لینک‌های قابلیت دسترسی

logo-print
شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ تهران ۰۸:۳۲ - ۳ دسامبر ۲۰۱۶

پرونده اتمي ايران از ديدگاه کشورهاي اروپايي و آمريکا: بررسي مجله فاينشال تايمز


(rm) صدا | [ 4:44 mins ]
فيليپ استيونس در مقاله اي با عنوان نياز به بازانديشي درباره ايران که در نشريه فاينشال تايمز به چاپ رسيده مساله برنامه اتمي ايران را از ديدگاه کشورهاي اروپايي، آمريکا و نيز از ديدگاه ايران بررسي مي کند. او در اين بررسي چشم انداز روابط ايران و آمريکا پس از انتخابات را در دو شکل مختلف آن مورد نظر قرار مي دهد. يعني روابط ايران و آمريکا در صورت انتخاب دوباره جرج بوش به رياست جمهوري و يا در صورت شکست او در انتخابات و روي کار آمدن جان کري و اين در حالي است که ضرب الاجل مورد توافق آمريکا و سه کشور اروپايي در مورد اعلام نظر شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي در مورد ايران در ماه نوامبر يعني پس از تعيين رئيس جمهوري جديد اعلام شده است. نازي عظيما (راديو فردا): فيليپ استيونس در آغاز مقاله خود به جلسه اي اشاره مي کند که در آن توني بلر مشاوران خود را گرد آورد تا درباره برنامه اتمي ايران به مذاکره بپردازند و در آن گفت: ما نمي توانيم بگذاريم ايران به سلاح اتمي دست يابد. به نوشته استيونس اکنون آمريکا و اروپا بر سر تعيين ضرب الاجلي براي ايران پس از انتخابات رياست جمهوري آمريکا به توافق رسيده اند. با وجود اختلاف نظرهايي بر سر زبان و لحن قطعنامه هر دو طرف معلوم کردند که در صورت شکست ايران در برآوردن خواستهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي پرونده به شوراي امنيت ارجاع خواهد شد. تهران نيز تهديد کرده است که توقف محدود برنامه غني کردن اورانيوم خود را لغو خواهد کرد. استيونس مي نويسد: البته امضاي اين اولتيماتوم براي اروپاييها به معناي قبول استراتژي آمريکا در مورد ايران نيست. با آنکه سخنان خصوصي بلر با شعارهاي پرسر و صداي آمريکا تفاوتي ندارد، يعني ايران نبايد سلاح اتمي داشته باشد، اما تنها تصور بمباران ايران به دست بمب افکن هاي آمريکايي اسرائيل حتي پشت نخست وزير انگلستان را به عنوان نزديکترين متحد آقاي بوش مي لرزاند. با اين حال اين همان چشم انداز عقابهاي آمريکا است. اگر تحريمهاي شوراي امنيت کارساز نشد، با حمله نظامي کار تاسيسات اتمي ايران را يکسره مي کنيم. نويسنده هم جبهه شدن روسيه و انگلستان و آمريکا در کنار اروپا را به عنوان دستاورد سياست اتحاديه اروپا نسبت به ايران قلمداد مي کند، اما در عين حال مي گويد که نقطه ضعف مهم اين مذاکرات فقدان حمايت آمريکا از آن است، چرا که ايران مي گويد در صورتي از برنامه اتمي خود دست بر مي دارد که حمايت استراتژيک اساسي آمريکا را براي تضمين امنيت خود داشته باشد، وگرنه چرا بايد به اروپا امتياز بدهد بي آنکه با واشنگتن به توافقهاي دو سويه نرسد. به عقيده نويسنده برنامه اتمي ايران اگر بر توجيهي که منطق استراتژيک مشخصي دارد، کشوري در محاصره همسايگاني چون پاکستان بهترين متحد آمريکا و صاحب سلاح اتمي، افغانستان تحت اداره ناتو و عراق پايگاه آمريکا و با خصومتي عميق با اسرائيل جايي براي احساس امنيت ندارد، هرچند که موقعيت استراتژيک جغرافيايي ايران به آن قدرتهايي مي دهد. مي تواند به شورش در عراق دامن بزند، افغانستان را بي ثبات تر کند و تنگه هرمز را ببندد. نويسنده مي نويسد: پس اين کشوري نيست که آقاي بوش بتواند هزينه جنگيدن با آن را بپردازد. فيليپ استيونس سپس به رابطه ايران و آمريکا در صورت روي کار آمدن جان کري و دموکراتها مي پردازد و پيش بيني مي کند که در دولت دموکرات باب گفتگو ميان ايران و آمريکا گشوده خواهد شد. و سرانجام نويسنده نتيجه مي گيرد که چه بوش به کاخ سفيد بازگردد و چه کري در آن اقامت کند، هيچ کس نبايد فکر کند که ايران به سادگي دست از جاه طلبيهاي اتميش بر مي دارد، اما آنچه مسلم است، آنکه اگر آمريکا جنگ را تنها راه حل بداند، آنگاه هر امکان ديگري را از بين مي برد. گفتن اينکه ايران نبايد سلاح اتمي داشته باشد آسان است، اما آقاي بلر در مورد عراق ديد که انجام آن چقدر دشوار است.
XS
SM
MD
LG