جنگ ایران در رسانه‌های اسرائیل؛ از تردید در توافق تا ناگزیر بودن پیروی از آمریکا

ساحل خلوت تل‌آویو، در میانه جنگ ایران و تداوم حملات موشکی به اسرائیل، چهارم فروردین

در ادامهٔ هفتهٔ چهارم از جنگ اسرائیل و ایالات متحده با ایران، نگاهی انداخته‌ایم به شماری از تازه‌ترین مقاله‌هایی که در این باره در رسانه‌های اسرائیل منتشر شده است.

موضوعات این مقاله‌ها از این قرار است: «تردیدها» در اسرائیل نسبت به دستیابی ایران و آمریکا به توافقی بر سر پایان جنگ، موضع موساد در مورد عدم تحقق ارزیابی این سازمان اطلاعاتی دربارهٔ فروپاشی سریع جمهوری اسلامی، تأکید یک کارشناس اطلاعاتی اسرائیل بر این‌که نیروی هوایی هرچند پیشرفته و مدرن قادر به ایجاد تحولات سیاسی میدانی چشمگیر نیست، و ابراز اطمینان کارشناس دیگری در اسرائیل از این‌که در هر نبرد احتمالی دیگر با ایران، هم جمهوری اسلامی یک قدرت هسته‌ای خواهد بود و هم شمار دیگری از کشورهای منطقه.

«تردیدها» در مورد توافق سیاسی

دقایقی پس از سخنان رئیس‌جمهور آمریکا در بعدازظهر سوم فروردین در خصوص «تماس‌های پیشرفته» نمایندگان او با «یک مقام محترم و ارشد» در جمهوری اسلامی برای دستیابی به توافق سیاسی که به جنگ پایان دهد، مقامات اسرائیل نتوانستند غافلگیری عمیق خود را از این سخنان پنهان نگاه دارند.

بنیامین نتانیاهو پس از گفت‌وگویی که جی‌.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، با او در شامگاه سوم فروردین انجام داد، بلافاصله با دونالد ترامپ تماس تلفنی گرفت و پس از آن هم رهبران احزاب متحد دولت خود را به یک نشست محرمانه فراخواند تا با آن‌ها گفت‌وگو کند.

رسانه‌های اسرائیل مدعی شدند که این کشور از چند روز قبل از تماس‌های اولیهٔ آمریکا با مقاماتی در ایران، از این موضوع «آگاه» بود، اما این‌که رئیس‌جمهور آمریکا «به‌سرعت» این مذاکرات را علنی کرد، برای آن‌ها کاملاً غافلگیرکننده بود.

با این حال، این رسانه‌ها پیاپی به نقل از مقامات اسرائیلی تأکید دارند که ارزیابی اسرائیل این است که جمهوری اسلامی تسلیم خواسته‌ها و شروط مورد نظر دونالد ترامپ نخواهد شد و به همین دلیل جنگ با ایران باید فعلاً کماکان ادامه یابد.

ایتامار آیخنر، مفسر یدیعوت آحرونوت، چهارم فروردین نوشته است اسرائیل در مورد رسیدن ایالات متحده و ایران به توافق «تردید عمیقی» دارد، اما در هر حال هیچ احتمالی را رد نمی‌کند و نظر به این‌که رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال یک «تصویر پیروزی» برای پایان دادن به جنگ است، اورشلیم از نزدیک مذاکرات بین تهران و واشینگتن را دنبال می‌کند.

یک «منبع اسرائیلی» به این روزنامه گفته است: «باور این‌که جمهوری اسلامی شرایط آمریکا را قبول کند، سخت است. زیرا ماهیت حکومت ایران بر نابودی اسرائیل استوار شده و پذیرش شرایط ۱۵ گانهٔ مورد نظر آمریکا با مفهوم کلی این رژیم در تضاد است.»

