در قلمرو ادب

در قلمرو ادب اين هفته، امير آرمين گفت وگويی دارد با ماشاءالله آجودانی پژوهشگر در باره تازه ترين اثر او «هدايت، بوف کور و ناسيوناليسم». در اين برنامه همچنين گفتاری در باره نقد نويسی ارايه می شود.


دکتر آجودانی در«هدايت، بوف کور و ناسيوناليسم»، از گوشه ای تازه به بوف کور اثر ماندگار هدايت پرداخته و رگه های ناسيوناليستی را در بوف کور رديابی و شناسايی کرده است.


نويسنده بر آن است که بوف کور، ايران را به دو مرحله-باستان و اسلامی-تقسيم کرده و گلدان راغه مورد بحث در رمان، نماد ايران باستان است که توسط فاتحان عرب غصب و تصرف شده است .


او در اين کتاب به آنچه که حضور غيبت ناميده می پردازد و کاستی های تجدد خواهی ايران را به نقد می کشد.

گلدان راغه نماد ايران باستان


دکتر آجودانی می گويد:« گلدان راغه نماد ايران باستان است و دختر اثيری که تصوير او بر قلمدان نقش شده نيز نماد زن در ايران باستان و خود ايران باستان است.


به گفته دکتر آجودانی، «در روايت دوم هدايت در بوف کور با «لکاته» و «پير مرد خنزر پنزری» سر و کار پيدا می کنيم که نمادها ی سلطه عرب های مسلمان بر ايران و از بين بردن دستاوردهای آن دوران است».


آقای آجودانی می گويد بوف کور يک اثر ماندگار دوران تجدد ايران است بی آنکه هدايت حتی يک بار به واژه تجدد اشاره کرده باشد: «هدايت با نوشتن رمان بوف کور اين پيام را می رساند که با آمدن عرب ها به ايرانف دوران عظمت و شکوفايی ايران نيز به پايان رسيده است».

او می افزاید: «اين پيامی است که صادق هدايت در نوشته های ديگر خود نظير «توپ مرواری»، «پروين دختر ساسانی»، «وغ وغ ساهاب» ، وساير نوشته ها ی خود به صراحت رسانده، اما در بوف کور به شيوه ای پيچيده و بسيار هنر مندانه آن را در قالب چهره های اصلی داستان – دختر اثيری، پير مرد خنزر پنزری، لکاته و راوی- مطرح کرده است».


آقای آجودانی در باره عبارت «حضور غيبت» که در کتاب مطرح شده است می گويد: « در صدو پنجاه سال گذشته ما مدام از نقد در غيبت نقد، از آزادی در نبود آزادی، و از قانون در غيبت حکومت قانون حرف زده ايم».


به گفته آقای آجودانی:«اگر غرب ازآزادی دم می زند آزادی هم دارد و اگر در باره قانون سخن می گويد از حکومت قانون برخوردار است. اما در ايران حضور اين غيبت به بخشی از فرهنگ و مدنيت عصر ما تبديل شده و بخش دهشتناک تناقض در همين جاست : زندگی در حضور غيبت».


بوف کور يک اثر ماندگار دوران تجدد ايران است بی آنکه هدايت حتی يک بار به واژه تجدد اشاره کرده باشد
ماشاالله آجودانی

نقد نويسی علمی- چگونه نقد ادبی بنويسيم؟

نقد نويسی علمی کاری مهم تراز نويسندگی و عملی خلاقانه است به شرط آنکه علمی و بی طرفانه باشد .

منظور از نقد يک نوشته، تحليل و ارزيابی آن نوشته است، نه شرح چکيده متن.


در شرح چکيده، تنها آن چه را نويسنده متن گفته است می آورند. در حالی که در نقد، به تحليل، تفسير، و ارزيابی متن نياز است و پاسخ دادن به «چرا» «چقدر خوب» يا «چقدر بد».


هرچند در نقد لزومی به شمردن همه نکات منفی نوشته نيست، اما در کل، واکنش نقد نويس به نوشته می تواند مثبت، منفی، يا آميزه هردو باشد. با اين حال نقد نويس بايد توضيح دهد که چرا چنان نگرشی به متن دارد.

سه مرحله در نقد نويسی:


۱- مرحله اول تحليل نوشته:


هنگام خواندن نوشته ای با هدف نقد آن، با پاسخ دادن به اين پرسش ها می توان به تحليل آن دست يافت:


- نويسنده چه می خواهد بگويد؟


- هدف نويسنده چيست؟


- پيام اصلی نويسنده چيست؟


- مخاطبان نويسنده چه کسانی هستند


- نويسنده برای رساندن هدف اصلی اش بحث را چگونه پيش برده و در تاييد نظر خود از چه شواهدی بهره گرفته است؟


- مفروض ها يا يکجانبه نگری های نويسنده کدام است؟


بهتر ين راه رسيدن به پاسخ اين پرسشها يادداشت برداری هنگام خواندن نوشته است

۲- مرحله دوم، ارزيابی نوشته:

با پايان يافتن خواندن نوشته، کار ارزيابی آغاز می شود. برای ارزيابی ديدگاه های نويسنده نقد نويس بايد به اين پرسش ها پاسخ بدهد:


- آيا بحث منطقی است؟ آيا نوشته شفاف، سازمان يافته و براحتی قابل خواندن است؟ آيا نويسنده ديدگاه هايش را بدقت بيان داشته است؟ آيا اصطلاح های نوشته به روشنی تعريف شده است؟ آيا برای بحث شواهد کافی وجود دارد؟ آيا بحث در تاييد نکته اصلی نوشته پيش می رود؟ آيا نوشته برای مخاطبان مورد نظر مناسب است؟ آيا نوشته به ارايه و رد ديدگاههای مخالف نيز پرداخته است؟ آيا نوشته به خواننده در درک مطلب کمک می کند؟


- آيا واژگان يا عبارت هايی در نوشته وجود دارد که واکنش نقد نويس را برانگيزد؟ اگر جواب مثبت است، کدام واژه ها يا عبارت ها و چه واکنش هايی برانگيخته اند؟


- سرچشمه واکنش نقد نويس به واژه ها يا عبارت های ياد شده چه بوده است؟ کجا و کی برای نخستين بار با آنها آشنا شده است؟ نقد نويس، کسان، مقاله ها، يا گفتمان هايی را سراغ دارد که بر اين ديدگاهش اثر گذاشته باشد؟ مقايسه آنها با نوشته چگونه خواهد بود؟


- نوشته چه پرسش ها يا ملاحظه هايی را مطرح می کند؟ نوشته چگونه نقد نويس را به آن جمع بندی خاص می رساند؟


۳- مرحله سوم، برنامه ريزی ونوشتن نقد:


نقد بايد به صورت يک مقاله استاندارد نوشته شود. بهتر است به سبک نوشته نويسنده مورد نقد نباشد چون ممکن است کار نقد و تحليل با کار خلاصه نويسی اشتباه گرفته شود.


ابتدا بايد پيش درآمدی برنقد و تعريف موضوع نقد و ديدگاه نقد نويس نوشته شود . سپس دفاع از ديدگاه نقد نويس با طرح جنبه ها ی بحث و موضوعهای ويژه انجام شود و در پايان، جمع بندی نقد و تاکيدی دوباره بر ديدگاه نقد نويس ارايه شود.