«بهتره که نزنین، واسه اینکه اگر شروع کنید ما هم میزنیم». این گفتههای دونالد ترامپ در شب سیزدهم اعتراضهای گسترده دیماه ۱۴۰۴ است، در روزی که آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، پس از شب ناآرام دوازدهم، رئیسجمهور آمریکا را متهم کرد که پشت معترضان سنگر گرفته و «دستانش به خون ایرانیان آلوده است».
شاهزاده رضا پهلوی، ولیعهد پیشین ایران، که این روزها بیش از هر چهرهٔ مخالف دیگری فعالیتهایش را گسترش داده، از معترضان و هواداران خود خواسته است تا به اعتراضها ادامه دهند و همزمان از رئیسجمهور آمریکا خواسته است که در حمایت از معترضان در ایران اقدام کند.
در میان سهگانه آیتالله خامنهای، شاهزاده رضا پهلوی و دونالد ترامپ، دولت مسعود پزشکیان مانند اینترنت ایران در خاموشی مطلق به سر میبرد.
Your browser doesn’t support HTML5
پاراگراف اول؛ آیا بازگشت سلطنت روایت غالب اعتراضات است؟
تنها عباس عراقچی وزیر خارجه دولت چهاردهم در نشست خبری سفر به بیروت به خبرنگاران مدعی شد که این اعتراضها شبیه اعتراضهای سال ۲۰۲۳ لبنان به افزایش نرخ ارز است و اسرائیل و آمریکا را به ایفای نقش در آن متهم کرد.
جاذبهٔ یکی و دافعهٔ دیگری در چیست؟ آیا بیانیه دادن و درخواست کمک از نیروهای خارجی میتواند معترضان را به ادامهٔ اعتراضات مجاب کند؟
در پاراگراف اول، عبدالرضا احمدی دبیر سیاسی حزب ایران نوین در برلین و اسماعیل عبدی دبیرپیشین کانون صنفی معلمان تهران از فرانکفورت به پرسشهایی در اینباره پاسخ دادهاند.
آیا اعتراضها تداومپذیر است؟
عبدالرضا احمدی از اعضای حزب ایران نوین میگوید جنبش کنونی از یک حرکت اعتراضی فراتر رفته و به یک «جنبش سیاسی» تبدیل شده است؛ جنبشی که به باور او برای نخستینبار در ۴۷ سال گذشته دارای رهبری مشخص است.
او فراخوان شاهزاده رضا پهلوی و حضور انبوه معترضان در خیابانها را رخدادی بیسابقه در تاریخ جمهوری اسلامی میداند که «نشاندهندهٔ وجود پایگاه اجتماعی، اعتماد و پیوند میان رهبری سیاسی یعنی شاهزاده رضا پهلوی و بدنهٔ جامعه است».
نشانههایی که برای این کنشگر سیاسی، ویژگی یک انقلاب سیاسی را به همراه دارد.
آقای احمدی برآیند این روند را حرکت به سوی مرحلهای نهایی مینامد که از آن با عنوان جنبش ملی ایران نام میبرد و میگوید شاهزاده رضا پهلوی هم توان رهبری و هم آیندهنگری خود را در برنامهها، ارتباطات و مواضعش نشان داده است.
بیشتر در این باره: جک گلدستون: در آغاز یک لحظهٔ انقلابی در ایران هستیمنگاه انتقادی به رهبری و روایتهای مسلط
در ادامه، اسماعیل عبدی با اشاره به تجربهٔ زندان خود در دی ۹۶، آبان ۹۸ و اعتراضهای ۱۴۰۱ معتقد است که ترکیب اجتماعی معترضان در این دورهها نشان میدهد که دلایل اعتراضها صرفاً اقتصادی نبوده است.
به گفتهٔ او، ایران در سال ۱۴۰۴ وارد «انگارهٔ جدیدی» شده که در آن روایت رسمی حکومت دیگر برای جامعه باورپذیر نیست.
این فعال صنفی پیشین به ارتقای نارضایتیها به سطوح هویتی اشاره کرده و معتقد است، مردم حکومت را با «بحران رسمیت» مواجه کردهاند؛ بحرانی که در آن شهروندان احساس میکنند از نظر سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به رسمیت شناخته نمیشوند.