به نوشتهٔ آیخنر، اسرائیل نگران است که رئیس‌جمهور آمریکا به خاطر دغدغه‌های مرتبط با بهای سوخت و انرژی و فشارهای داخلی و خارجی، در خصوص برخی از «خطوط قرمز» خود سازش کند، در حالی که اسرائیل اطمینان دارد که او در مورد «مسائل کلیدی»، دست‌کم بر سر موضوع هسته‌ای، تن به مصالحه نخواهد داد.

این مفسر نوشت در صورت تسلیم جمهوری اسلامی ایران مقابل خواسته‌های آمریکا، حتی اگر رژیم در نهایت سقوط نکند، اسرائیل از چنین توافقی استقبال خواهد کرد، به‌ویژه آن‌که نشانه‌ای از فروپاشی در نظام حاکم بر ایران دیده نشده است.

به‌نوشتهٔ آیخنر، اسرائیل در وضعیت ابهام کنونی، بر سرعت و شدت حملات در ایران خواهد افزود و به گفتهٔ یک مقام اسرائیلی، «ما در تلاش هستیم تا هر آن‌چه را که در ایران وجود دارد، نابود کنیم».

«ناچاری» اسرائیل به پیروی از آمریکا

وب‌سایت اسرائیلی بیزپورتال، در مقاله‌ای در چهارم فروردین، با یادآوری این‌که دونالد ترامپ فرمانده اصلی جنگ جاری است و اسرائیل ناچار به پیروی از آمریکا در مورد ایران است، نوشت هرچند هدف دو کشور متحد «یکی» است، اما آمریکا ممکن است به توافقی با ایران برسد که برای واشینگتن «خوب باشد، اما برای ما نه».

موشه کاسیف در این مقاله افزوده است که اسرائیل فرصت بزرگی را که تنها «یک‌بار» برای تغییر حکومت در ایران به دست آورد، از دست داد و با وجود ادعاها در مورد تضعیف جمهوری اسلامی و احتمال فروپاشی آن در آینده، احتمال تحقق این ارزیابی به‌راستی دشوار است.

به‌نوشتهٔ کاسیف، دونالد ترامپ با رویکرد عملگرایانهٔ خود یک ملاحظهٔ راهبردی نیز دارد که گشایش سریع آبراه هرمز و عبور از بحران خاورمیانه برای متمرکز شدن بر موضوع چین است؛ در حالی که برای اسرائیل، توافقی که او با ایران به دست آورد، عملکرد ایران در منطقه را برای دهه‌ها تغییر خواهد داد.

موشه کاسیف تأکید دارد که هرچند ایران با دادن امتیازات گسترده موافقت نخواهد کرد، اما تصمیم نهایی به تصمیم و ارادهٔ رئیس‌جمهور آمریکا برای ارائهٔ توافق و خروج از منطقه بستگی دارد، به‌ویژه آن‌که رأی‌دهندگان آمریکایی او خواهان جنگ در خلیج فارس نیستند.

بازگشت ران درمر به صحنه

به گزارش شبکهٔ ۱۲ اسرائیل در روز چهارم فروردین، با توجه به شواهد فزاینده در خصوص تماس‌های آمریکا و ایران، بنیامین نتانیاهو بار دیگر ران درمر، سیاستمدار پیشین مورد اعتماد خود، را مأمور گفت‌وگو با مقامات ذی‌ربط آمریکایی کرده تا خواسته‌های اسرائیل در هر توافق احتمالی با تهران لحاظ شود.

ران درمر، وزیر پیشین امور راهبردی و سفیر سابق اسرائیل در آمریکا که از تابعیت آمریکایی‌اش به خاطر عضویت در دولت اسرائیل صرف‌نظر کرده بود، سال گذشته به درخواست خانوادهٔ خود از کار سیاسی بیرون آمد تا از آن‌ها مراقبت کند. نتانیاهو پس از او وزارت راهبردی را برچید و دیگر به کسی برای سپردن این مقام اعتماد نکرد.

