خاتمهٔ مدارای جمهوری اسلامی با اصلاح‌طلبان یا پایان تاریخ مصرف؟

دیدار گروهی از اعضای «جبهه اصلاحات» با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور اسلامی ایران، ۱۱ دی ۱۴۰۳

موج جدید بازداشت برخی چهره‌های سیاسی داخل کشور که اغلب به‌عنوان اصلاح‌طلب شناخته می‌شوند، به‌خصوص پس از سرکوب خون‌بار اعتراضات دی‌ماه، این پرسش را مطرح کرده که احساس خطر جمهوری اسلامی از این طیف سیاسی چه مبنایی دارد.

این پرسش این‌گونه نیز مطرح می‌شود که وقتی اپوزیسیون خارج از کشور با چهره‌ای سرشناس چون شاهزاده رضا پهلوی بیش از هر زمان دیگری فعال شده، هستهٔ سخت حکومت چرا دوباره به‌سراغ کسانی رفته است که به‌گفتۀ تحلیلگران در میان مردم با کم‌ترین اقبال مواجه‌اند، از سوی مخالفان نظام به «استمرارطلبی» متهم‌اند و هم‌زمان رئیس دستگاه قضایی آنان را «انسان‌های بیچاره و فلک‌زده» می‌خواند.

روز ۱۹ بهمن بازداشت هم‌زمان چندین چهرهٔ شناخته‌شدۀ اصلاح‌طلب انجام شد و قوهٔ قضاییه آنان را «عناصر فعال در جهت فعالیت به نفع رژیم صهیونیستی و آمریکا» خواند.

غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوهٔ قضاییه، نیز آن‌ها را کسانی توصیف کرد «که از داخل بیانیه علیه جمهوری اسلامی می‌دهند و هم‌صدای رژیم صهیونیستی و آمریکا هستند».

اشارۀ محسنی اژه‌ای به بیانیۀ معروف به «۱۷ تن» است که در آن مسئول اصلی «روزگار هولناک» ایران را شخص رهبر جمهوری اسلامی معرفی و اعلام کرده بودند که «جمهوری اسلامی نامشروع است و باید برود».

سه تن از امضاکنندگان این بیانیه، ویدا ربانی، مهدی محمودیان و عبدالله مؤمنی، ۱۱ بهمن بازداشت شدند، اما بازداشت چهره‌های اصلاح‌طلب حدود یک هفته بعد و پس از آن صورت گرفت که فایل صوتی اظهارات علی شکوری‌راد در جمع «معاونان ستاد پزشکیان» منتشر شد.

شکوری‌راد، که از چهره‌های سرشناس اصلاح‌طلب است، در اظهاراتش دربارهٔ مسعود پزشکیان و علی خامنه‌ای به‌صراحت تأکید کرد که رئیس‌جمهور شدن پزشکیان «پروژۀ رهبری» بود و اصلاح‌طلبان با این‌که در ابتدا از ماهیت این پروژه آگاه نبودند، در این مسیر به آن کمک کردند.

شکوری‌راد در ادامه به «نیروی میانه» بودن پزشکیان هم اشاره و تأکید می‌کند که ایفای این نقش در صورتی ممکن بود که رهبر جمهوری اسلامی به‌طور واقعی بخشی از اختیارات خود را به او تفویض کند.

طرح «مجمع ملی نجات ایران»

حسین رزاق، تحلیلگر سیاسی مقیم آلمان، به رادیو فردا می‌گوید: «اصلاح‌طلبان این طرح را داشتند که به خامنه‌ای بنویسند که کنار بکشد و قدرت را به پزشکیان تنفیذ کند تا جمهوری اسلامی بماند».

نهضت آزادی ایران هم در بیانیۀ محکومیت این بازداشت‌ها تأیید کرد که طرح «مجمع ملی نجات ایران» که در هفته‌های اخیر در دستور کار «جبهۀ اصلاحات» قرار داشت، به بازداشت چهره‌های این جبهه منجر شد.

پیش از آن گزارش شده بود که هیئت‌رئیسۀ «جبهۀ اصلاحات» نشستی دربارهٔ طرحی برگزار کرده بودند با این هدف که یک «مجمع نجات» تشکیل دهند و آن را به علی خامنه‌ای ارائه کنند.

