قرارداد جدید: آزادی تحرک گردشگر مصری در ایران اما برعکس آن نه

هشام زعزوع، وزیر گردشگری مصر، در تاریخ ۹ اسفند ۹۱ با حضور در تهران نخستین قرارداد میان دو کشور را پس از ۳۴ سال در زمینه همکاری گردشگری به امضا رساند.

به رغم اظهار خشنودی او از میهمان‌نوازی طرف ایرانی در این سفر، وی پس از بازگشت به کشورش در پاسخ به انتقادات شدیدی که از او به خاطر عقد این قرارداد با جمهوری اسلامی شده بود، گفت: «اگر مصلحت کشورم اقتضا کند حاضرم با "جن بو داده" هم همکاری کنم» - روزنامه الیوم السابع، ۳ مارس ۲۰۱۳-

این قرارداد، واجد چه مصلحت و منفعت برای مصر بود؟ آیا عزت ایرانیان در این قرارداد رعایت شده است؟

عقد قرادادی به یُمن بی‌محلی به رهبر

این قرارداد در فاصله سه هفته از سفر «چهار روزه» احمدی نژاد به قاهره (برای شرکت در اجلاس سران کنفرانس اسلامی) در پاسخ به سفر «چهار ساعته» محمد مرسی به تهران (برای شرکت در اجلاس سران عدم تعهد) صورت گرفت؛ سفری که مرسی پس از سه روز توقف در پکن راهی تهران شد تا «فقط» چهار ساعت در تهران توقف کند و از کمترین دیدار با علی خامنه‌ای حتی در سالن اجلاس خودداری نماید.

اینک بی محلی‌های احمدی نژاد به اوامر و نواهی علی خامنه‌ای بر همه محرز است تا آنجا که جبهه حامیان رهبر، رقم خوردن سرنوشت عزل بنی صدر را برای احمدی نژاد خاطرنشان او می‌سازند.

از این رو، سفر چهار روزه احمدی نژاد در پاسخ به سفر چهار ساعته مرسی را باید دلیل دیگری بر بی تفاوتی او به «بی اعتنایی» مرسی به علی خامنه‌ای دانست چرا که اگر احمدی نژاد ذوب در ولایت خامنه‌ای بود نباید توهین مرسی را با سفر چهار روزه پاسخ می‌داد.

به هر رو، در این سفر احمدی نژاد پیشنهادات سخاوتمندانه‌ای همچون کمک میلیاردی، حذف روادید برای گردشگران و بازرگانان مصری و تمایل به عقد قرارداد گردشکری را به طرف مصری ارائه داد که این سومی در فاصله سه هفته با سفر هشام زعزوع به تهران، تحقق یافت. منفعت این قرارداد برای مصر چیست؟

قراردادی رندانه و در عین حال تحقیرآمیز

با به حضور پذیرفتن زعزوع توسط احمدی نژاد و سنگ تمام گذاشتن با این سخن که «ملت ایران "عاشق" مصر و مصری‌هاست و برای آن‌ها خواهان خیر و پیشرفت هستند»، حداقل انتظار می‌رفت قراردادی «متوازن» پس از ۳۴ سال میان تهران و قاهره منعقد شود تا روح برابری در آن مشهود باشد.

اما مراجعه به مفاد قرارداد خلاف این را نشان می‌دهد تا آنجا که قرارداد را باید رندانه به نفع مصر و تحقیرآمیز برای ایران دانست. دلیل رندانه و تحقیرآمیز بودن قرارداد به شرح زیر است:

۱- لغو یک‌طرفه روادید
به رغم پیشنهاد سخاوتمندانه احمدی نژاد مبنی بر لغو روادید برای شهروندان مصری، قرارداد مزبور اذعان دارد که گردشکران ایرانی تنها با دریافت روادید، امکان بازدید از مصر را خواهند داشت. زعزوع در این خصوص در تهران گفت: «در مصر تشریفات پیچیده‌ای دربارهٔ لغو روادید هست و اگر بخواهیم برای ایران لغو کنیم، باید این کار را برای سایر کشورها هم انجام دهیم.».

وزیر گردشگری مصر پس از عقد قرارداد با جمهوری اسلامی: با «جن بو داده» هم همکاری می‌کنم

دلیل رندانه بودن این توافق: کسب درآمد سرشار کنسولی برای مصر از محل صدور روادید برای ده‌ها هزار ایرانی و محروم بودن ایران از این درآمد.
دلیل تحقیرآمیز بودن: عدم رفتار برابر با اتباع ایرانی.