با این حال، از زمان پیوستن دوبارهٔ گروه حزب‌الله به جنگ علیه اسرائیل در حمایت از جمهوری اسلامی ایران، رسانه‌های اسرائیل گزارش دادند که نتانیاهو از درمر خواسته بود با مقامات آمریکایی و کشورهای عرب منطقه دیدار کند و موضوع دستیابی به توافق سیاسی احتمالی میان اسرائیل با دولت لبنان را پیگیری کند. این رسانه‌ها از یک سفر محرمانهٔ روزهای گذشتهٔ درمر به عربستان خبر دادند که با سکوت ریاض و اورشلیم روبه‌رو شد.

به‌گفتهٔ شبکهٔ ۱۲، نظر به اهمیت موضوع ایران برای اسرائیل، نتانیاهو از درمر خواست از تمرکز بر مسائل مرتبط با لبنان بکاهد و انرژی خود را صرف رعایت «خطوط قرمز اسرائیل» در مذاکرات آمریکا و ایران کند.

این گزارش تأکید کرده که مهم‌ترین «خط قرمز» اسرائیل که درمر باید دنبال کند، روشن شدن قطعی سرنوشت صدها کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با غلظت ۶۰ درصدی ایران است و امضای هر توافقی که این مواد را از دست ایران خارج نکند، یک «شکست آشکار» خواهد بود و ادعاهای پرطمطراق در مورد «حذف یا انهدام قابلیت‌های» هسته‌ای و موشکی ایران قابل قبول نیست.

«سرخوردگی» نتانیاهو و واکنش موساد

شبکهٔ کان اسرائیل و یدیعوت آحرونوت سوم فروردین به نقل از مقامات موساد اعلام کردند که انتشار گزارش‌های رسانه‌ای مبنی بر این‌که این سازمان اطلاعاتی یک ارزیابی به نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور آمریکا در مورد احتمال سقوط جمهوری اسلامی و خیزش دوبارهٔ معترضان در ایران داده بود، «نادرست است».

به‌گفتهٔ کان و یدیعوت آحرونوت، «برخلاف گزارش‌های منتشرشده»، داوید برنئا، رئیس موساد، در دیدار با دونالد ترامپ پیش از جنگ جاری، گفته بود که فروپاشی حکومت تهران یک امر فوری نخواهد بود و ممکن است «چند ماه تا حتی یک سال پس از وقوع جنگ» رخ دهد.

واکنش منتسب به موساد پس از آن منتشر شد که شبکهٔ ۱۲ اسرائیل گفته بود نتانیاهو از عدم تحقق ارزیابی موساد در مورد حضور دوبارهٔ معترضان در خیابان‌های ایران علیه حاکمیت تهران «سرخورده» شده است.

یک برنامهٔ تحقیقی شبکهٔ ۱۲ اسرائیل در روزهای گذشته مدعی شد که برنئا گفته بود وقوع جنگ «مشوقی» برای حضور دوبارهٔ معترضان ایرانی در خیابان خواهد بود و سرنگونی رژیم تهران امری امکان‌پذیر است، در حالی که مقامات ارشد آمریکایی و سایر تشکیلات امنیتی خود اسرائیل (سازمان اطلاعاتی ارتش) از ابتدا در این باره تردید داشتند.

به گزارش شبکهٔ کان، نتانیاهو که «فراهم کردن شرایط» برای کمک به مردم ایران را هدف سوم از سه هدف اصلی جنگ اعلام و ارتش را موظف به اجرای آن کرده، در روزهای گذشته خود به‌صراحت گفت همه‌چیز در مورد تغییر رژیم در ایران به مردم ایران بستگی دارد.

او با وجود امیدواری به استفادهٔ مردم ایران از شرایط جدید، دیگر سخنی از سر اطمینان نسبت به فروپاشی قطعی حکومت ایران بیان نمی‌کند.

این گزارش یادآوری کرد که دونالد ترامپ و سایر مقامات ارشد آمریکایی نیز «به‌طور کامل سخن آشکار در مورد احتمال قیام مردم ایران را متوقف کرده‌اند».