آقای عبدی میگوید آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه صرفاً تعلیق نظم سیاسی جمهوری اسلامی، بلکه ایستادن در آستانهٔ فروپاشی یک منطق تاریخی است؛ منطقی که بر تولید ترس و شکاف میان جامعه و حاکمیت استوار بوده و اکنون ترمیمناپذیر شده است.
او تأکید کرد که در نسل جدید، بهویژه در میان مزدبگیران، «مرگ عادیتر از سکوت» شده و سرکوبهای گذشته، بهجای بازتولید ترس، به عادیشدن اعتراض انجامیده است.
بیشتر در این باره: میزگرد اعتراضها؛ بازگشت سلطنت یا عبور از جمهوری اسلامی؟شاهزاده رضا پهلوی کجای اعتراضها ایستاده؟
اسماعیل عبدی اگرچه شاهزاده رضا پهلوی و جریان پادشاهیخواهی را یکی از صداهای مهم در این اعتراضها میشناسد، اما تأکید می کند که نمیتوان سایر کنشگران نظیر معلمان، بازاریان، دانشگاهیان، کارگران، زنان، حاشیهنشینان و طبقهٔ متوسط در حال سقوط را که ائتلافی ناهمگون و شبکهای از نارضایتیها را شکل دادهاند، نادیده گرفت.
به باور او، برجستهشدن نام رضاشاه و شاهزاده رضا پهلوی در شعارها ریشه در برداشتی عمومی دارد که جمهوری اسلامی را حکومتی دیده است که به جای حرکت به سوی جامعهای مدرن، به سنتگرایی مذهبی بازگشته، و حالا بخشی از جامعه به این نتیجه رسیده که نبود جمهوری اسلامی، حتی با جایگزینی متفاوت، وضعیت بهتری ایجاد خواهد کرد.
با این حال رئیس پیشین کانون صنفی معلمان تهران، روایت غالب رسانهای که کل ایران را خواهان بازگشت سلطنت نشان میدهد، بدون توجه به کردستان، آذربایجان وبلوچستان که اشکال متنوعتری از اعتراض، تمرکززدایی شبکهای و کنشهای صنفی در آنها دیده میشود، روایت دقیقی نمیداند.
آیا سلطنت «بازگشت به گذشته» است؟
عبدالرضا احمدی، مطرح شدن نام شاهزاده رضا پهلوی را «بازگشت زمانی به عقب» نمیداند.
از نظراین عضو حزب ایران نوین، نهاد پادشاهی مشروطه از نظر سنت سیاسی، در بسیاری از کشورهای اروپایی امروز کارکرد دموکراتیک دارد و پادشاهی مشروطه الزاماً به معنای تمرکز قدرت سیاسی نیست، بلکه میتواند نمادی برای ایجاد اجماع در جامعهای متکثر باشد.
آقای احمدی توانایی ایجاد اجماع میان جریانهای مختلف را با ارجاع به نشست مونیخ در شاهزاده رضا پهلوی میبیند.
بیشتر در این باره: تهدید ترامپ در مورد سرکوب معترضان؛ فشار یا مقدمهٔ اقدام؟نقش بازیگران خارجی
عبدالرضا احمدی، هرگونه مداخله سیاسی خارجی را مردود میداند، اما معتقد است، اقداماتی که ماشین سرکوب جمهوری اسلامی را مهار وهزینهها برای معترضان را کاهش دهد، مانند آنچه در آفریقای جنوبی و اروپا پس از جنگ جهانی دوم رخ داد، قابل دفاع است.
در مقابل، به باور اسماعیل عبدی، مواضع رهبران خارجی تنها میتواند فشار رسانهای و سیاسی ایجاد کند، و تأثیر مستقیم آن بر انگیزهٔ خیابانی معترضان محدود است.
به گفتهٔ آقای عبدی، بخش بزرگی از جامعه، بهویژه طبقات کارگر و جوان، نسبت به حمایتهای خارجی محتاط و گاه مشکوک هستند. اما نهادهای بینالمللی حقوق بشری در افزایش فشار بر جمهوری اسلامی نقش مؤثری دارند.
بیشتر در این باره: گفتگو با برمن؛ آمریکا تا کجا آمادهٔ حمایت از معترضان در ایران است؟