سرکوب خونبار اعتراضات دیماه در ایران بر پایه روایتی جعلی انجام گرفت که حکومت جمهوری اسلامی آن را پس از صدور فرمان سرکوب از سوی رهبر جمهوری اسلامی برساخت. روایتسازی برای کشتار گسترده در ایران یادآور روایتسازی برای کشتار معترضان در سوریه در اسفند ۱۳۸۹ است.
هفتم دی ماه، در پی سقوط شدید ارزش پول ملی، تظاهرات اعتراضی ابتدا در بازار تهران آغاز شد. این اعتراضات بهسرعت به سوی مطالبهٔ سرنگونی حکومت تغییر جهت داد و جایجای ایران را درنوردید.
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، این بار هم روایت همیشگیاش درباره اعتراضها را تکرار کرد. او ۱۳ دی در یک سخنرانی گفت: «آنچه مهم است که یک عده آدم تحریکشدهٔ مزدور دشمن پشت سر بازاریها بایستند و شعار ضد اسلام، ضد ایران و ضد جمهوری اسلامی بدهند... ما با معترض حرف میزنیم. مسئولان باید با معترض حرف بزنند. اما حرف زدن با اغتشاشگر فایدهای ندارد. باید اغتشاشگر را سر جای خود نشاند.»
و این مجوزی برای سرکوب خونین اعتراضها بود. نیروهای حکومتی هزاران نفر از مردم را بهخصوص در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی با استفاده از روشهای مختلف از جمله شلیک گلولههای جنگی کشتند.
این رویدادها یادآور اعتراضهای سوریه است؛ تظاهرات اعتراضی که اسفند سال ۱۳۸۹ با شعارهای ضد حکومتی آغاز شد.
Your browser doesn’t support HTML5
روایتسازی مشابه در حکومت خامنهای و اسد برای سرکوب معترضان
بشار اسد، رئیسجمهور مخلوع سوریه، اعتراضهای کشورش را توطئه توصیف کرد که در آن کشورهای خارجی دست دارند. او در یک سخنرانی گفت: «بر شما پوشیده نیست که سوریه امروز در معرض یک توطئه بزرگ قرار دارد.»
و این سخنان مجوزی برای سرکوب خونین اعتراضات سوریه بود.
در ادامه روایتسازی حکومت جمهوری اسلامی، بنیاد شهید و امور ایثارگران، آماری از قربانیان اعتراضات دی ماه ارائه داد و ادعا کرد «۲۴۲۷ نفر از شهروندان و نیروهای امنیتی توسط تروریستها کشته شدند»، از مجموع ۳۱۱۷ نفری که بهادعای حکومت در اعتراضات کشته شدند.
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، شامگاه ۱۹ دی، درحالیکه نیروهای امنیتی در خیابانها مشغول شلیک به معترضان بودند، در یک برنامهٔ زندهٔ تلویزیونی حاضر شد و اعتراضها را «تنشهای تروریستی شهری» خواند.
همین رفتار را حکومت سابق سویه در برخورد با معترضان ساخت. توجیهگر ارشد این سرکوب ولید المعلم، وزیر خارجه وقت نظام اسد، بود که در چند کنفرانس خبری گفت: «گروههای مسلح تروریست، به معترضان و نیروهای امنیتی شلیک میکنند.»
در ایران، جمهوری اسلامی، محکومیتهای بینالمللی سرکوب خونین اعتراضها را محکوم و ناشی از استانداردهای دوگانه دانست؛ از جمله، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، که در این باره گفت: «رویکرد آمریکا در قبال موضوع حقوق بشر کاملاْ مزورانه و فریبکارانه است.»
در سوریه نیز، ولید المعلم، وزیر خارجه وقت، محکومیت نیروهای نظامی کشورش به دلیل سرکوب خونین اعتراضها را «اتهامی باطل» دانست. او در یک کنفرانس خبری گفت: «ارتش را متهم میکنند، اما این اتهام باطل است. چون نمیخواهند وجود گروههای مسلح تروریست را بپذیرند.»
