لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۹:۰۷ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

برنامه اوپوزيسيون داخل و خارج جمهوري اسلامي براي تشکيل شوراي رهبري مخالفان حکومت ايران


(rm) صدا | [ 5:41 mins ]
در پي برگزاري انتخابات رياست جمهوري دوره نهم و اعلام نام محمود احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهوري، بر خلاف انتظارها و پيش بيني ها حاکميت با آنکه دربست در اختيار جناح راست قرار گرفت، اما يکپارچه نشد و به خصوص انتصابها و سخنان رئيس جمهوري اسلامي مشکلات تازه اي را مطرح کرده و بيشترين انتقادها را از جناح راست متوجه رئيس جمهوري و دولت اسلامي او کرده است. در همين حال مخالفان حکومت اسلامي هم فعال تر شده و در روزهاي اخير از تشکيل شوراي رهبري شامل مخالفان حکومت در داخل و خارج کشور سخن گفته اند. دکتر حسين لاجوردي، مدير انجمن پژوهشگران ايران در مصاحبه با راديوفردا مي گويد اوپوزيسيون ايران ضمن تلاش گسترده اي که کرده است، خط مشي واحدي را دنبال نکرده است. در طي اين سال ها شاهد آن بوديم که خواست اول آنها آزادي ايران نبود، بلکه خواست اول آنها تحکيم حکومت آينده بر اساس مشي فکري خود بوده است. در پي برگزاري انتخابات رياست جمهوري دوره نهم و اعلام نام محمود احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهوري، بر خلاف انتظارها و پيش بيني ها حاکميت با آنکه دربست در اختيار جناح راست قرار گرفت، اما يکپارچه نشد و بخصوص انتصابها و سخنان رئيس جمهوري اسلامي مشکلات تازه اي را مطرح کرده و بيشترين انتقادها را از جناح راست متوجه رئيس جمهوري و دولت اسلامي او کرده است. در همين حال مخالفان حکومت اسلامي هم فعال تر شده و در روزهاي اخير از تشکيل شوراي رهبري شامل مخالفان حکومت در داخل و خارج کشور سخن گفته اند. امير آرمين در گفتگو با دکتر حسين لاجوردي، مدير انجمن پژوهشگران ايران در باره چشم انداز و احتمال شکل گيري چنان شورائي مي پرسد. دکتر حسين لاجوردي (مدير انجمن پژوهشگران ايران): امروز در موقعيت حساس ايران، بهترين زماني است که اين پاسخ داده شود و تا اين پاسخ را ندهيم به نتيجه مثبت نمي رسيم. چرا؟ اپوزيسيون ايران در داخل و خارج از کشور، خاصه در خارج از کشور، شاهد هستيم که از راست راست تا چپ چپ در طي اين بيست و شش، هفت سال گذشته تلاش بسيار گسترده اي را کرد. اين تلاش منجر به اين نتيجه شد که يک حکومت مذهبي که مي توانست 200 سال عمر داشته باشد، پس از بيست و چند سال به اين فضاحت و بي آبرويي رسيده. پس از اين تلاش است و نتيجه هم داده است. ولي چرا پس از 26 سال و نيم، نماينده و سمبل حکومت ايران آقايي مي شود به نام احمدي نژاد؟ اين يکي از علل شکست اوپوزيسيون در داخل و خارج از ايران است. اوپوزيسيون ايران ضمن تلاش گسترده اي که کرده است، خط مشي واحدي را دنبال نکرده است. در طي اين سال ها شاهد آن بوديم که خواست اول آنها آزادي ايران نبود، بلکه خواست اول آنها تحکيم حکومت آينده بر اساس مشي فکري خود بوده است. گروهي پادشاهي، گروهي جمهوري. تصور من بر اين است که اگر به دو مشکل پاسخ بدهيم: يک، اوپوزيسيون ايران در طي 26 سال گذشته آيا مثل هر انساني که سني از آن مي گذرد پير نشده است؟ سوال دوم اين است که آيا در موقعيت بسيار بسيار مناسب امروز، در بدبختي و بيچارگي که مردم در اين فاجعه بيست و شش، هفت سال گذشته دچار آن شدند، در اين بي آبرويي بين المللي که در چند ماه گذشته تا با الان انجام شده، زمان آن نرسيده، و يا اگر امروز بهترين موقعيت هست، نبايد نگاه کرد که ما هدف هاي مشخص و مشترکي را اعلام کنيم، و زير يک چتر جمع شويم به عنوان يک اوپوزيسيون واحد؟ امير آرمين (راديوفردا): يعني شايد در واقع جمهوري اسلامي اين را درک کرده، چون ما مي بينيم که نيروي جوان خود را در هيات دولت آقاي احمدي نژاد و ياران وي به ميدان فرستاده است. دکتر حسين لاجوردي: تصور من بر اين است که جمهوري اسلامي هميشه کاغذ را سر و ته به دست مي گيرد. به اين معني که نيروي جوان وجود دارد. شکي در آن نيست. از هر 10 نفر جمعيت ايران، هشت نفرشان زير 40 سال هستند. اينها همه بي آينده هستند. به دليل وجود حکومت جمهوري اسلامي. اين مجموعه جوان ايراني که امروز درس خوانده، در يک فضايي قرار گرفته که پنج ميليون بيکار در آن است، سالي يک ميليون نيز به آن اضافه مي شود. من اعتقادم بر اين است که ريشه تمام مفاسد اجتماعي از همين بيکاري است که به وجود مي آيد. اعتياد گسترده، فحشاي بيش از حد، صدور، فروش و حراج دختران ايراني در خارج از ايران، عدم امنيت، فرار جامعه جوان ايراني و همه اينها. رژيم آمده چکار کرده؟ اين جوان هايي را که امروز گذاشته سر کار، که در شرح حال وزرا مي خواندم بزرگترين شان 54 سال دارد، اين گروه چه گروهي هستند؟ آيا سمبل جامعه جوان هستند که جامعه جوان ايران به اينها اتکاء کند؟ تصور نمي کنم. شما نگاه بکنيد به شناسنامه اکثريت وزرا، مي بينيد که همه اينها بسيجي ها و پاسداران و هم لشگري هاي آقاي احمدي نژاد هستند. اگر که کسي دانشجوي دکترا است که نمي تواند برود وزير شود. اين بايد حداقل درس خود را بخواند. اگر کسي بساز و بفرو ش است که نمي تواند سياست يک مملکت را تعيين کند. آن هم سياست مملکتي که دومين کشور نفتخيز اوپک است و نخستين کشور صادر کننده گاز دنيا است. آن کشوري که 70 تا 80 درصد اقتصاد آن از نفت مي گذرد، خوب ما وقتي که شاهد اينها هستيم جوان هاي ايران را دست کم نگيريم. جوان هاي ايران بسيار باهوش و با ذکاوتي هستند. جوان هاي ايران اين چيزها را که مي بينند، بر سرخوردگي شان، افسردگي شان و فرارشان از آن جامعه افزوده مي شود. در نخستين مرحله من اعتقادم بر اين است که ما در خارج از ايران جوان هاي بسيار موفق و بسيار برازنده و متخصص و از هر نظر علاقمند به مملکت داريم. اينها بايد وارد ميدان شوند. دومين قسمت اين است که هدف بايد مشخص شد. اولين وهله، تعيين نوع حکومت نيست. اولين وهله برداشتن اين حقارت و ننگ از روي شانه هاي ما است، يعني جمهوري اسلامي است. تا به اين نرسيم، امکان هيچ چيز ديگري وجود ندارد. چگونه به اين مي رسيم؟ بسيار روشن و مشخص: ما همه مان مدعي دمکراسي خواهي هستيم. همه مان آزادي خواه هستيم. همه مان دنبال استقلال ايران هستيم. چه مشکلي داريم اگر در يک مجموعه دمکراسي خواهي قبول کنيم که هر کسي که راي بيشتر مي آورد در آن سرزمين بتواند که به حاکميت برسد، چون جامعه را آماده مي بينم براي اين کار. مطمئن هستم که اين جوان ها اين پاسخ را خواهند داد و به ميدان مي آيند. يک بحث کليشه اي، که فرقي نمي کند اين کليشه اي از کجاست. اين ايدئولوژي از کجاست. از چپ است يا از راست. مرتب از پيشينه حرف زدن، مرتبا به آينده اي ايدئولوژيک نگاه کردن، عمر آن تمام شده است. آينده مملکت مطرح شده است.
XS
SM
MD
LG