علی شمخانی، مردی که پس از جان بهدر بردن از حملۀ اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه برای آن کشور خط و نشان میکشید، در دومین دور حملات، صبح شنبه ۹ اسفند در کنار علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، کشته شد.
شمخانی سالهای متمادی و در اوج درگیریهای نظامی و کشمکشهای دیپلماتیک جمهوری اسلامی، در بطن تصمیمسازیهای کلان تهران حضور داشت.
این سیاستمدار ۷۰ ساله و از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران، در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی که این حکومت بر سر بقا با ایالات متحده زورآزمایی میکند، نقش مشاور معتمد و نزدیک رهبر جمهوری اسلامی را بر عهده داشت.
شمخانی چند ماه پس از نجات «معجزهآسا» از حملۀ اسرائیل به خانهاش در تهران، در گفتوگویی با جواد موگویی، مستندساز نزدیک به حکومت، با وام گرفتن از یک دیالوگ مشهور فیلم هالیوودی «پاپیون» خطاب به سران اسرائیل گفته بود: «حرامزادهها، من هنوز زندهام». جملهای که دیگر فرصت تکرارش را پیدا نکرد.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ با تأیید علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، علی شمخانی را به سمت دبیر شورای دفاع کشور منصوب کرد؛ نهادی تازهتأسیس که پس از جنگ ۱۲ روزهٔ ایران و اسرائیل در تابستان گذشته، به عنوان شورایی فرعی و زیرمجموعه شورای عالی امنیت ملی شکل گرفت.
بیشتر در این باره: شورای عالی امنیت ملی ایران تشکیل «شورای دفاع» به ریاست رئیسجمهور را اعلام کردانتصاب علی شمخانی بار دیگر او را به هستۀ مرکزی دستگاه تصمیمسازی جمهوری اسلامی بازگرداند. شورای دفاع کشور وظیفۀ هماهنگی اقدامات نظامی و دفاعی ایران، در سایۀ تهدید دور تازهای از حملات هوایی آمریکا، در صورت بینتیجهماندن مذاکرات غیر مستقیم جاری بین دو کشور را بر عهده دارد؛ موضوعی که بهنظر میرسید نشان از اهمیت حضور شمخانی بهعنوان دبیر این شورا باشد. اما وقوع حملات تازۀ اسرائیل و آمریکا و کشتهشدن شمخانی و علی خامنهای در نخستین ساعات حمله نشان داد که نهفقط حضور شمخانی، که حتی ایجاد اصل شورای دفاع هم بیتأثیر بوده است.
دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده در سخنرانی سالانۀ خود در کنگره، معروف به «وضعیت کشور» اشارۀ مختصری هم به احتمال حمله به ایران کرده و یادآور شده بود که حاضر نیست به «بزرگترین حامی تروریسم در جهان» فرصت دستیابی به سلاح هستهای بدهد.
علی شمخانی ده روز پیش از انتصاب بهعنوان دبیر شورای دفاع ایران، با انتشار مطلبی در شبکه ایکس، نوشته بود: «ضربه محدود توهم است. هر اقدام نظامی، از سوی آمریکا از هر مبدأ و در هر سطح، آغاز جنگ محسوب میشود و پاسخ آن فوری، همهجانبه و بیسابقه خواهد بود که متجاوز، قلب تلآویو و همه پشتیبانیکنندگان از متجاوز را هدف میگیرد.»
او که از کهنهسربازان جنگ هشتسالۀ ایران و عراق به شمار میرفت، از زمان ترک شورای عالی امنیت ملی در حدود سه سال پیش، مشاور سیاسی علی خامنهای بود.
علی شمخانی به مدت یک دهه، هدایت شورای عالی امنیت ملی ایران را بر عهده داشت؛ از جمله در زمان شکلگیری توافق هستهای موسوم به برجام و سپس، خروج یکجانبۀ ایالات متحده از آن در دورۀ نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ؛ موضوعی که بدبینی شمخانی به این توافق را پررنگتر کرد.
همزمان با بالا گرفتن تنشها با ایالات متحده و افزایش بدگمانیها نسبت به سرنوشت جمهوری اسلامی در صورت درگیری نظامی با آمریکا، علی شمخانی برای افزایش نفوذش در میان فرماندهان پیشین سپاه پاسداران که حالا از سیاستمداران پرقدرت بهشمار میآمدند، تلاش میکرد.
آبدیده در جنگ
علی شمخانی، متولد ۱۳۳۴ در خانوادهای از عربهای عشیرهای خوزستان، در طول جنگ ایران و عراق بهسرعت پلههای ترقی در سپاه پاسداران را پشت سر گذاشت و ابتدا به فرماندهی سپاه خوزستان، منطقۀ اصلی درگیری با نیروهای عراقی رسید.
او خیلی زود به جایگاه جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران، محسن رضایی، خوزستانی دیگری که در دهۀ پنجاه در کنار هم علیه حکومت پهلوی فعالیت میکردند، ارتقا پیدا کرد. در اواخر جنگ ایران و عراق، علی شمخانی علاوه بر فرماندهی نیروی زمینی سپاه پاسداران، در کابینۀ میرحسین موسوی هم به عنوان وزیر سپاه حضور داشت.