این اقدام در حالی است که طیف اصلاح‌طلبان همواره متهم بوده‌اند به این‌که حتی هنگام برخورداری از قدرت در دولت محمد خاتمی نیز از بدنۀ اجتماعی عظیم خود استفاده نکردند و نقش مردم برای آن‌ها در حد مشارکت بیشتر در انتخابات به‌عنوان «سیاهی‌لشکر» بوده است.

این روند که از اواخر دهۀ ۷۰ خورشیدی آغاز شده بود، پس از سرخوردگی‌های مکرر در میان مردم، نهایتاً در اعتراضات دی‌ماه ۹۶ به سر دادن شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» انجامید.

حسین رزاق به رادیو فردا می‌گوید قصد اصلاح‌طلبان تا سال‌ها این بود که جمهوری اسلامی را «با اصلاحات حفظ و سپس آن را استحاله کنند»، اما اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که دیگر چنین امکانی فراهم نیست و باید به‌سراغ راهکارهای عملی‌تر مانند برکناری خامنه‌ای بروند؛ موضوعی که برای حکومت پذیرفتنی نیست و به‌گفتۀ این تحلیلگر سیاسی، «اگر خامنه‌ایِ بی‌جانشین توسط افراد منصوب به حکومت کنار برود، به‌معنای فرو ریختن خیمۀ نظام است».

رئیس قوهٔ قضاییه نیز در اظهاراتش پیرامون بازداشت گروهی از فعالان سیاسی داخل کشور بر این موضوع صحه گذاشت و دربارهٔ آنان گفت: «عده‌ای دیگر نیز نوکری و مزدوری سردمداران جنایتکار رژیم صهیونیستی و آمریکا را می‌کنند و ستون خیمۀ انقلاب، یعنی ولایت، را نشانه رفته‌اند».

بیشتر در این باره:

افشای پروژه حکومت برای «کشته‌سازی» و سرکوب در دی‌ماه توسط فعال سیاسی اصلاح‌طلبشکوری‌راد و حسین کروبی در ادامهٔ برخورد با چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب بازداشت شدند

پلی «میان مرحلۀ اعتراض و استقرار یک نظم سیاسی جدید»

راز زیمت، مدیر برنامۀ «ایران و محور شیعه» در مؤسسۀ مطالعات امنیت ملی در تل‌آویو، در مقاله‌ای که چند روز پیش از بازداشت‌های اخیر منتشر شد، با اشاره به این‌که اصلاح‌طلبان پس از سال‌ها تأکید بر «تغییر تدریجی»، اکنون مواضعی اتخاذ کرده‌اند که زیربنای نظام کنونی را به چالش می‌کشد، نوشت: «این بازیگران می‌توانند ستون فقرات ایدئولوژیک مرحلۀ پس از تضعیف نظام را فراهم کنند و شاید به‌طور موقت، پلی میان مرحلۀ اعتراض و استقرار یک نظم سیاسی جدید باشند».

این تحلیلگر مؤسسۀ مطالعات امنیت ملی در اسرائیل همچنین با اشاره به این‌که توانایی اصلاح‌طلبان برای سازمان‌دهی اعتراض در مقطع کنونی تقریباً به صفر رسیده است، تأکید کرد: «در سناریویی که شامل فرسایش پایه‌های نظام باشد، ممکن است فرصت‌های تازه‌ای برای ظهور رهبری داخلی معتدل‌تر پدید آید؛ به‌ویژه تحت هدایت چهره‌هایی که در دهه‌های گذشته در فرایندهای تصمیم‌گیری مشارکت نداشته‌اند و برخی از آنان بهای شخصی سنگینی برای مواضع خود پرداخته‌اند».

انتشار این مقاله توجه خاص خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، را برانگیخت تا جایی که بخشی از این مقاله را زیرِ تیتر «ناامیدی اسرائیل از پهلوی و امیدواری به اصلاح‌طلبان» بازنشر کرد و آن را تأییدی بر این ادعا خواند که «اصلاح‌طلبان برای معرفی خود به‌عنوان جایگزین حکومت ایران تلاش می‌کنند».

