نگاه به دو نهاد و یک جنبش

  • امير مصدق کاتوزيان

تازه ترین جلسه مجلس خبرگان

مجلس خبرگان رهبری که وظیفه ارزیابی دوره ای کارنامه رهبر جمهوری اسلامی ایران را بر عهده دارد، در پایان نشست خود با انتشار بیانیه ای نتیجه گرفت که کارنامه علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران رضایت بخش است و گذر زمان به روشنی بر صحت تصمیم دو دهه پیش در برگزیدن او در مقام جایگزین بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران مهر تایید می گذارد، از جمله با رجوع به مجموعه سمت گیری های رهبر جمهوری اسلامی ایران پس از انتخابات ۲۲ خرداد.

همین بیانیه رهبران اعتراض به نتیجه اعلام شده انتخابات را «سران فتنه» توصیف می کند و می افزاید فرصت برای آنان تمام شده است. رهبر جمهوری اسلامی ایران هم در پی این نشست در دیدار با اعضای مجلس خبرگان ابراز عقیده کرد که معترضان به انتخابات صلاحیت حضور در نظام را از دست داده اند.

در آغاز این نشست، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان بار دیگر از لزوم دلجویی از آسیب دیدگان رویدادهای پس از انتخابات گفته بود و در پایان آن از اینکه به گفته او عده ای کارهای خود را به رهبر نسبت می دهند. پیش از اینها بخشی از یک طرح مربوط به نهاد دیگر متنفذ جمهوری اسلامی ایران خبرساز شد. طرح مجمع تشخیص مصلحت نظام که در بخشی از آن بر لزوم تشکیل کمیسیون ملی انتخابات تاکید شده، کمیسیونی که در صورت تصویب ازجمله مرجع رسیدگی به تخلفات انتخاباتی و شیوه برگزاری رای گیری ها خواهد بود، آن هم با تنها یک عضو شورای نگهبان به انتخاب خود این شورا، به عنوان ناظر و فاقد حق رای در این کمیسیون. طرحی که اولین بار روزنامه کیهان بخشی از آن را علنی و به آن انتقاد کرد.

در کنار اینها و در ادامه بررسی های نتایج تظاهرات در روزهای عاشورا و ۲۲ بهمن، این پرسش هنوز در محافل سیاسی ایران مطرح است که کارکرد تظاهرات خیابانی به عنوان یک شیوه اعتراضی تا چه حد است. به ویژه که به گفته عده ای از معترضان، نیروهای مسلح از ابزار مهار گردهمایی، متفرق کردن تظاهر کنندگان، بازداشت چهره های شاخص فعال و ایجاد محدودیت برای میرحسین موسوی و مهدی کروبی، سران معترض به نتایج انتخابات، برخوردار است و این سران نه می توانند خشونت دولتی را مهار کنند و نه می توانند احتمال بروز خشونت واکنشی یا متقابل را به صفر کاهش دهند.

بررسی نتیجه نشست مجلس خبرگان رهبری، طرح پیشنهادی مجمع تشخیص مصلحت نظام و بحث درباره ایجاد توازن میان تظاهرات خیابانی با شیوه های دیگر آشکار کردن اعتراض و پیشبرد توسعه سیاسی در برنامه دیدگاه ها، با حضور تقی رحمانی، نویسنده و تحلیلگر عضو شورای فعالان ملی مذهبی در تهران، محسن سازگارا، فعال و صاحبنظر سیاسی در واشنگتن و علیرضا حقیقی، تحلیلگر سیاسی و مدرس در دانشگاه تورونتو.