در سال ۱۳۶۸ و پس از انحلال وزارت سپاه، علی خامنهای که بهتازگی به رهبری جمهوری اسلامی رسیده بود، شمخانی را به فرماندهی نیروی دریایی ارتش منصوب کرد؛ ناوگانی که در درگیری با نیروهای آمریکایی بهشدت آسیب دیده بود. در فاصله کمتر از یکسال، فرماندهی نیروی دریایی سپاه هم به او واگذار شد تا بتواند برای مقابله با نیروی دریایی کلاسیک دشمنان قدرتمندتر، تاکتیکهای جنگ دریایی نامتقارن را بهکار بگیرد.
عامل امنیتی و کانال دیپلماتیک
جمهوری اسلامی، از علی شمخانی در جایگاههای دیپلماتیک هم استفاده کرد. او در مقام وزیر دفاع ایران در دوره ریاستجمهوری محمد خاتمی، بهعنوان نخستین مقام نظامی ایران از زمان وقوع انقلاب بهمن ۱۳۵۷، برای دیداری رسمی به عربستان سعودی سفر کرد؛ اقدامی که به کاهش نسبی تنش با برخی رقبای منطقهای تهران منجر شد.
بیشتر در این باره: علی شمخانی؛ از ترورهای گروه «منصورون» تا مشاور خامنهایبیش از دو دهۀ بعد، و هشت سال پس از هجوم گروهی از معترضان تندرو طرفدار جمهوری اسلامی به سفارت عربستان سعودی در تهران، مذاکراتی را با میانجیگری چین هدایت کرد که به توافقی برای عادیسازی روابط دیپلماتیک با ریاض انجامید.
انتصاب او به جایگاههای حساس سیاسی و دیپلماتیک، عمدتاً در مقاطعی انجام شد که تهران قصد داشت بدون اینکه در موضع ضعف دیده شود، با دشمنان و رقبایش تعامل کند.
این موضوع از جمله در طول مذاکرات هستهای یک دهۀ گذشته به وضوح دیده میشد؛ زمانی که در دورۀ ریاستجمهوری حسن روحانی، ابتدا برای اجراییشدن مفاد برجام تلاش میکرد و پس از خروج آمریکا از آن، بهدنبال عبور و دور زدن عواقب این تحول بود.
حسن روحانی بعدها از انتصاب او بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ابراز تأسف کرد؛ چراکه به این نتیجه رسیده بود شمخانی پشت یک مصوبۀ مجلس بوده که با ملزم کردن دولت به افزایش سطح و خلوص غنیسازی اورانیوم، به موضع تهران در مذاکرات هستهای لطمه زد.
علی شمخانی در مصاحبهاش با جواد موگویی پا را فراتر گذاشت و گفت با نگاهی به گذشته، ایران باید در دهۀ ۱۹۹۰ میلادی، یعنی پس از جنگ ایران و عراق، ساخت تسلیحات هستهای را مد نظر قرار میداد؛ اظهار نظری که تأکید او را بر «بازدارندگی»، پس از آنکه ایران در طول جنگ ۱۲ روزه، حملات هوایی سنگینی را از سوی اسرائیل و ایالات متحده متحمل شد، پررنگتر میکرد.
تحریم و حواشی
علی شمخانی و اعضای خانوادهاش در سالهای اخیر با اتهامات و تحریمهایی هم روبرو بودهاند. او در سال ۲۰۲۰ از سوی وزارت خزانهداری ایالات متحده تحریم شد. خزانهداری آمریکا سال گذشته محمدحسین، پسر او را هم بهدلیل رهبری شبکهای از نفتکشهایی که نفت تحریمشدۀ ایران و روسیه را به بنادر مشتریان بینالمللی حمل میکردند، مشمول تحریمهای مشابهی کرد.
به گفتۀ وزارت خزانهداری ایالات متحده، «امپراتوری دریایی» خانوادۀ شمخانی، آنها را به عاملی کلیدی در دور زدن تحریمهای آمریکا علیه تهران تبدیل کرده و ثروت بسیار هنگفتی را برای این خانواده به ارمغان آورده است. علی شمخانی اما هرگز به شکل علنی و عمومی دربارۀ اتهامات فساد، اظهار نظر نکرد.
از سوی دیگر لو رفتن فیلمی از مراسم پر زرقوبرق عروسی فاطمه، دختر علی شمخانی، با پوششی در تضاد با معیارهای جمهوری اسلامی، به اتهامات مربوط به امتیازات ویژه گروهی خاص از سران حکومت و تضاد سبک زندگی آنها با شعارها و ادعاهای محافظهکارانۀ طبقۀ حاکم مبنی بر سادهزیستی دامن زد و بحث فاصله گرفتن این گروه، نهتنها از بدنۀ جامعه که حتی از رویکرد پایهگذاران حکومت، آنهم در روزهایی که بخش عمدۀ ایرانیان بیش از هر زمانی با مشکلات معیشتی درگیر هستند را بیش از پیش مطرح کرد.
حالا با کشتهشدن این چهرۀ قدیمی و پرحاشیه جمهوری اسلامی، مشخص نیست سرنوشت «امپراتوری اقتصادی خاندان شمخانی» چه خواهد شد.