لینک‌های قابلیت دسترسی

شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ تهران ۱۶:۴۹ - ۱۰ دسامبر ۲۰۱۶

مجله: ادامه بازداشت گنجي وسلطاني، دفتر تحکیم وحدت و حركت دانشجويي، بی عدالتی های اجتماعی در استان های مرزی، و تلاش فعالان حقوق زن در منطقه


(rm) صدا | [ 27:04 mins ]
معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: ديگر به پيگردهاي داخلي هيچ اميدي ندارم. ايدئولوژي آقايان واقعا ايدئولوژي ظالمانه اي است، واقعا ظالمانه است. فريده غيرت يكي از وكلاي عبدالفتاح سلطاني مي گويد: از تاريخي كه آقاي سلطاني دستگير شدند، مدت چهار ماه و چند روز گذشته و متاسفانه هنوز هيچ تصميمي در مورد ايشان اتخاذ نشده. دفتر تحكيم وحدت در پايان نشست انتخاباتي خود قطعنامه اي صادر كرد. دكتر مهرداد مشايخي، استاد دانشگاه جرج تاون در واشنگتن، می گوید: حركت دانشجويي در شرايط بساماني نيست. دكتر علي اكبر مهدي، استاد دانشگاه در اوهايو می گوید: ساختار اقتصادي و توسعه ملي در ايران همواره ساختاري مركزگرا بوده و حاشيه ها و استان هاي كناري كشور از امكانات برخوردار نشدند. شارلوت پونتیچللی هماهنگ کننده امور زنان در وزارت امور خارجه آمریکا می گوید: زنان در سراسر منطقه به یک دیگر نگاه می کنند و برای پیشرفت به هم الهام می بخشند. ما برنامه هایی را که تمرکزشان بر حمایت از سازمانهای آموزشی حقوق بشری و سازمانهای غیردولتی فعال درمیان اقشار مختلف جامعه است پیش می بریم. مريم احمدي (راديو فردا): اكبر گنجي روزنامه نگار زنداني همچنان در حبس انفرادي است. معصومه شفيعي همسر اكبر گنجي در نودمين روز انتقال وي از بيمارستان ميلاد به زندان انفرادي با انتقاد از سياست سكوت دستگاه قضايي، درباره وضعيت همسرش ابراز نگراني كرد. در پي انتشار اين نامه كه تحت عنوان «رنجنامه خانم گنجي» در سايت هاي اينترنتي و خبرگزاري ها منعكس شد، مصاحبه اي داشتيم با خانم گنجي: معصومه شفيعي: ديروز شنبه دوازدهم آذرماه، نودمين روز زندان انفرادي آقاي گنجي بود. دقيقا سه ماه آقاي گنجي در زندان انفرادي است. سه ماهي كه براي ما به اندازه سه سال گذشته. نگراني ما آنقدر عميق است و غصه ما در اين مورد آنقدر زياد است كه اصلا نمي توانم توصيفش كنم. تا انسان در اين شرايط قرار نگيرد، نمي تواند بفهمد بر يك همچين خانواده اي چه مي گذرد. اميدوارم كه كسي به اين موقعيت دچار نشود و اينقدر راه وجود داشته باشد كه بتواند حق خودش را بگيرد. من از همسرم خبر ندارم، بيشتر از دو هفته است خبر ندارم. مشكلاتم خيلي زياد است. تمام راه هايي كه به نظر مي رسيده انجام دادم. تمام مسئولين داخلي سكوت كردند. اين حق را ندارند سكوت كنند. من اين حق را دارم كه در اين كشور زندگي كنم، اين حق را دارم كه خودم و بچه هايم از امنيت برخوردار باشند. ولي متاسفانه خودم را تنهاتر از آن مي بينم كه بخواهم حقم را بگيرم. هيچ كس در مقابل من پاسخگو نيست. همه سكوت كردند. تمام فريادهايي كه زديم به هيچ جا نرسيده. دلم مي خواهد اين مساله در داخل كشور حل شود. متاسفانه اينقدر سخت است، اينقدر جو