  • آقای رحمانی ارزیابی شما از نتیجه اجلاس خبرگان چیست؟

تقی رحمانی: خبرگان یک ضرب گیر بود، با توجه به جو سازی که علیه جنبش سبز شده بود و حتی علیه خود هاشمی رفسنجانی شده بود، شرایط اجتماعی طوری بود که در خبرگان آنچه که تندروهای حاکمیت می خواستند نشد. همین که نتوانست موج حمله به آقای هاشمی را تا آخر جلو ببرد، با توجه به زمینه سازی هایی هم که قبل از خبرگان شده بود، به آن خواسته ای که تندروها می خواستند نرسیدند. ضمن اینکه هاشمی هم کسی نیست که بخواهد حرف خودش را به شکل علنی پیش ببرد. ویژگی آقای هاشمی همان ویژگی گذشته اش بود که سعی کرد ادامه دهد، منتها با دیدی نسبی به فضای باز در جامعه.

  • آقای سازگارا، آقای خامنه ای گفت که معترضان انتخابات، صلاحیت حضور در نظام را ندارند. آیا این گفته علنی را باید عین سمت گیری رهبر دانست یا باید آن را تهدیدی دانست که در میان جمع حامیان اعلام شده، برای محاسبات سیاسی دیگر؟

محسن سازگارا: آقای خامنه ای قبلاً هم از این حرف ها زده. ایشان بار اول نبود که از این تهدید ها می کرد. مجلس خبرگان یک وظیفه دارد که آن هم نظارت رهبری است و آن را هم انجام نمی دهد. آقای خامنه ای هم شبیه حرف های گذشته اش را تکرار کرد.

  • آقای حقیقی، سه تا از گفته های آقای رفسنجانی در گیر و دار مجلس خبرگان در رسانه ها برجسته شد. یکی تکرار لزوم دلجویی از آسیب دیدگان، دوم اینکه در ۲۲ بهمن نشانه هایی از همدلی و وفاق دیده شد و سوم اینکه بعضی، کرده های خود را به رهبر نسبت می دهند. از این گفته ها چه نتیجه ای درباره توازن قوا میان حامیان دولت و منتقدان و مخالفانش می شود گرفت؟

اگر جنبش در چارچوب قانون اساسی می خواهد حرکت کند باید حد شعارهایش را پایین بیاورد و پایداری اش را افزایش دهد. این کار عملاً صورت نگرفته است. بخشی از شعارها دارای بار خشونت بود. نکته سوم این که چون پیش بینی نشده بود، مدت های مدیدی موضع خاصی نداشتند. باید از آقای خاتمی استفاده بهینه شود.

علیرضا حقیقی
علیرضا حقیقی: آقای رفسنجانی اشاره به صحبتی داشت که آقای احمدی نژاد به آقای رسائی گفته بود در دوره قبلی انتخابات و گفته بود ما آمدیم به میدان برای اینکه تیرهایی که در میدان حواله می شود به رهبری به ما بخورد. ولی در حوادث بعد از انتخابات، همه رفتارها و گفتارهای آقای احمدی نژاد مبتنی بر اینست که می خواهند جاخالی بدهند به تیرهایی که در میدان پرتاب می شود برای اینکه این تیرها به دیگر نهادهای قدرت از جمله نهاد رهبری بر بخورد. آقای مشائی هم اشاره کرد که این دعوا، دعوایی است میان نهادهای قدرت و شخصیت های بالای نظام و دولت دارد با زیرکی کارش را انجام می دهد. خودش تاکید کرد که دولت دارد جاخالی می دهد در مقابل این تیرها. کلاً آقای رفسنجانی و بخش وسیعی از روحانیت معتقدند که جناح آقای احمدی نژاد و نیرویی که ایشان آن را نمایندگی می کند، عملاً برای این که قدرت خود را تکمیل کنند، روحانیت را مورد هدف قرار خواهند داد. این تضاد هم عملاً از بین نخواهد رفت. مصالحه ای میان آقای احمدی نژاد و آقای رفسنجانی در آینده نزدیک اتفاق نخواهد افتاد.

