لینک‌های قابلیت دسترسی

خبر فوری
دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ تهران ۰۳:۳۴

خروج امریکا از برجام بیش از هر چیز اعلام "جنگ اقتصادی" علیه تهران باید تلقی شود. به عبارت دیگر ترامپ اقتصاد ایران را "گروگان" گرفته تا امتیازاتی که در برجام تأمین نشد، برآورده شود.

در آغاز تصور می شد که برجام "نقشه راه" برای پایان همه چالش های ایران و غرب (امریکا و متحدانش) باشد. باراک اوباما با انگیزه "تغییر رفتار رژیم" برجام را با ایران پیش برد. اما، اینک بر هیچ یک از طرف های مذاکره پوشیده نیست که برجام از آغاز مولودی ناقص الخلقه بود. در مجموعه اختلافاتی که در طی ده ها بین تهران و واشنگتن شکل گرفته بود، پرونده توان هسته ای ایران گرچه مهم ترین نگرانی امریکا بود اما، تنها نگرانی امریکا نبود. گسترش نفوذ منطقه ای ایران و افزایش توان موشکی اش از دیگر نگرانی های است که ترامپ بر مبنای آن تلاش دارد با گروگان گرفتن اقتصاد ایران، جمهوری اسلامی را به پای مذاکره بکشاند.

از یاد نباید برد که آیت الله خامنه ای هنگامی تغییر تاکتیک داد و خواهان "نرمش قهرمانه" برای گشودن گفتگو با امریکا شد ،اعتراف کرد که این تغییر تاکتیک برای "دفع شر" امریکا (بخوانید رفع فشار اقتصادی) اتخاذ شده بود.

با عنایت به گشایشی که برجام در اقتصاد ایران به بار نیاورد گزینه های سیاسی جمهوری اسلامی برای مقابله با جنگ اقتصادی امریکا چیست؟ این پرسش از آن جهت از اهمیت برخوردار است که حتی مقامات جمهوری اسلامی به وخامت اوضاع اقتصادی کشور اعتراف دارند.

اگر گروگانگیری اوباما از اقتصاد ایران (تحریم های فلج کننده) موجب نرمش قهرمانه رهبر جمهوری اسلامی شد، انگیزه ترامپ را عینا باید تکرار همان مدل اوباما دانست. اما، آیا او در این رویکرد خود موفق خواهد بود؟ نظام تحریم ها در دوران ترامپ با دوران اوباما چه تفاوت هایی دارد؟

ترامپ و فقدان قدرت اجماع سازی جهانی

موفقیت اوباما در به پای میز مذاکره کشاندن ایران برآیند دو مولفه مهم بود که اوباما با موفقیت و در نتیجه ترکیب آن دو، آیت الله خامنه ای را ملزم ساخت تا "اسلام ناب محمدی" به مذاکره با "شیطان بزرگ" تن در دهد. این دو مولفه عبارت بودند از :

یکم: قدرت اجماع سازی جهانی اوباما علیه جمهوری اسلامی که بخش زیادی از آن مرهون سیاست های مخرب و ضد ملی احمدی نژاد بود.

دوم: اطمینان بخشیدن اوباما به رهبر جمهوری اسلامی که امریکا به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست. از این رو، او در مناسبت های متعدد از جمله پیام های نوروزی از عنوان کامل "جمهوری اسلامی ایران" استفاده می کرد و هرگز تلاش نکرد که در سخنانش فاصله میان رهبر و مردم ایجاد کند. او همواره تبریک نوروزی خود را خطاب به مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایراد می کرد.

افزایش درگیری نظامی ایران و اسرائیل این ظرفیت را دارد که موجب چرخش تروئیکا به سوی ترامپ در حمایت از اسرائیل شود. روسیه نیز به دلیل حُسن روابطی که با اسرائیل دارد، در درگیری های نظامی اسرائیل و ایران جانب تهران را نخواهد گرفت. بنا بر این، ای بسا در وضعیت وخیم اقتصادی کشور، جنگ دامنه داری گریبان ایران را بگیرد که کلا معادلات را تغییر دهد.

در جنگ اقتصادی که ترامپ با الگو گرفتن از اوباما علیه تهران به راه انداخته این هر دو مولفه غایب هستند. او تا همین جا، نزدیک ترین متحدان امریکا (بریتانیا، فرانسه و آلمان) را برای اعمال تحریم جدید بر تهران همراه ندارد، که هیچ؛ به قدر کافی متحدان خود را برای خروج یکجانبه از یونسکو و از آن مهم تر پیمان اقلیمی پاریس رنجانده است. او حتی تهدید کرده که اگر اعضای ناتو مشارکت مالی خود در هزینه‌های نظامی این سازمان را افزایش ندهند از این پیمان نظامی خارج می شود. این یعنی تنها گذاشتن اروپا در برابر تهدیدات روسیه.