سنگين است و بي عدالتي زياد است كه نمي توانم توصيف كنم. ديگر به پيگردهاي داخلي هيچ اميدي ندارم. ايدئولوژي آقايان واقعا ايدئولوژي ظالمانه اي است، واقعا ظالمانه است. اين اسلام نيست. اسلام اجازه نمي دهد در حق يك انساني كه فقط جرمش صداقت است، جرمش حقيقت گويي است، اين طور رفتار شود. در موقعيت كنوني فقط دستانم را به سوي خدا دراز مي كنم. چون اميدي ندارم به دست اين مدعيان دروغين عدالت علوي بخواهد كاري براي ما و ديگر زندانيان سياسي مظلوم انجام شود. گنجي نماينده همه زندانيان ايران است. اميدوارم نه تنها مشكل گنجي، مشكل همه زندانيان، مشكل دانشجويان زنداني، مشكل آقاي سلطاني، آقاي زرافشان، آقاي اميرانتظام و همه زندانياني كه من اسمشان را نمي دانم يا خاطر ندارم، حل شود. م . ا: جمعي از فعالان سياسي، حقوق بشري، دانشجويي و وكلا و خانواده عبدالفتاح سلطاني در اعتراض به وضعيت اين وكيل زنداني در مقابل حوزه رياست قوه قضاييه تجمع كردند. عبدالفتاح سلطاني بيش از چهار ماه است كه در زندان به سر مي برد. فريده غيرت يكي از وكلاي عبدالفتاح سلطاني مي گويد: فريده غيرت: از تاريخي كه آقاي سلطاني دستگير شدند، مدت چهار ماه و چند روز گذشته و متاسفانه هنوز هيچ تصميمي در مورد ايشان اتخاذ نشده. متاسفانه ما به عنوان وكلاي ايشان تا اين لحظه نتوانستيم با ايشان هيچگونه ملاقاتي داشته باشيم. م . ا: جمعي از دانشجويان و اساتيد دانشگاه سيستان و بلوچستان در اعتراض به امنيتي شدن جو جامعه و افزايش فشار بر زندانيان سياسي از جمله اكبر گنجي، عبدالفتاح سلطاني، ناصر زرافشان، دانشجويان دربند و ديگر زندانيان سياسي، سه روز روزه سياسي مي گيرند. روز اول در حمايت از زندانيان سياسي، روز دوم در اعتراض به نقض حقوق بشر و روز سوم در اعتراض به حمله به حرمت و هويت دانشگاه و دانشجو. و اكنون چند خبر ديگر: محمدعلي دادخواه، عضو كانون مدافعان حقوق بشر و وكيل شماري از زندانيان سياسي به دادگاه احضار شد. داوود دشتباني دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان تهران به دادگاه احضار شد. كانون وبلاگ نويسان حكم دو سال حبس براي مجتبي سميعي نژاد را يكي ديگر از موارد آشكار نقض حقوق بشر و آزادي بيان در ايران دانست و آن را محكوم كرد. مسعود باستاني، روزنامه نگاري كه مدتي است در زندان اراك به سر مي برد، در نامه سرگشاده اي نوشت: صد روز است كه به جرم حمايت نقادانه و تندش در جهت گسترش اصلاحات و حمايت از فعالان جامعه مدني و روشنفكران منزوي شده و احقاق حقوق زندانيان سياسي و مطبوعاتي در زندان به سر مي برد. 170 دانشجوي ايراني در نامه اي سرگشاده به فعالان زن ايراني از جمله شيرين عبادي، خواستند آمرين و عاملين مرگ زهرا كاظمي را معرفي كنند. رويا طلوعي مسئول كانون زنان كرد و سردبير نشريه راسان كه در مردادماه گذشته در پس ناآرامي هاي مرتبط با قتل شوانه قادري دستگير و مدتي زنداني شده بود، براي رسيدگي به پرونده به دادگاه احضار شد. ارژنگ داوودي زنداني سياسي در زندان بندرعباس انتقال خود به زندان بندرعباس را كه گفته است تبعيدگاه اشرار