«عملیات هوایی چشمگیر به تحولات سیاسی پیچیده روی زمین منجر نمی‌شود»

دنی سیترینوویچ، افسر پیشین سازمان اطلاعات ارتش اسرائیل و محقق کنونی در اندیشکدهٔ مطالعات ملی اسرائیل، نوشته است: «بار دیگر ثابت شد که یک کارزار نظامی هوایی، هرچند خیره‌کننده، قادر به ایجاد تحولات سیاسی پیچیده در میدان نیست.»

او دوم فروردین در مقاله‌ای در روزنامهٔ هاآرتص نوشت توان هوایی اسرائیل و آمریکا، همراه با برتری اطلاعاتی در زمینهٔ اعتراضات داخلی ایران، این حس را برانگیخته بود که می‌توان یک رژیم ضعیف‌شده را با حملات هوایی و اقدامات دیگری از درون، سرنگون کرد.

محاسبهٔ زیاد بر توانایی نظامی در کنار دست‌کم گرفتن تاب‌آوری حکومت تهران، اساس چنین «فرضیهٔ نادرستی» بود.

سیترینوویچ نوشته است هرچند نباید دستاوردهای نظامی را کم‌اهمیت انگاشت و لطمات واردشده به زیرساخت‌ها و مختل کردن قابلیت‌های ایران بخشی از بازدارندگی است، اما برای رژیم ایران «صرف بقای حکومتش روایت موفقیت» است، حتی اگر بهای پرداختی برای آن سنگین باشد.

به تحلیل این پژوهشگر، رژیم ایران اکنون ممکن است به این نتیجه برسد که کارآمدترین راه برای تضمین بقایش سرعت دادن به برنامهٔ هسته‌ای است. همچنین این واقعیت که اسرائیل و آمریکا در کنار «اقدام نمایشی» در حذف علی خامنه‌ای در لحظهٔ شروع جنگ، هیچ اقدامی در مورد ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده با غلظت ۶۰ درصد در اصفهان نکرده‌اند و این مواد هنوز در دست ایران است، می‌تواند نقطهٔ شروع بسیار مطلوب‌تری برای تهران، در صورت تصمیم به دستیابی به بمب اتمی، فراهم کرده باشد.

او نوشته است اسرائیل اکنون بر سر این معما مانده: یا به امید ساقط کردن رژیم ایران جنگ را گسترش دهد و طولانی‌تر کند یا جنگ را پایان دهد و ایران را با رژیمی ضعیف و انتقام‌جو رها کند، به این امید که شاید خودش بعداً سقوط کند؛ و این دوراهی دشوار «همان وضعی است که زمانی به‌وجود می‌آید که نیات و توانایی دشمن را درست ارزیابی نمی‌کنید».

عوده بشارت، محقق عرب اسرائیلی، نیز در مقاله‌ای در هاآرتص نوشت در هر دور بعدی از جنگ با ایران، نه تنها جمهوری اسلامی یک «قدرت هسته‌ای» خواهد بود بلکه بعید نیست شمار دیگری از کشورهای منطقه، با توجه به درس عبرت از جنگ جاری، به سوی کسب توان هسته‌ای رفته باشند.

به‌‌نوشتهٔ دکتر بشارت، کشورهای عرب دیدند که وجود پایگاه‌های قدرتمند آمریکایی در خاک آن‌ها نتوانست کشورشان را از گزند حملات حکومت ایران بازدارد و لذا به دنبال «جایگزینی» خواهند بود تا موازنهٔ خود در برابر ایران و اسرائیل را تثبیت کنند.

عوده بشارت می‌گوید در این راستا نه تنها عربستان بلکه مصر و ترکیه در «صف تلاش برای رسیدن به توان هسته‌ای» خواهند ایستاد و حتی ممکن است برای دستیابی به این توان به چین روی آورند.

بیشتر در این باره: «تردید» درباره کارایی رهگیرهای موشکی اسرائیل و پشت‌جبهه‌ای که هنوز ناامن است