بهنام ناطقي (راديوفردا، نيويورک): روزنامه «انتخاب» در مقالهاي از آقاي علي شکوهي، به سخنان آقاي محمدرضاخاتمي، دبيرکل حزب جبهه مشارکت ايران اسلامي ميپردازد که شکست اصلاحات درشش ساله گذشته را ناشي از قدرت نامحدود رهبرجمهوري اسلامي و نهادهاي انتصابي زيرنظر او قلمداد کرد. نويسنده روزنامه «انتخاب» مينويسد: «اصلاحات نياز دائمي انقلاب ماست، اما نکته در اين استکه جنبش اصلاح طلبي در اين زمينه دچار خطاها استراتژيک شد و به همين دليل با تغيير روشها، مشکل آن حل نميشود. اولا، ابهام مفهومي اصلاحات، گريبانگير همه طرفداران اصلاحات شده است، به گونهاي که مفهوم يکساني از آن درميان طرفداران اصلاحات وجود ندارد. ثانيا، تغييراتي که قرار است به نام اصلاحات در کشورايجاد شود، مشخص نيست و اساسا معلوم نيست اين تغييرات، درست عمل شده باشد، ثالثا، جبهه موسوم به اصلاحات جبههاي متکثر و ناهمگون است و اگر رقيبي درصحنه نباشد، معلوم نيست که تداوم حيات دهد.» نويسنده انتخاب، اعضاي جبهه اصلاحات را به سه دسته تقسيم ميکند: «افراد قدرت طلب بي اعتقاد به اصل اصلاحات، اصلاح طلبان معتقد به اصل حکومت ديني، و آنها که نه به انقلاب اعتقاد دارند و نه اصلاحات، و البته ميخواهند تاوان اعتقادشان را نپردازند و تغيير در اساس حکومت را به نام اصلاحات پيش ببرند.» نويسنده به اصلاح طلبان توصيه ميکند که حساب خود را ازکساني که به نام اصلاحات در صدد ايجاد انقلابند، جدا کند.
روزنامه آفتاب يزد در مطلبي از آقاي حسيني مينويسد بديهياتي که تا چندي پيش کوچکترين شک و شبههاي لااقل براي اکثريت مردم نسبت به آن وجود نداشت، اينک به مسائل فلسفي در ميان آنان بدل شده است. شرکت درانتخابات که تا چندي پيش به عنوان تنها راهکار بسط و گسترش و تقويت دمکراسي از آن ياد ميشد، اين روزها به علامت سئوال و مسئله اي تبديل شده است که پاسخ آن گرچه بديهي به نظر مي رسد، اما گويا تمايلي براي شنيدن آن وجود ندارد.» نويسنده «آفتاب يزد» ميافزايد: «بازي اي از آخرين انتخابات شوراهاي شهر توسط گروه هاي مدعي ارزشمداري با هدف بي اعتبار کردن انتخابات و سردکردن تنور آن شروع شد. وي ميافزايد به نظر مي رسد که محافظه کاراني که از طريق پيگيري اين راهبرد در انتخابات شوراها به هدف خود، يعني حذف اصلاح طلبان به هر قيمت، رسيده اند، بي تمايل نيستند که چنين تجربه اي را مجددا تکرار کنند، اما بايد از هم اينک هشدار داد که اين فرآيند، بازي باجمهوريت نظام است که قطعا در شرايط خاص بين المللي که ما در آن به سر مي بريم، خيري در آن ديده نمي شود.
بحث اصلاحات و دمکراسي، همچنين موضوع مقالهاي است در روزنامه مردمسالاري از آقاي سين کوشکي، که در آن نويسنده، در بحثي در دفاع از کم اهميت و سياسي خوانده شدن جايزه نوبل صلح خانم شيرين عبادي توسط حجت الاسلام خاتمي، دو نوع برداشت از دمکراسي و آزادي و صلح را در برابر هم ميگذارد: يکي آنکه خود نويسنده مردمسالاري ديني مينامد و ديگري ليبرال دمکراسي غربي، که در مورد خانم شيرين عبادي، حاصل آن اين بوده است که يک نوع مردمسالاري، از نوع ديني اش، خانم عبادي را به خاطر مبارزه براي حقوق بشر به زندان مياندازد و نوع ديگر که به او به همان دليل جايزه صلح نوبل ميدهد. نويسنده مردمسالاري مينويسد: «ما بين ليبرال دمکراسياي که خانم عبادي براساس آن مدافع صلح انتخاب شده با آنچه که از سوي خاتمي به عنوان معيار صلح قرار مي گيرد، تفاوت هاي بنياديني وجود دارد. پس نبايد انتظار داشته باشيم که رئيس جمهوري پيام تبريک آنچناني و گرم ميفرستاد.» روزنامه «انتخاب» مينويسد: «اصلاحات نياز دائمي انقلاب ماست، اما نکته در اين است که جنبش اصلاح طلبي در اين زمينه دچار خطاها استراتژيک شد و به همين دليل با تغيير روشها، مشکل آن حل نميشود. روزنامه آفتاب يزد در مطلبي از آقاي حسيني مينويسد شرکت درانتخابات که تا چندي پيش به عنوان تنها راهکار بسط و گسترش و تقويت دمکراسي از آن ياد ميشد، اين روزها به علامت سئوال و مسئله اي تبديل شده است که پاسخ آن گرچه بديهي به نظر مي رسد، اما گويا تمايلي براي شنيدن آن وجود ندارد.» بحث اصلاحات و دمکراسي، همچنين موضوع مقالهاي است در روزنامه مردمسالاري از آقاي سين کوشکي، که در آن نويسنده، در بحثي در دفاع از کم اهميت و سياسي خوانده شدن جايزه نوبل صلح خانم شيرين عبادي توسط حجت الاسلام خاتمي، دو نوع برداشت از دمکراسي و آزادي و صلح را در برابر هم ميگذارد.