این بدان معناست که اگرچه کشورهای اروپایی از تهران دل خوش ندارند ولی از ترامپ نیز دل خوش ندارند. برای مثال از نگاه اروپا خروج یکجانبه امریکا از برجام در حالی که ایران به کلیه تعهدات خود پایبند بوده از نگاه حقوقی یعنی نقض عهد کشوری همچون امریکا.

اما، دومین مولفه غایب عبارت است از تهدیداتی که ترامپ متوجه بقای جمهوری اسلامی کرده است. گرچه او هرگز به صراحت از تغییر رژیم در ایران سخن نگفته اما، آرایشی که در جمع مشاوران و اطرافیان خود گرد آورده عمیقاً این تلقی را تقویت بخشیده است. به کار گماشتن فردی همچون جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید که به صراحت از براندازی جمهوری اسلامی سخن گفته بود، نمونه بارز چنین خوانشی از اهداف ترامپ است. او در پیام اخیر خود به وضوح تلاش کرد که بین مردم و حاکمیت جمهوری اسلامی فاصله ایجاد کند.

به شرحی که گفته شد نه تنها ترامپ اجماع جهانی را با خود همراه خود ندارد بلکه شرایط اینک به گونه ای رقم خورده که مشابه دوران خاتمی، ترویکای اروپا (بریتانیا، آلمان و فرانسه) به رغم همه اختلافات با تهران در جانب امریکا قرار نگیرند و باب مذاکرات با تهران مفتوح بماند. این همان نقطه قوتی است که موجب شد واکنش تهران حتی شخص آیت الله خامنه ای به خروج امریکا از برجام، "بقای مشروط" در برجام باشد.

اینکه تا کجا اروپا بتواند در برابر فشارهای ترامپ مقاومت کند، موضوع دیگری است ولی دست کم تا اینجا دو سوی آتلانتیک در اعمال فشار بر ایران اتفاق نظر ندارند.

افزون بر این، ترامپ مسکو و پکن را که به نظام تحریم های اوباما پیوسته بودند، نه تنها همراه ندارد بلکه در تنش با آن ها به سر می برد.

باتلاق سوریه این ظرفیت را دارد که ایران را وارد جنگ با اسرائیل کند و خروج تروئیکا را از برجام آن گونه که آرزوی اسرائیل و امریکاست، رقم بزند.

از سوی دیگر، بی دلیل نیست که رویکرد "نگاه به شرق" برای بار دیگربه عنوان روشی برای مقابله با تحریم ها از مقامات جمهوری اسلامی به گوش می رسد. بار نخست، این رویکرد در دوره احمدی نژاد در زمان تشدید تحریم ها در سرلوحه اقتصاد خارجی ایران قرار گرفت؛ رویکردی که پوسیدگی و فرسودگی آن، همان زمان روشن شد. از همین جاست که هرگز رویکرد نگاه به شرق در بیانات رهبر جمهوری اسلامی مورد تاکید قرار نگرفت. در عوض او مدل اقتصاد مقاومتی را پس از چهار دهه از عمر جمهوری اسلامی توصیه کرده که معلوم نیست در مقابل جنگ اقتصادی ترامپ چقدر موثر می تواند باشد.

باتلاق سوریه

به شرحی که گفته شد گرچه مولفه های تحریم ایران در دوران اوباما در دوران ترامپ مشاهده نمی شود ولی این بدان معنا نیست که این وضعیت تغییر نکند. می شود شواهدی را یافت که ترویکای اروپا برای بار دیگر در کنار امریکا قرار بگیرند.

اینک سوریه نه تنها به چاه ویلی برای بلعیدن سرمایه های مالی و جانی ایران تبدیل شده بلکه بنابر آخرین تحولات به آوردگاه تهران و تل آویو نیز تبدیل شده است. اسرائیل تاکنون چندین بار مواضع سپاه قدس در خاک سوریه را مورد حمله قرار داده و ایران نیز یک بار با فرستادن پهباد و بار دیگر با شلیک 20 موشک به مواضع اسرائیل در بلندی های جولان (که رسماً برعهده نگرفت) حملات اسرائیل را پاسخ داده است.

تکرار و افزایش درگیری نظامی ایران و اسرائیل این ظرفیت را دارد که موجب چرخش تروئیکا به سوی ترامپ در حمایت از اسرائیل شود. روسیه نیز به دلیل حُسن روابطی که با اسرائیل دارد، در درگیری های نظامی اسرائیل و ایران جانب تهران را نخواهد گرفت. بنا بر این، ای بسا در وضعیت وخیم اقتصادی کشور، جنگ دامنه داری گریبان ایران را بگیرد که کلا معادلات را تغییر دهد.

باتلاق سوریه این ظرفیت را دارد که ایران را وارد جنگ با اسرائیل کند و خروج تروئیکا را از برجام آن گونه که آرزوی اسرائیل و امریکاست، رقم بزند.

————————————
یادداشت‌ها و مقالات آرا و دیدگاه‌های نویسندگان خود را بازتاب می‌دهند و بیانگر دیدگاه رادیو فردا نیستند.

دیدگاه شما

نمایش نظرات

صفحه ویژه جام جهانی ۲۰۱۸

XS
SM
MD
LG