در انتخابات کرده اند.

اگر تحریم انتخابات جمهوری اسلامی عملی اصول گرایانه است که عدم پایبندی به آن از نظر بنیادهای اخلاقی و اصول سیاسی ناموجه است، در این صورت باید فارغ از پیامدها انتخابات را تحریم کرد. افرادی که چنین باوری دارند، تحریم را ناموسی و تابو کرده و به شرکت کنندگان در انتخابات به شدت می تازند. ساده ترین شکل این مدعا چنین است: شرکت در انتخابات به معنای مشروعیت بخشیدن به دیکتاتوری جمهوری اسلامی و همکاری با آنان است.

اما اگر تحریم انتخابات تاکتیکی سیاسی و معطوف به نتیجه است، در این صورت، فقط و فقط وقتی می توان انتخابات را تحریم کرد که به نتایج قابل انتظار منتهی شود. به تعبیر دیگر، اگر هدف کاهش چشمگیر مشارکت مردم در انتخابات است- به نحوی که از رژیم مشروعیت زدایی کند - در این صورت تحریم وقتی موجه است که به این نتیجه منتهی شود(اخلاق و سیاست پیامدگرایانه).

نگاهی به میزان مشارکت انتخابات ریاست جمهوری

برررسی آماری یازده دوره انتخابات ریاست جمهوری راهی است که پاسخ به پرسش «موثر» یا «ناموثر» بودن تحریم را روشن می سازد.

دوره انتخابات

زمان برگزاری

کل آرای صندوق ها

درصد مشارکت

اولین دوره

۱۳۵۸/۱۱/۵

۱۴۱۵۲۹۰۲

۶۹/۸۶

دومین دوره

۱۳۶۰/۵/۲

۱۴۵۷۳۸۰۳

۶۴/۲۴

سومین دوره

۱۳۶۰/۷/۱۰

۱۶۸۴۶۷۱۵

۷۴/۲۶

چهارمین دوره

۱۳۶۴/۵/۲۵

۱۴۲۳۸۵۸۷

۵۴/۷۸

پنجمین دوره

۱۳۶۸/۵/۶

۱۶۴۵۲۶۷۷

۵۴/۵۹

ششمین دوره

۱۳۷۲/۳/۲۱

۱۶۷۹۶۷۸۷

۵۰/۶۶

هفتمین دوره

۱۳۷۶/۳/۲

۲۹۱۴۵۷۴۵

۷۹/۹۲

هشتمین دوره

۱۳۸۰/۳/۱۸

۲۸۱۵۵۹۶۹

۶۷/۷۷

نهمین دوره

۱۳۸۴/۳/۲۷

۲۹۴۰۰۸۵۷

۶۲/۶۶

دهمین دوره

۱۳۸۸/۳/۲۲

۳۹۳۹۹۹۷۵

۸۵

یازدهمین دوره

۱۳۹۲/۳/۲۴

۳۶۹۳۸۶۵۱

۷۲/۷

همان گونه که دیده می شود، حداقل ۵۰/۶۶ درصد واجدین حق رأی و حداکثر ۸۵ درصد واجدین حق رأی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده اند. مشارکت بالای ۵۰ درصدی مردم نشان می دهد که تحریم کنندگان انتخابات تأثیر چندانی در مشارکت مردم نداشته اند. برای این که درصد ثابتی از مردم حتی در آزادترین کشورها در انتخابات شرکت نمی کنند. آن درصد ثابت را مخالفان یک رژیم نمی توانند به نام خود ثبت کنند.

به عنوان نمونه به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در همین دوره جمهوری اسلامی- یعنی ۲۰۱۶- ۱۹۸۰- بنگرید. حداقل مشارکت ۱/ ۴۹ درصد در سال ۱۹۹۶ و حداکثر مشارکت ۶/ ۶۱ درصد در سال ۲۰۰۸ بوده است. در انتخابات ۲۰۱۶ نیز میزان مشارکت ۹/ ۵۷ درصد بود. بدین ترتیب، میزان مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری ایران در این مدت بیش از آمریکا بوده است.

تحریم گران وقتی موثر بودن خود را می توانند آشکار سازند که حداقل مشارکت جمهوری اسلامی- یعنی ۵۰ درصد- را از طریق تحریم حداقل ۲۰ درصد کاهش داده و کل مشارکت را مثلاً به ۳۰ درصد تقلیل دهند. اما در شرایط کنونی این هدف دست نیافتنی است.

