نقش قاچاق مواد مخدر در قدرت گيری «جندالله»

عکسی از اعضای گروه جندالله

يکی از سرشناس ترين کارشناسان غربی معتقد است که رشد و قدرت گيری گروه «جندالله» در سال های اخير همزمان بوده است با رونق دوباره قاچاق مواد مخدر در مناطق مرزی جنوب شرق ايران و اين گروه بخش اعظم منابع مالی خود را از محل قاچاق مواد مخدر تامين می کند.

خبرگزاری رويترز در مصاحبه ای با استفان دوديگنون مورخ فرانسوی و کارشناس تاريخ و سياست بلوچستان، ديدگاه های وی در مورد شکل گيری و گرايشات مذهبی و سياسی گروه «جندالله» را جويا شده است. اين کارشناس معتقد است که افزايش فعاليت گروه «جندالله » در سال های اخير همزمان بوده است با رونق فزاينده قاچاق مواد مخدر در مرزهای جنوب شرقی ايران.

گروه «جندالله» در عمليات اخير خود در روز هفدهم ماه اکتبر با انجام يک بمب گذاری انتحاری بيش از ۴۰ نفر از جمله ۱۵ فرمانده ارشد سپاه پاسداران و گروهی از سران عشاير محلی را به قتل رساند.

ايران، آمريکا ، بريتانيا و عواملی در دستگاه های امنيتی پاکستان را متهم کرده که از گروه «جندالله» حمايت می کنند. اين کشورها حمايت از اين گروه را تکذيب کرده و بمب گذاری انتحاری اخير را محکوم کرده اند.

استفان دوديگنون کارشناس فرانسوی منطقه بلوچستان در مصاحبه با خبرگزاری رويترز می گويد از سال ۲۰۰۱ و پس از سقوط رژيم طالبان در افغانستان قاچاق مواد مخدر در مناطق همجوار با مرزهای شرقی ايران گسترش يافته است.

در عين حال وضعيت اقتصادی منطقه بلوچستان تحت تاثير چند سال خشکسالی بدتر شده و تعداد زيادی از بلوچ های مسلح که قبلا با طالبان همکاری می کردند به منطقه زادگاهی خود بازگشته اند.

استفان دوديگنون معتقد است که «جندالله » يک گروه مستقل با ديدگاه هايی کاملا متفاوت از القاعده و طالبان است.

وی می افزايد به احتمال زياد «جندالله» بخش اعظم منابع مالی خود را از محل قاچاق مواد مخدر تامين کرده و اسلحه و مهمات خود را از طريق حمله به قرارگاه ها و نيروهای مسلح ايران بدست می آورد. منطقه عملياتی و پايگاهی اين گروه نواحی مرزی بين ايران ، پاکستان و افغانستان است.

به اعتقاد استفان دوديگنون گرايش و ايدئولوژی مذهبی اين گروه برگرفته از مکتب دئوبندی است. اين فرقه سنت گرا سنی در قرن نوزدهم و دوران حکمفرمايی امپراطوری بريتانيا بر آسيای جنوبی در پاکستان و افغانستان گسترش يافت.

برخی کارشناسان معتقدند که به کارگيری روش بمب گذاری و عمليات انتحاری توسط «جندالله» نشان می دهد که نفوذ و تاثيرگذاری فرقه های تندرو ضد شيعه بر اين گروه رو به افزايش است.

تحت تاثير اين گرايش سنتی و تندرو از مذهب سنی گروه بلوچی مثل «جندالله» در ايران که حکومتی مذهبی و شيعه بر آن حاکم است تمايلات مذهبی تندتری پيدا کرده و در ديدگاه های آن تکيه بر مذهب پر رنگ تر از ملی گرايی و يا قوم گرايی بلوچ است.

استفان دوديگنون معتقد است که نمی توان در مورد احتمال ارتباط «جندالله» با القاعده دقيقا اظهار نظر کرد . تنها نکته ای که نوعی شباهت را تداعی می کند روی آوری گروه «جندالله» به تاکتيک عمليات انتحاری است که سالهاست توسط گروههای همفکر با القاعده در پاکستان يا عراق و افغانستان اجرا می شود.

به اعتقاد استفان دوديگنون گروه «جندالله » هنوز با نوع اسلام گرايی بين المللی و فرامليتی القاعده فاصله زيادی دارد.

آينده گروه «جندالله» تا حد زيادی به چگونگی سياست دولت ايران در قبال اقليت قومی بلوچ بستگی خواهد داشت. به گفته استفان دوديگنون اقليت بلوچ در تمام سی سال گذشته خود را به شکل نيرومندی در مقابل حکومت مرکزی ايران سازمان داده است. بنابراين تمايلات و اقدامات برخواسته از منطقه گرايی اين اقليت همواره برای دولت مرکزی ايران يک چالش جدی خواهد بود.