ایران وموشک‌هایِ بدون کلاهک

(بخش اول). ایران از دوران جنگ با عراق، علاقمندی خاصی به تولید، تحقیق و توسعه در زمینه طیف وسیعی از موشک‌های بالیستیک و توانایی پرتاب آنها به فضا پیدا کرده است. این علاقمندی که در آغاز ناشی از یک آسیب‌پذیری و خلاء دفاعی بود کم‌کم ابعاد گوناگونی یافت. امروزه همین توانایی معضل عمده‌ای برای ایران ایجاد کرده و علیرغم توافق برای عقب‌نشینی اتمی، هنوز این نگرانی وجود دارد که ایران بخواهد سطح توانایی موشکی خود را تا حد کلاهک اتمی افزایش دهد.

واژه بالیستیک معرف شیوه حرکت شیی در فضا است. مانند توپ یا گلوله‌ای که پس از پرتاب اولیه در طول خطر سیر تعیین شده‌ای هدایت شود. به همین لحاظ به موشک‌هایی که طبق این قاعده فیزیکی پرتاب می شوند بالیستیک گفته می‌شود. به عبارت دیگر این نحوه طی مسیر است که موجب اطلاق عنوان بالیستیک می‌شود و نه نوع ماده‌ای که در کلاهک موشک قرار می‌گیرد.

مهماتی که توسط یک موشک بالیستیک حمل می‌شود می‌تواند از نوع متعارف آن (ترکیبات باروت و مواد آتش‌زا) باشد که در آن صورت به آن موشک بالیستیک متعارف می‌گویند. در عین حال همان موشک بالیستیک با تغییر و تعدیل‌هایی می‌تواند کلاهک‌های مختلفی از نوع بیولوژیک، میکروبی و یا شیمیایی و اتمی را حمل کند. هرچند در این صورت در مرحله انفجارنیازمند ماشه انفجاری متفاوتی است که با ماشه مهمات متعارف تفاوت اساسی دارد.

سوخت یک موشک می‌تواند از نوع جامد باشد که عمدتاً زمان آماده‌سازی را کوتاه‌تر می کند..

تسلیحات موشکی متعارف معمولاً نه در زمره سلاح‌های تهاجمی موثر محسوب می‌شوند و نه در زمره تسلیحات تدافعی قوی. در عین حال اگر به قصد تدافع انباشته شوند بسته به نوع و تعداد می‌توانند توان بازدارندگی موثری داشته باشند. از طرفی قصد و اراده صاحب سلاح را تا زمانی که عملاً از آن اسلحه استفاده نکرده نمی‌توان تعیین کرد و حسب ضرورت اسلحه‌ای مانند موشک می‌تواند هم به صورت تدافعی و هم به صورت تهاجمی مورد استفاده قرار گیرد. کاربُرد دیگر موشک‌های بالیستیک در یک صورتبندی متفاوت، سیستم ضدموشکی است که فقط پس از پرتاب موشک تهاجمی و به قصد خنثی کردن آن فعال می‌شود.

در خلال جنگ ایران و عراق صدام حسین از سیستم موشکی به قصد تهاجمی استفاده کرد و در خلال جنگ خلیج فارس(۱۹۹۱)، اسرائیل از سامانه ضدموشکی پاتریوت به عنوان یک سامانه دفاعی بهره بُرد. علاوه براسرائیل، کشورهای یونان، آلمان، هلند، کویت و عربستان سعودی و همچنین تایوان به این سیستم مجهز هستند. این سیستم توانایی مقابله با موشک‌های بالیستیک، کروز و برخی از سیستم‌های هوایی را دارد.

موشک های بالستیک ایران

در تابستان سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷) در خلال یک مانور نظامی، ایران اقدام به آزمایش تعدادی از موشک‌ها بالیستیک خود کرد که از بردهای مختلفی برخوردار بودند. از جمله موشک‌هایی که در آن مقطع آزمایش شدند موشک شهاب ۳ با بُرد متوسط بود. البته در خصوص بُرد موشک‌های شهاب ایران حرف‌های ضد و نقیضی هم زده شد. در بعضی منابع داخی فاصله به کیلومتر و در برخی دیگر به مایل آمده و در نتیجه – شاید به عمد – برد موشک‌ها به درستی مشخص نیست. آنچه می‌توان گفت بین ۸۰۰ تا ۱۸۰۰ مایل ادعا شده است.

