زنانی که برای دستیابی به دموکراسی و صلح در جهان تلاش می کنند

سه برنده جایزه صلح نوبل امسال

از ظهر روز جمعه که آکادمی نوبل برندگان جایزه صلح نوبل را اعلام کرده است، جنبشی جدید در میان فعالان مسایل زنان در سراسر جهان شکل گرفته است.

به گفته فعالان حقوق زنان آکادمی نوبل با انتخاب سه زن به عنوان برندگان جایزه صلح نوبل نشان داد که سرانجام تلاش های زنان جهان در حال به ثمر نشستن است و زنانی که برای دستیابی به دموکراسی و صلح در جهان تلاش می کنند در عرصه جهانی دیده می شوند.

شیرین عبادی اولین زن مسلمان جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۴ در مورد برندگان سال ۲۰۱۱ این جایزه می گوید:


صدای دیگر، شماره ۱۵۸

Your browser doesn’t support HTML5

صدای دیگر، شماره ۱۵۸



«از این مساله خوشحالم. هم از جهت فردی و هم از جهت مسایل اجتماعی. از جهت فردی از این جهت که بعد از سال ۲۰۰۴ زنان برنده جایزه صلح نوبل کمیته زنان نوبل را تاسیس کردیم که متاسفانه ماه پیش خانم وانگاری ماتهای اهل کنیا درگذشت و ما یکی از اعضای هیات مدیره خودمان را از دست دادیم. به فاصله یک ماه ما سه عضو جدید پیدا کردیم که من از هم اکنون عضویت این خانم ها را در موسسه زنان نوبل تبریک می گویم.»

خانم عبادی،‌ با اضافه شدن این سه زن کمیته شما چند عضو خواهد داشت؟

«کمیته ما متشکل از هفت نفر بود که متاسفانه خانم وانگاری را از دست دادیم شش نفر شدیم و الان با این سه نفر می شویم ۹ نفر. ۹ زنی که برنده جایزه صلح نوبل هستند و در جهان هنوز زنده اند.»

فکر می کنید اضافه شدن این سه زن به فهرست زنان برنده چه تاثیر کلانی بر وضعیت زنان جهان خواهد گذاشت؟

«مسلما تاثیر مثبتی خواهد داشت زیرا هدف از انتخاب این سه زن این است که جهان باید متوجه باشد که زنان آخرین افرادی هستند که از مزایای دموکراسی برخوردار می شوند. بنابراین وقتی در کشوری انقلابی صورت می گیرد یا تحولات اجتماعی پیش می آید ممکن است حقوقی به نفع مردم عوض شود ولی زن ها در آخرین رده این گونه مزایا قرار می گیرند. چنان که ما در بهار عربی شاهد هستیم.

هیچ وقت صحبت از این نمی کند که در جامعه ای که زن و مرد هر دو با هم انقلاب کردند آیا باز هم تعدد زوجات را می خواهند رواج دهند و یا این که قرار است ممنوع شود؟ بنابراین به نظر من انتخاب کمیته نوبل بسیار هوشمندانه و راهبردی بوده. یعنی به جهان تذکر می دهد که وضعیت هیچ کشوری بهتر نخواهد شد مگر آن که وضعیت زنان در آنجا بهتر شود.

در نتیجه تا زنان از مزایای دموکراسی برخوردار نشوند نمی شود گفت یک حکومت دموکرات است. ما چگونه می توانیم حکومتی را دموکرات بدانیم در حالتی که دیه زن نصف دیه مرد باشد؟ ما چگونه می توانیم حکومتی را دموکرات بدانیم در حالتی که مثل ایران در قانونش می نویسند شهادت دو زن معادل با شهادت یک مرد است؟ دموکراسی و حقوق زن دو کفه یک ترازو هستند.»

خانم عبادی،‌ همواره کمیته انتخاب نوبل به سیاسی کاری متهم می شود. آیا به نظر شما رگه هایی از سیاست ورزی را هم می شود در انتخاب امسال پیدا کرد؟

«اگر منظور شما از سیاست این است که بخواهند حکومتی را سر کار بیاورند و یا حکومتی را ساقط کنند نه خیر مسلما چنین افکاری را کمیته صلح نوبل هرگز نداشته. اما کمیته صلح نوبل با توجه به اختیاراتی که دارد همواره به یک جریان فکری توجه می کند که در آن زمان خاص باید به آن توجه شود.

به عنوان مثال در این شرایط فعلی با توجه به انقلاباتی که در منطقه اسلامی صورت می گیرد و ما می بینیم که دیکتاتورها دارند ساقط می شوند و زنان مانند مردان به خیابان می آیند،‌ کشته می شوند برای سقوط دیکتاتورها ولیکن در هیچ جا صحبت از برابری حقوق زن و مرد حتی بین انقلابیون نیست.

انقلابیون بحث شان و درگیری شان سر این است که چه کسی رییس جمهور بشود و کدام حزب آزاد باشند. و حال آنکه همانطور که گفتم زنان یعنی نیمی از یک جامعه دارند به فراموشی سپرده می شوند. کمیته صلح نوبل در حقیقت با انتخاب این سه زن شایسته به جهان و خصوصا انقلابیون فعلی این هشدار را می دهد که مراقب حقوق نیمی از جامعه تان باشید. هیچ جامعه ای سالم نیست و هیچ حکومتی دموکرات نیست اگر در آن زنان در وضعیت تبعیض آمیز به سر برند.»

اولین زن عرب برنده جایزه صلح نوبل

در سال ۲۰۱۱ برای اولین بار زنی عرب توانست به جایزه صلح نوبل دست پیدا کند. توکل کرمان یکی از برجسته ترین چهره های جنبش اعتراضی یمن و سخت کوش ترین مدافعان حقوق زنان در این کشور و منطقه به شمار می رود. او که ۳۲ سال دارد متولد شهر تعز و مادر سه فرزند است که ریاست گروه حقوق بشری زنان خبرنگار بدون بند را بر عهده دارد.

این گروه از سال ۲۰۰۷ تاکنون هر سه شنبه در مقابل دانشگاه صنعا در پایتخت یمن تظاهراتی برپا کرده است. وی از چهره های شاخص در سازماندهی تظاهرات علیه علی عبدالله صالح رییس جمهور یمن بوده و زمانی که توسط حکومت عبدالله صالح دستگیر شد تظاهرات گسترده ای برای آزادی اش برگزار شد.

مجله تایم نیز او را به عنوان یکی از ۱۰۰ زن تاثیرگذار سال ۲۰۱۱ انتخاب کرده بود. توکل کرمان دریافت جایزه صلح نوبل را یک پیروزی برای فعالان سیاسی درگیر در تظاهرات اعتراضی ضد دولتی توصیف کرده است.

آلن جانسون سرلیف نیز از برندگان نوبل صلح امسال است. خانم سرلیف ۷۲ ساله نخستین زنی است که به مقام ریاست جمهوری یک کشور آفریقایی دست یافت و برای بار دوم هم نامزد این سمت در انتخاباتی است که هفته آینده برگزار می شود. وی که به زن آهنین مشهور است در دانشگاه ویسکانسین و هاروارد تحصیل کرده و پیش از سمت وزیر اقتصاد لیبریا را نیز بر عهده داشت.

او پس از سالها کناره گیری از سیاست در سال ۱۹۹۶ به لیبریا بازگشت و در سال ۲۰۰۵ به قدرت رسید. تلاش های زیادی برای بازسازی کشورش که در نتیجه ۱۴ سال جنگ داخلی ویران شده بود انجام داده است. رییس جمهور لیبریا در سالهای گذشته به عنوان یکی از نامزدان دریافت جایزه صلح نوبل مطرح بود.

لیما گبمووی فعال ۳۹ ساله حقوق بشر نیز که سازماندهی گروهی از زنان مسلمان و مسیحی برای مقابله با جنگ در لیبریا را بر عهده دارد سومین زنی است که نوبل ۲۰۱۱ دست یافته است. وی دلیل گذرکردن از مرزهای مذهبی و قومی برای پایان دادن به جنگ دراز مدت لیبریا و تضمین مشارکت زنان در انتخابات موفق به کسب این جایزه اشتراکی شده است.

خانم لیما به خاطر سازمان دادن گروهی از زنان لیبریایی به منظور ابراز مخالفت آشکار با جنگ سالاران این کشور شهرت یافته است. وی که تحصیلات خود را در ایالات متحده به پایان رسانده از سالها پیش تشکل هایی را سازمان داده که در پیشبرد مبارزه های مسالمت آمیز علیه فقر،‌ خشونت علیه زنان و کودکان سهمی به سزا داشته است.

مبارزه برای بقا و تغییر

پروین اردلان،‌ فعال حقوق زنان ساکن سوئد معتقد است تعلق یافتن این جایزه به سه زن فعال در سال ۲۰۱۱ بیش از آنکه پیامی برای زنان فمینیست جهان در بر داشته باشد حامل پیامی برای مردان است.

پروین اردلان: «من فکر می کنم شاید بهتر باشد که اول بگوییم تاثیر انتخاب سه زن بر جهان مردانه ما چه خواهد بود. این به نظرم یکی از بهترین خبرهایی بود که توی این مدت شنیده ام و فکر می کنم که یک جور نشانه ای از زنانه شدن جهان را می گوید. آن هم جهانی که سراسر پر است از خشونت و جنگ طلبی و سلطه طلبی و تلاش مستمر زنان در برابر این جنگ طلبی ها و در برابر این فضای سلطه طلبانه ای که دارد در سراسر جهان اعمال می شود نشان می دهد که چطور زنان توانستند در این وضعیت خشونت بار جهانی مداخله کنند.

از این جهت من فکر می کنم می تواند پیام خوبی باشد برای جهان و می تواند تشویق خوبی باشد برای زنانی که دارند بی صدا و پرتلاش کار می کنند و در عرصه های خبری کمتر دیده می شوند،‌ در عرصه های سیاسی کمتر دیده می شوند، در بین رهبران سیاسی کمتر هستند. درمیان تصمیم گیرنده ها کمتر هستند ولی تمام تلاشی که می کنند مبتنی بر مبارزه برای بقا و مبارزه برای تغییر است.»

خانم اردلان،‌ بعد از برنده شدن خانم شیرین عبادی در سال ۲۰۰۴ این برای دومین بار است که زنی مسلمان برنده این جایزه می شود. خانم توکل کرمان از یمن که برنده این جایزه شده اند مسلمان شیعه اند. فکر می کنید آیا انتخاب مجدد یک زن مسلمان به عنوان برنده جایزه صلح نوبل می تواند حاوی پیامی برای زنان مسلمان جهان باشد؟

«می شود گفت اتفاق فرخنده ای است به خاطر این که در جامعه هایی که زنان در آن ها به شکل های مختلف تحت سلطه قرار می گیرند و با اشکال مختلف در مقابل این وضعیت مقابله می کنند وقتی چنین اتفاقی صورت می گیرد به یک نوعی می تواند نشان دهنده این باشد که در این فضای تغییر و بهار عرب چه نقش عمده ای را زنان می توانند در آینده ایفا کنند و چه
نقشی را در گذشته ایفا کرده اند که دیده نشده.

یکی از تصاویری که ما همیشه از خودمان می توانیم در جهان غرب ببینیم تصویر زن قربانی است. در صورتی که این تصویر تصویر واقعی نیست و تصویر یک وجهی است. وضعیت زنان در کشورهای مختلف وجوه مختلفی دارد.