این خبرگزاری همچنین چهار چهره از پنج چهره‌ای را که در این مقاله از آن‌ها به‌عنوان نمونه‌هایی شاخص از «گسست تازه در اردوگاه اصلاح‌طلبان پس از سرکوب اعتراضات دی‌ماه» یاد شده بود، به‌عنوان شواهد گزارش خود نام برد: میرحسین موسوی، مهدی کروبی، مصطفی تاجزاده و حسن روحانی.

این چهار تن (به‌اضافهٔ نرگس محمدی در زندان) کسانی هستند که پس از کشتار هزاران معترض در خیابان‌ها، به‌نوشتهٔ راز زیمت، «لحن خود را تندتر کرده و اکنون آشکارا مبانی سیاسی نظام کنونی را به چالش می‌کشند».

حبیب حسینی‌فرد، تحلیلگر سیاسی مقیم آلمان، در این باره می‌گوید علاوه بر اقدام خبرگزاری فارس در بازنشر بخش‌هایی از این مقاله «در جهت منکوب‌کردن اصلاح‌طلبان»، محسنی اژه‌ای نیز دائماً از هم‌صدایی برخی نیروهای داخل با «صهیونیست‌ها» و خارج از کشور سخن گفته است.

به‌گفتۀ حسینی‌فرد، «بعید نیست که تحلیلگران دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی پس از انتشار این مقاله به وحشت افتاده باشند که مبادا اسرائیل به اصلاح‌طلبان و پتانسیل آن‌ها نگاه مثبتی دارد و اگر هم به ترس نیفتاده باشند، این تحلیل راز زیمت برایشان مستمسک خوبی برای بگیروببندهای روزهای اخیر شده باشد».

راز زیمت در مقاله‌اش، با تأکید بر این‌که بخش‌هایی از جامعهْ اصلاح‌طلبان را با ناکامی‌ها، کاستی‌ها و بی‌عدالتی‌های جمهوری اسلامی پیوند می‌زنند، افزوده است با این حال «شاید در نهایت بپذیرند که آنان به‌عنوان بازیگرانی مرتبط و موقت پذیرفته شوند، تا زمانی که از طریق انتخابات آزاد یا همه‌پرسی، رهبری جدید و مورد اجماع در مسیر گذار به نظم سیاسی جایگزین شکل گیرد».

تهدید «اپوزیسیون ملی» برای نظام جمهوری اسلامی؟

چه این مقالهٔ زمیت بر رویکرد تحلیلگران دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی در هر جهتی تأثیر گذاشته باشد چه نه، برخی کارشناسان امور ایران می‌گویند که حکومت جمهوری اسلامی به‌رغم کشتار هزاران معترض و سرکوب اعتراضات، اکنون مترصد این است که هیچ صدای مخالفی از داخل کشور، به‌خصوص در باب موجودیت و کلیت نظام، بلند نشود.

اردشیر امیرارجمند، مشاور سابق میرحسین موسوی و فعال سیاسی مقیم فرانسه، بر این باور است که بازداشت چهره‌های سرشناس سیاسی داخل کشور در روزهای اخیر نشانگر آمادگی نظام برای «تغییر شرایط و اجرای طرح کلان جدیدی است که مستلزم قطع هر صدای مستقل داخلی است».

به‌گفتۀ امیرارجمند، «آقای خامنه‌ای انتقال ثقل اپوزیسیون به داخل و شکل‌گیری اپوزیسیون ملی را تهدیدی وجودی برای نظام فاسد حاکم تلقی می‌کند و بازداشت‌های چند روز اخیر با اتهامات واهی و کودکانه نیز در همین راستا طراحی شده است».

حسین رزاق، تحلیلگر سیاسی، نیز به رادیو فردا می‌گوید: «جمهوری اسلامی نمی‌خواهد هیچ اپوزیسیونی در داخل کشور همراهی و مدیریت اعتراضات را در دست بگیرد و صدایی بلند کند». رزاق دلیل این امر را مواضع برخی مقامات غربی، به‌خصوص در آمریکا، عنوان می‌کند که گفته‌اند در اعتراضات ایران نگاه‌شان بیشتر به نیروهای داخل کشور است.