۸۰۰ مایل تقریبا برابر ۱۲۸۸ کیلومتر است در حالیکه ۱۸۰۰ مایل برابر ۲۹۰۰ کیلومتر است. فاصله خطی و به اصطلاح پرواز پرنده از تهران به تل آویو (اسرائیل)۱۵۸۸ کیلومتر یا ۹۸۷مایل است. با این حساب اگر موشک شهاب فقط ۸۰۰ مایل برد داشته باشد و به جای تهران از مرزهای غربی ایران شلیک شود به راحتی می تواند به مکه، اسرائیل، و مصر هم برسد. اما اگر موشک شهاب ۱۸۰۰ مایل بُرد داشته باشد می‌تواند فراتر از اسرائیل به نقاطی مانند ، سودان ، مصر و با استفاده از پایگاه‌های متحرک حتی بخشهایی از اروپای شرقی مانند اسلوواکی، آلبانی، لهستان و کرواسی؛ و یا در جهات مختلف به مناطقی از روسیه، بلاروس، لیتوانی، و یا حتی هند و پاکستان؛ و یا به اتیوپی، صنعا در یمن، جیبوتی، و اریتره نیز برسد. مسلم است که بُرد موشک بسته به اینکه چه نوع سوختی استفاده کند و وزن کلاهک آن کمتر یا بیشتر باشد می‌تواند تا حدی نوسان داشته باشد.

منابع معتبرتر اطلاعات نظامی بُرد موشک میانبرُد شهاب ۳ را حداکثر برابر ۱۰۰۰ مایل یا ۱۶۰۰ کیلومتر ذکر کرده‌اند. اما چنین بُردی فقط در صورت کاهش وزن کلاهک انفجاری آن به حد ۷۵۰ کیلوگرم بدست می‌آید. بعد از عواملی مانند وزن و بُرد، سوخت موشک حائز اهمیت است. سوخت جامد در مقایسه با سوخت مایع برتری دارد چونکه زمان آماده‌سازی برای پرتاب را تا حد قابل ملاحظه‌ای کوتاه می‌کند.

موشک بالیستیک، کلاهک متعارف

تولید موشک بالیستیک با بُرد متوسط در کشورهایی که فاقد توان تولید کلاهک اتمی باشند سابقه ندارد و ایران تنها کشوری است که موشک بالیستیک ( به عبارت دیگر ابزار حمل کلاهک اتمی) را قبل از تولید کلاهک اتمی ساخته، آزمایش کرده و سپس آنرا با کلاهک متعارف (غیر اتمی) مجهز و به تولید انبوه رسانده است. این موضوع را نمی‌توان به سادگی چنین تعبیر کرد که چون ایران بخش متعارف موشک را تولید کرده است بنا براین خواهد توانست به تولید کلاهک اتمی مبادرت و سپس به سادگی کلاهک متعارف را با کلاهک اتمی جایگزین کند.

موشک بالیستیکی که بتواند بار اتمی حمل کند به یک قطعه سوم اما حیاتی نیاز دارد و آن چاشنی انفجاری قابل عمل کردن با کلاهک اتمی است. یعنی ایران باید دو مشکل فنی را پشت سر بگذارد: ساختن چاشنی انفجاری که با کلاهک اتمی کار کند و تولید خود کلاهک اتمی. بسیار خوشبینانه خواهد بود اگر تصور کنیم چون موشک شهاب نوع تعدیل یافته موشک نودونگ کره شمالی است بنابراین چاشنی انفجاری آن نیز به سادگی از طریق همان کشور در دسترس ایران قرار خواهد گرفت.

از دهه ۱۹۸۰ ایران شیوه‌های گوناگونی را برای تولید موشک بالیستیک آزمون کرد تا توانست به موشک شهاب ۳ برسد. بنیان این موشک‌ها خریداری شده است. ایران در مراحل مختلف موشک‌های گوناگونی را خرید و به موازات بکارگیری آنها در جنگ با صدام حسین و سال‌ها بعداز پایان جنگ به شهاب رسید. شهاب۱ نوع تعدیل یافته موشک اسکاد-بی ساخت اتحاد جماهیر شوروی سابق است. شهاب ۲ از روی مدل اسکاد- سی ساخته شد که در اصل توسط شوروی‌ساخته شده بود ولی هیچگاه جای خود را در زراد خانه شوروی پیدا نکرد. اطلاق شهاب ۳ به نوع تعدیل یافته موشک نودونگ ربطی به نسل قبلی آن شهاب ۱و ۲ ندارد. نودونگ (که رودونگ هم نامیده می‌شود) اگرچه از ساختار اسکاد-دی بهره برده ولی موشک مستقلی است که بدواً با تسهیلات مالی ایران در کره شمالی ساخته شد و سپس درصدی از موشک‌های تولیدی در کره شمالی به ایران صادر شدند.

