نامه سرگشاده اعتراضی پسر آیت‌الله منتظری به رهبر ایران

حسینعلی منتظری

سعید منتظری، فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران خواستار رفع محدودیت‌ها از خود و نزدیکان پدرش شد.

در این نامه که روز ششم خرداد ۱۳۹۸ منتشر شد، سعید منتظری با اشاره به «هجمۀ تبلیغاتی یک‌طرفه علیه آیت‌الله منتظری به‌رغم گذشت حدود ده سال» از مرگ او و اجازه چاپ نداشتن کتاب خاطرات آقای منتظری گفته است: «ردیّه‌های آن [خاطرات] مکرراً توسط اشخاص و ارگان‌های رسمی در حال چاپ و ‏انتشار است. همچنین برنامه‌های مختلف تلویزیونی علیه ایشان و بیان مطالبی سخیف و ‏غیرعقلایی و یا نقل قول از دیگران که آخرین مورد در این رابطه توسط شخصی صورت گرفت ‏که اظهارات او حتی غیرمستقیم متعرّض شخص جنابعالی نیز می شود.»

در ادامه سعید منتظری فرد مذکور را «عهده‌دار مسئولیتی مهم در یک مرکز تاریح‌نگاری و اسنادی معرفی کرده و آورده است: «با جرئت و اطلاع کامل ‏ادعا می‌کنم و همۀ توابع آن را به جان می‌خرم که اگر دوستان او در دادگاه ویژه روحانیت ‏پروندۀ اخلاقی شنیع وی را فرمالیته و مختومه نکرده بودند، به حکم شرع و قانون ادامۀ حیات ‏وی میسور نبود.‏»

به نظر می‌رسد اشاره آقای منتظری به روح‌الله حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی باشد.

بیشتر در این باره: روایت جدید روح‌الله حسینیان از بازداشت و اعدام مهدی هاشمی

حسینیان در اردیبهشت ۱۳۹۸ در مصاحبه‌ای اینترنتی ادعا کرده بود آیت‌الله خمینی در حضور اکبر هاشمی رفسنجانی، علی خامنه‌ای، علی مشکینی و ابراهیم امینی گفته بود «منتظری هم خودش فاسد است و هم شاگردی که تربیت می‌کند فاسد تربیت می‌کند.»

در بند دیگری از نامۀ فرزند منتظری به خامنه‌ای، او با اشاره به پلمب ۲۲ ساله حسینیه شهدا که سال‌ها محل تدریس منتظری و برگزاری مجالس دینی بوده است، به ادامه این وضع اعتراض کرده و نوشته است این حسینیه «لانۀ کبوتران و پرندگان گشته و عدم رسیدگی به ‏وضعیت فیزیکی آن موجب تخریب آن گردیده و در معرض ویرانی کامل است» و «شعارهای “مرگ بر منتظری” و “وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد” که در ماجرای ‏یورش آبان سال ۷۶ بر دیواره‌های آن نقش بست و هنوز هم برجای مانده است، یادآور قضایای ‏اسفبار و غیر قابلِ توجیهِ حوادثِ تلخِ آن زمان است.»

آیت‌الله منتظری در روز ۲۳ آبان سال ۱۳۷۶ در یک سخنرانی ضمن رد فراقانونی بودن رهبری بر لزوم محدود شدن قدرت رهبر جمهوری اسلامی تأکید کرد.

بیشتر در این باره: گفته‌های روح الله حسینیان درباره اعدام‌های ۶۷ در بوته نقد

در واکنش به این موضع‌گیری، مخالفان «به‌طور ساماندهی‌شده» با حمله به حسینیه و تخریب و اشغال آن، به منزل مسکونی و دفتر منتظری نیز حمله کردند. چند روز بعد، حسینیه شهدا پلمب و در‌های ورودی خانۀ منتظری جوش داده شد و تا بیش از پنج سال بعد هیچ‌ کس جز خانواده منتظری اجازه ملاقات با او را نداشت.

سعید منتظری در بند سوم نامه سرگشاده خود به علی خامنه‌ای نوشته است منزل مسکونی و کتابخانۀ شخصی و دفتر منتظری «یادگاری از ایشان برای فرزندان طبیعی و ‏معنوی وی و حق شرعی و قانونی آنان است که نزدیک به ده سال است بدون هیچ دلیلی و بدون ‏ارائۀ هیچ حکمی پلمب گشته و درب ورودی آن را جوش داده‌اند.»

او در بند دیگری از این نامه با اشاره به ممنوع‌الخروج بودن خود و دیگر افراد خانوادۀ منتظری چنین آورده است: «بعد از ‏تحمل حدود یک سال سلول انفرادی ممتد و طاقت‌فرسا در سال‌های ۷۹ و ۸۰ که عمده‌ دلیل آن ‏در اختیار داشتن فیلم خشونت‌ها و برخوردهای تکان‌دهندۀ بعضی از بازجویان وزارت اطلاعات و ‏همچنین قضایای مربوط به حصر و کتاب خاطرات پدر بود و تا این ساعت هیچ دادگاه و محکمه‌‏ای برای آن ایام طولانی بازداشت غیرقانونی تشکیل نشده و قاعدتاً، برحسب قانون، پرونده مختومه ‏شده است؛ اما از عوارض آن ممنوع‌الخروجی اینجانب است و حتی نامه‌نگاری و مراجعات ‏مکرّر و وساطت بعض از بزرگان هم با لجاجت متصدیان مربوطه در دادگاه ویژه روبه‌رو شده ‏است. بد نیست گفته شود که بسیاری دیگر از افراد خانواده هم با آن‌که تا به‌ حال هیچ پروندۀ اتهامی ‏نداشته‌اند سال‌هاست ممنوع‌الخروج هستند.»

حسینعلی منتظری از مراجع تقلید شیعه و از شارحان نظریۀ «ولایت فقیه» بود که در سال ۱۳۶۴، با انتخاب مجلس خبرگان رهبری، به قائم‌مقامی آیت‌الله خمینی منصوب شد. با این حال او به‌تدریج به یکی از منتقدان سرسخت حکومت تبدیل شد و اختلافاتش با خمینی به‌ویژه در مورد «کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷» منجر به کناره‌گیری او در فروردین ۱۳۶۸ شد. منتظری در اعتراضات انتخاباتی سال ۱۳۸۸ نیز جانب معترضان را گرفت و در آذر همان سال درگذشت.

در سال ۱۳۹۵ نیز احمد منتظری، فرزند بزرگ‌تر آیت‌الله منتظری، یک فایل صوتی متعلق به او را منتشر کرد که در آن، آیت‌الله منتظری در دیدار با اعضای هیئت مرگ در ۲۴ مرداد سال ۶۷ از اعدام‌های آن سال در ایران به عنوان «بزرگ‌ترین جنایت جمهوری اسلامی» یاد می‌کرد.