این در حالی است که در خارج از کشور، شاهزاده رضا پهلوی اکنون به چهرۀ اصلی اپوزیسیون تبدیل شده و در جریان اعتراضات دی‌ماه نیز شعار «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» از شعارهای اصلی و فراگیر مردم در بسیاری از شهرها بود.

راز زیمت، تحلیلگر مؤسسۀ مطالعات امنیت ملی در تل‌آویو، چهار سناریو را برای آیندۀ سیاسی ایران ترسیم می‌کند:

  • ۱) افول تدریجی نظام تا زمان مرگ خامنه‌ای که می‌تواند به فروپاشی درونی نظام بینجامد؛
  • ۲) سرنگونی جمهوری اسلامی وقتی که نخبگان سیاسی و نظامی–امنیتی انسجام خود را از دست بدهند؛
  • ۳) تغییر از درون نظام و شکل‌گیری الگویی اقتدارگرایانه–نظامی؛
  • ۴) تضعیف پایه‌های نظام در پی مداخلۀ نظامی خارجی و ایجاد آشوب گسترده و واداشتن نظام به تغییرات سیاسی اساسی مانند برگزاری همه‌پرسی یا انتخابات آزاد.

او با این حال، «نبود یک اپوزیسیون سازمان‌یافته و ریشه‌دار در داخل کشور» را در همۀ این سناریوها چشمگیر می‌داند. در میان اپوزیسیون خارج از کشور نیز او به افزایش فعالیت گروه‌های سلطنت‌طلب و پادشاهی‌خواه به رهبری رضا پهلوی اشاره و تأکید می‌کند در جریان اعتراضات اخیر، «نشانه‌های بی‌سابقه‌ای از حمایت از بنیان‌گذار سلسلۀ پهلوی و فراخوان‌هایی برای بازگرداندن سلطنت تحت رهبری رضا پهلوی دیده شد».

او با این حال، اضافه می‌کند که «مشخص نیست که این نوستالژی بازتاب ناامیدی از نظام کنونی است یا پذیرش واقعی و گستردۀ رضا پهلوی به‌عنوان رهبر مورد اجماع».

در این میان، برگزاری تجمعات اعتراضی در خارج از کشور در همبستگی با مردم ایران همچنان جریان دارد. هم‌زمان سایۀ جنگ نیز برای مجبور کردن جمهوری اسلامی به توافق با آمریکا بر سر ایران افتاده است.

با این اوصاف، نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی، پس از کشتار هزاران نفر از مردم در اعتراضات دی‌ماه، همچنان به سرکوب هر صدای مخالفی در داخل کشور مشغول‌اند.

رهبر جمهوری اسلامی پس از سرکوب اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی، بار دیگر آن را «فتنۀ صهیونی و آمریکایی» خواند. رئیس دستگاه قضایی هم ۲۱ بهمن مخالفان داخلی را بار دیگر کسانی توصیف کرد که «همسو با دشمنان غدار، از جمله رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار، به کشور خود خیانت می‌کنند» و تأکید کرد «قوای مسئول و قوهٔ قضاییه در برابر آن‌ها خواهند ایستاد».

حسین رزاق، تحلیلگر سیاسی، به رادیو فردا می‌گوید سخنان آقای اژه‌ای در مورد هم‌صدایی با اسرائیل چیز جدیدی نیست، ولی «هراس این‌ها از گروه‌های داخل کشور این است که این گروه‌ها بر روی ایدۀ واحدی که همان عبور از جمهوری اسلامی است، منسجم شوند».

به نظر می‌رسد هستهٔ سخت جمهوری اسلامی که علی خامنه‌ای، بیت رهبری و نهادهای نظامی و امنیتی را در برمی‌گیرد، با دنبال کردن سیاست «همه با ما یا علیه ما»، به‌دنبال حذف رقبای داخلی است که پیامد آن سیاه و سفید شدن سپهر سیاسی ایران به‌طور کامل است؛ سپهری که در آن یا باید سیاست‌های جمهوری اسلامی، از جمله سرکوب و کشتار معترضان، را دربست پذیرفت یا باید رنج بازداشت و زندان و حصر و تبعید را به جان خرید.