برای این که به غیر از افرادی که شرکت در انتخابات را تکلیف خود می دانند، افرادی هم به طور سنتی در انتخابات شرکت می کنند. اما مستقل از این ها، اصلاح طلبان ، چهره های شاخص و معتبر زندان رفته و رهبران جنبش سبز نیز مردم را به مشارکت در انتخابات فرا می خوانند. اینک رهبران جنبش سبز، کلیه سبزها و اصلاح طلبان زندان رفته ، سید محمد خاتمی را نماد بیرونی خود کرده اند.

افراد و گروه های مقیم خارج از کشور ، با وجود تمامی رسانه هایی که از آن ها استفاده کرده و می کنند و همه مطالباتشان را با صدها شاهد و قرینه در آن ها عرضه می دارند (تلویزیون های بی بی سی، وی او ای، رادیو فردا، رادیو زمانه، رادیو دویچه وله، ده ها وبسایت، یوتیوپ، میلیون شبکه اجتماعی شخصی چون کانال تلگرام و فیس بوک و توئیتر و اینستاگرام و...)، فاقد مرجعیت شخصیت ها و افراد داخل کشور هستند. یعنی هیچ یک دارای پایگاه اجتماعی شخصیت هایی چون مهندس میر حسین موسوی، مهدی کروبی، سید محمد خاتمی، بیت آیت الله منتظری، و...نیستند. وقتی این ها مردم را به شرکت در انتخابات فرا بخوانند، تحریم انتخابات توسط همه مخالفان مقیم خارج فاقد تأثیر خواهد شد.

کمک ناخواسته یا آگاهانه به سپاهیان و سرکوبگران

در این دوره از انتخابات، آیت الله خامنه ای، فقیهان درباری و نظامیان(سپاه و...) بسیج شده اند تا حسن روحانی را تحت عناوین غرب گرا، غیر انقلابی، سازش کار، معتقد به کدخدایی آمریکا، و....به زیر کشانده و افراطی ترین نیروهای را به نام «انقلابیون آمریکاستیز» بر سر کار آورند(رجوع شود به مقاله های «پروژه آشکار سپاه و بسیج برای فتح ریاست جمهوری ۹۶» ،«اجماع اصولگرایان سنتی و افراطی بر «قاضی قتل‌عام ۶۷» » و «پوتینیسم: الگوی خامنه‌ای و محافظه کارانی که روسیه را متحد خود می ‌دانند»).

آنان به غیر از استفاده از مراجع تقلید، ائمه جمعه، سپاه، بسیج، صدا و سیما و دیگر رسانه های حکومتی، دارای پایگاه اجتماعی سنتی ای هستند که شرکت در انتخابات را تکلیف شرعی خود به شمار می آورند. یعنی دارای «حداقل رأی تضمین شده» ای هستند.

تاکتیک هایی چون تحریم انتخابات یا رأی سفید و رأی به زندانیان دادن، اگر تأثیرگذار هم باشد، در عمل، فقط و فقط به سود سرکوبگران افراطی جمهوری اسلامی تمام می شود. برای این که «حداقل آرای بخش افراطی حکومت» تضمینی است. اما کاهش آرأ و افزایش آرای باطله ، از آرای رقیب بخش افراطی رژیم می کاهد.

آیت الله خامنه ای، فقیهان درباری و سپاهیان چهره ایران را در بهترین وضعیت به چهره دوران احمدی نژاد تبدیل می سازند و بدین ترتیب اجماع جهانی علیه ایران شکل گرفته و بهانه حمله نظامی به ایران فراهم می شود. اگر افراد و گروه هایی آگاهانه این هدف را تعقیب می کنند که چنین سیمایی از ایران در جهان بسازند، دقیقاً باید به نحوی عمل کنند که چهره هایی چون «آیت الله قتل عام«- ابراهیم رئیسی- یا سعید جلیلی ها رئیس جمهور شوند.

اما اگر چنین قصدی ندارند و نمی خواهند ایران و ایرانیان از این هم گرفتارتر شوند که هستند، حداقل نباید طرح هایی پیشنهاد کنند که نتیجه عملی آن به سود افراطی ترین بخش های جمهوری اسلامی و به زیان ایرانیان تمام می شود.

اگر چه اینک فضای کشور غیر انتخاباتی است، اما پس از تعطیلات نوروزی، هجوم همه جانبه سپاه، بسیج، ائمه جمعه، مراجع تقلید و کلیه رسانه ها به حسن روحانی؛ فضا را انتخاباتی و دو قطبی خواهد ساخت. آنان شعارهای راست افراطی در همه جهان را تکرار می کنند. از استقلال کشور و نقش مخرب دولت های غربی به رهبری دولت آمریکا در وضعیت کشور سخن خواهند گفت. از فقر و فلاکت و بیکاری و رکود سخن خواهند گفت. نهضت محرومین به راه خواهند انداخت. اما آنان کاری جز «غارت ملی» نکرده و نمی کنند. فساد را ساختاری و گسترده کرده اند و چنان قلمداد می کنند که اگر همه قدرت سیاسی و اقتصادی به دست انقلابیون( یعنی سپاهیان و بسیجیان) بیفتد، همه مسائل و مشکلات حل و رفع خواهند شد.