برای همین اتفاقی که مثلا در بهار عرب افتاد از جهت جنبش های اجتماعی ممکن بود که سورپرایز کننده باشد ولی از جهت این که زنان در بهار عرب خاموش بودند و حالا به میدان آمده اند به نظر من برای ما که در این کشورها زندگی می کنیم سورپرایز کننده نبود. برای کسانی عجیب به نظر می رسید که در کشورهای دیگری زندگی می کنند و از دور و به عنوان یک قربانی به ما نگاه می کنند.

به همین خاطر می خواهم بگویم اتفاقی که با بهار عرب افتاد ادامه فعالیت هایی بود که زنان در این کشورها انجام می دادند ولی دیده نمی شد یا کمتر دیده می شد و یا حداقل وارد بحث های رسانه ای کمتر می شد.

بعد از بهار عرب تازه فعالیت های زنان و نقش هایی که در این حوزه ها داشتند و مقاومت هایی که در این عرصه ها برای برقراری صلح و مخالفت با جنگ و برای ایجاد امنیت در کشورهای خودشان می کردند و برای برابری،‌ دانه دانه دارد آشکار می شود.

نکته ای که در انتخاب خانم های لیبریایی هست نشان دهنده تلاشی است که در این سالها زنان برای مقاومت در بروز جنگ و توقف جنگ های داخلی به کار برده اند. و تلاش اینهاست که توانسته فضای جنگ طلبانه و میلیتاریزه شده لیبریا را به فضای صلح آمیزتری تبدیل کند. همه این تلاش های زنان درواقع دیده شده است.»

محدودیت های روزانه برای دانشجویان دختر

سال تحصیلی در دانشگاه های ایران در حالی آغاز شده است که از ماه ها قبل برنامه ریزی ها برای تفکیک جنسیتی کلاس های درسی دانشجویان آغاز شده بود. با اینکه کارشناسان مسایل زنان و مسایل آموزشی هشدار داده بودند که با توجه به کاستی های سیستم آموزشی این تفکیک عملی نیست اما مسوولان آموزش عالی بی توجه به تمامی هشدارها برنامه های خود را عملی کردند. اما در همین آغاز کار دانشگاه ها در ایران تفکیک جنسیتی چه تاثیری بر وضعیت دختران دانشجو در ایران داشته است؟

مریم دانشجوی ترم سه یکی از دانشگاه های ایران به پرسش هایم در این زمینه پاسخ می دهد.

خانم مریم،‌ در سال تحصیلی جدید در دانشگاه های ایران چه اتفاقی افتاده و آیا تمامی تهدیدات و مسایلی که پیش از آغاز سال تحصیلی در رسانه های ایران از سوی مسوولان آموزش عالی مطرح شده بود دارد اجرایی می شود؟

مریم: «تقریبا می شود گفت دارد به مرور اجرا می شود. ترم پیش در یکی از دانشگاه ها مقداری تفکیک شده بود، درسهای عمومی و درسهایی مال ترم های پایین تر بود. در دانشگاه علامه تمام درسها تفکیک شده یعنی شاید فقط ده تا کلاس مختلط وجود داشته باشد. این آن چیزی است که گفتند تفکیک درسی اتفاق می افتد و افتاد.

آیین نامه های پوشش هم در حال اجرا شدن است. یعنی آیین نامه پوشش دو بخش داشت که قسمتی برای دختران و قسمتی برای پسران که به صورت بنر در خیلی از دانشگاه ها مثل امیرکبیر نصب شده بود. از ترم جدید دانشجویان با مشکلات زیادی برخوردند.

مثلا در دانشگاه علامه اگر پوشش افراد طبق آیین نامه نباشد چادر سرشان می کنند و بعد اجازه ورود ره دانشگاه را می دهند. پیش از این هیچوقت این رفتار با دانشجو نمی شد. در خیلی از دانشگاه ها همه جای دانشگاه به جز کلاس ها دوربین نصب شده. من فکر می کنم تلاش برای افزایش سخت گیری ها است.