  • بعد از این اجلاس مجلس خبرگان، آیا نمودی دیده می شود که شکاف وجود دارد بین اصولگرایان منتقد دولت و حامیان اصولگرای دولت یا نه؟

در پاسخ به این پرسش، آقای رحمانی اظهار می دارد که شکاف بین دو سو کمتر نخواهد شد. آقای سازگارا نیز بر این باور است که این شکاف چیزی نیست که به سادگی حل شود. آقای حریری نیز ضمن تاکید بر وجود شکاف پیش بینی می کند که روند سیاسی و اقتصادی کشور بر گسترده تر شدن این شکاف کمک خواهد کرد.

  • مطلب خبرساز دیگر طرح کمیسیون ملی انتخابات بود. روزنامه کیهان آن را به دور زدن شورای نگهبان تعبیر کرد. نظر شما در این مورد چیست؟

تقی رحمانی: این کمیسیون مشکلات جدی در پیش رو دارد اما طرح و تصویب آن نشان داد سیستم انتخاباتی در ایران و اجرای انتخابات با بحران همراه است و حتی محافظه کارهای راست که سعی می کردند همواره جنبش سبز ایران متهم کنند، پذیرفتند.

هنر جنبش سبز این بود که با روشی که ارائه کرده، طیف گسترده ای از عناصر نزدیک به حکومت تا دورترین جناح های اپوزیسیون را متحد در صحنه نگاه دارد.

محسن سازگارا
آقای رحمانی با اشاره به اینکه در مجمع تشخیص مصلحت نظام بخشی از راست سنتی هم حضور دارد و تصویب این طرح اهمیت دارد، می افزاید که موفقیت آن در گرو حضور جنبش سبز در جامعه است.

آقای سازگارا نیز ضمن تاکید بر خواست جنبش سبز برای انتخاباتی بدون نظارت استصوابی اظهار می دارد که هر چقدر جنبش سبز در صحنه قوی تر حضور داشته باشد، زمینه برای انتخابات آزاد فراهم تر می شود؛ «ولی در شرایط فعلی به دلیل ناتوانی آقای خامنه ای و کشمکش ها بعید می دانم چنین طرحی به اجرا در آید.»

علیرضا حقیقی: انتخابات با تغییراتی که ایجاد شد و مسائل پس از انتخابات چرخشی جدی ایجاد کرد. سیستم چاره ای ندارد جز اینکه آن دیدگاه سنتی اش را درباره انتخابات رها کند و چاره جدیدی بیاندیشد. طرح مجمع تشخیص هم با این مبنا ارائه شده است. در صورت ادامه حرکت های بعد از انتخابات و نگاه انتقادی الیت قدرت، وزنه افکار عمومی به سمتی می رود که تغییراتی در برگزاری انتخابات ایجاد شود.

آقای حقیقی نتیجه گیری می کند که تا زمانی که این چالش ادامه دارد، وزنه به سود محافظه کاران نخواهد چرخید مگر آنکه جامعه مایوس شود.

  • بعد از عاشورا و ۲۲ بهمن این پرسش مطرح شد که وزن تظاهرات خیابانی در پیشبرد جنبش سبز چقدر می تواند باشد؟

این جنبش رهبری دارد و در مراحل گوناگون هم باید ارزیابی های مرحله ای بشود. جنبش در هشت ماه اخیر دارای فراز و نشیب هایی بوده که اگر مورد بررسی قرار نگیرد، امکان دارد کامیابی به دست نیاید. این خودش می تواند به رهبری [جنبش] کمک کند.

تقی رحمانی
تقی رحمانی: مشکل حضور خیابانی نیست. بلکه متانت و درایتی می خواهد که به نظر من استراتژیست ها و مدیران جنبش سبز بخشی از این غافل مانده اند. «باید نبایدها» باید گفته شود. بسیاری از نیروهای ما در داخل و خارج هنوز ایدئولوژی شان مسالمت آمیز است ولی راهبردشان گنگ است.