رابطه رأی دادن و مشروعیت بخشیدن رژیم

آن گزاره ای که مدعی است: «رأی دادن به معنای مشروعیت بخشیدن به نظام است«، کاذب است. نه میزان مشارکت پائین در انتخابات آمریکا- خصوصاً انتخابات کنگره که در این مدت حداکثر ۴۰ درصد در سال ۱۹۸۲ و حداقل ۳۶ درصد در سال ۲۰۱۴ بوده است - نظام سیاسی دموکراتیک این کشور را نامشروع می سازد، نه میزان بالای مشارکت در انتخابات یک نظام دیکتاتوری ، آن نظام را مشروع می سازد. به عنوان مثال، دیکتاتوری نظامی برمه/میانمار اعلام کرد که بیش از ۱۲. ۹۸ درصد مردم در رفراندوم قانون اساسی سال ۲۰۰۸ شرکت کرده و بیش از ۴۸. ۹۲ درصد به آن رأی مثبت داده اند. اما هیچ کس در دنیا آن قانون اساسی را مشروع و دموکراتیک به شمار نیاورد. جنبش دموکراسی خواهی میانمار به رهبری آنگ سان سوچی همچنان به دنبال راهی برای اصلاح این قانون اساسی تضمین کننده سلطه نظامیان است.

مشروعیت- آن چنان که ماکس وبر توضیح داده است- به سه گونه سنتی، کاریزماتیک و عقلانی/ دموکراتیک تقسیم می شود. مشروعیت سنتی و کاریزماتیک هیچ ارتباطی با آرای مردم ندارد. مشروعیت عقلانی و دموکراتیک وابسته به آرای مردم است. یعنی مردم با آرای رضایتمند خود نظامی سیاسی را خلق می کنند(رجوع شود به مقاله های «وزن‌کشی اجتماعی تحریم‌گران و مشارکت اعتراضی» ، «بدون جامعه مدنی قدرتمند نمی‌توان از سلطان امتیاز گرفت» و «ریاست آیت‌الله جنتی بر خبرگان مبطل خیال‌اندیشی»).

بدین ترتیب، حتی اگر مهندس میر حسین موسوی یا سید محمد خاتمی با مشارکت ۹۰ درصدی مردم در انتخابات رئیس جمهور شود، باز هم نظام فاقد مشروعیت دموکراتیک است. برای این که رژیم حقوقی ( قانون اساسی) و رژیم حقیقی ( واقعیت جمهوری اسلامی) دموکراتیک و ملتزم به حقوق بشر نیست.

آیت الله خامنه ای ادعا می کند که تهدید جنگ دروغ محض است(رجوع شود به مقاله های «خامنه‌ای، «دروغ» و جنگ» و «آیا ترامپ نمی‌تواند ایران را به سوریه و عراق و لیبی دیگری تبدیل کند»). آیا مخالفان دموکراسی خواه هم باید مانند او بیندیشند و گمان کنند که حاکم شدن میانه روها یا تندروها در جمهوری اسلامی هیچ تأثیری در وقوع جنگ ندارد؟ انتخابات یک «فرصت» است. فرصتی برای «صلح طلبان» و «جنگ طلبان». صلح طلبان نباید اجازه دهند که با حاکمیت یکپارچه نظامیان بهانه حمله نظامی به ایران ساخته شود(به عنوان نمونه این مقاله یوسی آلفر- مقام سابق موساد سازمان جاسوسی اسرائیل- را بخوانید که جنگ گسترده اسرائیل با ایران و حزب الله را پیش بینی کرده و حتی پیشنهاد می‌کند که در این جنگ اسرائیل تمامی لبنان را باید هدف قرار دهد. دونالد ترامپ و دیگر اعضای دولت او بارها هشدار داده اند که دوران باراک اوباما پایان یافته و من به اندازه اوباما با ایران مهربان نخواهم بود). وقتی خطر بسیار بزرگ است ، هر اندازه هم که احتمال آن کم باشد، باید احتیاط بسیار کرد.

---------------------------------------------------------------

یادداشت‌ها و مقالات، آرای نویسندگان خود را بازتاب می‌دهند و بیانگر دیدگاهی از سوی رادیو فردا نیستند.

دیدگاه شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG