نازي عظيما (راديوفردا): با آن که جرج بوش ايران را بخشي از محور شرارت شمرده است، ديپلماتهاي ايراني و آمريکائي از هنگام واقعه يي سپتامبر ديدارهايي گهگاهي داشته اند. اين ديدارها نشان از اين واقعيت دارد که آمريکا در جنگ خود با تروريسم به ايران نياز دارد. هرچند که به نظر نمي رسد اين ديدارها به عادي شدن روابط دو کشور بيانجامد. افشين مولوي در مقاله اي با عنوان :روايط ايران و آمريکا يا صلحي سرد و شکننده، که در نشريه يوراشيا ويو Eurasia View به چاپ رسيده وضعيت کنوني اين رابطه را تحليل مي کند.
به نوشته افشين مولوي، اندکي پس از آغاز جنگ عراق مقامات بالاي آمريکائي خود را در وضعيتي تکراري يافتند. بار ديگر ديدارهاي پنهاني آنان با مقامات ايران آغاز شد. در سال ييييموضوع اين ديدارها افغانستان بود و امسال عراق است.
بنا به گزارشهاي منتشر شده زالماي خليل زاد در ژنو از مقامات ايران دو چيز خواسته بود: که به خلبانهاي آمريکائي که در خلال جنگ در خاک ايران فروداضطراري داشتند کمک کنند و نيز نيروهاي مسلح ايران به هيچ وجه وارد جنگ نشوند. به گفته منابع ايراني، تهران هردو شرط را پذيرفت، اما خود نيز شرط ديگري پيش کشيد، که آمريکا پس از سرنگون کردن صدام، چشمي به ايران نداشته باشد. گفته ميشود پاسخ آمريکائيها به اين خواست دو پهلو بوده است اما انگلستان به ايران اطمينان داد که دولت بوش قصد اعزام نيروي نظامي به ايران ندارد.
ايران و آمريکا در مبارزه با تروريسم دشمنان مشترکي دارند.طالبان، صدام حسين و حتي، القاعده، علي رغم جاذبه آن براي تندروهاي ايران. ايران نيز در جنگ عراق موضع بيطرفي فعال اختيار کرده است. در نهان با آمريکا همکاري مي کند و در ظاهر به آمريکا مي تازد، که نشانه وحشت ايران از حمله آمريکاست. غير از اين، مسئله حفظ منافع ايران در صورت تغيير منظره ژئوپليتيک خاورميانه نيز عامل ديگر هراس ايران است. اما ايران و آمريکا نقاط اختلاف جدي هم دارند. ادعاي آمريکا در مورد تلاش ايران براي دستيابي به سلاح اتمي و حمايت از تروريسم بين المللي. اما به اعتقاد بسياري از تحليل گران آنچه بيش از همه روابط آمريکا و ايران را به تلخي و تيرگي مي کشاند اسرائيل است.
واشنگتن ايران را متهم مي کند که از سازمانهاي تروريستي که به اسرائيل حمله ميکنند، حمايت ميکند. در حالي که تهران آمريکا را به حمايت کورکورانه از اسرائيل به قيمت ضعيف يا نابود کردن ديگر کشورها متهم ميسازد.در واقع به اعتقاد بسياري از تحليلگران اين، خصومت ايران و اسرائيل است که روابط ايران و آمريکا را تيره کرده و بر آينده اين رابطه تاثير مي گذارد.
افشين مولوي به سخنان بهروز قمري تبريزي، پژوهشگردر دانشگاه ايالتي جورجيا، اشاره ميکند که عقيده دارد ايران بيش ازحمله آمريکا، نگران حمله اسرائيل است. و رابطه خصمانه ايران و اسرائيل است که از گرم شدن روابط ايران و آمريکا جلو گيري مي کند.
همچنين، جان کالابريز، کارشناس منطقهاي در موسسه خاورميانه درواشنگتن، مي گويد احتمال يک حمله نامنتظر توسط آمريکا يا اسرائيل به تاسيسات اتمي ايران، خواه در حين جنگ باعراق يا پس از آن، به هيچ وجه دور از تصور نيست و روزنامه گاردين از تهيه و وجود چنين طرحي در اسرائيل خبر ميدهد. طرحي که تنها در انتظار امضاي آريل شارون، نخست وزير اين کشور است.
به نوشته افشين مولوي، حمله اسرائيل به تاسيسات اتمي ايران به احتمال زياد به پاسخ ايران از طريق حزبالله منجر خواهد شد و در نهايت حلقهاي از وقايع کنترلناپذير پيش خواهد آمد و احتمالا پاي آمريکا نيز به جنگ با ايران باز خواهد شد. نويسنده مقاله نتيجه ميگيرد که با توجه به چنين زمينه پرتشنجي، محتملترين سناريو براي روابط ايران و آمريکا در چند سال آينده ، جز صلحي سرد و آسيب پذير نميتواند باشد.
افشين مولوي در مقاله اي با عنوان :روايط ايران و آمريکا يا صلحي سرد و شکننده، که در نشريه يوراشيا ويو Eurasia View به چاپ رسيد، نوشت: زالماي خليل زاد در ژنو از مقامات ايران خواست که به خلبانهاي آمريکائي که در خلال جنگ در خاک ايران فرود اضطراري داشتند کمک کنند و نيز نيروهاي مسلح ايران به هيچ وجه وارد جنگ نشوند. جمهوري اسلامي از آمريکا خواست پس از سرنگون کردن صدام، چشمي به ايران نداشته باشد