آقای رحمانی با اشاره به استراتژی راست افراطی پس از روز قدس و ضمن نگاه انتقادی به راهکارهای جنبش می گوید: «باید راه های دیگر بروز اندیشه شود که کمتر هزینه ببرد. جنبش سبز باید حوصله داشته باشد و در جمعبندی معلوم می شود که پیروز می شود. می شود با متانت و درایت و گفت و گو راه های جدیدی خلق کرد که هزینه اش هم کمتر باشد.»

وی نتیجه گیری می کند که کسب پیروزی هدف جنبش سبز نیست بلکه کامیابی برای دست یافتن به دموکراسی هدف است.

آقای سازگارا از سوی دیگر با تاکید بر کارآمدی رهبری جنبش سبز و شعار آن «هر سرباز یک رهبر و هر رهبر یک سرباز» که سبب ایجاد نوعی «وفاق جمعی، خرد جمعی، تعامل بین نیروها» شده است، می افزاید مدل جمعی رهبری و حرکت جمعی جنبش، میزان حضور در خیابان را تعیین می کند. به باور آقای سازگارا خرد جمعی جنبش فقط شکل تاکتیک را عوض کرده و حکومت را در مواردی به تله انداخته است.

آقای حقیقی با تاکید بر این نکته که نمی شود افراد را برای مدتی طولانی در خیابان نگاه داشت، اندیشیدن به روش های دیگر را برای ادامه جنبش ضروری می داند: «یک نوع کوتاهی شده در جنبش سبز. اگر جنبش در چارچوب قانون اساسی می خواهد حرکت کند باید حد شعارهایش را پایین بیاورد و پایداری اش را افزایش دهد. این کار عملاً صورت نگرفته است. بخشی از شعارها دارای بار خشونت بود. نکته سوم این که چون پیش بینی نشده بود، مدت های مدیدی موضع خاصی نداشتند. باید از آقای خاتمی استفاده بهینه شود.»

آقای حقیقی بر این نکته تاکید می کند که جنبش باید برای مسائل مشخص راه حل های مشخص ارائه کند: «فرض کنید در مورد مسئله هسته ای. جنبش سبز باید راه حل مشخصی در مورد مسئله هسته ای بدهد. نه اینکه فقط نقد کند. جنبش از این زاویه ضعف دارد. در عین حال باید رسانه ایجاد کند. بدون رسانه نمی تواند دیدگاه های خودش را به جامعه منتقل کند.»

آقای حقیقی در پایان نتیجه گیری می کند که رهبران جنبش سبز باید به روش های درازمدت فکر کنند.

آقای سازگارا در جمعبندی خود با اشاره به بهانه هایی که حرکت های اجتماعی بر اساس آن آغاز می شوند، می گوید: «هنر جنبش سبز این بود که با روشی که ارائه کرده، طیف گسترده ای از عناصر نزدیک به حکومت تا دورترین جناح های اپوزیسیون را متحد در صحنه نگاه دارد.»

به باور وی اصول چهارگانه پلورالیسم، انتخابات آزاد برای حل مناقشات، مبارزات بی خشونت و ابتکارهای فردی و سازماندهی غیر متمرکز، جنبش را هدایت کرده است.

آقای رحمانی در جمعبندی خود تاکید می کند که قوی تر شدن جنبش به معنای کامیابی آن نیست: «این جنبش رهبری دارد و در مراحل گوناگون هم باید ارزیابی های مرحله ای بشود. جنبش در هشت ماه اخیر دارای فراز و نشیب هایی بوده که اگر مورد بررسی قرار نگیرد، امکان دارد کامیابی به دست نیاید. این خودش می تواند به رهبری [جنبش] کمک کند. این رهبری در مواردی می تواند بهتر عمل کند. البته در مجموع جنبش سبز خوب عمل کرده و به دستاوردهایی هم رسیده است. ولی اگر قصد کامیابی است باید نقد و بررسی شود.»

آقای رحمانی نتیجه می گیرد که خواست های حداقلی در جامعه می تواند اقوام، زنان و اصناف مختلف را راضی کند و آنها را به یک اجماع برساند که بدون آن، پیروزی دست نایافتنی است.