بعد از پروژه نودونگ/شهاب ۳ بود که ایران به سمت پروژه موشک‌های سجیل حرکت کرد و سوخت مایع را با جامد جایگزین کرد. علیرغم اقدامات جامعه بین‌المللی در تحریم و کنترل صادرات قطعات، تکنولوژی و اجزای قابل استفاده در تولید موشک‌های بالیستیک به طور اعم و موشک‌های شهاب و سجیل به طور اخص، ایران موفق شد در این زمینه پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرده و به تولید انبوه این قبیل موشک‌ها بپردازد.

اهمیت موشک های بالستیک

هدف از تولیدموشک بالستیک با کلاهک اتمی در طول سال‌های جنگ سرد بازدارندگی در سطح استراتژیک بوده است. برای ایران، اما، این هدف تغییرماهوی کرده و علاوه بر قدرت تدافعی به علت فقدان نیروی هوایی موثر تبدیل به توان تهاجمی قبل ملاحظه‌ای شده است. البته به لحاظ فنی و از آنجایی که این موشک‌ها فاقد کلاهک اتمی هستند و بار انفجاری کلاهک آنان حداکثر یک هزار کیلو گرم و کمتر است توان تخریبی چندان زیادی ندارند و گذشته از آن امکان نشانه‌گیری دقیق با این موشک‌ها تقریبا غیرممکن است.

در کلاهک‌های متعارف فاکتورهای گوناگونی موجب می‌شود نیل به اهداف مطلوب با مشکل مواجه یا تقریبا غیر ممکن شود:

- امکان اینکه چاشنی انفجاری اصلاً عمل نکند وجود دارد

- امکان دیگر نقص‌های فنی در سوخت موشک و اشتباهات محاسباتی در پرتاب آن است.

- امکان اینکه یک موشک متعارف در طول مسیر توسط موشک‌های ضدموشک رهگیری و منهدم شود وجود دارد، در حالیکه به خاطر ریسک انفجار اتمی هیچ ارتشی به یک موشک دارای کلاهک اتمی حمله نمی‌کند.

- موشک‌ها باید حمل و به اصطلاح بر روی پرتاب کننده‌ها کاشته و سپس پرتاب شوند.

- انبوهی از موشک‌ها باید به سمت یک هدف عمده نظامی هدف‌گیری شود ولی هدف نظامی مورد نظر باید کوچک باشد تا موثر واقع شود. اگر توان موشکی صرف اهداف پراکنده شود نتیجه استراتژیک به دست نخواهد آمد اما طبیعتاً چنین حملاتی می تواند در مراکز پرجمعیت غیرنظامی ایجاد ترس کند.

معضل استراتژیک، بررسی سناریوی فرضی یک منازعه

وضع دشوار و به اصطلاح معضلی که در مورد موشک‌های بالیستیک بدون کلاهک اتمی وجود دارد در زیر خلاصه شده است:

در یک منازعه فرضی اگر انبوهی از موشک‌های متعارف (غیر اتمی) به سمت مراکز جمعیتی هدف‌گیری و پرتاب شوند- حتی در صورت پراکندگی در هدف‌گیری- می‌توانند خسارات جانی و مالی همراه با ترس و نگرانی وسیع ایجاد کنند.

اگر انبوهی از موشک‌های متعارف به سمت مراکز صنعتی یا نظامی غیر متمرکز پرتاب شوند خسارات کاملاً اتفاقی و پراکنده بوده تناسبی با سرمایه‌گذاری (ارزش تسلیحات بکار رفته) نخواهد داشت و طبعاً چنین شرایطی دشمن را وادار به تسلیم شدن در مقابل خواسته‌های یک کشور نخواهد کرد. برعکس کشور مورد هدف می‌تواند واکنش شدیدتری ابروز داده و سطح منازعه را ارتقاع و یا به مرحله‌ای ورای منازعه متعارفی مثلاً تهدید اتمی بکشاند.

در چنان شرایطی اگر کشور صاحب موشک‌های بالیستیک متعارف فاقد انتخاب اتمی باشد خود بخود بازنده منازعه خواهد بود. یا اگر چنان کشوری براثر اشتباه محاسبه در توان رزمی خود بخش عمده توان موشکی متعارف خود را در حملات اولیه از دست داده باشد و هدف پاسخ شدید قرار گیرد، خسارات منفی مضاعفی را تحمل خواهد کرد.

اگر هر دو کشور دارای توان استراتژیک (هسته‌ای) باشند این محاسبات تغییر می‌کند و اصولاً تهدید به کاربرد و یا تهاجم با موشک دارای کلاهک اتمی وارد مقولاتی مانند بازدارندگی، موازنه قوا، و دخالت قدرت‌های بزرگ و شورای امنیت می‌شود.

ادامه دارد.

......................................................................................................

نظر نویسنده الزاما دیدگاه رادیو فردا را منعکس نمی‌کند.