آیا سازمان همکاری اسلامی شعبه‌ای از وزرات خارجه سعودی است؟

ملک سلمان، پادشاه عربستان، در جمع رهبران سازمان کنفرانس اسلامی در اجلاس استانبول

حسین جابری انصاری، سخنگوی وزرات خارجه ایران، در اظهاراتی تأمل‌برانگیز گفته است که «متأسفانه سازمان همکاری اسلامی به جزئی از وزارت خارجه سعودی تبدیل شده و مثل اداره‌ای از این وزارتخانه عمل می‌کند».

چنین اظهار نظر صریحی از سوی یک مقام رسمی وزارت خارجه ایران اگر درست باشد، هدفی جز نکوهش و مذمت سازمان همکاری اسلامی ندارد. افزون بر اینکه اگر این اظهارات در نکوهش سازمان همکاری اسلامی درست باشد، تلویحاً قوت و قدرت سیاست خارجی یک عضو (سعودی) از ۵۷ عضو سازمان را نشان می‌دهد که توانسته تنها کشوری باشد که چنان سازمان عریض و طویلی را که هر یک از اعضا از جمله ایران هزینه‌های هنگفتی بابت حق عضویت سالانه پرداخت می‌کنند، به اداره‌ای از ادارات خود تبدیل کند.

به بیان ساده، سخنگوی وزارت خارجه در حالی که قصد مذمت سازمان همکاری اسلامی را دارد، خواسته یا ناخواسته به مدح و ستایش عربستان سعودی پرداخته است.

اینک پرسش این است که آیا اساساً این اظهارات قرین صحت است؟ چه علائمی دال بر صحت این مدعا وجود دارد؟

پرسش مهم‌تر این که اگر ریاض توانسته چنین سیاست خارجی موفقی را به کار ببندد تا سازمان همکاری اسلامی را به «اداره‌ای از ادارات وزارت خارجه خود» تبدیل کند، چرا تهران (به عنوان یکی از اعضای مؤسس سازمان) نتوانسته چنین توفیقی حاصل کند که هیچ؛ در پاره‌ای از موارد، مورد توبیخ و انتقاد سازمان همکاری اسلامی نیز قرار گرفته است؟

موضع‌گیری‌های سازمان علیه ایران

مسلماً شواهد مهمی باید سخنگو وزارت خارجه را وادار کرده تا گمان داشته باشد که سازمان همکاری اسلامی در ید اختیار عربستان قرار گرفته است. این شواهد کدام است؟ در زیر سه مورد از اهم مواضع سازمان را علیه تهران اشاره می‌کنیم.

یکم: توقف حج

بنا به اعلام رسمی سازمان حج، در سال ۹۵ هیچ زائری از ایران برای انجام مناسک حج اعزام نخواهد شد. سازمان حج اعلام داشته که ریاض مساعدت‌های لازم را در این خصوص اعمال نداشته که هیچ؛ علی جنتی وزیر ارشاد اعلام داشته که سعودی‌ها در طول چند دور مذاکره با زبان «تحکم» با طرف ایرانی صحبت کرده‌اند.

متوقف شدن حج امسال در پی آن صورت گرفت که عربستان با قطع رابطه سیاسی خود با تهران عملاً هرگونه امکان صدور روادید برای ده‌ها هزار زائر ایرانی را با مشکل مواجه کرد.

در شرایطی که نه دستورات تحکم‌آمیز عربستان برای ایران قابل قبول بود و نه بازماندن از حج، جمهوری اسلامی اعلام کرد که کارشکنی‌های عربستان را به نزد سازمان همکاری اسلامی شکایت خواهد برد. با اعلام چنین موضعی معلوم بود که جمهوری اسلامی امیدوار بود سازمان همکاری اسلامی به نفع ایران اقدام یا لااقل میانجی‌گری مؤثری به عمل خواهد آورد.

اینک نکوهش کردن سازمان همکاری اسلامی بر زبان سخنگوی وزارت خارجه ایران گواهی است که این سازمان مطلقاً جانب سعودی را گرفته و در نتیجه شکایت جمهوری اسلامی از عربستان در سازمان همکاری اسلامی، مسموع و مقبول قرار نگرفته است.