خطرناك و قاچاقچيان مسلح است، غيرقانوني دانست و از محروم بودن از همه حقوق زندانيان از جمله حق استفاده از كتاب، روزنامه و راديو شكايت كرد و از فعالان حقوق بشر طلب استمداد كرد. دست راست و پاي چپ يك مرد به جرم سرقت مسلحانه در زندان كارون اهواز قطع شد. خبرهايي نيز در رابطه با مطبوعات مي شنويم: مديرمسئول نشريه سيمره در پي انتشار نقدي بر يك كتاب به آموزش و پرورش لرستان احضار شد. مديرمسئول نشريه كار و كارگر به اتهام نشر اكاذيب، قصد تشويش اذهان عمومي محاكمه مي شود. مديرمسئول هفته نامه زمان به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي محاكمه مي شود. مديرمسئول روزنامه افتخار خوزستان به اتهام نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي محاكه مي شود. سعيد حجاريان مديرمسئول روزنامه توقيف شده صبح امروز به اتهام نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي محاكمه مي شود. مديرمسئول نشريه صبح جوان به اتهام استفاده ابزاري از افراد و انتشار مطالب خلاف عفت عمومي از طريق ويژه نامه سينماي هند به دادگاه احضار شد. احمد ضيايي فر مديرمسئول روزنامه توقيف شده اخبار به دادگاه احضار شد. عليرضا خوش اندام مديرمسئول نشريه روانشناسي جامعه به اتهام اشاعه منكرات محاكمه شد. مجيد قاسمي فيض آبادي مديرمسئول روزنامه نسيم صبا به اتهام نشراكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي و تبليغ عليه نظام محاكمه شد. دفتر تحكيم وحدت در پايان نشست انتخاباتي خود قطعنامه اي صادر كرد كه در آن ديدباني جامعه مدني و فعال كردن حوزه عمومي را از اهداف خود قرار داده است. در بخشي از اين قطعنامه آمده است: «ديدبان جامعه مدني علاوه بر نقش نقادي و نظارت، وظيفه پاسداري از نهادهاي مدني را نيز بر عهده دارد. بايد از تعرض حاكميت به اركان جامعه مدني جلوگيري كرد و با انسجام گروه هاي اجتماعي و تشكيل زنجيره مقاومت مدني، مانع از فتح جامعه توسط قدرت شد.» در مصاحبه با دكتر مهرداد مشايخي، استاد دانشگاه جرج تاون در واشنگتن، پرسيدم براي تحقق هدف و رسالتي كه جنبش دانشجويي براي خود برگزيده، چه چشم اندازي مي بينيد؟ دكتر مهرداد مشايخي: اين بستگي دارد به نيروي واقعي كه يك حركت دانشجويي داشته باشد. با توجه به آن چيزي كه الان در شرايط حاضر ما از حركت دانشجويي مي دانيم، در شرايط بساماني نيست و به هر حال مقداري نسبت به گذشته ضعيف شده به دلايل سياسي روز و چه به دلايل مسائل درونيش. بنابراين در سطح اين كه تا چه حد اين طرح برايش عملي است را من به عنوان يك پروژه درازمدت برخورد مي كنم. اگر نيرويش را داشته باشد و بتواند برخي از اين كارهايي را كه گفته انجام دهد، خب فبها. ولي اگر نتواند هم حداقل به عنوان يك بحث واقع گرايانه خودش جاي اميدواري است و من شخصا با اين ديدگاه به طور كلي موافق هستم. من تصورم اگر ديدگاه هاي قديمي را كه يك مقداري تغييرات سياسي را سريع مي خواست و دوم اين كه نزديكي بين نيروهاي سياسي را فقط از بالا مي ديد، اخيرا اين ديدگاه درست تري مطرح است كه يك مقدار سعي مي كند تغييرات