لینک‌های قابلیت دسترسی

پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۲:۰۹ - ۸ دسامبر ۲۰۱۶

اعلاميه ده روزنامه نگار در خارج از کشور برای اعتراض به سرکوب مطبوعات و فشار بر روزنامه نگاران


(rm) صدا | [ 5:21 mins ]
ده تن از روزنامه نگاران ايراني که به دليل تهديدها و فشارهاي رسمي و غير رسمي به ناچار از ايران خارج شده اند، در اعترض به فشار بر روزنامه نگاران و سرکوب مطبوعات و روزنامه ها در ايران اعلاميه اي منتشر کردند و در آن از کليه روزنامه نگاران مستقل، انجمنهاي صنفي روزنامه نگاري و تمامي تشکلهاي کارگري دعوت کرده اند با اعتراض به اين اقدامات، مانع آنچه «انسداد جريان آزاد اخبار در ايران و تضييع حقوق اوليه روزنامه نگاران ايران» خواندند بشوند. مسعود بهنود، يکي از امضا کنندگان اين اعلاميه به راديو فردا مي گويد: به نظر مي رسد که در شرايط فعلي جز فشارهاي بين المللي هيچ چيز ديگري نخواهد توانست که حکومت را يا محافظه کاران مسلط بر حاکيت ايران را وادارد که به اين موضوع توجهي کنند و سرنوشت بلازده مطبوعات و دستگاه اطلاع رساني ايران را از اين حالتي که به آن گرفته شده خارج کند. گلناز اسفندياري (راديو فردا): ده تن از روزنامه نگاران ايراني که به دليل تهديدها و فشارهاي رسمي و غير رسمي و جاني و حرفه اي و مالي به ناچار از ايران خارج شده اند، در اعترض به فشار بر روزنامه نگاران و سرکوب مطبوعات و روزنامه ها در ايران اعلاميه اي منتشر کردند و در آن از کليه روزنامه نگاران مستقل، انجمنهاي صنفي روزنامه نگاري و تمامي تشکلهاي کارگري دعوت کرده اند با اعتراض به اين اقدامات مانع آنچه «انسداد جريان آزاد اخبار در ايران و تضييع حقوق اوليه روزنامه نگاران ايران» خواندند بکوشند. امضا کنندگان اين اعلاميه هوشنگ اسدي، نوشابه اميري، حسين باستاني، مسعود بهنود، سعيد رضوي فقيه، محسن سازگارا، فرناز قاضي زاده، نيک آهنگ کوثر، سينا مطلبي، ابراهيم نبوي هستند که همگي به دليل حرفه روزنامه نگاري خود ناگزير از ترک وطن شده اند. شهران طبري با مسعود بهنود، يکي از امضا کنندگان اين اعلاميه گفتگو مي کند. شهران طبري (راديو فردا): آقاي بهنود فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران، ايران را محکوم کرده براي بستن روزنامه ها و همچنين مورد زهرا کاظمي و خود شما هم همراه با نه نفر ديگر، اعلاميه اي در اين مورد صادر کرديد. فکر مي کنيد اينها به تنهايي براي جلب توجه جهانيان به بسته شدن روزنامه ها در ايران کافي باشد يا برنامه هاي ديگري هم در پيش داريد. مسعود بهنود: به نظر مي رسد که در شرايط فعلي جز فشارهاي بين المللي هيچ چيز ديگري نخواهد توانست که حکومت را يا محافظه کاران مسلط بر حاکميت ايران را وادارد که به اين موضوع توجهي کنند و سرنوشت بلازده مطبوعات و دستگاه اطلاع رساني ايران را از اين حالتي که به آن گرفتار شده خارج کند. به همين جهت من تصور مي کنم که اين اعلاميه فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران، گام بسيار مثبتي است و همينطور اگر که تعقيب بشود توسط بقيه نهادهاي بين المللي مدافع حقوق بشر و آزادي بيان. ش . ط : به هر حال روزنامه نگاران ايراني مانند خودتان، خيلي در خارج هستند. فکر مي کنيد هيچ اقدام و چيزي پيش رو هست که بخواهند در اين مورد قدمي بردارند. مسعود بهنود: امروز بيانيه اي منتشر شده است که نزديک به تمام امضا کنندگان آن از جمله من کساني هستيم که در اين مجادله اي که در داخل ايران به وجود آمد بعد از تحمل زندانها ناچار به خروج از کشور شديم و بنابراين يک بخشي از روزنامه نگاري ايران ناگزير شده است در شرايط فعلي که خارج از کشور زندگي کند و احيانا کار کند با همه محدوديتهايي که به دليل حوزه زبان فارسي وجود دارد، اما به نظر من آنچنان که بقيه مسائل هم چنين است، به هر حال قلب حادثه در ايران مي زند و به هر حال نزديک دو هزار نفر روزنامه نگار حرفه اي در ايران که تعداد کمي در حدود ده نفر به خارج از کشور آمدند، زير اين شرايط سخت قرار گرفتند و به خصوص حکم سه هفته پيش که امنيت شغلي آنها را به طور کلي در خطر انداخته. ش . ط : در اين صحبتي که کرديد راجع به امنيت شغلي خبرنگاران در ايران، با توجه به اين که با اين شتاب زياد روزنامه ها مورد حمله قرار مي گيرند، فکر مي کنيد آينده روزنامه نگاري يا به هر حال مطبوعات در ايران به چه سمتي دارد مي رود؟ مسعود بهنود: روزنامه نگاري ايران جدا از کل وضعيت سياسي کشور نيست. اين نديده گرفتن افکار عمومي به معني طبقه تحصيلکرده، شهرنشين، طبقه متوسط که در برنامه دولت و حاکميت قرار گرفته در سالهاي اخير و تکيه کردن بر توده مردم به حساب اين که تعداد توده مردم که به اشاره حاکمان روحاني حاضر مي شوند در بعضي از صحنه ها، بيشتر است و با تکيه بر آن مي شود نمايش مشروعيت داد براي حکومت. اين حسابي است و محاسبه اي است که بيشتر حکومتهاي ديکتاتوري دنيا کردند و جواب نداد، يعني در نهايت معلوم شد که سازنده افکار عمومي هر کشوري نه الزاما توده مردم آن کشور، بلکه طبقه متوسط، تحصيلکرده، دانشجو و به خصوص جوانان هستند. تقريبا در همه جوامع بشري اينطور است و به همين جهت هم من تصور مي کنم سرنوشت روزنامه نگاري ايران و روزنامه نگاران ايران از سرنوشت بقيه طبقه متوسط و تحصيلکرده و جوانان و دانشجويان و نيروهاي به هر حال حاکم بر جامعه که در شرايط حاضر خواست عموميشان دموکراسي است، جدا نيست و به همين جهت تصور مي کنم اين کشمکش تا روزي که ايران بتواند به آزادي مطلوب خودش دست پيدا کند، ادامه پيدا مي کند و نشيب وفرازهايي دارد، ولي در شرايط فعلي، نه اطلاع رساني تعطيل شدني است، نه امکان پذير است به دليل شرايط کلي جهاني و جز زيان، نصيب کشورهايي که چنين تصميمهايي مي گيرند يا چنين توقعاتي دارند نمي شود.
XS
SM
MD
LG