حضور مولکول های عشق در ارگانیسم ما

دانش بیولوژی به ما نشان می دهد که در حقیقت عشق نیز مثل غریزه ی جنسی پدیده ای نه تنها فرهنگی، بلکه به نوعی در بیولوژی انسان ثبت شده است.

دانش بیولوژی به ما نشان می دهد که در حقیقت عشق نیز مثل غریزه ی جنسی پدیده ای نه تنها فرهنگی، بلکه به نوعی در بیولوژی انسان ثبت شده است.


محققین دهه های اخیر، در ارتباط با عاشقی و نیز تغییر و تحولاتی که در ارگانیسم بدن ایحاد می کند، تحقیقات فراوانی کرده اند.


به عقیده ی «مک ژانرود»-Mac JEANEROD - احساس هایی که در ارتباط با محیط اطرافمان در ما ایجاد می شود، عملکردهای خاص خودشان را دارند.


طبق گفته ی دانشمندان «جستجوی لذت و رضایت» در تمام مهره داران وجود دارد و از عناصر اصلی بقای آنها است.


به عقیده ی این متفکرین ، تکامل طبیعی این دو نیاز را در جهت تضمین بقای انسان در او جا داده است.


کشش بین دو نفر


در تحقیققات اخیر، در انسان و نیز در سایر حیوانات، ترکیباتی شیمیایی یافته شده است که به آن ها «فرومون» phéromones می گویند.


طی یکی از آزمایشات دریک سالن سینما، بعضی از صندلی ها را به یک «فرومون» مردانه آغشته کردند و با کمال حیرت مشاهده کردند که اکثریت قریب به اتفاق خانم ها بطور ناخودآگاه گرایش به انتخاب این صندلی ها دارند

در بسیاری از حیوانات این ترکیبات می توانند جانور را از حضور جنس مخالف در کیلومترها آنطرف تر آگاه کنند. این ترکیبات از پوست ترشح می شوند و حاوی پیامی شیمیایی برای جانور هم نوع می باشند.


در انسان نیز این ترکیبات می توانند یکی از عوامل کشش جنسی ما باشند. می توان تصور کرد که هر فرد «فرومون» خاص خودش را دارد که به عنوان عاملی برای جذب کردن و یا جذب نکردن دیگری عمل می کند.این تئوری نسبتا جدید است.


طی یکی از آزمایشات دریک سالن سینما، بعضی از صندلی ها را به یک «فرومون» مردانه آغشته کردند و با کمال حیرت مشاهده کردند که اکثریت قریب به اتفاق خانم ها بطور ناخودآگاه گرایش به انتخاب این صندلی ها دارند.


در سال ۱۹۹۱ دکتر «داوید برلینر» اعلام کرد که دو نوع از فرومون های انسانی را روی ۳۰۰ نفر آزمایش کرده است.


نتیجه ی مشاهدات وی نشان می دهد که در حضور این ماده افراد بر میزان آرامش شان افزوده می شود و با هم سر گفت و گو را باز می کنند.


او از این ترکیبات به عنوان عامل بهبود بخش روابط انسانی یاد می کند و در عین حال نشان می دهد که یکی از این فرومون ها روی زن ها و دیگری روی مرد ها تاثیر می گذارد.


طبق آنچه دکتر «ایوان ردریگزYvan-« RODRIGUEZ - عنوان می کند، رفتارهای بشر بیشتر تحت تاثیر حس بینایی هستند تا بویایی و نباید انتظار داشت که با خریدن فرومون هایی که در بازار به فروش می رسند، بتوانیم دل محبوب دیرینه مان را تسخیر کنیم. این عمل شاید در روی حیوانات بسیار موثر باشد ولی در انسان عوامل دیگری نیز دخیل هستند .


هورمون عشق


بدن ما هورمون عشق را زمانی که عاشق هستیم به میزان زیادی ترشح می کند. احساس خلسه ی عاشقانه ای که در زمان عاشقی تجربه می کنیم، تا حد زیادی تحت تاثیر این هورمون می باشد.


تاثیر بالا رفتن میزان این هورمون بی شباهت به اثرات بعضی مواد مخدر و ورزش های سنگین نیست.


بدن ما هورمون عشق را زمانی که عاشق هستیم به میزان زیادی ترشح می کند. احساس خلسه ی عاشقانه ای که در زمان عاشقی تجربه می کنیم، تا حد زیادی تحت تاثیر این هورمون می باشد

در رابطه ی عاشقانه بالا بودن میزان هورمون عشق در هر دو طرف باعث می شود که بتوانند شب های متوالی تا صبح بیدار بمانند حرف بزنند و با هم عشقبازی کنند.


این ماده از خانواده ی آمفتامین است .کمبود این هورمون یکی از نشانه های افسردگی است.


اثر دیگر این هورمون آزاد کردن دپامین می باشد. یکی از عملکردهای دپامین در ما، افزایش رفتارهایی است که برای ما لذت و رضایت به همراه می آورد.


زمانی که از انجام کاری به ما احساس خوشحالی دست می دهد، دپامین با انتقال این احساس شادی به مغز، ما را به تکرار آن عمل ترغیب می کند.


به همین دلیل است که دو فرد وقتی عاشق یکدیگر هستند می توانند ده ها بار در روز به هم تلفن کنند و ساعت های متوالی با هم بمانند.


هورمون دلبستگی


با گذشت زمان، دو فرد از فاز «جنون عاشقی » خارج می شوند. زیرا ارگانیسم به میزان pea (هورمون عشق) عادت می کند.در اینجاست که هورمون های دیگری ادامه ی پیوند دو نفر را تضمین می کنند .یکی از این هورمون ها، اکسی توسین نام دارد.


آرامشی که نوازش در ما ایجاد می کند نیز تا حدی در اثر بالا رفتن هورمون اکسی توسین است.

اکسی توسین، در احساس وابستگی و دلبستگی دو فرد نقش عمده ای بازی می کند. این هورمون در زمان عشق بازی نیز ترشح می شود و احساس رضایت و پیوند میان دو نفر را ایجاد می کند.


آرامشی که نوازش در ما ایجاد می کند نیز تا حدی در اثر بالا رفتن هورمون اکسی توسین است.


انسان موجودی پیچیده است و فاکتورهای بی شماری ازجمله اجتماعی، فرهنگی، ساختار روانی و تربیتی نیز بر احساسات او تاثیر گذار هستند و خلاصه کردن عشق به تغییرات بیوشیمی بدن، نادیده گرفتن این عوامل است.از طرفی نباید قراموش کرد که این فاکتورها روی هم تاثیر متقابل دارند.