دوم: بیانیه سازمان همکاری علیه ایران

قطع رابطه سیاسی ریاض با تهران در حالی رخ داد که سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد مورد حمله یورش قرار گرفته و به آتش کشیده شدند. این حادثه در پی آن بود که جمهوری اسلامی به اعدام شیخ نمر باقر النمر روحانی شیعه اهل عربستان که روابط تنگاتنگی با ایران داشت، اعتراض سختی کرد و در پی آن عده‌ای به اماکن دیپلماتیک عربستان در تهران و مشهد حمله و آنها را به آتش کشیدند.

گرچه موضع رسمی وزارت خارجه ایران تقبیح و توبیخ حمله‌کنندگان بود ولی عدم مداخله مؤثر پلیس برای جلوگیری از این حادثه و همچنین عدم محکومیت حمله‌کنندگان تا این لحظه، بهانه کافی به دست عربستان داده تا آن حادثه را انگیزه‌ای برای تقابل همه جانبه با ایران کند.

در پی حمله به سفارت عربستان، ریاض جمهوری اسلامی را به دلیل نقض مصونیت دیپلماتیک ساختمان‌هایش در شورای همکاری، اتحادیه عرب و سازمان همکاری اسلامی محکوم کرد.

به ویژه محکوم شدن جمهوری اسلامی (با تأکید بر قید «اسلامی») در درون سازمان همکاری اسلامی برای تهران بسیار گران تمام شد چرا که بیانیه این سازمان در محکومیت جمهوری اسلامی، هم زمان با حضور حسن روحانی در اجلاس سران آن سازمان اتفاق افتاد. از این بدتر اینکه آن بیانیه جمهوری اسلامی را به عنوان حامی تروریسم و حزب‌الله لبنان را در کنار داعش جزو سازمان‌های تروریستی قرار داد. (مراجعه شود به مقاله: جمهوری اسلامی و شکست دیپلماتیک در سازمان همکاری اسلامی)

سه: تعلیق عضویت سوریه

تردیدی در این نیست که سوریه مهم‌ترین متحد استراتژیک جمهوری اسلامی در جهان است. اهمیت این اتحاد استراتژیک میان دو کشور را باید در حمایت مالی، تسلیحاتی و رزمی جمهوری اسلامی از دمشق طی پنج سال جنگ داخلی سوریه یافت تا آنجا که افزون بر میلیاردها کمک نقدی، اینک نیروهای رزمی ایران حتی در سطح فرماندهان ارشد سپاه (مثلاً سردار حسین همدانی) در خاک سوریه و در کنار ارتش این کشور کشته می‌شوند.

از سوی دیگر روشن است که اینک تهران و ریاض مواضع متعارضی در جنگ داخلی سوریه دارند. تهران خواستار بقای اسد در قدرت و ریاض خواستار حذف او از قدرت است.

در چنین شرایطی بود که عربستان در ۲۴ و ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ و مقارن با ماه رمضان آن سال میزبان اجلاس اضطراری سازمان همکاری اسلامی در مکه شد. موضوع اجلاس «تعلیق» عضویت سوریه از این سازمان بود.

روشن بود که موفقیت عربستان در تعلیق عضویت سوریه این معنای را در برداشت که رژیم بشار اسد به دلیل جنایاتش فاقد اهلیت برای ماندن در کنار دیگر برادران مسلمان است. به عبارت دیگر، قصد عربستان این بود که بگوید رژیم بشار اسد ماهیت ضد اسلامی دارد.

تصور اینکه ریاض بتواند به متحد جمهوری اسلامی یعنی سوریه برچسب غیر اسلامی بزند، طبیعتاً برای تهران گران بود. از این رو، رئیس وقت دولت ایران یعنی محمود احمدی‌نژاد در رأس هیئت بلندپایه‌ای به مکه سفر کرد تا در تصمیم نهایی و رأی‌گیری سازمان اثر گذارد. اما، نتیجه اجلاس به شدت ناامیدکننده از آب در آمد به گونه‌ای که کلیه اعضا به اجماع آرا، به استثنای جمهوری اسلامی به تعلیق عضویت سوریه رأی مثبت دادند. این در حالی بود که جمهوری اسلامی در عالی‌ترین سطح در اجلاس حضور داشت و حتی موفق به کسب یک رأی همسو با خود از جمع ۵۷ عضو نشد.