ريشه اي را در جامعه ما تغييرات درازمدت تر ببيند و همينطور خود نيروهايي را كه در جامعه حضور دارند و من به آنها مي گويم نيروهاي جامعه مدني، اين نيروها را وارد تحليل كند و اين بحثي است كه در جمهوري خواهان هم در آمريكا و اروپا در جريان بوده و همان اشاره به طرح محاصره مدني است كه ما از آن نام برديم، آن هم در واقع به شكلي ناظر بر همين اصل است. يعني اگر قرار است ايران واقعا تغييرات فرهنگي، اقتصادي، سياسي ريشه دار بكند، بايد ديد مركز ثقل اين تغييرات كجا مي تواند باشد و چگونه مي تواند انجام گيرد. تا كنون هميشه صحبت از اين بوده يا فرض كنيد انقلاب بايد شود، به دست چه كسي البته مشخص نيست، يا اين كه قرار بوده نيروهايي درون حاكميت چه اصلاح طلب چه غيره بيايند نيروهاي اقتدارگرا را كنار بزنند يا ضعيفشان كنند و به هر حال بازيگران هميشه نيروهايي بودند به غير از بازيگران اصلي. الان دفتر تحكيم وحدت در اين قطعنامه اش نشان مي دهد كه ميلش را به طرف ظرفيت هاي واقعي جامعه گذاشته، يعني ظرفيت هاي مدني. سئوالي كه اينجا البته هست و من خودم هم مي دانم كه يك سئوال بنيادي است، اين است كه اين ظرفيت هاي جامعه مدني در ايران الان تا چه قدر قابل فعال كردن هست. فرض كنيد نيروهاي متشكل زنان تا چه حد مي توانند انبوه زنان را در ايران به حركت دربياورند، تاثير بگذارند. تشكل هاي كارگري، تشكل هاي دانشجويي، تشكل هاي جوانان، تشكل هاي قومي، مطبوعات، سازمان هاي روشنفكري مانند كانون نويسندگان، سئوالي كه بايد به صورت تحقيقي انجام شود و فكر مي كنم دفتر تحكيم وحدت يكي از كارهايي كه مي تواند در اين زمينه بكند، اين است كه واقعا ملموس بكند بحث را و اين ظرفيت هاي واقعي اين نيروها را كه به آن اشاره كرده را مقداري دقيقتر كند. اين به اصطلاح ابزار اصلي تغيير است در ايران. ولي من كاملا موافق هستم با سمت گيري دفتر تحكيم وحدت. اين كه مساله حقوق بشر و آزادي را قرار داده در كار و فعاليت هاي جامعه مدني، به نظر من يك تحول اساسي است و اميدوارم اين ديدگاه بتواند كم كم ديدگاه سازمان هاي سياسي را هم در همين راستا سوق دهند. م . ا: سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان خبر داد نيروهاي انتظامي، كاسب كاران و كولبران سردشتي را مورد ضرب و شتم قرارداده، آنها را دستگير كرده و اموال و اجناسشان را كه عمدتا چاي و شكر بوده توقيف كردند. بنا بر همين گزارش كاسبكاران سردشت به دليل بيكاري و فقر ناچارند براي تامين معاش مقادير ناچيزي چاي و شكر را از مناطق مرزي به داخل شهر حمل كنند. نمايندگان كردستان در مجلس شوراي اسلامي و تحليلگران سياسي، اجتماعي و اقتصادي مكرر درباره فقر و بيكاري دربرخي استان هاي مرزي و از جمله كردستان هشدار دادند. در مصاحبه با دكتر علي اكبر مهدي، استاد دانشگاه در اوهايو پرسيدم آيا اين فقر صرفا دلايل سياسي دارد؟ دكتر علي اكبر مهدي: به طور كلي ساختار اقتصادي و توسعه ملي در ايران همواره چه در دوران پهلوي و چه جمهوري اسلامي، ساختاري مركزگرا بوده و حاشيه ها و استان هاي كناري كشور از امكانات و توسعه اي كه در شهرهاي مركزي و بخصوص در قلب كشور و استان هاي مركزي برخوردار نشده و اين خودبخود يكي از مشكلات نابرابري هاي توسعه را در سطح جامعه بوجود آورده و احساس محروميت و عدم وجود امكانات لازمي كه به هر حال براي يك زندگي سالم لازم است، در اين استان ها بوجود آورده. كردستان قاعدتا بويژه در رابطه با موقعيت قومي كه دارد، به هر حال مانند ديگر استان هاي قومي ما، مانند بلوچستان و غيره و ذلك هم توسعه كافي نيافتند، هم اقوامي در آنها هستند كه به علت اين كه اين امكانات لازم براي آنها نبوده، احساس يك نوع ستم مضاعف، تبعيض مضاعفي را مي كنند، بخصوص كه در رابطه با مسائل قومي، مساله زبان، كنترل تصميم گيري و غيره ذلك، اينها همواره اين احساس تبعيض را داشتند. حالا به اين نوع مسائل، شما اگر مسائل سياسي موجود را هم اضافه كنيد، يعني تبعيضات اجتماعي، به اضافه تبعيضات اقتصادي را اگر به تبعيض سياسي اضافه كنيد، مي توانيد حدس بزنيد كه چرا همواره موقعيت هاي ناگوار يا برخوردهاي ناگواري كه مثال زديد پيش مي آيد. م.ا: جرج بوش از نخستین ماه های دوره ریاست جمهوری اش بر اولویت دموکراسی و حقوق بشر تاکید کرده است. مساله زنان نیز از مساله حقوق بشر و دموکراسی جدا نیست. در این رابطه از شارلوت پونتیچللی هماهنگ کننده امور زنان در وزارت امور خارجه آمریکا برای یک گفتگوی اختصاصی دعوت کردیم. خانم پونتیچللی که از آوریل 2003 در این سمت کار می کرد، هدف اصلی تشکیلات خود را «توسعه و اجرای یک سیاست خارجی زن سویه» توصیف می کند. خانم پونتیچللی پیش از قبول این سمت در زمینه مسائل زنان، حقوق بشر و دموکراسی هم در بخش دولتی و هم خصوصی فعالیت داشت. مدتی مدیریت سخنرانی ها و سمینارهای بنیاد هریتیج را بر عهده داشت، مدیر مکاتبات کاخ سفید با کنگره آمریکا بود و در سازمان آمریکایی توسعه بین المللی خدمت کرده و دستیار کمیسیونر حقوق مدنی درآمریکا بود. شارلوت پونتیچللی دکترای ادبیات اسپانیایی دارد و در رابطه با فعالیت های خود، جوایز و تقدیرنامه های متعددی دریافت کرده است. بعنوان نخستین سوال از او می پرسم چطور با مسائل حقوق بشر و دموکراسی و زنان درگیر شدید؟ شارلوت پونتیچللی: چند سال پیش در طول خدمتم به شدت در مساله دموکراسی و حقوق بشر درگیر شدم. حدود سه سال پیش کاخ سفید ازمن خواست در سمت کنونی کار کنم. خیلی زود متوجه شدم تلاش در راه برابری آرمان حقوق بشر و ایجاد فرصت های اساسی برای زنان تا چه پایه اهمیت دارد و برای دولت کنونی تلاش در جهت افزایش آزادی و فرصت های اقتصادی در سراسر جهان چقدر مهم است. م.ا: با تجربه ای که در مسائل زنان دارید با وضعیت زنان آشنا هستید. تا آنجا که خاورمیانه مد نظر باشد، در کدام کشور نابرابری علیه زنان بیشتر است و در کجا زنان به نسبت از وضعیت بهتری برخوردارند؟ و اصولا موقعیت زنان را در کشورهای مختلف و چشم انداز آینده را چطور می بینیند؟ شارلوت پونتیچللی: گفتنش آسان نیست. وقتی به کشورها نگاه می کنید و مورد به مورد بررسی می کنید، هرکشوری با کشور دیگر فرق دارد. اما چندین بررسی بسیار جالب در هفته های اخیر انجام شد. یکی را خانه آزادی تهیه کرده که بررسی وضعیت زنان در 16 کشور جهان از جمله سرزمین های فلسطینی است. ایران اما در این بررسی نیامده. با اینحال در این بررسی ها می توان وجوه کلی را دید. زنان در برخی کشورهای منطقه فاقد حقوق بنیادین اند، وضعیت شان با مردان برابر نیست. غالبا از مشارکت در فرآیند سیاسی کنار گذاشته شده و وادار به سکوت شده اند. گاهی از پرداختن به مشاغل خاص منع شده اند. با اینهمه موج دگرگونی خواهی شتاب زیادی دارد. زنان در سراسر منطقه به یک دیگر نگاه می کنند و برای پیشرفت به هم الهام می بخشند. می بینید که در زمانه ای الهام بخش بسر می بریم و این ویژگی برای رسیدن به صلح و آزادی بسیار تعیین کننده است. م.ا: این کاملا درست است اما در بسیاری از کشورهایی که شما اشاره کردید، زنان با مانع ساختار حقوقی روبرو هستند. بنظرشما چطور می توان به رفع موانع ساختاری کمک کرد؟ شارلوت پونتیچللی: خب سوالی بجاست. آگاهی حقوقی، اصلاحات حقوقی، تغییر قانونی ساختار حقوقی بسیار تعیین کننده است. بگذارید تنها دو کشور را نام ببرم که خیلی روی آنها کار کرده ایم. عراق و افغانستان. پیشرفت زنان در افغانستان در مقایسه با چند سال پیش در آن کشور خیره کننده بود. اما بعضی طرح ها را که توانستیم در امر کمک به زنان افغان پیش ببریم بر دانش و آموزش و مهارت ها متمرکز بود. بهمین سبب زنان افغان به جلو حرکت می کنند و در لویه جرگه حضور دارند. در تدوین قانون اساسی کشورشان شرکت داشتند. زنان قاضی و وکیل مدافع در افغانستان هم اکنون در حال پیشبرد اصلاحات حقوقی اند. زنان در همه جا می دانند که این تنها گام اول است. باید قانون ها در عمل به اجرا درآید تا حقوق بشر رعایت شود. م.ا: نقش دولت ها را در زیرفشار گذاشتن کشورهایی که زنانشان حقوق برابر ندارند، چقدر مهم می بینید؟ نقش ان جی او ها چقدر اهمیت دارد و در مقایسه با یکدیگر، در کمک به تحقق آرمان برابری زن ومرد دولت ها مهمترند یا ان جی اوها؟ شارلوت پونتیچللی: نمی توان گفت کدام مهم ترند. اینها ابزارهای مختلف درون جفبه ابزارند. درمورد فشارهای دولتی باید گفت بسیار مهم است. آمریکا یکی از حامیان جدی قطعنامه مهمی بود که چند هفته پیش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید و محور آن نقض حقوق بشر در ایران بود. بسیاری از کشورها در پیشنهاد و تدوین و پیشبرد این قطعنامه کنار یکدیگر ایستادند. این یکی از راههایی است که دولت ها می توانند موثر باشند. همانطور که می توانند در پیشبرد دموکراسی موثر باشند. هدف از برنامه دموکراسی تلاش برای تحمیل تغییر نیست بلکه مطرح کردن اولویت ها و شناسایی ضرورتها از سوی فعالان است و ما این مساله را در سطح گسترده ای در ایران می بینیم. زنان برای کسب حقوق خود بپا خواسته اند. ما آنها را می بینیم، خبر فعالیت هایشان را می شنویم و آنها را حمایت می کنیم. ما برنامه هایی را که تمرکزشان بر حمایت از سازمانهای آموزشی حقوق بشری و سازمانهای غیردولتی فعال درمیان اقشار مختلف جامعه است پیش می بریم و این خیلی مهم است.
XS
SM
MD
LG