۲-محدود کردن گردشگران ایرانی به دلیل نگرانی‌های امنیتی
به رغم آنکه مصر کشوری است با آثار فرعونی، یهودی، مسیحی، اسلام شیعی و سنی، بنا به مفاد قرارداد مزبور گردشگران ایرانی «تنها» مجاز خواهند بود از بخشی از تمدن فرعونی در دو شهر باستانی «اُقصُر» و «آسوان» بازدید کنند.

زعزوع در همین خصوص گفت: «سفر گردشگران ایرانی به مصر تنها به دو شهر اقصر و آسوان محدود خواهد شد. براساس این توافق، مصر می‌تواند اشراف امنیتی بر گردشگران ایرانی داشته باشد تا اینکه هدف اساسی آن‌ها "تنها" گردشگری باشد.»

دلیل رندانه بودن: طرف مصری بدین ترتیب، «محدوده تحرک» گردشگران ایرانی را تا حد ممکن تنگ ساخته در حالی که گردشگران مصری (از جمله نیروهای امنیتی مصر در قالب گردشگر) آزادانه مجاز خواهد بود در سرتاسر ایران تردد داشته باشد.

دلیل تحقیرآمیز بودن: این اقدام ناشی از نگرانی‌های امنیتی مصر از حضور ایرانیان است. در نتیجه با قبولاندن این شرط اولاً از حضور گردشگران ایرانی در اماکن شیعی پایتخت به دلیل ترس از اشاعه فرهنگ شیعی و ثانیاً از حضور آنان در منطقه زیبای «شرم الشیخ» در صحرای سینا به دلیل نگرانی از تعرض به گردشگران اسرائیلی (که از آنجا زیاد بازدید می‌کنند)، ممانعت به عمل آورده است. ثالثاً با توجه به قرار داشتن مقبره محمدرضا شاه در قاهره، مصر عملاً خیال خود را از نگرانی تعرض برخی به مقبره شاه (که وی را به عنوان داماد خود -همسر فوزه- محترم می‌شمارند) راحت کرده است. پذیرفتن این شرط از سوی دولت ایران، اعتراف به درستی تمامی نگرانی‌های طرف مصری است.

خود حکایتی است شنیدنی که بنا به گفته زعزوع، تهران پذیرفته «درصورتی که ایرانی‌ها در آینده خواهان بازدید از قاهره باشند این بازدید به منطقه اهرام و دیگر مناطق تاریخی فرعونی (نه آثار اسلامی از جمله مسجد رفاعی که محل دفن شاه است) محدود خواهد شد»

۳- فعلا گردشگران مصری نمی‌آیند
به رغم آنکه قرارداد، امکان دیدار گردشگران مصری از ایران را فراهم می‌سازد، اما، زعزوع در سخنانی در تهران اعلام کرد: «به این زودی‌ها نمی‌توانیم شاهد حضور گردشگر از مصر در ایران باشیم؛ مصر یک کشور پذیرنده گردشگر است نه فرستنده."

دلیل رندانه بودن: واقعیت این است که صنعت گردشگری پس از انقلاب مصر آسیب جدی دیده است. رو آوردن به ایران برای ترمیم بخشی از این آسیب است و فراهم نساختن سفر گردشگران مصری به ایران برای ذخیره کردن ارزی است که شهروندان مصری به خارج نبرند.

دلیل تحقیرآمیز بودن: مصر با این اقدام درصدد رفع نگرانی خود از سفر آن دسته از اتباع خود است که در ایران با نهادهایی همچون سپاه ارتباط ضد امنیتی علیه مصالح مصر برقرار نکنند.

نتیجه: تعامل رندانه با جن بو داده

دادن آن همه امتیاز به طرف مصری کافی نبود که زعزع بی درنگ در بازگشت از تهران در مصاحبه‌ای برای کاستن از انتقاداتی که بابت این قرارداد به او شده، جمهوری اسلامی را به «جن بو داده» تشبیه کرده و گفت: «اگر مصلحت کشورم اقتضا کند حاضرم با جن بو داده هم همکاری کنم.»

به رغم این توهین آشکار و آن قرارداد ننگین، ناگزیر باید نتیجه گرفت که مصر خواهد توانست در تعاملی هوشمندانه با تهران، ضمن گرفتن بیشترین و دادن کمترین امتیاز، موجبات بهبودی صنعت گردشگری خود را (که ۴ میلیون نفر در آن دخیل اند و ۱۳% از درآمد ملی را تشکیل می‌دهد) بدون دلخوری دیگر برادران عرب خود (بحرین، عربستان و..) فراهم آورد.

این در حالی است که با این قرارداد، دولت احمدی نژاد تحقیری بزرگ را برای خود و برای رهبر جمهوری اسلامی که مورد بی اعتنایی محمد مرسی قرار گرفته بود، به جان خریده است؛ تحقیری که تعبیر وزیر گردشگری مصر، خود گویای آن است.