بازی بد ایران یا بازی خوب عربستان؟

به استناد موارد بالا اگر بخواهیم از زاویه سخنگوی وزارت خارجه ایران به موضوع بنگریم این مثال‌ها همه دلیل «خوب بازی» کردن عربستان است که هرگاه اراده کرده توانسته رأی مثبت سازمان همکاری اسلامی را در کنار خود داشته باشید. چنین نگاهی است که سخنگو را وا می‌دارد تا در نکوهش سازمان همکاری اسلامی، دانسته یا ندانسته زبان به تحسین دیپلماسی عربستان بگشاد. اما، آیا واقعیت چنین است؟

این مقاله برخلاف سخنگوی وزارت خارجه معتقد است چنان دستاوردهایی که عربستان در سازمان همکاری به دست آورده نه لزوماً نتیجه بازی خوب ریاض بلکه محصول «بازی بد» تهران است.

چه انتظاری است وقتی اماکن دیپلماتیک در برابر پلیس به آتش کشیده می‌شود و حمله‌کنندگان مورد پیگرد قرار نمی‌گیرند، سازمان همکاری اسلامی آن را محکوم نکند؟ چه انتظاری است وقتی جهانیان از زبان دبیرکل سازمان ملل می‌شنوند که بشار اسد «خوی درندگی» دارد، آنگاه سازمان همکاری اسلامی به تعلیق سوریه رأی ندهد؟ چه انتظاری است که آن سازمان رأی به نفع دولت میزبان ندهد وقتی جمهوری اسلامی می‌خواهد حج سیاسی را در مکه برپا کند؟ (مراجعه شود به مقاله: جمهوری اسلامی گرفتار در تله حج سیاسی)

در این تردیدی نیست که عربستان سعوی به عنوان عضوی از گروه ۲۰ (یعنی بیست اقتصاد برتر جهان) در پیشبرد اهداف خود برای جلوگیری از هژمونی ایران در منطقه پول‌های هنگفت نفتی را خرج می‌کند. اما، مگر تهران در پیشبرد اهداف خود پول به پای دیگران نمی‌ریزد؟ پس چرا عربستان باید موفق باشد وایران نه؟

دست کم تهران با این پرسش مواجه است که چرا به عنوان رئیس کنونی جنبش عدم تعهد نمی‌تواند رأی این سازمان را در راستای منافع خود کسب کند؟ چرا تهران حتی نمی‌تواند رأی اقغانستان و تاجیکستان را که جزو قلمرو فرهنگی ایران هستند، با خود همراه داشته باشد؟ آیا به راستی عربستان خوب بازی می‌کند یا جمهوری اسلامی بد بازی کرده است؟

اعترافات تلخ سخنگو

آقای جابری انصاری دانسته یا ندانسته مخاطبان خود را به دو نکته تلخ آگاه ساخته است. نخست اینکه به جهانیان نشان داده که جمهوری اسلامی (با تاکید بر قید «اسلامی») حتی یک رأی سازمان کنفرانس اسلامی را با خود ندارد و چه تلخ است این اعتراف.

دوم اینکه او اعتراف دارد که عربستان به صورت تک نفره رأی همه اعضا را با خود دارد و چه تلخ‌تر است این دیگر ادعا (که نویسنده با آن موافق نیست).

حال اگر بنا را بر صحت اظهارات سخنگوی وزارت خارجه بگذاریم آیا این وضعیت معنایی جز انزوای جمهوری اسلامی حتی در میان برادران مسلمان دارد؟ و اگر چنین است آیا جمهوری اسلامی در جامعه جهانی منزوی‌تر نیست؟

اگر آری، خروج از این انزوای نفس‌گیر ممکن نیست مگر با بازنگری به تمام خطاهایی که در سیاست خارجی خود مرتکب شده است.