بیشتر در این باره: «پروژهٔ ایران» در سوریه؛ از گسترش طی ۱۳ سال تا فروپاشی در ۱۱ روزدر ایران، مقامهای جمهوری اسلامی، آنچه برخورد «قاطع با اغتشاشگران» مینامند را وظیفه خود معرفی میکنند.
احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی در چند نوبت در این باره سخن گفت. از جمله در یک مصاحبه با تلویزیون جمهوری اسلامی اظهار داشت: «ما با اطمینان خاطر به مردم عزیزمان قول میدهیم که تا نفر آخر اغتشاشگران برخورد میکنیم.»
علی لاریجانی نیز در گفتوگوی تلویزیونی خود بهصراحت اعلام کرد: «وقتی امنیت داخلی یک کشور به هم میخورد، نیروهای مسلح مجبور هستند که به میدان بیایند تا این غائله را ختم کنند.»
در سوریه، ولید المعلم، وزیر خارجه وقت، سخنانی مشابه تکرار میکرد: «دولت سوریه موظف است، هر اقدامی که برای مقابله با این گروههای مسلح که در برخی استانها دست به خرابکاری میزنند مناسب ببیند، به اجرا درآورد.»
در ایران، پس از انتشار گزارشها از کشته شدن هزاران معترض توسط نیروهای حکومتی، مهدی شریف کاظمی، فرمانده نوپوی یگاه ویژه فراجا، در یک برنامه تلویزیونی گفت: «در یگانهای ویژه فراجا تخصصهای خاصی داریم. اولین وظیفه ما جمعیتشناسی است.» او در ادامه ادعا کرد «در درجهٔ اول مذاکره میکنیم. در فراجا، بازدارندگی یا همان خویشتنداری اصل الگوی کار ما است».
در سوریه نیز، پس از کشته شدن هزاران معترض به دست نیروهای حکومتی، بثینه شعبان، مشاور سیاسی بشار اسد، رئیسجمهور مخلوع سوریه، از دستور بشار اسد به نیروهایش برای خویشتنداری سخن گفته بود: «آقای رئیسجمهور بشار اسد، ریخته شدن یک قطره خون هم برایش دشوار است. من شاهد بودم که دستور داد حتی اگر نیروهای امنیتی، پلیس و از دیگر دستگاهها کسی کشته شود، گلولهٔ جنگی شلیک نشود. البته این به معنای وجود برخی اشتباهها نیست.»
در ایران، جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین اعتراضها، هوادرانش را به خیابانها رهنمون کرد و تظاهرات حکومتی به راه انداخت.
علی خامنهای هم دربارهٔ این تظاهرات گفت: «در تهران با چند میلیون جمعیت و در شهرهای مختلف، جمعیتهای انبوه و فروان توانستند به دهان پرگوی مدعیان، مشت محکمی بزنند.»
همین اتفاق در سوریه رقم خورده بود؛ حکومت هوادارانش را به خیابانها برد.
ولید المعلم، وزیر خارجه وقت نیز در این باره اظهارنظر کرد و گفت: «شما دیدید که چگونه مردم ما به میدانها میروند و با دخالت خارجی اعلام مخالفت میکنند.»
در سوریه، بشار اسد که از حمایت جمهوری اسلامی و روسیه برخودار بود، کشورش را وارد جنگی داخلی کرد که نهایتاً صدها هزار کشته و میلیونها آواره بر جا گذاشت و کشور را منهدم کرد؛ نظامی که سرانجام ۱۸ آذر سال ۱۴۰۳، با عملیات نظامی برقآسای مخالفان مسلحش سقوط کرد.
جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین و کشتار گستردهٔ معترضان، اکنون از یک سو با آتش خشم مردم روبهرو است و از سوی دیگر احتمال اقدام نظامی ایالات متحده را پیش رو دارد.
بیشتر در این باره: نقش علی لاریجانی در اجرای فرمان سرکوب خونبار اعتراضات چیست؟