یعنی این طوری نیست که یک نفر که مانتوی بلند می پوشد، می تواند بدون مشکل به دانشگاه برود. این دختر در ورود بعدی اش به دانشگاه می تواند در مساله دیگر مورد دار شناخته شود. کنترل مدامی که وجود دارد، دانشجویان را به خود مشغول می کند که البته فقط مورد دخترها نیست.»

آیا این تفکیک جنسیتی کلاس ها می تواند لطمه ای آموزشی هم به سطح درسی بزند یا نه؟

«بله می تواند. تجربه یک ترم پیش نشان می دهد سطح کلاس ها پایین آمده است . مثلا روش تحقیق درسی است که برای علوم ارتباطات جداست و علوم اجتماعی جدا و هر کدام مختص خود آن رشته است. حتی واحد درسی اش متفاوت است.

اما در دانشگاه علامه برای این که همه پسر ها سر یک کلاس بنشینند و یک کلاس تشکیل شود و به حد نصاب برسد این واحدهای متفاوت برداشته شده و بچه ها همه در یک کلاس می نشینند و درس را می گذرانند در حالی که روش تحقیق برای رشته های مختلف متفاوت است. یا این که در برخی از دانشگاه ها، پیش نیازها را حذف کرده اند.

به این ترتیب یک دانشجوی ترم سه می تواند سر کلاس ترم هشت بنشیند برای همین سطح دری پایین می آید. این که پسرها و دخترها کنار هم بنشینند تاثیری ندارد اما این که دانشجویان در کلاس های درسی هم سطح نیستند، مشکل ایجاد می کند.»

مجموعه این فشارها به نظر شما چه تاثیری می تواند روی بینش دانشجویان بگذارد؟ دانشجویی که دغدغه اش این است که اجازه ورود به دانشگاه را می تواند پیدا کند یا نه آیا مانتویش کوتاه است یا نه، فکر می کنید می تواند با ذهن باز و فراغ خاطر به مسایل آموزشی اش بپردازد؟

«شاید به صورت مستقیم این قدر تاثیر نداشته باشد ولی به صورت غیر مستقیم تاثیر دارد. برای این که وقتی من ذهنم مشغول این است که چطور از این در یا جلوی این دوربین رد شوم، تمام فعالیت روزمره مرا تحت تاثیر قرار می دهد و من نمی توانم سراغ هیچ فعالیت دیگر بروم.»

در سال های گذشته جنبش دانشجویی یکی از مهمترین جنبش های اجتماعی ایران بوده و فعالیت آنها می توانسته حتی جامعه را تحت تاثیر قرار دهد. با این محدودیت ها و فشارها و به گفته شما با این ذهن درگیر و پرمشغله ای که دانشجویان پیدا کرده اند فکر می کنید آیا اصلا جنبش دانشجویی می تواند مثل سابق پرشور به حرکت خودش ادامه دهد یا این فشارها و محدودیت ها ممکن است جنبش دانشجویی را هم تحت تاثیر قرار دهد؟

«من فکر می کنم یک مقدار موضوع برعکس آن چیزی است که شما گفتید. اگر ما جنبش قوی و موثر، آن طور که که شما می گویید داشتیم هیچوقت وضعیت به این جا نمی رسید. ما آن جنبش دانشجویی را مثل گذشته نداریم هرچند که این اعمال محدودیت ها باعث شود که یک مقدار فعالیت دانشجویان بیشتر و غیرعلنی تر شود ولی به همان میزان هم هسته ها و تشکل ها در دانشگاه ها نداریم احتمال این که محدودیت ها باعث شود که کمتر هم شوند تا فعالیت دیگری کنند.

جنبش دانشجویی تقریبا خیلی ضعیف شد که باعث شد این محدودیت ها اعمال شود. با این حال من معتقدم که شاید این محدودیت ها باعث شود دانشگاه یک قدم جلوتر بیاید و بچه های دانشگاه فعالیتی را شروع کنند و یک اعتراضی را شروع کنند که بشود گفت جنبش دانشجویی دارد فعالیت می کند.»